X
تبلیغات
تربــیــــــــت tarbeiat

قالب وبلاگ


تربــیــــــــت tarbeiat
مسائل دینـــی ،تربیتـــــی،قـــــــرآنی ،اخلاقــی ،مذهبــی ، علمــی ، آموزشـــی و... 
ذکر نماز
 
س 480: آيا قرائت عمدى ذکرهاى رکوع و سجده به جاى يکديگر اشکال دارد؟
ج: اگر آنها را به قصد مطلق ذکر خداوند عزوجل بگويد، اشکال ندارد و رکوع و سجده و نماز همگى صحيح هستند.

س 481: اگر شخصى سهواً در سجده ذکر رکوع را بگويد و يا بر عکس، در رکوع ذکر سجده را بگويد و در همان حال متوجه اشتباه خود شده و آن را اصلاح نمايد، آيا نماز او باطل است؟
ج: اشکال ندارد و نمازش صحيح است.

س 482: اگر نماز گزار در هنگام نماز و يا بعد از فراغت از آن متوجه شود که ذکر رکوع يا سجده را اشتباه گفته است، چه حکمى دارد؟
ج: اگر بعد از رکوع و سجود متوجه شود، چيزى بر او واجب نيست.

س 483: آيا يک بار گفتن تسبيحات اربعه در رکعت سوم و چهارم نماز کافى است؟
ج: کافى است، هرچند احتياط اين است که سه مرتبه گفته شود.

س 484: تعداد تسبيحات اربعه در نماز سه مرتبه است، ولى فردى سهواً چهار بار گفته است، آيا نماز او در پيشگاه خداوند مقبول است؟
ج: اشکال ندارد.

س 485: کسى که نمى‏داند تسبيحات اربعه را در رکعت سوم و چهارم نماز سه مرتبه گفته يا بيشتر و يا کمتر، چه حکمى دارد؟
ج: يک مرتبه نيز کفايت مى‏کند و چيزى بر او واجب نيست، و تا به رکوع نرفته مى‏تواند بنا را بر اقل گذاشته و تسبيحات را تکرار نمايد تا يقين کند که آن را سه مرتبه گفته است.

س 486: آيا قرائت «بحول الله و قوته اقوم واقعد» هنگام نماز در حال حرکت جايز است و آيا گفتن آن در حال قيام صحيح است؟
ج: اشکال ندارد و اصولاً اين ذکر در حالت قيام براى رکعت بعدى گفته مى‏شود.

س 487: مراد از ذکر چيست؟ آيا شامل صلوات بر پيامبر(صلى الله عليه وآله) و خاندان آن حضرت مى‏شود؟
ج: هر عبارتى که متضمّن ذکر خداوند عزوجل باشد، ذکر محسوب مى‏شود و صلوات بر محمد و آل محمد(عليهم افضل صلوات الله) از بهترين ذکرهاست.

س 488: هنگامى که در نماز وتر که يک رکعت است دستها را براى قنوت بلند کرده و حاجات خود را از خداوند عزّوجلّ طلب مى‏کنيم، آيا طلب حاجات به زبان فارسى اشکال دارد؟
ج: دعا در قنوت به زبان فارسى اشکال ندارد، بلکه هر دعايى را در قنوت مى‏توان به هر زبانى خواند.

پوشيدن لباس مشكى در عزاى اهلبيت (عليهم السلام)

س: آيا پوشيدن لباس سياه در عزاى امامان معصوم «عليهم السلام» مكروه است؟
ج) كراهت آن ثابت نيست، بلكه اگر براى تعظيم شعائر باشد داراى اجر و ثواب نيز خواهد بود

جديدترين استفتائات


آگاه کردن ديگران از جهت قبله
س: بنده در مسافرت‌هاى بين شهرى به قبله‌هاى سر راهى رستوران‌ها اعتماد ندارم و از قبله‌نما استفاده مى‌‌كنم، در يكى از مسافرتها قبله‌اى كه من به سمت آن نماز مى‌‌خواندم با قبله اى كه از قبل در نمازخانه رستوران مشخص شده بود اختلاف زيادى داشت و بنده نيز چون يقين داشتم كه وظيفه اى نسبت به آگاه كردن بقيه مسافرها ندارم، حرفى نگفتم. آيا واقعاً بر گردن من حقى بوده است؟
ج) در فرض سؤال، شما وظيفه‌اى نسبت به ديگران نداريد.

استفاده از دفترچه بيمه ديگران
س: براى خريد عينكى كه دكتر تجويز نموده بود پول كافى نداشتم. و پدرم هم به خاطر حقوق کم و عيال زياد نمى‌‌توانست اين پول را تهيه كند. به همين خاطر از دفترچه بيمه برادرم كه كارمند بانك است براى اين کار استفاده نمودم. آيا اين کار من اشكال داشته است يا نه؟ نمازهايى كه با اين عينک خواندم چه حكمى دارد؟
ج) نمازهايى كه با عينك مذكور خوانده‌ايد، صحيح است. شما با مراجعه به مسئولين بيمه مى‌‌توانيد مسأله را حل كنيد.

خواندن نماز به غير جهت قبله
س: شخصى در خانه‌اى زندگى مى‌‌كند و بدون تحقيق صحيح، رو به سمتى نماز مى‌‌خواند و بعد از گذشت مدتى معلوم مى شود كه آن سمت اشتباه بوده، حالا وظيفه‌ اين شخص نسبت به نمازهايى كه خوانده چيست؟
ج) اگر با استناد به طريق معتبر شرعى قبله را شناسايى كرد و به سوى آن جهت نماز خواند، نمازهاى گذشته محكوم به صحت است هر چند در صورت كشف خلاف به مقدارى كه معلوم شده باشد كه نمازش پشت به قبله بوده، احتياطاً بايد قضا نمايد.

استفاده از قبله‌نما و خورشيد در تعيين جهت قبله
س: آيا امروزه مى‌‌شود از قبله‌نما و يا خورشيد، براى نشان دادن قبله استفاده كرد و چه قدر قابل اعتبارند؟
ج) اگر موجب اطمينان است، مانعى ندارد.

انحراف عمدى از قبله
س: شخصى با فرض علم به جهت دقيق قبله، عمداً مقدارى به سمت راست يا چپ منحرف شده و نماز مى‌خواند نمازهاى او چه حكمى دارد؟
ج) اگر قبله را تشخيص داده، انحراف از آن ولو به مقدار كم صحيح نيست.

وقت نماز عشاء
س: آيا در پايان وقت شرعى نيمه شب، نماز عشا قضا مى‌‌شود؟
ج) واجب است نماز عشا را تا قبل از نيمه شب شرعى بخوانند و بعد از آن به قصد قربت بجا آورده و نيت ادا و قضا نكنند.

عدم رضايت بعضى از شرکاء به برگزارى مراسم در مکان مشاعى
س: ساختمانى 70 واحدى داراى يك سالن اجتماعات مى‌باشد و اين سالن در سند همه ساكنين به عنوان مشاع ثبت شده و هزينه‌هاى آن نيز مشاعى پرداخت مى‌شود، در اين سالن پايگاه بسيج تأسيس شده و مراسم عزادارى، مولودى و نماز جماعت در اين سالن برگزار مى‌‌گردد. با توجه به اينكه عدّه‌اى از اهالى قادر به پرداخت پول شارژ واحد خود هم نمى‌‌باشند از برگزارى چنين مجالسى در اين مكان ناراضى هستند، آيا برگزارى مراسمات و نماز جماعت در اين مكان داراى اشكال مى‌‌باشد؟
ج) تصرف در قسمت‌هاى مشاع، بايد با اجازه‌ى همه‌ى ساكنين مجتمع باشد و در فرض مرقوم كه بعضى از اهالى راضى نيستند برگزارى مراسم و اقامه نماز جماعت در آنجا اشكال دارد.

خوردن انواع الکل‌ها
س: آيا خوردن الكل سفيد و الكل زرد جائز است؟
ج) خوردن آنها جايز نيست.

استفاده از ادکلن
س: ادكلن‌هايى كه در آن از الكل ‌مست كننده‌ استفاده مى‌‌شود چه حكمى دارد؟
ج) استفاده از آنها اشكال ندارد و فرقى بين خارجى و داخلى آن نيست.

خوردن پوست جدا شده
س: خوردن پوست لب، پوست داخل دهان (لپ) كه شخص با دندان آن را مى‌‌كَنَد، چه حكمى دارد؟
ج) خوردن آن جايز نيست.

ملاک تعدد در تطهير با آب قليل
س: در فرض اينکه چيز نجس را با آب قليل يك مرتبه بايد شست تا پاك شود، براى يك مرتبه حساب شدن، آيا كافى است كه بعد از زوال عين نجاست زير آب قليل، جريان آب ادامه يابد يا بايد بعد از زوال عين نجاست آب قطع و دوباره وصل شود تا يك مرتبه حساب شود؟
ج) استمرار آب بعد از زوال عين، کافى است.

علم اجمالى به نجاست فرش
س: اگر بعضى از قسمت‌هاى فرش نجس باشد و انسان دقيقاً محل آنها را نداند آيا اگر شيئ خيسى با آن فرش ملاقات كند مى‌‌تواند بگويد آن شيئ نجس نشده است؟ چون محل دقيق نجاست فرش را نمى‌‌دانسته است؟
ج) در فرض مرقوم شيئ ملاقات كننده محكوم به طهارت است.

باقى ماندن رنگ خون بر لباس
س: رنگ خون اگر بر لباس بماند ولى عين آن باقى نباشد، آيا پاك است؟
ج) در صورتى كه جرم خون از بين برود و رنگ باقى بماند، پاك است هر چند با شستن‌هاى بعدى از بين برود و در اين مورد ملاك نظر مكلف ولو با رجوع به عرف است.

ملاقات با خون در داخل بدن
س1: بعد از كشيدن دندان اگر از آن محل خون جارى نباشد ولى اثر خون آن دستمال را آغشته کند، حال حكم غذا و آب دهانى كه از فضاى دهان خارج مى‌‌شود، چيست؟ با اين توضيح كه غذا و آب دهان خارج شده خونى نباشد و ضمناً اگر برخى از دندان‌هاى اين شخص ترميم شده يا قاب گرفته شده باشد، حكم چيست؟
س2: اگر داخل بينى شخص خون منجمد شده باشد حكم ترشحات داخل بينى كه با اين خون منجمد شده ملاقات داشته و از بينى خارج مى‌‌شود چيست؟

ج1و2) به طور كلى ملاقات در باطن موجب تنجس نمى‌‌شود، بنابراين غذا، آب دهان و ترشحات بينى كه خارج مى‌‌شود در صورتى كه آغشته به خون نباشد، پاك است.

نبش قبر بنا بر ضرورت
س: جهت تأمين آب شرب در محدوده‌اى كه سد طراحى شده است سه روستا در زير آب قرار مى‌‌گيرد و اين سه روستا سه قبرستان دارند كه هر سه در زير آب خواهند رفت و براى اين كه مشكلاتى براى تأمين آب شرب نباشد كارشناسان بهداشت نظر داده‌اند كه بايد تمامى قبور نبش و جنازه‌ها يا باقى‌مانده آنها بيرون آورده شود و حدود سه متر از خاك كف قبر برداشته تا مشكل بهداشتى نداشته باشد لذا با توضيحاتى كه عرض شد نظر مبارك خود را در باره جابجايى قبور و اجساد در آنها بيان فرماييد.
ج) تخريب قبور قديمى كه جسدهاى موجود در آنها تبديل به خاك شده‌اند اشكال ندارد ولى تخريب و نبش قبور غيرمندرس و آشكار كردن جسدهايى كه هنوز تبديل به خاك نشده‌اند، جايز نيست البته اگر اجراى طرحهاى مذكور در آن مكان ضرورت اقتصادى و اجتماعى داشته باشد به طورى كه چاره‌اى جز اجراى آنها نباشد و انتقال از آن مكان به مكان ديگر يا انحراف از قبرستان، كار سخت و مشكل و يا طاقت‌فرسايى باشد، ايجاد سد در آن مكان اشكال ندارد ولى واجب است قبرهايى كه تبديل به خاك نشده‌اند با پرهيز از تحقق نبش قبر به مكان ديگرى انتقال داده شوند هر چند با كندن خاك موجود در اطراف قبر و انتقال آن به مكان ديگر بدون تحقق نبش قبر و اگر در اثناى كار جسدى آشكار شود واجب است به مكان ديگرى انتقال يابد و در آنجا دفن شود.

پيوند استخوان ميت به فرد زنده
س: در مواردى كه تحليل استخوانى فك شديد است نياز به پيوند استخوان مى‌‌باشد، شركت‌هايى هستند كه استخوان‌‌هاى ميت را فرآورى كرده و به فروش مى‌‌رسانند. آيا مى‌‌شود از اين استخوان‌ها استفاده نمود؟ در صورت جواز آيا فرقى ميان استخوان‌ ميت مسلمان و كافر و ميتى كه اطلاعى از هويت او نداريم وجود دارد؟
ج) فى نفسه اشكال ندارد و تفاوتى ميان انواع استخوان نيست، هر چند بهتر است با وجود استخوان ميت كافر از استخوان ديگر استفاده نشود.

تيمم بر غبار زير فرش
س: معمولاً در زير قالى كه در اتاق پهن است گرد و خاك‌هايى جمع مى‌‌شود آيا تيمم با اين نوع خاك صحيح است يا خير؟
ج) تا امكان تهيه‌ى خاك وجود دارد، تيمم بر گرد و غبار صحيح نيست مگر به اندازه‌اى باشد كه عرفاً بر آن خاك صدق كند.

طهارت کوه نوردان در ارتفاعات پوشيده از برف
س: كوهنوردانى كه براى فتح قله‌ها مى‌‌روند و بخاطر سردى فوق‌العاده هوا وضو گرفتن آنها با عسر و حرج همراه بوده و از جمله موجب مريضى است، آيا جايز است تيمم نمايند؟ و اگر كوه پر از برف بوده و تيمم ممكن نباشد، تكليف نماز و روزه‌شان چيست؟
ج) در فرض سؤال تيمم مانع ندارد و در صورت عدم دسترسى به چيزى كه تيمم بر آن صحيح است احتياط مستحب آن است كه اعضاى وضو را با برف مسح كنند و با آن تيمم هم بكنند و بنابر احتياط واجب نماز را در وقت آن به جا آورند و بعداً در زمان تمكن قضاى آن را هم به‌جا آورند.

شک در مقدار وقت لازم براى نماز
س1: اگر مكلف شك كند با فراهم كردن همه مقدمات و انجام همه واجبات و مستحبات نماز (مثل قنوت، سوره، ذكر ركوع و سجده، تطهير بدن، وضو يا غسل و يا هر امرى كه در صورت علم به تنگى وقت بايد آن را رها كرد يا عوض آن را به‌جا آورد) آيا مى‌‌تواند همه نماز را در داخل وقت به‌جا آورد يا نه، وظيفه‌اش چيست؟ اگر احتمال وسعت وقت بيشتر باشد چطور؟ آيا فرقى مى‌‌كند كه علت شك، ندانستن زمان اتمام وقت باشد يا ندانستن زمان انجام عمل؟
س2: اگر كسى به علت تنگى وقت موظف باشد از ميان وضو (يا غسل)، طهارت ظاهرى بدن، تيمم بر خاك (يا سنگ داراى گرد و خاك)، خواندن سوره، گفتن سه مرتبه سبحان الله در ركوع و سجده و.... برخى را ترك كند (يا عوض آن را به‌جا آورد) چگونه بايد اولويت‌بندى كند؟

ج1) در فرض مرقوم وظيفه تيمم است.
ج2) لازم نيست سنگ همراه با خاك باشد بلكه تيمم بر خود سنگ صحيح است و تحصيل طهارت بر خواندن سوره مقدم است.


ماءالشعير وارداتى
س: نظر به اينكه اغلب ماء‌الشعيرهاى وارداتى در كارخانجاتى توليد مى‌‌شوند كه در همان خط توليد انواع نوشيدنى‌هاى الكلى و مسكر نيز توليد مى‌‌شود آيا مصرف اين‌گونه ماءالشعيرها از لحاظ شرعى ايراد دارد؟
ج) در صورتى كه يقين به ملاقات ماء‌الشعير با موضع نجس داشته باشيد، استعمال آن جايز نيست.

وجود مقادير بسيار جزئى از الکل در ماءالشعير
س: حكم ماء‌الشعير بدون الكل كه در خارج تهيه مى‌‌شود و در اغلب با مقدار بسيار ناچيزى از الكل مثل 010٪ الكل تهيه شده و مسكر نبودن آن محرز مى‌‌باشد چيست؟ اگر مقدار الكل از اين هم كمتر باشد، چه؟ لازم به ذكر است كه الكل موجود در اين نوع آبجو به آن از بيرون تزريق نشده بلكه طى فرايند تخمير خودبخود توليد مى‌‌شود و پس از آن تحت فشار از آن خارج شده و درصد ناچيزى كه گفته شد در آن باقى مى‌‌ماند.
ج) ماء‌الشعير مذكور پاك و حلال است.
.
نگاه كردن به مو و بدن زنان در فيلم‌ها

س: آيا نگاه كردن به جلوى مو و پيشانى دختران و زنان در فيلم‌ها و برنامه‌هاى تلويزيونى جايز است؟
ج) نظر به موى سر و صورت و حتى بدن دختران و زنان در فيلم‌ها و برنامه‌هاى غير مستقيم تلويزيونى حکم نظر به نامحرم را ندارد مگر آنکه از روى شهوت و يا موجب مفسده و يا خوف فتنه باشد.
ديدن فيلم‌هاى مبتذل

س: حکم ديدن فيلم‌هاى مبتذل چيست؟
ج) ديدن فيلم‌هاى مستهجن و حاوى منکرات، موجب تقويت هواهاى شيطانى نفس، تضعيف اراده و ايمان و زمينه‌ساز ترتب مفاسد و گناهان بوده و به هيچ وجه جايز نيست.
 
معاينه پزشكى توسط نامحرم براى كنترل سلامتى

س: آيا معاينه افراد غير بيمار براى کنترل سلامتى آنها، توسط پزشك نامحرم جايز است؟
ج) اگر ضرورت نباشد جايز نيست.
 
كمك مرد به زن در حال زايمان

س: بفرماييد در صورتى كه زنى نباشد تا به زائو در وضع حمل كمك كند، آيا مرد مى‌تواند دخالت كند؟
ج)‏ اگر عدم دخالت مرد موجب تهديد حيات مادر يا كودك باشد، مانعى ندارد
مراجعه به پزشك نامحرم در موارد ضرورى

س: اگر بيمار خانمى که جانش در خطر است به تنها پزشک يک روستاى دورافتاده که مرد است، مراجعه کند آيا اين پزشک مجاز است هرگونه معاينه ضرورى را در مورد بيمار انجام دهد؟
ج)‏ چنانچه مورد ضرورت باشد اشکال ندارد.
 
 
فروش داروى خطرناک بدون تجويز پزشک

س: آيا فروش داروهاى كه مصرف آنها عوارض شديد در بردارد، بدون تجويز پزشك جايز است؟
ج) بدون تجويز دکتر، نفروشيد.
استفاده از چيزهاى کم ارزش

س1: آيا تصرفات جزئى مثل رد شدن از روى مصالح ساختمانى کنار خيابان، يا بعضى چيزهاى کم ارزش ديگران که به دست ما مى‌رسد، اشکال دارد يا نه؟
س2: و استفاده از سبزى خوردکنهاى عمومى بازار يا آبغوره و آبميوه گيرى که مقدارى از مال شخص قبلى در آن به جا مانده است و با مال ما قاطى مى شوند اشکال دارد يا نه؟
ج1و2) در هر دو فرض مرقوم استفاده اشكالى ندارد.
حکم اموال بجا مانده در خوابگاهها

س: احتراماً مسئول خوابگاههاى دانشجويى ضمن اسكان دانشجو در خوابگاهها با آنها شرط مى‌كند در صورتى كه بعد از تخليه خوابگاه وسايلى از آنها باقى بماند به بيرون منتقل خواهد شد (دور ريخته خواهد شد) آيا اين شرط براى بيرون ريختن وسايل به جا مانده از قبيل: كتاب، قاشق، پتو و... كفايت مى‌كند، با توجه به اينكه اگر خواسته باشيم وسايل به جا مانده را نگه داريم و بعداً اعلام نماييم مشقت دارد.
ج) پس از توافق، انتقال اين اموال به خارج از محل مذکور مانعى ندارد
 
سجده سهو براى سلام بى‌جا

س: اگر در نماز جماعت در ركعت دوم بعد از تشهد اشتباهاً سلام داده شود آيا سجده سهو لازم است؟
ج) اگر سلام دوم يا سوم را گفته، بنابر احتياط واجب بايد دو سجده سهو نمايد.

کيفيت سجده سهو

س: نحوه دقيق سجده سهو در نماز چگونه است؟
ج) بعد از سلام نماز فوراً نيت سجده سهو نماييد و پيشانى را بر چيزى که سجده بر آن صحيح است بگذاريد و مستحب است بگوييد: «بِسْمِ اللهِ و بالله، السلامُ عَليکَ ايّها النَّبى وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرکاتُه» و بعد بنشينيد و دوباره به سجده برويد و ذکر مذکور را بگوييد و بنشينيد و بعد از خواندن تشهد، سلام دهيد.
نماز سلس البول

س: حکم نماز کسى که نمى‌تواند جلو ادرارش را بگيرد چيست؟
ج) اگر به بيمارى سلس‌البول دچار شده است به طورى که هميشه قطرات بول بى‌‌اختيار از او خارج مى‌شود در صورتى که به اندازه خواندن نمازِ با طهارت و با بدن پاک وقت پيدا نمى‌کند، چنين شخصى براى هر نماز يک وضو بگيرد و با دستمال از رسيدن بول به لباس و بدن جلوگيرى کند و نماز را بخواند و نمازش صحيح است.
سبك شمردن نماز

س: اگر كسى عمداً نماز خود را به تأخير اندازد و هميشه در آخر وقت بخواند. آيا اين عمل حرام است؟ عقاب اخروى دارد؟
ج) سبك شمردن نماز شرعاً حرام و موجب استحقاق عقاب است و در غير اين صورت معصيتى نكرده، بلكه فضيلتى را از دست داده است.
 
شرايط امام جماعت

س1- در نماز جماعت ظهر و عصر و يا در ديگر نمازها که قرائت امام به گوش نرسيده و صحت قرائت امام احراز نمى‌شود، وظيفه چيست؟
س2- آيا «عدالت» و «صحت قرائت» دو شرط اساسى براى امام جماعت مى‌باشد؟
س3- آيا داشتن «لهجه عربى» جزء «صحت قرائت» محسوب مى‌شود؟

ج1) اگر در صحّت قرائت امام شک داريد مى‌‌توانيد اصل را بر صحّت گذاشته و وارد جماعت شويد.
ج2) عدالت شرط اساسى براى امام جماعت است که مأموم بايد آن را قبل از ورود به جماعت ولو از راه حُسن ظاهر احراز نمايد ولى اگر پس از نماز، کشف خلاف شد، ضررى به نمازهاى قبلى نمى‌‌زند ولى صحت قرائت را مى‌شود قبل از ورود به جماعت با اصالة الصحة احراز کرد.
ج3) داشتن لهجه عربى جزو «صحّت قرائت» نيست.
اتصال در نماز جماعت

س: در نماز جماعت حرم امام رضا (ع) گاهى اتفاق مى‌افتد كه در اطراف فرد تا چند نفر نمازشان شكسته است و زودتر به پايان مي‌رسد، سؤال بنده اين است كه آيا اتصال ما از بين مى‌‌رود و بايد نماز را فرادى ادامه دهيم يا نه؟
ج) در نماز جماعت لازم است مأموم از سمت جلو و يا سمت راست و يا سمت چپ به امام جماعت و يا به مأمومين اتصال داشته باشد (يعنى فاصله‌اش بيش از يک قدم نباشد)، پس اگر از هيچ يک از اين اطراف اتصال برقرار نباشد، نماز فرادا مى‌باشد.
نماز جماعتى که مأموم مساوى امام جماعت بايستد

س: آيا اگر مأموم مساوى با امام بايستد نماز كداميک باطل است؟
ج) بنابر احتياط جماعت باطل است و نماز امام در هر حال صحيح است و اگر مأموم به وظيفه منفرد عمل کند نمازش به طور فرادا صحيح است.
امامت جماعت توسط زن

س: آيا زن مى‌تواند امام جماعت گروه متشكل از زن و مرد يا فقط يك گروه از اين دو باشد؟
ج) امامت زن در نماز جماعت فقط براى زنان جايز است
نماز جماعت در ادارات

س: برپايى نماز جماعت در ادارات چه حکمى دارد؟
ج) با توجه به اهميت خاص نمازهاى يوميه و تأکيد زيادى که بر اقامه نماز در اول وقت شده است و با توجه به فضيلت بسيار زياد نماز جماعت، مناسب است کارمندان، روشى را اتخاذ کنند که بتوانند در خلال ساعات کار ادارى نماز واجب را به صورت جماعت در اول وقت و در کمترين زمان بخوانند ولى بايد به گونه‌اى مقدمات اين کار را فراهم کنند که نماز جماعت در اول وقت بهانه و وسيله براى تأخير انداختن کارهاى مراجعه‌کنندگان نشود.
فاصله صف‌هاى نماز جماعت

س: در نماز جماعت فاصله بين صف‌ها چند متر يا سانتى متر بايد باشد؟
ج) احتياط آن است بيش از يک گام معمولى بين محل سجده مأموم و محل ايستادن امام (يا کسى که واسطه اتّصالى اوست) فاصله نباشد و از اين احتياطى‌تر آنکه هيچ فاصله‌اى نباشد.
ترك وقت فضيلت نماز براى درك ثواب جماعت

س: آيا خواندن نمازهاى ظهر و عصر و مغرب و عشا در زمان فضيلت و بطور فرادا افضل است يا اينکه هر دو نماز در وقت نماز اول و به جماعت خوانده شود؟
ج) هر دو را با جماعت بخوانيد افضل است.
اختلاف ارتفاع محل ايستادن امام و مأموم

س: موقع نماز جماعت آيا فرد مى‌تواند از جهت ارتفاع پايين‌تر از امام جماعت (تقريباً حدود 3 پله) قرار گيرد و به او اقتدا کند؟
ج) جايز نيست که مکان امام جماعت بلندتر از مکان مأمومين باشد.
پيش افتادن از امام جماعت در اذکار نماز

س: اگر امام جماعت به خاطر سنّ زيادش نتواند نماز را تند بخواند اگر ما ذکر را زودتر از او بگوييم، آيا اشکال دارد و از ثواب جماعت کم مى‌شود؟ من مثلاً مى‌خواهم ثواب زيادى در نماز جماعت بگيرم آيا درست است که ذکر بيشتر بگويم و به اين خاطر از امام جماعت جلو بزنم؟
ج) در اذکار نماز متابعت از امام جماعت لازم نيست ولى در افعال نماز لازم است.
خاموش كردن گوشى همراه در حال نماز

س: اگر فرد از خاطرش برود كه گوشى تلفن همراه خود را قبل از نماز جماعت خاموش نمايد و در بين نماز، گوشى زنگ‌ بزند، آيا مى‌تواند گوشى را از جيب در آورده و خاموش نمايد؟
ج) خاموش كردن آن اگر صورت نماز را بهم نزند اشكال ندارد.
اقتدا به نماز قضاى امام جماعت

س: آيا مى‌توان در نماز ادا به امام جماعتى كه نماز قضا را بجا مى‌آورد، اقتدا كرد؟
ج) اگر نماز قضاى حتمى باشد، مانع ندارد.
 
انتخاب ميزبانىِ جمع از طريق قرعه

س. ما در بعضى از مواقع که رفقا با هم هستيم قرعه مى‌زنيم و يکى از رفقا براى همه بچه‌ها مواد خوراکى و يا نوشيدنى با پول خودش مى‌خرد آيا اين کار مشکل شرعى دارد؟
ج) اگر شرط ابتدايى بوده و به عنوان برد و باخت و شرط بندى نباشد، بلکه همه مايليد که براى ديگران خرج کنيد ولکن در هر نوبت شخص داوطلب را از طريق قرعه تعيين مى‌کنيد، منع شرعى ندارد.
نگاه به جسد همجنس و غيرهمجنس

س: نگاه به جسد همجنس و غيرهمجنس، مسلمان باشد يا غيرمسلمان تا چه حدى جايز است؟
ج) نگاه به جسد همجنس غير از عورتين اشکال ندارد و در غير همجنس حکم زمان حيات را دارد.
 
شکستن نماز واجب

س: من معمولاً تکبير و قرائت را اعاده مى‌کنم و يا به قصد خواندن اقامه نماز را مى‌شکنم. آيا بايد نمازهايم را قضا کنم؟
ج) نماز واجب را پس از آنکه شروع کرديد، حق نداريد بشکنيد و در هر صورت اگر مرتکب خلاف شده و شکستيد و يا به يکى از مجوّزاتى که اجازه شکستن نماز را مى‌دهد تمسّک کرده و نماز واجب را شکستيد، بايد مجدّداً نماز را صحيحاً شروع کنيد و اگر بدون شکستنِ نماز، مجدّداً تکبيرة‌الاحرام را گفته‌ايد، نمازتان باطل شده است.
کيفيت جواب سلام در نماز

س: اگر در نماز سلام كردند. آيا بايد جواب آنها را به عربى فصيح داد؟ يا مثلاً مى‌توان گفت «سلام عليكم»؟ در جواب سلام در نماز اگر طرف گفته سلام آيا مى توان مثل او گفت: «سلام»؟
ج) اگر کسى در نماز سلام کند ولو به صورت غلط به گونه‌اى که عرفاً صدق سلام کند واجب است جواب او را با «سلام عليکم» به طورى که اهل لسان آن را صحيح بدانند بدهد.
روش جبران توهين‌ها و کذب‌ها

س: اگر شخصى (الف) در مورد شخص ديگرى (ب) مطالب بد و غير واقعى را در جمع مثلاً در ايميل‌هاى مشترک بيان کند و او را بى‌اعتبار کند، فرد الف چطور مى‌تواند اشتباه خود را جبران نمود و حق ب را به طور کامل به جا آورد؟ آيا الف بايد براى همه آنهايى که ايميل توهين به شخص ب را دريافت کرده‌اند ايميل فرستاده و رفع توهين کند؟ اگر الف اين کار را نکرد و ب هم مصرّ باشد که وى در جمع عذرخواهى کند، آيا در اين حال الف بخشيده مى‌شود حتى اگر ب مصرّ باشد که وى در جلوى همه افرادى که شاهد توهين بوده‌اند عذرخواهى نمايد؟
ج) بايد گفته‌هاى خود را به هر کس که رسانده تکذيب کند و از شخصى که به او اهانت کرده تحصيل رضايت نمايد.
گفتن و شنيدن لطيفه‌ها

س: گفتن يا شنيدن لطيفه‌هاى رايج در کشور که مربوط به اقوام مختلف است چه حکمى دارد؟
ج) اگر غيبت بوده و يا موجب اذيت و هتک مؤمنى باشد، جايز نيست.
تقلب در پرداخت هزينه‌‌هاى عمومى

س: اخيراً کدهايى جهت کاهش هزينه استفاده از تلفن همراه بدستم‌ رسيده است. استفاده از اين کدها براى فرد عادى مثل من که کارمند يک شرکت نيمه خصوصى هستم چه حکمى دارد؟
ج) تابع مقررات دولت اسلامى است.
تقلب

س: تقلّب در موارد درسى چه حکمى دارد؟
ج) تقلب مطلقاً جايز نيست.
 
 
تشبّه زن به مرد در آرايش مو و لباس

س: آيا کوتاه کردن موى سر در خانم‌ها شبيه آقايان يا لباس پوشيدن شبيه آقايان و يا امورى از اين قبيل بدون قصد تشبه به آقايان براى خانم‌ها اشکال دارد؟
ج) بدون قصد تشبه و بدون آن که شبيه مردان شوند، مانعى ندارد.
 
رو به قبله کردن محتضر

س:‌ فرد محتضرى را كه سنداژ شده است، بايد رو به قبله قرار داد يا خير؟
ج) طبق نظر مقام معظم رهبرى (دام ظله) رو به قبله كردن محتضر واجب نيست، اگر چه موافق احتياط است.
مسح بدن سرد شده به علت سرما

س: دست زدن به بدن بيمار يا مجروحى که به خاطر سرما، بدنش سرد گرديده است و ناگهان مى‌ميرد و سردى آن مربوط به قبض روح نمى‌باشد، چه حکمى دارد؟
ج)‏ در فرض مرقوم، مس آن پس از مرگ غسل دارد.
نماز مسافر
 
س 639: آيا وجوب قصر بر مسافر شامل همه نمازهاى فريضه مى‏شود يا اختصاص به بعضى از آنها دارد؟
ج: وجوب قصر فقط در خصوصِ نمازهاى روزانه چهار رکعتى است که عبارت از نمازهاى ظهر و عصر و عشا است و نماز صبح و مغرب قصر نمى‏شود.

س 640: شرايط وجوب قصر بر مسافر در نمازهاى چهار رکعتى کدام است؟
ج: امور هشتگانه ذيل است:
 1. سفر او به مقدار مسافت شرعى باشد يعنى رفتن يا برگشتن و يا رفت و برگشت او روى ‏هم هشت فرسخ شرعى‏ باشد، مشروط به اينکه رفتن او کمتر از چهار فرسخ نباشد.
 2. از اول مسافرت قصد پيمودن هشت فرسخ را داشته باشد، بنا بر اين اگر از ابتدا قصد پيمودن هشت فرسخ را نداشته و يا قصد پيمودن کمتر از آن را داشته باشد و بعد از رسيدن به مقصد تصميم بگيرد به جايى برود که فاصله آن با مکان اول کمتر از مسافت شرعى است، ولى از منزل تا آنجا به اندازه مسافت شرعى است، بايد نمازش را تمام بخواند.
 3. در بين راه از قصد خود مبنى بر پيمودن مسافت شرعى برنگردد، بنا بر اين اگر در بين راه، پيش از رسيدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد يا مردد شود، حکم سفر بعد از آن بر او جارى نمى‏شود، هرچند نمازهايى که قبل از عدول از قصد خود به‌صورت شکسته خوانده، صحيح است.
 4. قصد قطع سفر در اثناى پيمودن مسافت شرعى با عبور از وطن خود يا جايى که مى‏خواهد ده روز يا بيشتر در آن جا بماند، نداشته باشد.
 5. سفر از نظر شرعى براى او جايز باشد، بنا بر اين اگر سفر معصيت و حرام باشد، اعم از اينکه خودِ سفر حرام باشد مثل فرار از جنگ يا هدف از سفر، کار حرامى باشد مثل سفر براى راهزنى، حکم سفر را ندارد و نماز تمام است.
 6. مسافر از کسانى که خانه بدوش هستند، نباشد مانند بعضى از صحرانشينان که محل زندگى ثابتى ندارند، بلکه در بيابانها گردش مى‏کنند و هر جا آب و علف و چراگاه پيدا کنند، مى‏مانند.
 7. مسافرت را شغل خود قرار نداده باشد مانند باربر، راننده و ملوان و غيره و کسى که شغل او در سفر است، ملحق به اينهاست.
 8. به حد ترخص برسد و منظور از حد ترخص مکانى است که در آنجا اذان شهر شنيده نمى‏شود و ديوارهاى شه
فقدان مهر در اثناى نماز

س: مشغول نماز خواندن بودم مى‌خواستم به سجده بروم که پسر کوچکى از اقوام مهر مرا برداشت و من از روى مجبورى وقتى به سجده رفتم دو تا از انگشتان خود را زير سرم گذاشتم آيا نمازم درست است.
ج) اگر در يادگيرى مسأله كوتاهى كرده و وقت تنگ نبوده، بايد نماز را اعاده نماييد.ر هم ديده نمى‏شود.

پوشيدن لباس مشكى در عزاى اهلبيت (عليهم السلام)

س: آيا پوشيدن لباس سياه در عزاى امامان معصوم «عليهم السلام» مكروه است؟
ج) كراهت آن ثابت نيست، بلكه اگر براى تعظيم شعائر باشد داراى اجر و ثواب نيز خواهد بود

جنين زن فوت شده


س: با فرض نبود امكانات پزشكى حکم زن حامله‌اى که فوت نموده و معلوم نيست فرزند داخل رحم او چه وضعيتى دارد، چيست؟

ج) در صورتى كه چهار ماه تمام شده باشد بدون احراز مرگ فرزند، دفن آن زن جايز نيست.
 

موسيقى در عزادارى

س: استفاده از آلات موسيقى (مانند ارگ) و يا استفاده از طبل و سنج در مراسم عزادارى ائمه معصومين «عليهم السلام» چه حكمى‏ دارد؟
ج) استفاده از آلات موسيقى، مناسب با عزادارى سالار شهيدان (عليه السلام) نيست و شايسته است مراسم عزادارى به همان صورت متعارفى كه از قديم متداول بوده برگزار شود. البته استفاده از طبل و سنج به نحو متعارف اشكال ندارد.

نماز خواندن با كفش


س: در چه شرايطى مى‌توان با کفش نماز خواند؟
ج) اگر مانع رسيدن انگشت شست پا باشد، جايز نيست مگر در نماز خوف.

بالا و پايين پريدن در سينه زنى

س: آيا هروله كردن در موقع سينه زنى (بالا و پايين پريدن) صحيح است؟
ج) اگر موجب وهن مذهب يا مؤمنين يا مراسم عزادارى معصومين «عليهم السلام» باشد، جايز نيست و در هر حال بهتر است مؤمنين مراعات شؤون عزادارى معصومين «عليهم السلام» بويژه سيد و سالار شهيدان اباعبدالله الحسين «عليه السلام» را بنمايند.

دفن ميت در قبر شخص ديگر
س1: در هنگام دفن ميتى استخوان‌هاى ميت قبلى ظاهر گرديده است، استخوان‌ها را بايد چه كار كرد؟ آيا مى‌‌شود ميت را آنجا دفن نمود؟
س2: ميتى در حال حيات وصيت نموده مرا در داخل قبر فلان بستگانم دفن نماييد، آيا جايز است؟
ج1) استخوان‌هاى مذكور بايد دفن شود و دفن ميت در محل مذكور در صورتى كه براى دفن مباح باشد و برخلاف مقررات نباشد، فى نفسه اشكال ندارد.
ج2) اگر بدن ميت از بين رفته و خاك شده باشد، فى نفسه اشكال ندارد
 

موسيقى و غنا

س1: آيا گوش دادن به نوارهاى موسيقى خارجى و يا موسيقى‌هاى ايرانى كه در خارج ضبط مى‏شود، مجاز است يا خير؟
ج) هرگونه خوانندگى و نوازندگى كه مطرب و لهوى متناسب با مجالس عيش و نوش و خوشگذرانى باشد، حرام است.

س2: برخى از خوانندگان شعرهايى را مى‏خوانند كه محتواى عرفانى دارد (مثلاً برخى از اشعار حافظ را) حكم گوش كردن به چنين آوازى چيست؟
ج) اگر خوانندگى بصورت غنا (كه عبارت است از رفت و برگشت صدا در گلو همراه با طرب و متناسب با مجالس لهو و گناه) باشد، حرام است و فرقى نيست مضامين آن چه باشد

آلات موسيقى

س1: حكم خريد سه تار و يادگيرى نوازندگى با آن چيست؟
ج) آن دسته از آلات موسيقى كه عرفاً از آلات مشترك و قابل استفاده براى كارهاى حلال محسوب مى‏‏شود، خريد و فروش و استفاده از آن به قصد منفعت حلال جايز است، ولى خريد و فروش و استفاده از آلاتى كه عرفاً از آلات مخصوص لهو (موسيقى حرام) محسوب مى‏‏شود، جايز نيست.

س2: چه آلاتى لهو محسوب مى‏شوند؟
ج) آلاتى كه نوعاً در لهو و لعب بكار مى‏‏روند و منفعت حلالى در بر ندارند، آلات لهو محسوب مى‏‏شوند.

معناى لهو

س: به چه نوع موسيقى يا خوانندگى، لهوى گفته مى‏شود؟
ج) هر نوع خوانندگى و نوازندگى كه انسان را از خداوند متعال و معنويات و فضائل اخلاقى دور نموده و به سمت بى‏بند و بارى، بيهودگى و گناه و شهوترانى سوق دهد، لهوى بوده و حرام مى‏باشد.

گوش دادن به موسيقى بدون اختيار

س: اگر در مكانى باشيم كه موسيقى لهوى بى‏اختيار به گوش ما مى‏رسد (و نهى از منكر هم اينجا اثرى ندارد) چه وظيفه‏اى داريم؟
ج) اگر ترك آن محل و يا آن مجلس ممكن نباشد و يا موجب مشقت باشد، شما به آن اعتنا و توجه نكنيد اگر چه بى‏اختيار به گوش شما برسد.

حضور در مجلس گناه

س: اگر در يك مجلس عروسى از نوارهاى مبتذل و يا موسيقى و آلات موسيقى مانند ارگ و امثال آن استفاده شود، رفتن به اين گونه مجالس چه حكمى‏ دارد؟
ج) اگر حضور در آن مجلس موجب ارتكاب گناه و يا تأييد آن باشد يا نهى از منكر متوقف بر خروج از آن مجلس يا شركت نكردن در آن باشد، بايد آن مجلس را ترك كرده و يا شركت ننمائيد.

پاسور و نرد

س: مستدعى است نظر آن حضرت را راجع به حرمت يا عدم حرمت بازى كردن پاسور بفرمائيد. ضمناً بازى با تخته نرد چه حكمى‏ دارد؟
ج) بازى با پاسور و نرد كه جزو آلات قمار محسوب مى‏شوند، بطور مطلق حرام است.

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
[ دوشنبه بیست و ششم مهر 1389 ] [ 0:9 قبل از ظهر ] [ م .سیــف الهـــــی ]
پرسش‌ها و پاسخ‌های قرآني

راه رسيدن به تمام كمالات كدام است؟
آنچه مسلّم است؛ انسان به لحاظ قدرت، ثروت، علم، عمر و... موجودى محدود است؛ امّا آنچه او را به بى‏نهايت مى‏رساند، نيت و آمادگى او براى پذيرش راه حق و فداكارى است.
به عنوان مثال: پيامبران قبلى كه حضرت محمدصلى الله عليه وآله را درك نكردند؛ ولى از اين‏كه خداوند از آنها پيمان گرفته كه هرگاه پيامبرى آمد و تصديق كننده‏ى شما بود، به او ايمان آوريد و او را يارى كنيد: «ثم جاءكم رسول مصدّق لما معكم لتؤمننّ به ولتنصرنّه»(آل عمران، 81) معلوم مى‏شود: آنچه مهم است، روح تسليم و پذيرفتن حق است، گرچه شرايط عمل پيش نيايد. انبياى قبل به خدا گفتند: ما به پيامبر بعد از خود اقرار مى‏كنيم: «قالوا أقررنا» و همين روحيه مى‏تواند انسان را به تمام كمالات برساند.
همچنين خداوند از روحيه‏ى تسليم حضرت ابراهيم و اسماعيل ستايش مى‏كند؛ «فلمّا أسلما و تلّه للجبين»(صافّات، 103) با آنكه مورد امتحان آنان تحقّق پيدا نكرد. يا در روايات مى‏خوانيم: «انتظار الفرج أفضل الاعمال»؛ بهترين اعمال، انتظار و اميد به ظهور است؛ زيرا منتظر واقعى در حال آماده باش است؛ بنابراين در مكتب اسلام كسى كه بالقوه آماده باشد، پاداش كسى را دارد كه بالفعل آمادگى خود را نشان مى‏دهد
بهترين عمل كدام است؟
 
چرا قبله مسلمانان از بيت‏المقدس به كعبه تغيير كرد؟
انسان، با هر سليقه و فكرى كه باشد به سويى رو مى‏كند «و لكلّ وجهة هو مولّيها»(بقره، 148.)
مسلمانان در آغاز به سوى بيت‏المقدس نماز مى‏خواندند؛ ولى در اين عمل دو راه بهانه براى يهوديان بر عليه مسلمانان باز بود:
الف) يهوديان در كتاب خود خوانده بودند كه پيامبراسلام به دو قبله نماز مى‏خواند و مى‏گفتند: چون اين شرط در حضرت محمدصلى الله عليه وآله نيست، پس او پيامبر موعود تورات نيست.
ب) چون عبادت مسلمانان به طرف بيت‏المقدس است، پس آنان دنباله رو يهود هستند؛ ولى همين كه فرمان تغيير قبله از بيت‏المقدس به سوى كعبه آمد، هر دو بهانه از دست يهود گرفته شد.
قرآن دليل تغيير قبله را اين‏گونه بيان مى‏كند «لئلايكون للنّاس عليكم حجّة»(بقره، 150.) تا براى مردم (يهوديان) عليه شما حجت و استدلال نباشد. «و لأتم نعمتى عليكم»(بقره، 150.) و تا در آينده نعمت خودم را بر شما تمام كنم.

در قرآن مى‏خوانيم: تنها با ياد خدا دلها آرام مى‏گيرد، «ألا بذكر اللّه تطمئنّ القلوب»(رعد، 28) پس پناه بردن به زيارتگاه‏ها و توقّع آرامش و امنيّت و امثال آن از آنها براى چيست؟
بدون شك، آرامش از طرف خداست. «أنزل السّكينة»(فتح، 4) ولى خداوند مى‏تواند اين آرامش را در چيزى يا جايى يا شخصى قرار دهد؛ چنانكه خداوند در زمان بنى‏اسرائيل، در صندوقى كه موسى را توسط آن در رود نيل رها كردند، آرامشى قرار داده بود. «فيه سكينة من ربّكم»(بقره، 248.) شفا دادن از خداست، «فهو يشفين»(شعراء، 80.) ولى او شفا را در عسل نيز قرار داده است، «فيه شفاء»(نحل، 69) علم‏غيب مخصوص خداست؛ ولى او بخشى از علم‏غيب را به افرادى كه از آنان راضى و خشنود است، مى‏آموزد، «فلايظهر على غيبه احداً. الّا من ارتضى من رسولٍ»(جن، 26 و 27.)
مرز رابطه ميان مؤمنان با كفّار چيست؟

در اسلام تأثيرپذيرى، خودباختگى، تملّق، اطاعت، تحقير و ذلت‏پذيرى اهل ايمان از كفار و طاغوت ممنوع است، قرآن مى‏فرمايد: خدا و رسول و اهل ايمان عزيز و شكست ناپذيرند. «للّه العزّة و لرسوله و للمؤمنين»(منافقون، 8.) امّا اين به معناى قطع رابطه كلى نيست، زيرا:
1. حضرت سليمان به بلقيس كه پادشاه كافرى بود، نامه نوشت. «انّه من سليمان و انّه بسم اللّه الرّحمن الرّحيم»(نمل، 30)
2. ابراهيم خداپرست با نمرود كه ادعاى الوهيت داشت، احتجاج كرد. «ألم‏تر الى الّذى حاجّ ابراهيم فى ربّه»(بقره، 258)
3. پيامبر به سران كفر نامه نوشت.


4. حضرت على‏عليه السلام و امامان معصوم، با نامه‏ها و نشست‏ها و احتجاجاتى كه با مخالفان و رقباى خود داشتند آنها را دعوت به حق واز ظلم وستم و بى‏عدالتى منع كرده وهشدار مى‏دادند.
بنابراين، رابطه‏اى در حد و مرز دعوت به حق، احتجاج و جدال‏نيكو و موعظه و امر به معروف يا انتقاد و توبيخ يا محكوم كردن و افشاگرى افكار و عملكرد نااهلان رو در رو يا با نامه و يا با هر وسيله‏ى ديگر، مانعى ندارد. نمونه‏ى آن را در نامه امام خمينى به رئيس كمونيست‏ها - گورباچف - كه در زمان خود ابرقدرت شرق بود، مشاهده مى‏كنيم، در اين‏گونه ارتباطات هيچ‏گونه تحقير و ذلت‏پذيرى، سازش و مداهنه، التماس و خودباختگى به چشم نمى‏خورد؛ بلكه اين ارتباطات برخاسته از ايمان سرشار و يقين و جرأت و عمل به وظيفه مى‏باشد.
امامان ما با دشمنان سرسخت خودشان به گفتگو مى‏نشستند. مرحوم طبرسى، احتجاجات امامان معصوم را قرنها قبل گردآورى كرده است. شايد بتوان گفت؛ بيشترين رونق اين نشستهاى علمى اهل‏بيت با مخالفان در زمان حضرت رضاعليه السلام و با جلساتى كه مأمون تشكيل مى‏داد، بود. اكنون كه سخن به اينجا رسيد به يكى از اين گفتگوها اشاره كنم:
يكى از فرقه‏هايى كه نامشان در كنار يهود و نصارا و مجوس در قرآن آمده، فرقه‏ى صابئين است. عمر صابئى كه دانشمندى قوى و جسور بود، رهبرى اين گروه را عهده‏دار بود و بارها با امام رضا بحث كرده بود.
در يكى از اين جلسات، استدلال امام رضاعليه السلام به گونه‏اى بود كه رهبر صابئين اقرار كرد كه با اين بيان در همين حال قلبم نرم شده است. «الآن لان قلبى»
در اين هنگام صداى اذان بلند شد، امام جلسه را ترك كرد. به امام عرض كردند، اين جلسه مهم‏ترين جلسات تاريخ است، ادامه بدهيد تا كار اين دانشمند يكسره شود، فرمود: نماز اول وقت بر تشكيل هر جلسه‏اى اولويت دارد

در هنگام تغيير قبله، در سال دوم هجرى، خداوند وعده داد كه نعمتم را بر شما تمام خواهم كرد. «لأتم نعمتى عليكم» و در فتح مكّه در سال هشتم هجرى نيز همين تعبير تكرار شد كه نعمتم را بر شما تمام خواهم كرد. «لأتم نعمتى» در سال دهم هجرى و در غديرخم كه حضرت على‏عليه السلام به امامت منصوب شد، آيه نازل شد كه اكنون نعمتم را تمام كردم. «أتممت عليكم نعمتى»(مائده، 3.) يعنى وعده‏هاى سال دوم و هشتم را عملى كردم. گويا عزت و استقلال مسلمانان گام به گام است؛ گام اول استقلال قبله و جهت‏گيرى، پس از آن، پيروزى و شكستن بت‏ها و در مرحله‏ى آخر، تعيين جانشين و پيشواى دينى.
به علاوه تغيير قبله، آزمايشى براى مردم بود تا معلوم شود كه مردم تسليم فرمان خدا هستند يا تسليم راهى كه به آن عادت كرده‏اند.


هدف خداوند از ابتلا و آزمودن بندگان چيست؟
در قرآن يكى از برنامه‏ها و سنّت‏هاى خداوند آزمايش مردم بيان شده و ابزار آزمايش، تمام تلخى‏ها و شيرينى‏هاست. «ونبلوكم بالشرّ والخير»(انبياء، 35.)
حتى انبيا نيز مورد آزمايش قرار مى‏گيرند. چنانكه خداوند بارها حضرت ابراهيم را با حوادث گوناگونى امتحان كرد. «و اذا ابتلى ابراهيم ربّه بكلمات»(بقره، 124.)
امّا دليل امتحان كردن خداوند، (همان گونه كه قبلاً گفتيم) آگاه شدن خداوند بر چيزى نيست؛ بلكه همان گونه كه حضرت على‏عليه السلام مى‏فرمايد: امتحان خداوند براى آن است كه از انسان عملى سر بزند تا مستحق پاداش شود.
آرى، خداوند بدون امتحان مى‏داند كه هركس چه كاره است؛ ولى كيفر و پاداش براساس دانستن الهى نيست؛ بلكه بر اساس عمل انسان‏هاست؛ مثلاً ما مى‏دانيم كه فلانى خيّاط يا نجّار است؛ ولى هرگز بر اساس دانستن، به او مزد نمى‏دهيم؛ بلكه بايد براى ما كارى انجام دهد تا به او مزد بدهيم.
هرگاه خداوند ابراهيم را به چيزى امتحان مى‏كرد. (مانند: طرد شدن از خانه‏ى عمو، رها كردن كودك و فرزند در بيابان مكّه، پذيرفتن فرمان ذبح فرزند، آمادگى براى افتادن در آتش، تنها به بتخانه رفتن و شكستن همه بت‏ها و...) و او از عهده امتحان، پيروزمندانه و سربلند بيرون مى‏آمد، به مقام جديدى مى‏رسيد.
چنانكه در روايات مى‏خوانيم؛ حضرت ابراهيم اول عبداللّه شد، بعد نبىّ اللّه، سپس رسول‏اللّه و سرانجام خليل‏اللّه و پس از گذراندن همه‏ى امتحانات به مقام امامت و رهبرى نسل بشر در طول تاريخ رسيد.
در داستان حضرت ابراهيم، اصولى از مديريت به چشم مى‏خورد، از جمله:
1. براى انتصاب و مسئوليت دادن، گزينش و آزمايش لازم است. «و اذا ابتلى ابراهيم»
2. امام و پيشوا شدن، لياقت مى‏خواهد كه با پيروزى در امتحانات ثابت مى‏شود. «و اذا ابتلى ابراهيم»
3. پست‏ها و مسئوليت‏ها بايد تدريجاً و پس از موفقيت در هر مرحله، واگذار شود. «و اذا ابتلى ابراهيم ربّه بكلمات»
4. برخى امور انتصابى است نه انتخابى. امامت مقام و منصبى الهى است كه بايد از طرف خدا به انسان واگذار شود نه با رأى مردم. «انّى جاعلك للناس اماما»
5 . امامت و رهبرى امّت، عهد الهى است و هميشه بايد اين عهد در ميان خود مردم باشد. «انّى جاعلك للنّاس اماماً»
6. مهمترين شرايط پيشوايى و رهبرى، عدالت و حسن سابقه است و هركس سابقه تجاوز، شرك و ظلمى داشته باشد، لايق رهبرى نيست. «لاينال عهدى الظالمين»( بقره، 124.)
چگونه دعا كنيم و از خدا چه بخواهيم؟
برخى از آداب دعا چنين است:
1. دعا، منطقى و بجا باشد. همين كه حضرت ابراهيم به مقام امامت رسيد از خدا درخواست كرد كه نسل او در طول تاريخ امام باشند، «و من ذرّيتى» خداوند به او پاسخ فرمود: اين دعا مستجاب نمى‏شود؛ زيرا اين مقام عهدالهى است و به هركسى داده نمى‏شود. «لاينال عهدى الظالمين»( بقره، 124.)
2. دعا، مخالف سنت‏هاى الهى نباشد. حضرت ابراهيم از خدا خواست كه فقط به مؤمنان رزق دهد، «و ارزق أهله من الثمرات مَن آمن منهم»( بقره، 126.) خداوند پاسخ فرمود: در نعمت‏هاى مادّى تنگ نظر نباش، سنّت الهى بر آن است كه به همه‏ى مردم (اعم از مؤمن و كافر) رزق بدهد. «فمَن كَفَر فاُمتِّعه»
3. دعا حكيمانه باشد. حضرت ابراهيم از خدا خواست كه بعد از او پيامبرى به مردم بدهد كه ابتدا مسئول آموزش و سپس مسئول پرورش مردم باشد، «يعلّمهم و يزكّيهم» در اين مورد خداوند فرمود: دعاى تو مستجاب مى‏شود؛ ولى نه آن طورى كه تو درخواست كردى؛ بلكه تزكيه مقدّم بر تعليم است. «يزكّيهم و يعلّمهم»( بقره، 129.)
4. با احترام و از روى نياز باشد. «و ادعوه خوفاً و طمعاً»(اعراف، 56.)
5. خالصانه باشد.
6. با تضرّع و ابتهال باشد.
7. با حسن ظن و خوش باورى باشد.
8. با دعاى به ديگران باشد.
9. با تجليل از خدا باشد.
10. با يادآورى نعمت‏هاى الهى باشد.
11. با صلوات بر محمدّ و آل محمّد باشد.
12. شروع با بسم اللّه و همراه نام خدا باشد.
13. با اقرار به تقصير و كوتاهى‏ها باشد.
14. با استغفار و توبه باشد.
15. همراه با آمين گفتن ديگران باشد.
چگونه و به چه شيوه‏اى عبادت كنيم؟
براى اين‏كه عبادت ما از انواع خرافات و انحرافات دور باشد، بايد در شيوه آن فقط از طريق وحى استفاده كنيم. چنانكه حضرت ابراهيم از خداوند خواست تا راه و روش پرستش را به ما نشان دهد. «و أرنا مناسكنا»(بقره، 128.)
راستى اگر هر انسانى به سمت‏وسويى و در لباسى و با لهجه‏اى از پيش خود شكل و قالبى براى عبادت بسازد و سليقه‏ها و تخيّلات و خرافات و آداب و رسوم غلط و نيازها و تهديدها و تطميع‏ها و آرزوهاى خود را در آن جاسازى كند، هرج و مرجى رخ مى‏دهد كه قابل كنترل نيست و ماجراى برخورد موسى با شبانى كه براى خود خدا را انسانى محتاج ترسيم مى‏كرد، تكرار مى‏شود. بگذريم كه در خود داستان ترديد است؛ زيرا اگر هركس هرچه مى‏خواهد بگويد و پيامبران مردم را به حال خود رها كنند با بعثت و فلسفه وجودى انبيا سازگار نيست. انبيا آمدند تا جلو سخنان و افكار ناروا را بگيرند و ما نبايد بخاطر دلسوزى به يك چوپان بعثت موسى را لغو و بيهوده نشان دهيم.
در روايات مى‏خوانيم كه امام به كسى كه از پيش خود عبارتى را به دعا اضافه كرده بود و مى‏گفت: «يا مقلّب القلوب و الابصار» انتقاد كرد و فرمود: دعاى صحيح و آنچه بيان كرده‏ايم اين دعاست: «يا مقلّب القلوب»، نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد و نبايد در آن تصرّف كنيد.
چنانكه در اول سوره‏ى حجرات به تمام مؤمنان سفارش شده كه در هيچ كارى بر خدا و رسولش تقدّم و پيشى نگيرند. «لاتقدّموا بين يدى اللّه و رسوله

آيا عاقبت هركس به دست اوست؟
از سفارشى كه حضرت ابراهيم به نسل خود مى‏كند و مى‏فرمايد: «فلا تموتُنّ الا و أنتم مسلمون»( بقره، 132.) جز در حال تسليم و فرمانبردارى نميريد، معلوم مى‏شود انسان مى‏تواند از طريق عقيده همراه با استدلال، عمل درست، دورى از گناه و افراد فاسد، دعا و تضرّع عاقبت به خير شود. همان گونه كه قرآن وعده داده است، «و العاقبة للتقوى»(طه، 132.)، «و العاقبة للمتقين»(اعراف، 128.) و نيز مى‏فرمايد عاقبت كسانى كه عمل زشت انجام دادند تكذيب آيات الهى است. «ثم كان عاقبة الذين اساور السوى ان كذبوا بايات الله»(روم، 10.)
حضرت على‏عليه السلام در چند مورد از پيامبرصلى الله عليه وآله پرسيد: آيا من در آخر عمر، عاقبت به خير هستم؟ پيامبرصلى الله عليه وآله پاسخ مثبت داد.
لقمه‏ى حرام انسان را فاسق و ادامه‏ى فسق انسان را به كفر و بد عاقبتى مى‏كشاند. چنانكه قرآن در آغاز سوره‏ى مطفّفين به كم فروشان هشدار مى‏دهد، «ويل يومئذ للمطفّفين» در آيات بعد سخن از فجّار است، «انّ كتاب الفجّار لفى سجّين» و سپس سخن از كفّار و كسانى است كه همه چيز را تكذيب مى‏كنند. «ويل يومئذ للمكذّبين» عاقبت گنهكاران، تكذيب آيات الهى است و سرانجامشان عذاب.

رنگ خدا چيست و چه ارزشى دارد؟
انسان در زندگى خود بايد رنگى را بپذيرد؛ رنگ سليقه، قبيله، نژاد، محيط، اقتصاد، حكومت و... امّا همه رنگ‏ها به مرور زمان پاك مى‏شوند؛ ولى رنگ خدا مى‏ماند، چون همه فنا پذيرند جز خداوند. «كلّ شى‏ء هالك الاّ وجهه»( قصص، 88.)
در ميان تمام ساختمان‏ها و در تمام كشورها، ساختمان‏هاى مذهبى ماندگارترند؛ چون به نوعى رنگ خدا دارند.
در ميان شخصيت‏ها، نام انبيا ماندگارتر است، چون رنگ الهى داشتند.
در ميان بيابان‏ها، صحراى سينا و عرفات.
در ميان كوهها، كوه حرا و طور.
در ميان آبها، آب فرات و زمزم.
در ميان نامگذارى‏ها، نام‏هايى كه جنبه مذهبى دارد.
در ميان اعياد، عيدهايى كه به مذهب گره خورده‏است.
در ميان كتاب‏ها، كتب آسمانى ماندگارترند.
آرى، بهترين رنگ، رنگ خدايى است. «صبغة اللّه و من أحسن من اللّه صبغة»( بقره، 138.) زيرا:
1. رنگ الهى همرنگ با فطرت و عقل سليم و منطق است.
2. خريدار و مشترى اين رنگ، خداوند است.
3. بهاى آن بهشت نامتناهى است.
4. از هركس و در هر زمانى و هر موقعيتى كه باشد خريدارى مى‏شود.
5. چيزى كه رنگ الهى داشته باشد، خريدار دارد گرچه كم باشد. «فمَن يعمل مثقال ذرّة»
6. چيزى كه رنگ الهى داشته باشد، اگر در آن عيبى باشد، خريدار اصلاحش مى‏كند. «و اصلح بالهم»(محمد، 2)
چنانكه در دعا مى‏خوانيم كه بعد از نماز بگوييد: خدايا! اين نماز من بود، اگر در ركوع و سجودش خلل و نقصى است آن را اغماض كن و ناديده بگير.
7. رنگ الهى، امدادهاى الهى و رهنمودهاى الهى را به دنبال دارد. «و الّذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا»(عنكبوت، 69.)
8. رنگ الهى هيچ وقت دچار بى‏رونقى و كساد نمى‏شود، چون مشترى خداست وهمه‏جا حاضر است

روايات مى‏خوانيم: يك ساعت تفكّر از عبادت‏هاى طولانى ارزشمندتر است، كدام تفكّر و تفكّر در چه چيزى ارزشمند و سفارش شده است؟
در قرآن به مسئله تفكر بسيار پرداخته شده است. و از كسانى كه اهل تفكر نيستند انتقاد شده است « او لم يتفكّروا فى انفسهم»(روم، 8.) تفكّر سرچشمه‏ى بركات زيادى است و توليدات فكرى بسيار مهم و كارساز و نجات‏دهنده و اميد آفرينى را درپى دارد و تفّكر در هر چيزى ثمره‏ى مخصوص به خودش را دارد. مثلاً:
تفكر در آفرينش ثمره‏اش ايمان آگاهانه است «يتفكّرون فى خلق السموات و الارض... ربّنا ما خلقت هذا باطلا»(آل‏عمران، 191.) تفكّر در الطاف خدا، ثمره‏اش معرفت و عشق و محبت به خداست.
تفكّر در تاريخ و سرگذشت ديگران، ثمره‏اش عبرت و پند گرفتن است.«فاقصص القصص لعلّهم يتفكّرون»( اعراف، 176.)
تفكّر در زودگذرى دنيا و جلوه‏هاى آن، ثمره‏اش زهد و پارسايى است.
تفكّر در نعمت‏هاى الهى، ثمره‏اش شكر الهى است.
تفكّر در امدادهاى الهى، ثمره‏اش اميد و دلگرمى است.
تفكّر در علم همه جانبه‏ى خداوند ثمره‏اش تقوا و حياست.
تفكّر در عدالت خدا، ثمره‏اش عدالت و خوف الهى است.
تفكّر در قدرت الهى، ثمره‏اش استمداد و توكل بر اوست.

اصول مشترك اديان چيست؟
در سوره شعراء كه گزارش برنامه‏هاى انبيا پى‏درپى آمده است، مى‏خوانيم كه انبيا مردم را به تقوا و خداپرستى و انصاف و نداشتن چشم داشت از مردم به سراغ آنان مى‏رفتند.
قرآن نيز مى‏فرمايد: تمام انبيا مردم را به يكتاپرستى و دورى از طاغوت دعوت مى‏كردند. «و لقد بعثنا فى كلّ امّة رسولا ان اعبدوا اللّه و اجتنبوا الطاغوت»( نحل، 36.) و يا انبيا به مردم اعلام مى‏كردند كه من بر شما به خاطر عذاب روز قيامت مى‏ترسم. «انّى اخاف عليكم عذاب يوم اليم»(هود، 26.)
آرى، در تمام اديان دعوت به يكتاپرستى و توجه به معاد، پذيرفتن حق، رعايت تقوا، انصاف و احسان به والدين و به عدالت شفارش شده است؛ همان‏گونه كه نماز، روزه، زكات، امر به معروف و نهى از منكر، حج و جهاد مطرح شده است. 

آيا هر دانش و علمى مفيد است؟
هرگز. در قرآن مى‏خوانيم؛ علم چند نوع است و هر كدام حكمى دارد:
الف) علم مفيد.
ب) علم مضرّ.
ج) علمى كه نه‏مفيد است و نه‏مضرّ.
براى فراگيرى علم مفيد، موسى به دنبال خضر به سير و سفر مشغول مى‏شود و پس از پيدا كردن استاد به او مى‏گويد: آيا اجازه مى‏دهى تا تو را همراهى كنم و از علومى كه آموخته‏اى آنچه مايه‏ى رشد است به من بياموزى؟ «هل اتّبعك على أن تُعلِّمَنِ ممّا عُلِّمتَ رُشدا»(كهف، 66.)
در آيه‏ى 259 سوره‏ى بقره مى‏خوانيم كه عُزير پيامبر، سوار بر الاغى شد و عازم سفر گرديد و از كنار روستاى مخروبه‏اى گذشت از خدا پرسيد: چگونه مردگان اين قريه را زنده خواهى كرد؟ خداوند جان او را گرفت و پس از مدّتى او را زنده كرد. آنگاه از او پرسيد: چه مدتى است كه اينجا مانده‏اى؟ گفت: يك روز يا قسمتى از روز.
خداوند به او فرمود: تو صد سال است كه در اينجا بوده‏اى، به نوشيدنى و غذايت كه همراه داشتى نگاه كن كه با گذشت صد سال تغيير نيافته و به الاغ خود نگاه كن كه چگونه متلاشى شده است. اكنون به استخوان‏هاى الاغ بنگر كه چگونه آنها را به هم پيوند مى‏دهيم و بر آن گوشت مى‏رويانيم.
از اين ماجرا مى‏فهميم كه علم مفيد و دريافت حقيقت به قدرى ارزش دارد كه انسان بزرگى همچون حضرت عزير صدسال مى‏ميرد كه نكته‏اى بفهمد و ميزان علم خود را با تجربه و پرسيدن بالا ببرد.
چنانكه نمونه‏ى ديگر آن در آيه‏ى 260 سوره‏ى بقره نيز آمده است كه خداوند براى اطمينان قلب حضرت ابراهيم، او را به مشاهده حسى از طريق كشتن چهار پرنده (طاووس، خروس، كبوتر و كلاغ) و مخلوط كردن گوشت آنها و قرار دادن هر تكّه‏اى از آن بر سر چند كوه و سپس به اسم فراخواندن و جمع شدن ذرات هر يك بر جاى خود، فرمان مى‏دهد.
علم مفيد نه تنها در انبيا و اوليا و انسان‏هاى عادّى كارساز است، بلكه در حيوانى همچون سگ نيز كه حيوان نجسى است، كارايى دارد؛ زيرا شكار سگ آموزش ديده و تعليم داده شده، حلال است.( مائده، 4.) از اين ماجرا مى‏فهميم كه آموزش در پست‏ترين موجودات(سگ) و در بهترين موجودات(انبيا) مؤثر است.
و امّا علم مضرّ:
قرآن در آيه‏ى 101 سوره‏ى بقره در انتقاد از گروهى مى‏فرمايد: آنها مطالبى را مى‏آموختند كه برايشان مضر بود و سودى نداشت. «و يتعلّمون ما يضرّهم و لاينفعهم»
همچنين در قرآن از سؤال‏هايى كه آگاهى بر جواب آن، آثار بدى را به دنبال دارد، نهى شده است. «لاتسئلوا عن أشياء ان تبدلكم تسؤكم»(مائده، 101.)
و امّا علمى كه نه مفيد است و نه مضرّ:
در تعداد اصحاب كهف قرآن اختلاف نظرهايى را بيان مى‏كند كه بعضى مى‏گفتند: اصحاب كهف سه نفر بودند و چهارمى آنها سگشان بود. عده‏اى ديگر مى‏گفتند: آنان پنج نفر بودند كه ششمى آنها سگشان بود. بعضى تعداد آنها را هفت نفر و سگ آنان را هشتمى مى‏دانستند.(كهف، 22.)
قرآن از اين گفتگوى حدسى و تخمينى و بدون دليل و بحث‏هاى جدلى انتقاد كرده و مى‏فرمايد: به جاى تعداد و عدد و آمار غيرمفيد، به هدف بينديشيد و سراغ دانستنى‏هاى بى هدف نرويد.
سوره‏ى كهف به ما مى‏آموزد كه چند جوانمرد همين‏كه ديدند در محيط فاسد شهرى و رژيم طاغوتى نمى‏توانند عقيده خود را حفظ كنند، از آنجا بيرون آمده و سر به بيابان گذاردند و زندگى سخت غارنشينى را با حفظ عقيده، بر شهرنشينى با حكومت ستمگران ترجيح دادند.
اين ماجرا براى تمام كسانى كه در سرزمين و مملكت كفر و محيط گناه زندگى مى‏كنند، درس عبرتى است كه در جامعه فاسد حذف نشوند؛ امّا علم و آگاهى به تعداد اصحاب كهف، نقشى در سازندگى انسان ندارد، لذا قرآن به نوعى از آن نهى كرده و فرموده است: «ربّكم أعلم بما لبثتم»( كهف، 19.)، «ربّهم أعلم بهم»(كهف، 21.)، «ربى أعلم بعدّتهم»( كهف، 22.) و «قل اللّه أعلم بما لبسوا»(كهف، 26.)
اين داستان براى ما درسى سازنده دارد كه عمر خود را براى دانستن اطلاعات و آمارى كه دانستن و ندانستن آن براى رشد ما سودى ندارد، صرف نكنيم؛ مثلاً در بسيارى از مسابقات سؤال‏هايى مطرح مى‏شود كه دانستن آن، نه واجب است و نه مستحب، نه نياز فردى است و نه نياز اجتماعى.
با كمال تأسف نام آنها را هم كارهاى فرهنگى و پژوهشى و تحقيقاتى مى‏نامند.
در روايت مى‏خوانيم: پيامبراسلام‏صلى الله عليه وآله هر روز از دانش بى‏فايده به خدا پناه مى‏برد. «أعوذ بك من علم لايَنفع»بحار، ج 83، ص‏18
چرا بعضى سوره‏ها با حروف مقطّعه آغاز مى‏شود؟
از ميان 114 سوره‏ى قرآن، 29 سوره‏ى آن با حروف مقطّعه شروع شده كه در 24 مورد آن سخن از قرآن و معجزه بودن آن است. در يكى از اين سوره‏ها (سوره شورى) مى‏خوانيم: «حم.عسق. كذلك يوحى...» يعنى وحى خداوند با همين حروف است. قرآن از همين حروف و كلماتى است كه شما با آن سخن مى‏گوييد؛ امّا ببينيد كه ما با همين حروف چه كتابى آورده‏ايم و شما چه كلمات و جملاتى مى‏سازيد. درست مانند خاكى كه شما از آن خشت و آجر و سراميك و كوزه مى‏سازيد؛ ولى خداوند از دل همين خاك، صدها نوع گياه و ميوه با مزه‏ها و رنگها و عطرها و شكل‏هاى گوناگون مى‏سازد.
الگوهاى راه مستقيم چه كسانى هستند؟
در سوره حمد مى‏خوانيم كه صراط مستقيم راه كسانى است كه به آنان نعمت ويژه داديم. «صراط الّذين أنعمت عليهم» و آن افراد مشمول نعمت، انبيا، صدّيقين، شهدا و صالحان هستند.(نساء، 69) الگوى تمام عيار راه مستقيم، شخص پيامبر اكرم است. «انّك لمن المرسلين على صراط مستقيم»(بقره، 252 ؛ يس، 3.)
چرا ارثِ زن، نصف مرد است؟
حقوق كارگرِ روز مزد بيشتر از كارمند رسمى است. اين به خاطر آن نيست كه شخصيّت كارگر از كارمند بيشتر است، بلكه به خاطر آن است كه براى كارمند، بيمه، بازنشستگى، مرخّصى، حقّ مأموريّت، حقّ مديريّت، حقّ عائله، سختى كار، بدى آب و هوا و... در نظر گرفته شده است كه اگر همه آنها محاسبه شود، حقوق كارمند از كارگر بيشتر مى‏شود.
اسلام، ارث زن را نصف مرد قرار داده ولى در عوض هزينه زندگى را از دوش او برداشته و هزينه‏هاىِ خوراك، پوشاك، مسكن و درمان او راتوسط مرد تأمين كرده است.
زن، سهم ارث خود را براى خود حفظ مى‏كند و تمام مخارج زندگى خود را از شوهر مى‏گيرد. به علاوه مهريه‏اى را هم از او دريافت مى‏كند كه اگر مهريه و هزينه زندگى را در كنار سهم ارث بگذاريم، سهم زن بيشتر مى‏شود
چرا زن نمى‏تواند قاضى شود؟
خداوند زن را براى تربيت نسل آفريده است و تربيت به مهربانى و دلسوزى و عاطفه سرشار نياز دارد كه در وجود زن به وديعه گذارده شده است. اين احساسات و عاطفه، در قضاوت خطرناك است. زيرا قاضى، با افراد خلافكارى برخورد دارد كه با اشك و ناله و دروغ و تهديد و تطميع، سعى در فرار از حكم دارند و اگر قاطعيّت و صلابت نباشد، احساسات ظريف و آسيب‏پذير زن باعث مى‏شود تا با اشكى يا تهديدى، حقوقى جابه‏جا يا ناديده گرفته شود.
ناگفته پيداست كه قوانين براساس حال عموم افراد وضع مى‏شود نه افراد نادر، تا گفته شود ممكن است بعضى از مردها احساساتى و ظريف باشند و بعضى از زنان با صلابت و قاطع.
علاوه بر آنكه، قضاوت حقّى نيست كه از زن سلب شده باشد، بلكه مسئوليّتى است كه از دوش او برداشته شده و هيچ امتيازى براى مرد محسوب نمى‏شود.

چرا ديه زن نصف مرد است؟
زن و مرد در شخصيّت انسانى يكسان هستند، و ديه، قيمت انسان‏ها نيست، بلكه جبران خسارت مالى است. اگر كسى مردى را بكشد، به نان‏آور خانه لطمه زده و ضربه اقتصادى بيشترى وارد كرده است و به همين دليل جريمه بيشترى بايد بپردازد.
اگر كم و زيادى ديه براساس شخصيّت افراد باشد، بايد هر كس يك شخصيّت علمى يا معنوى را كشت، قصاص و ديه بيشترى را متحمّل شود. در حالى كه ديه ساده‏ترين افراد و برجسته‏ترين افراد، از نظر حقوقى يكسان است.
در مسايل حقوقى، حضرت على‏عليه السلام و ابن ملجم يكسان هستند و به همين خاطر حضرت على‏عليه السلام در مورد قاتل خود فرمود: «فاضربوه ضَربةً بضَربة»(نهج‏البلاغه، نامه 47.) او يك ضربت به من زد، شما هم يك ضربت به او بزنيد، نه بيشتر.
اگر ديه و قصاص برمبناى شخصيّت افراد باشد، همه ثروت و پول‏هاى دنيا را هم بدهيم، جبران يك ذره از شخصيّت علىّ بن ابيطالب‏عليهما السلام نمى‏شود.
آرى، حساب ديه، حساب شخصيّت افراد نيست تا خيال كنيم كه چون ديه زن نصف مرد است، پس شخصيّت او كمتر از مرد است


مرگ انسان به دست كيست؟ خدا، يا عزرائيل؟
در قرآن، گاهى خداوند كارهايى را به خودش نسبت مى‏دهد و گاهى همان كار را به ديگرى، مثلاً در مورد گرفتنِ جان انسان، يك جا مى‏فرمايد: «اللّه يتوفّى الانفس»(سوره زمر، آيه 42.) خدا، جان مردم را مى‏گيرد.
و در جاى ديگر مى‏فرمايد: «يتوفّاكم ملك الموت»(سوره سجده، آيه 11.) ملك الموت «عزرائيل»، جان مردم را مى‏گيرد.
و جايى ديگر مى‏فرمايد: «تَوفّته رُسُلنا»( سوره انعام، آيه 61.) فرشتگان، جان مردم را مى‏گيرند.
هر سه تعبير قابل قبول است. چنانكه وقتى شما به يك ساختمان نگاه مى‏كنيد، مى‏توانيد بگوييد:
اين ساختمان را مهندس و معمار ساخت،
اين ساختمان را بنّا و كارگران ساختند،
اين ساختمان را صاحبش ساخت،
نسبت ساختن خانه به همه اين‏ها درست است.
چنانكه مى‏توان گفت: كليد، در را باز كرد،
دستم در را باز كرد،
خودم در را باز كردم،
زيرا كليد در اختيار دست و دستم در اختيار من است.
در آيات فوق نيز شايد اين گونه باشد: فرشتگان جان‏ها را مى‏گيرند و به عزرائيل تحويل مى‏دهند و عزرائيل جان‏ها را به خدا تحويل مى‏دهد.
شايد هم اين گونه باشد: جان افراد عادى را فرشتگان مى‏گيرند، جان افراد برجسته را عزرائيل مى‏گيرد و جان اولياى الهى را خداوند مى‏گيرد.
همان‏گونه كه قرآن درباره اهل بهشت تعبيرهاى مختلفى دارد؛ يك جا مى‏فرمايد: «يسقيهم ربّهم»( سوره انسان، آيه 21.) خداوند آنان را سيراب مى‏كند. در جاى ديگر مى‏فرمايد: «يُسقَون فيها كأساً»(سوره انسان، آيه 17.) اينها از طريقى سيراب مى‏شوند و نامى از خداوند برده نشده است.
چرا بايد در احكام دين، از مراجع تقليد كنيم؟
همه مردم در همه زمان‏ها و مكان‏ها، چيزى را كه نمى‏دانند از كارشناس مى‏پرسند. مراجع تقليد و علما نيز هنگامى كه مريض شوند از نسخه پزشكان تقليد مى‏كنند. بنابراين تقليد ريشه در تاريخ بشر دارد و ما در شناخت احكام دين به كارشناس دين مراجعه مى‏كنيم، چنانكه در امور ديگر به كارشناس آن رجوع مى‏كنيم.
در قرآن مى‏خوانيم: «فَسئلوا اهل الذِّكر اِن كنتم لاتعلمون»(سوره نحل، آيه 43) اگر نمى‏دانيد از اهل ذكر سؤال كنيد.
اين آيه نمى‏فرمايد: از هر عالمى سؤال كنيد، بلكه مى‏فرمايد: از عالمى سؤال كنيد كه اهل ذكر باشد، يعنى ياد خدا باشد، پروا و تقواى الهى داشته باشد، نسبت به دانسته‏ها و آموخته‏هاى خود فراموشكار نباشد.
به گفته روايات، تقليد بايد از عالمى باشد كه علاوه بر علم و آگاهى در بالاترين سطح، عادل نيز باشد و افكار، گفتار و رفتارش بر اساس هوا وهوس وتمايلات نفسانى نباشد.
ساختمانِ بدون پروانه و مجوّز قابل تخريب است مگر آنكه صاحبِ خانه آنگونه طراحى كرده باشد كه تصادفاً خانه او طبق مقرّرات مسئولين شهرسازى واقع شده باشد. عمل بدون تقليد نيز باطل است، جز آنكه اين عمل مطابق فتواى مرجع تقليدش باشد.

چگونه عمر هزار ساله و پس از آن ظهور در قيافه چهل ساله حضرت مهدى‏عليه السلام را باور كنيم؟
معمولاً موى ابرو و مژه در صورت ما ده‏ها سال ثابت است و هيچ رشدى ندارد، در حالى كه موى سر و صورت در كنار آن هر لحظه در حال رشد و تغيير و تحوّل است. هر دو از يك پوست و گوشت و خون و غذا و اكسيژن تغذيه مى‏كنند، امّا خداوند قادر اراده كرده است كه يك مو ثابت و در كنار آن موى ديگر متغيّر باشد.
علاوه بر آنكه هيچ دليل عقلى و نقلى و تجربى بر محدوديّت عمر انسان نداريم. عمر مانند حركت است و تندى يا كندى حركت مرز ندارد، همان گونه كه نور محدوديّت ندارد. خداوند در قرآن، عمر هزار ساله را براى حضرت نوح و خواب سيصد ساله را براى اصحاب كهف مطرح كرده است.
چگونه با غرائز جنسى برخورد كنيم؟
اين غرائز را خداوند در انسان آفريده و لذا سركوب آن جايز نيست، بلكه بايد آن را كنترل و مهار كنيم. وجود غرائز براى حفظ و بقا و تكامل نسل بشر ضرورت دارد. اگر شكم نباشد، انسان از گرسنگى مى‏ميرد، اگر غضب نباشد، انسان از خود دفاع نمى‏كند و اگر شهوت نباشد، نسل بشر قطع مى‏گردد. ولى براى ارضاى غرائز بايد مسير صحيح طى شود. غرائز مثل كپسول گاز هستند كه اگر از طريق صحيح وارد اجاق گاز شود، نتيجه‏اش حرارت و پخت و پز است، ولى اگر بدون كنترل باشد، انفجار و خطر را در پى خواهد داشت.
خودآرايى براى زن يك غريزه است، اين غريزه اگر در خانه به كار گرفته شود زندگى را شيرين و پر محبت خواهد كرد، امّا اگر اين خودآرايى در خيابان انجام گرفت، سبب متزلزل كردن خانواده‏هاى ديگر خواهد شد. مردى كه در خيابان صدها زن آرايش كرده مى‏بيند، وقتى به خانه برمى‏گردد نسبت به همسر خود علاقه چندانى نشان نمى‏دهد، زيرا جلوه‏هاى خيابانى علاقه او را نسبت به همسرش متلاشى كرده است.
به علاوه اين جلوه‏ها در دل افرادى كه ازدواج نكرده‏اند طوفانى برپا مى‏كند كه يا او را مثل شمع آب مى‏كند و مى‏سوزاند و يا او را به فكر تجاوز و سوء قصد مى‏اندازد و آثار سوئى همچون فرار از خانه، تهديد، خودكشى، امراض مقاربتى و روانى و بچه‏هاى سر راهى را به دنبال دارد.


معناى انتظار امام زمان عليه السلام چيست؟ آيا به معناى سكوت و بى‏تفاوتى در برابر ظلم و فساد است؟
ما هر شب منتظر طلوع خورشيد فردا هستيم، امّا معناى انتظار خورشيد آن نيست كه دست روى دست بگذاريم و تا صبح در تاريكى به سر بريم، بلكه هر كس اتاق خود را روشن مى‏كند.
ما در زمستان منتظر فرارسيدن تابستان هستيم، ولى انتظار تابستان به آن معنا نيست كه در زمستان بلرزيم و اتاق خود را گرم نكنيم.
در زمان غيبت امام زمان عليه السلام نيز بايد به مقدار توانِ خود با ظلم مبارزه كنيم و در صدد اصلاح خود و جامعه برآييم. در روايات مى‏خوانيم: «أفضلُ الاعمال اِنتظارُ الفَرج»(بحار، ج 75، ص 208.) بهترين عمل، انتظار آمدن حضرت مهدى عليه السلام است.
بر اساس اين حديث، انتظار، حالت نيست، بلكه عمل است: «افضل الاعمال» بنابراين، منتظران واقعى بايد اهل‏عمل باشند. منتظران مصلِح بايد خود صالح باشند، كسى كه منتظر مهمان است در خانه آرام نمى‏نشيند.
وظيفه مردم در زمان غيبت، خودسازى و امر به معروف و دعوت به حق و آگاه سازى ديگران است
نقش رهبرى در جامعه اسلامى چگونه است؟
هر حركت، چند عنصر دارد: مبدأ، مسير، وسيله، راهنما و مقصد. در ميان اين پنج عنصر، مهم‏ترين نقش با راهنماست. اگر رهبر و راهنما، عالم و متّقى باشد، نه هدف گم مى‏شود و نه به انحراف كشيده مى‏شود.
اگر رهبر لايق باشد و مردم اطاعت كنند، مشكلات حل مى‏شود؛ اگر سوزن تيز باشد و نخ هم متّصل به آن، هر پارچه‏اى دوخته مى‏شود، امّا اگر سوزن كج بود يا نخ جدا شد، نازك‏ترين پارچه هم دوخته نمى‏شود.
اگر مردم اطاعت نكنند، رهبر كارى از پيش نمى‏برد همان گونه كه اگر نخ به دنبال سوزن نرود، هر قدر هم سوزن كارآمد باشد، كارى از پيش نمى‏برد. حركت و نفوذ سوزن در پارچه‏هاى مختلف، به شرط پيروى نخ از اوست. اگر راننده اهل فن باشد، حتى ماشين معيوب را راه اندازى و با آن رانندگى مى‏كند. همان گونه كه پيامبران در بدترين شرايط اجتماعى، بهترين امّت‏ها را ساختند.
امّا اگر رهبرى صلاحيّت نداشته باشد، بهترين شرايط را نيز به هدر مى‏دهد، چنانكه بهترين اتومبيل‏ها را اگر در اختيار راننده ناشى قرار دهيم، آن را به درّه سقوط مى‏دهد.
چرا از مرگ مى‏ترسيم؟




[ یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 ] [ 11:5 بعد از ظهر ] [ م .سیــف الهـــــی ]
صوفى به خانقاه رسيد، مركب خود را بست و رفت ميان خانقاه. صوفيان مركب او را فروختند و خرج نيازهاى خانقاه نمودند; سپس شروع كردند، ذكرهاى مخصوص را با هم بگويند. بعد مسؤول خانقاه شروع به گفتن اين جمله كرد كه: «خر برفت و خر برفت‏» و همه با هم حتى آن كه صاحب آن مركب بود اين جمله را مى‏گفتند. بعد از تمام شدن جلسه كه همه رفتند، او نيز بيرون آمد و ديد مركبش نيست، ناراحت‏شد و گفت:

خلق را تقليدشان بر باد داد اى دو صد لعنت‏بر اين تقليد باد (1)

حاشيه نويس: تقليد در اسلام تقليد آگاهانه است، نه كوركورانه. تقليد در اسلام پيروى از متخصص است، آن هم راه انحصارى نيست، بلكه خود انسان مى‏تواند متخصص باشد.

اعرابى به حج رفت. در طواف دستار او را دزديدند. گفت: خدايا يك بار كه به خانه تو آمدم، فرمودى كه دستارم بدزدند، اگر يك بار ديگر مرا اين جا ببينى مى‏فرمايى تا گردنم را بشكنند!

مى‏گويند كسى روزه نمى‏گرفت، ولى سحرى مى‏خورد، گفتند: تو كه روزه نمى‏گيرى چرا سحرى مى‏خورى؟ گفت: نماز كه نمى‏خوانم، روزه هم كه نمى‏گيرم، اگر سحرى هم نخورم كه ديگر كافر مطلق مى‏شوم.

جماعتى، شخصى را نزد قاضى بردند و شكايت كردند كه اين شخص از هر يك از ما پولى قرض نموده و شخص مقروض، خود اقرار كرد كه آنان راست مى‏گويند و دعوى ايشان به جاست، اما مقرر فرماييد كه مهلتم بدهند تا ملك و مال خود را بفروشم يا گرو بگذارم تا وجه آنان را ادا نمايم.

هنوز قاضى كلامش تمام نشده بودكه طلبكاران فرياد برآوردند كه اى قاضى! اين مرد، بى‏مال و املاك است و يك وجب ملك در هيچ جا ندارد. پس آن شخص بدهكار روى به قاضى كرد و گفت: جناب قاضى! در صورتى كه طلبكاران من همه به زبان خود اقرار و اعتراف بر بى‏چيزى من مى‏كنند، اينك آنچه اقتضاى عدالت است‏به جاى آور! قاضى گفت: ديگر هيچ حق سؤال و جواب با تو ندارند، المفلس فى امان الله.

عربى صبح به مسجد در آمد كه نماز گزارده و عجله داشت. پيشنماز هم بعد از سوره فاتحه سوره نوح را شروع كرد، چون گفت: «انا ارسلنا نوحا» يعنى: «ما فرستاديم نوح را» و ما بقى آيه از يادش رفت و سكوت او طول كشيد. عرب را طاقت نماند و گفت: ايها القارى اگر نوح نمى‏رود، ديگرى را بفرست و ما را رها كن.

ژنرال مغرور در خيابان، سرباز ساده‏اى را ديد كه خونسرد و آرام از كنار او گذشت و سلام نظامى نداد; ژنرال برگشت و باعصبانيت از سرباز پرسيد: به من بگو وقتى يك ژنرال و يك سرباز در خيابان يكديگر را مى‏بينند، كدام يك بايد اول سلام بدهد؟ سرباز فكرى كرد و گفت: هر كدام با ادب‏تر باشند.

شخصى پس از يك ماه گرسنگى كه سخت ناتوان و لاغر شده بود، براى رؤيت ماه در شب عيد فطر به روى بام رفته بود، وقتى پس از زحمت زياد رؤيت نصيبش شد و هلال ماه را به شاعر نازك و نزار، چون ابروى دلدار ديد، خطاب به آن چنين گفت: مگر لازم بود خود و مردم بيچاره را بدين صورت درآورى؟

قاضى از دزدى پرسيد: اين همه سرقتها را تنها مى‏كردى يا شريك هم داشتى؟ گفت، تنها بودم، مگر در اين زمانه آدم درستكارى هم پيدا مى‏شود كه به شريكى انتخاب كنم.

حاشيه نويس: كافر همه را به كيش خود پندارد.

از كسى پرسيدند: چرا مؤذن هنگام اذان گفتن دست‏خود را بيخ گوش خود مى‏گذارد؟ گفت: چون اگر دستش را جلو دهانش بگذارد صدايش بيرون نمى‏آيد.

آمد رمضان نه صاف داريم و نه درد وزچهره ماگرسنگى رنگ ببرد

در خانه ما چو خوردنى چيزى نيست اى روزه برو ورنه تو را خواهم خورد

شبى جمعى دور هم نشسته بودند، يكى گفت: اى دوستان، ساكت! گويا دزد آمد به خانه. آنان گفتند: از كجا فهميدى؟ گفت: چون دزد بى‏سر و صدا مى‏رود دزدى مى‏كند و من هر چه گوش دادم صدايى نشنيدم، فهميدم كه دزد آمده است.

زنى مشغول نماز بود كه شخصى از او تعريف كرد، او ميان نماز گفت: تازه روزه‏هم هستم.

حاشيه نويس: كلام بيجا نماز را باطل مى‏كند، حتى گفتن «الله‏اكبر» بيجا.

شخصى به ديگرى گفت: مرا بيست درهم وام و يك ماه مهلت‏بده. اوگفت: بيست درهم را ندارم، اما به جاى يك ماه يك سال مهلت مى‏دهم.

مردى به حلوا فروشى گفت: يك من حلوا به من نسيه بده. حلوافروش گفت: اول كمى بچش و ببين حلواى خوبى است‏يا نه. اوگفت: من ال‏آن قضاى روزه رمضان سال پيش را گرفته‏ام.

حلوافروش گفت: پناه بر خدا اگر با شخصى چون تو معامله كنم; تو قرض خدا را از سالى به سال ديگر عقب انداخته‏اى با من چه خواهى كرد.

اعرابى را شتر گم شد. سوگند خورد كه اگر شتر خود را يافت، آن رابه يك درهم بفروشد، اتفاقا شترش پيدا شد. اعرابى كه طاقت‏نمى‏آورد با آن قيمتى كه قسم خورده بود بفروشد، گربه‏اى رابگرفت و به گردن شتر آويخت و گفت: شتر و گربه را با هم‏مى‏فروشم، شتر يك درهم و گربه پنجاه درهم. اعرابى ديگرى ازآن جا بگذشت گفت: اگر آن گردن بند نبودى شتر چه ارزان بودى.

مردى در هواى گرم از تشنگى له له مى‏كرد، بچه‏اى را در ميان كوچه‏اى ديد، از او خواست مقدارى آب برايش بياورد. او گفت: دوغ داريم.

گفت: بياور! او يك ظرف دوغ آورد.

مرد تشنه دوباره دوغ خواست، او رفت و دوباره يك ظرف دوغ آورد و به آن مرد داد. آن مرد كه شرمنده محبت او شده بود گفت: خيلى به شما زحمت دادم. آن كودك گفت: زحمتى نيست، زيرا ما اين دوغ را لازم نداشتيم، چون موش مرده در آن افتاده بود. آن مرد در حالى‏كه ظرف پر از دوغ را در دستش داشت‏با عصبانيت‏به زمين انداخت. آن كودك فرياد زد: مامان اين آقا ظرفى را كه در ميان آن غذاى سگ را مى‏داديم به زمين انداخت و شكست!

ابوالعينا كه به عيادت يكى از دوستان مريض خود رفته بود، از پرستارش پرسيد: حال او چطور است، پرستار گفت: همان‏طورى كه مى‏خواهى.

ابوالعينا گفت: چرا ناله و گريه نمى‏شنوم.

به شخصى كه در نماز جماعت‏شركت نمى‏كرد، گفتند: چرا در نماز جماعت‏شركت نمى‏كنى؟ گفت: قرآن مى‏فرمايد: «ان الصلاة تنهى عن الفحشاء والمنكر.»

از شخصى خواستند قراءت نمازش را بخواند، او گفت: «اعوذ بالله منم شيطان الرجيم.»

چند نفر نماز مى‏خواندند، اولى حرفى زد. دومى كه مشغول نمازبود، گفت: حرف نزن. سومى گفت: الحمدلله كه من حرف نزدم.

از بوذرجمهر به هنگام مرگ خواسته شد كه وصيتى بكند، او گفت: چه وصيتى بكنم، در دنيايى كه انسان جاهل و تهيدست‏به دنيا مى‏آيد و با اكراه مى‏رود، پس به چنين دنيايى نبايد دل بست.

رياكارى مشغول نماز بود، احساس كرد، كسى وارد مسجد شده، نمازش را با كيفيت‏بهترى خواند. بعد از نماز نگاه به عقب كرد، ديد سگى است كه درب مسجد را باز كرده و وارد شده است.

دزدى به باغ رفته بود، صاحب باغ گفت: تو كيستى و چه مى‏كنى؟ گفت: دست‏خدا از درخت‏خدا و از ميوه خدا مى‏خورد. او هم آن دزد را به درختى بست و شروع به كتك زدن كرد. همين كه آمد ازخود دفاع كند و داد و فريادى بزند، صاحب باغ گفت: چرا ناراحتى؟ اين دست‏خدا و چوب خداست كه به بدن بنده خدا مى‏خورد.

دزدى به باغى رفت و دامنش را پر از ميوه كرد. صاحب باغ او را ديد و به او گفت: چرا به باغ من آمده‏اى؟ گفت‏باد تندى آمد و مرا به داخل اين باغ انداخت.

صاحب باغ پرسيد: چرا اين ميوه‏ها را چيده‏اى؟ گفت از ميوه‏ها مى‏گرفتم تا خودم را نجات بدهم و آنها كنده مى‏شدند. صاحب باغ پرسيد: چرا دامنت را پر از ميوه كرده‏اى؟ گفت: من هم متحير بودم كه چرا چنين شده است و اين سؤال را شما پاسخ بدهيد.

روزى حضرت رسول(ص) با جمعى از اصحابش وضو گرفتند وگردهم نشسته بودند تا نماز بخوانند. يكى از اصحاب شترى كشته‏و آن را پخته بود،چون چشمش به هيات اجتماع پيغمبر و اصحابش افتاد، تقاضا كرد كه آنان ميل نمايند. حضرت با اصحاب، آن غذا را ميل كردند تا اين كه ظهر فرا رسيد. از وى خواستند كه‏مشغول نماز شوند. حضرت متوجه شد كه يكى از اصحاب جلسه، وضويش باطل شده و خجالت مى‏كشد كه تجديد وضو نمايد;او مى‏خواهد بدون وضو نماز بخواند .حضرت رو به اصحاب‏كرد و فرمود: تمام آنهايى‏كه گوشت‏شتر خورده‏اند، بايد وضو كنند و من هم تجديد وضو مى‏كنم و حضرت دوباره وضو گرفتند و تمام اصحاب هم تجديد وضو كردند و نماز ظهر را به جماعت‏خواندند.

پى‏نوشت:

1. دهخدا ،امثال و حكم.

[ سه شنبه بیستم مهر 1389 ] [ 4:4 بعد از ظهر ] [ م .سیــف الهـــــی ]
سایت مقام معظم رهبری

س: آيا استفاده از دمپايى و جوراب مردانه براى زنان، مصداقِ تشبّه به جنس مخالف است؟ در اين صورت تكليف چيست؟
ج) استفاده زن و مرد از لباس، كفش و دمپايى يكديگر، اگر مختص جنس خاص باشد بنابر احتياط واجب، جائز نيست ولى استفاده هاى محدود به نحوى كه آن را زىّ و پوشش خود قرار ندهند اشكال ندارد

..............................................................................................................................................

.......سایت مقام معظم رهبری
س: اگر مرد متأهلى شغل خود را از دست بدهد و زنش براى معاش خانواده بصورت موقت كار كند، آيا شوهر به زنش مديون خواهد شد؟
ج) زن اگر درآمد کار خود را خودش تبرعاً خرج زندگى مشترک مى‌کند شوهر ضامن عوض آن نيست ولى اگر به شوهر قرض دهد سپس از طرف شوهر آن را خرج زندگى کند و يا به امر و درخواست شوهر آن را خرج زندگى مشترک کند، شوهر ضامن عوض آن است

..............................................................................................................................

سايت مقام معظم رهبري:
س: اگر در موردي صداى زن مصداق غنا نباشد گوش دادن آن چه حكمى دارد؟
ج) در حرمت غنا فرقى بين اين که مغنّى زن باشد يا مرد نيست و شنيدن صداى زن اگر غنا نباشد، حرمت شرعى ندارد مگر آن که به قصد ريبه يا موجب ترتّب مفسده باشد ولى شنيدن خوانندگى زن که غالباً مشتمل بر مفسده است جايز نيست

.......................................................................................................................................................................................................
سایت مقام معظم رهبری
مداحی‌های ليزری

س: جديداً موسيقی‌ها يا مداحی‌هايی مى‌کنند که به ليزری معروف است صدا را نازک کرده و می‌لرزاند چه حکمی دارد؟
ج) هرگونه موسيقى لهوى متناسب با مجالس عيش و نوش جايز نيست.

.............................................................................................................................................................................................................................

سایت مقام معظم رهبری
کيفيت حجاب

س1: آيا بر بانوان در نگاه نامحرم پوشاندن چانه نيز لازم است و مقدارى از چانه که موقع پوشيدن مقنعه بيرون مى‌ماند چه حکمى دارد؟
ج1) پوشاندن زير چانه لازم است ولى ظاهر چانه که جزو صورت است واجب نيست.

س2: خانمى که حدّ لازم پوشش صورت را رعايت کرده و صورتش را آرايش ننموده اگر بداند نامحرم به قصد ريبه به صورت او نگاه مى‌کند، آيا لازم است گردى صورت را هم بپوشاند؟
ج2) اگر باز بودن گردى صورت موجب جلب نظر نامحرم است احتياطاً بايد بپوشاند.

س3: آيا بر بانوان پوشاندن صورت خود از نامحرم در صورتى که صورت و ابرو را اصلاح کرده باشند واجب است يا نه؟
ج3) اصلاح صورت و ابرو اگر در نظر عرف زينت محسوب نباشد پوشاندن آن لازم نيست

................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................

سایت مقام معظم رهبری

س1: زدن كرمهاى ضد آفتاب در فصل تابستان با توجه به بوى آنها براى بانوان چه حكمى دارد؟
س2: زدن عطر در اين فصل براى جلوگيرى از بوى عرق بدن براى آنان چه حكمى دارد؟
ج1و2: فى نفسه مانعى ندارد ولى اگر جلب توجه نامحرم مى‌كند بايد از كنار نامحرم عبور نكنند
منبع : سایت مقام معظم رهبری
س: ظهور و چاپ عكسهاى خانوادگى و يا عروسى كه در آنها خانمها با محارم خود و بدون حجاب كامل مى‌باشند توسط عكاسيها چه حكمى دارد؟
ج) ظاهر كردن و چاپ آن نزد عكاسى كه آنها را نمى‌شناسد بدون قصد ريبه و لذت و خوف وقوع در فتنه و فساد اشكال ندارد
سايت مقام معظم رهبري
آيا ديدن فيلمهاى شهوت‏انگيز براى فرد متأهل جايز است؟

اگر ديدن آنها به قصد تحريك شهوت باشد و يا موجب تحريك آن شود، جايز نيست

سايت مقام معظم رهبري -آيا جايز است زن در جشن‏هاى عروسى بدون اجازه شوهرش عكس بيندازد؟ و برفرض جواز، آيا مراعات حجاب كامل در آن واجب است؟
اصل عكس گرفتن منوط به اجازه شوهر نيست ولى اگر احتمال بدهد كه اجنبى عكس او را ببيند و عدم رعايت حجاب كامل منجر به مفسده‏اى شود، مراعات آن واجب است

................................................................................................................................................................................................
سایت مقام معظم رهبری
س 1181: آيا دست زدن براى زنان در مجالس شادى زنانه مانند ولادت‏ها وعروسى‏ها جايز است؟ و بر فرض جواز اگر، صداى آن به بيرون از مجلس برود بطوريكه به گوش مردان بيگانه برسد، چه حكمى دارد؟
ج: دست زدن به نحو متعارف اگر مفسده‏اى بر آن مترتب نشود، اشكال ندارد حتّى اگر اجنبى صداى آن را بشنود.
س 1182: دست زدن همراه با شادى و خواندن و ذكر صلوات بر پيامبر اكرم و آل او«صلوات الله عليهم اجمعين» در جشنهايى كه به مناسبت ايام ولادت ائمه معصومين «صلوات الله عليهم اجمعين» و اعياد وحدت و مبعث برگزار مى‏شود چه حكمى دارد؟ اگر اين جشن‏ها در مكانهاى عبادت مانند مسجد و نمازخانه‏هاى ادارات و مؤسسات دولتى و يا حسينيه‏ها برگزار شوند، حكم آنها چيست؟
ج: بطوركلى كف‏زدن فى‏نفسه به نحو متعارف در جشنهاى اعياد يا براى تشويق و تائيد و مانند آن اشكال ندارد ولى بهتر است فضاى مجالس دينى بخصوص مراسمى كه در مساجد و حسينيه‏ها و نمازخانه‏ها برگزار مى‏شود، به ذكر صلوات و تكبير معطّر گردد تا انسان به ثواب آنها برسد
آيت الله العظمي سيستاني در سايت رسمي خود به پاسخ استفتائات مقلدين در مورد احکام بيليارد ، پاسور ، شطرنج و ... را داده است. متن پرسش و پاسخ هاي مرجع عاليقدر به شرح زير است:
بازي کردن بيليارد چه حکمي دارد؟
اگر در عرف محل به عنوان قمار شناخته شده باشد به احتياط واجب بازي کردن با آن بدون برد وباخت جايز نيست.
آيا بازي تخته نرد اگر از آلات قمار نباشد حرام است ؟
بازي با نرد ولوبدون برد وبا خت باشد حرام است.
حکم پاسور چيست؟
بازي بدون برد وباخت با آن به احتياط واجب جايز نيست.
ورق بازي با کامپيوتر چه حکمي دارد ؟
حرام است .

ايا بازي با الات قمار همراه با جايزه يا پول مانند فوتبال و غيره اشکال دارد ؟
اگر در ان برد و باخت مالي باشد حرام است و اگر جايزه اي براي طرف برنده از شخص سومي غير از طرفين بازي باشد اشکال ندارد.

ايا بازي کردن با الات قمار بدون قمار و شرط بندي اشکال دارد؟
اگر وسيله ياد شده شطرنج يا نرد باشد حرام است ، و در غير از آن دو آلات قمار به احتياط واجب جايز نيست.

حكم بازى با بيليارد چيست؟
اگر در عرف محل به عنوان قمار شناخته شده باشد به احتياط واجب بازى كردن با آن بدون برد و باخت جايز نيست.

بازي با ورق ( پاسور ) در جمع دوستاني که در ان بازي ورق با شرط بندي معمول نيست ( از هر 10- 20 دفعه شايد يک بار شرط بندي بکند ) که در ان صورت من بازي نميکنم حکم ان در اين محيط چيست ؟
اعتبار به عرف محل است اگر در عرف محل به عنوان الت قمار شناخته شود حتي بدون برد و باخت به احتياط واجب جايز نيست .

آيا بازي اونو حرام است يا خير ؟
اگر در عرف محل به عنوان الت قمار شناخته شود به احتياط واجب بدون برد وباخت هم بازي نشود.

بازي کردن بيليارد چه حکمي دارد؟
اگر در عرف محل به عنوان قمار شناخته شده باشد به احتياط واجب بازي کردن با آن بدون برد و باخت جايز نيست.

بازي تخته نرد اگر ارالات قمار نباشدچگونه است؟
بازي با نرد ولو بدون برد و با خت باشد حرام است.

کساني که صندوق قرض الحسنه افتتاح مي کنند وقتي وام مي دهند يک درصد به عنوان کارمزد کم مي کنند آيا از اين مبلغ مي توان دست مزد به گردانندگان صندوق قرض الحسنه داد؟
گرفتن کارمزد جايز نيست و کارمندي که کارش در رابطه با قرض ربوي نيست مي تواند از حقوق صندوق استفاده کند.

حکم پاسور چيست؟
بازي بدون برد و باخت با آن به احتياط واجب جايز نيست.

آيا بازى كردن اعضاى خانواده با پاسور يا تخته نرد مجاز مى باشد؟
تخته نرد حرام است و پاسور اگر در عرف بلد قمار باشد به احتياط واجب جايز نيست.

ملاك اطلاق (آلات قمار) چه مى باشد؟
وسائلى كه در عرف بلد براى برد و باخت با آن بازى مى شود.

مى خواستم نظر جناب عالى را در مورد بازيهايى كه بايد با شك و ترديد سراغ آنها رفت بدانم مثل (بيليارد) زيرا اين بازى در زمان حضرت رسول (ص) وجود نداشته و بعضى بر اين عقيده اند كه حرام است؟
اگر در عرف منطقه اى كه زندگى مى كنيد از وسايل برد و باخت نباشد اشكال ندارد.

آيا بازى كردن با شطرنج بدون برد و باخت با توجه به اينكه در عرف به عنوان آلت قمار استفاده نمى شود؛ جايز است؟ در رابطه با تخته نرد و پاسور چطور؟
شطرنج هنوز هم در دنيا به عنوان قمار مطرح است و بازى با آن حرام است و همچنين تخته نرد و و اما پاسور اگر در شهر شما معمولاً وسيله قمار نباشد اشكال ندارد.

آيا ازنظر شما اگر بازى با پاسور فقط و فقط براى سرگرمى و تفريح باشد و هيچ شرط بندى نباشد باز هم اشكال دارد؟
اگر پاسور در شهر شما وسيله قمار باشد ولى شما بدون برد و باخت بازى كنيد بنابر احتياط واجب جائز نيست

.................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................

منبع : سایت ایت الله سید محمد صادق روحانی
سؤال: جديدا دستگاه وضوگير اتوماتيك كه ساخت استراليا هست به بازار آمده كه در يكي از شهرهاي آلمان من آن را ديدم اين دستگاه كه با آب جاري و لوله كشي مي باشد قسمت بالايي آن جاي صورت شستن است و در وسط آن قسمتي كه دست را در آن مي كنيم و مي شويد و همينطور در پائين جايي كه پا را در آن مي كنيم و مي شويد، آيا وضو با اين دستگاه درست است؟
جواب: در غیر یا بقیه اعضاء یعنی شستن صورت و دست ها اشکال ندارد – ولی چون باید مسح با دست شود شستن با دستگاه صحیح نیست

....................................................................................................................................................................................................................................................

سايت مقام معظم رهبري -آيا بوسيدن تصاوير امام «قدس سره» و شهدا براى ما زنان از اين جهت كه به ما نامحرم هستند، اشكال دارد؟
به طور كلى تصوير شخص حكم خود او را ندارد. لذا بوسيدن تصوير به عنوان احترام و تبرك جستن و اظهار محبت در صورتى كه قصد ريبة و خوف افتادن به گناه نباشد، اشكال ندارد

..............................................................................................................................................................................................................................................

...سایت مقام معظم رهبري -آيا بوسيدن تصاوير امام «قدس سره» و شهدا براى ما زنان از اين جهت كه به ما نامحرم هستند، اشكال دارد؟
به طور كلى تصوير شخص حكم خود او را ندارد. لذا بوسيدن تصوير به عنوان احترام و تبرك جستن و اظهار محبت در صورتى كه قصد ريبة و خوف افتادن به گناه نباشد، اشكال ندارد

..........................................................................................................................................................................................................
منبع : سایت مقام معظم رهبری
سؤال: حق‌الناس چيست؟ و اگر صاحبان آن حق در دسترس نباشند چه بايد کرد؟
جواب: «حق‌الناس» يعنى مالى که شخص از کسى تلف کرده يا جنايتى که موجب ديه است بر او وارد کرده و يا دينى از او بر گردن دارد و امثال اينها که در صورت دسترسى نداشتن به آنها ـ ولو در آينده و يا از طريق واسطه ـ بايد به ميزان حق مذکور با اذن حاکم شرعى بنابر احتياط واجب به فقير صدقه بدهد
..............................................................................................................................................................................................................................................

سایت مقام معظم رهبری
س1: تراشيدن صورت با تيغ يا ماشين اصلاح چه حكمي دارد؟
ج) بنابر احتياط واجب، تراشيدن ريش و يا كوتاه كردن آن به گونه‏اى كه از نظر عرف ريش‏تراشى بر آن صادق باشد، جايز نيست.

س2: تراشيدن موهاى صورت و باقى گذاشتن موهاى روى چانه (كه اصطلاحاً به آن ريش فرانسوى يا پرفسورى مى‏گويند) چه حكمى‏ دارد؟
ج) تراشيدن مقدارى از ريش حكم تراشيدن تمام آن را دارد و بنابر احتياط واجب، جايز نيست

.........................................................................................................................................................................

سایت مقام معظم رهبری

س 1213: آيا خريد و نگهدارى و استفاده از دستگاه گيرنده برنامه‏هاى تلويزيونى از ماهواره جايز است؟ و اگر دستگاه گيرنده مجانى به دست انسان برسد چه حكمى دارد؟
ج: دستگاه آنتن ماهواره‏اى از اين جهت كه صرفا وسيله‏اى براى دريافت برنامه‏هاى تلويزيونى است كه هم برنامه‏هاى حلال دارد و هم برنامه‏هاى حرام، حكم آلات مشترك را دارد. لذا خريد و فروش و نگهدارى آن براى استفاده در امور حرام، حرام است و براى استفاده‏هاى حلال جايز است. ولى چون اين وسيله براى كسى كه آن را در اختيار دارد زمينه دريافت برنامه‏هاى حرام را كاملا فراهم مى‏كند و گاهى نگهدارى آن مفاسد ديگرى را نيز در بر دارد، خريد و نگهدارى آن جايز نيست مگر براى كسى كه به خودش مطمئن است كه استفاده حرام از آن نمى‏كند و بر تهيه و نگهدارى آن در خانه‏اش مفسده‏اى هم مترتّب نمى‏شود. لكن اگر قانونى در اين مورد وجود داشته باشد بايد مراعات گردد.

س 1214: آيا خريد و فروش دستگاه دريافت‏كننده كانالهاى ماهواره‏اى براى گرفتن كانالهاى ماهواره‏اى جمهورى اسلامى براى كسى كه در خارج از جمهورى اسلامى زندگى مى‏كند، جايز است؟
ج: دستگاه مذكور هر چند از آلات مشتركى است كه قابليت استفاده حلال را دارد ولى چون غالبا از آن بهره‏بردارى حرام مى‏شود و علاوه بر اين بهره‏گيرى از آن در خانه مفاسد ديگرى را هم در بر دارد، بنابراين خريد و استفاده از آن در خانه جايز نيست، مگر براى كسى كه اطمينان دارد از آن بهره‏بردارى حرام نمى‏كند و نصب آن در خانه نيز مفسده ديگرى را دربرندارد.

س 1215: اگر آنتن ماهواره‏اى علاوه بر دريافت كانالهاى جمهورى اسلامى، اخبار و بعضى از برنامه‏هاى مفيد كشورهاى خليج و عربى و همه كانالهاى غربى و فاسد را دريافت كند چه حكمى دارد؟
ج: معيار جواز استفاده از اين دستگاه براى گرفتن برنامه‏هاى كانالهاى تلويزيونى، همان است كه قبلا گذشت بدون اينكه بين كانالهاى غربى و غير آن تفاوتى وجود داشته باشد.

س 1216: استفاده از آنتن ماهواره‏اى براى آگاهى از برنامه‏هاى علمى يا قرآنى و مانند آن كه از طريق ماهواره توسط دولتهاى غربى يا كشورهاى مجاور خليج فارس و غير آنها پخش مى‏شوند چه حكمى دارد؟
ج: استفاده از اين دستگاه براى ديدن و شنيدن برنامه‏هاى علمى يا قرآنى و مانند آن، هر چند فى‏نفسه مانعى ندارد، ولى به دليل اين كه برنامه‏هايى كه از طريق ماهواره توسط دولتهاى غربى و بيشتر كشورهاى همسايه پخش مى‏شوند، غالبا در بردارنده آموزش افكار گمراه‏كننده و تحريف حقايق و همچنين برنامه‏هاى لهو و فساد هستند و حتّى مشاهده برنامه‏هاى علمى يا قرآن ازطريق آنها موجب وقوع در فساد و ارتكاب حرام مى‏گردد، بنابر اين شرعا استفاده از آنتن‏هاى مذكور براى ديدن آن برنامه‏ها حرام است مگر آنكه برنامه‏هاى مفيد علمى يا قرآنى محض باشند و مشاهده آنها مستلزم هيچ فساد يا ابتلاء به عمل حرامى نباشد، البته اگر قانونى باشد بايد مراعات شود.

س 1217: شغل ما تعمير دستگاههاى گيرنده برنامه‏هاى راديو و تلويزيونى است، در اين اواخر مراجعات زيادى براى نصب قطعات و تعمير آنتن‏هاى ماهواره‏اى صورت مى‏گيرد، تكليف ما در اين باره چيست؟ خريد و فروش قطعات آنها چه حكمى دارد؟
ج: اگر از اين دستگاه براى امور حرام استفاده شود كه غالبا همينطور است و يا شما علم داشته باشيد به اينكه كسى كه قصد تهيه آنتن ماهواره‏اى را دارد، براى امور حرام از آن استفاده مى‏كند، خريد و فروش و نصب قطعات و راه‏اندازى و تعمير و فروش قطعات آن جايز نيست

...................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................
سایت مقام معظم رهبری
س: اگر مرد متأهلى شغل خود را از دست بدهد و زنش براى معاش خانواده بصورت موقت كار كند، آيا شوهر به زنش مديون خواهد شد؟
ج) زن اگر درآمد کار خود را خودش تبرعاً خرج زندگى مشترک مى‌کند شوهر ضامن عوض آن نيست ولى اگر به شوهر قرض دهد سپس از طرف شوهر آن را خرج زندگى کند و يا به امر و درخواست شوهر آن را خرج زندگى مشترک کند، شوهر ضامن عوض آن است

.......................................................................................................................................................................................................................................................

سایت مقام معظم رهبری
س 1230: يادگرفتن و ياددادن و ديدن شعبده و اقدام به بازيهايى كه همراه با تردستى هستند، چه حكمى دارد؟
ج: ياددادن و يادگرفتن شعبده حرام است، ولى بازيهايى كه همراه با سرعت حركت و تردستى هستند و از انواع شعبده محسوب نمى‏شوند، اشكال ندارد.
س 1231: آيا آموختن علم جفر و رمل و زيج‏ها و علوم ديگرى كه از امور غيبى خبر مى‏دهند، جايز است؟
ج: آنچه از اين علوم در حال حاضر نزد مردم است، غالبا تا اين حد كه موجب يقين و اطمينان به كشف امور غيبى و خبردادن از آنها شوند، قابل اعتماد نيستند، ولى آموختن علومى مانند جفر و رمل بطور صحيح اشكال ندارد به شرطى كه مفسده‏اى بر آنها مترتّب نشود.
س 1232: آيا ياد گرفتن سحر و عمل به آن جايز است؟ و آيا احضار ارواح و ملائكه و جن جايز است؟
ج: علم سحر و يادگرفتن آن حرام است مگر آنكه به منظور غرض عقلائى و مشروع باشد وامّا احضار ارواح و ملائكه و جن، برحسب اختلاف موارد و وسائل و اغراض، احكام مختلفى دارد.
س 1233: مراجعه مؤمنين به بعضى از كسانى كه از طريق تسخير ارواح و جن اقدام به معالجه مى‏كنند، با توجه به اينكه يقين دارند كه آنها فقط كار خير انجام مى‏دهند چه حكمى دارد؟
ج: اين كار فى‏نفسه اشكال ندارد، مشروط بر اينكه از راههايى كه شرعا حلال هستند، اقدام شود.
س 1234: آيا فالگيرى از طريق سنگريزه و كسب درآمد با آن جايز است؟
ج: اخبار به كذب جايز نيست



[ سه شنبه بیستم مهر 1389 ] [ 2:50 بعد از ظهر ] [ م .سیــف الهـــــی ]

لطيفه‏هايى از احكام

ميرزا نديم، شبى به مسجد حاج ميرزا هادى رفته و از شدت مستى به گوشه‏اى افتاده بود.

صبح امام جماعت‏براى نماز به مسجد آمد، تا او را ديد گفت: او را بكشيد و از مسجد بيرونش كنيد.

او گفت: آخوند مگر من مد «والضالين‏» هستم كه مرا بكشند.

ظريفى با كفش نماز مى‏خواند. دزدى كه در كمين او بود و مى‏خواست گيوه او را بدزدد، آمد و گفت: اى مرد! با گيوه نماز گزاردن روا نباشد، اعاده كن كه نماز ندارى. او گفت: اگر نماز ندارم، گيوه كه دارم.

دزدى جامه كسى بدزديد و به بازار برد و به دست دلال سپرد تا بفروشد. جامه را از دلال دزديدند و دزد دست‏خالى نزد ياران بازگشت. گفتند: جامه را به چند فروختى؟ گفت: به آنچه كه خريده بودم.

روزى در حضور ناصرالدين شاه از انواع عبادات گفتگو مى‏شد وهركس از محسنات عبادتى سخن مى‏گفت; وقتى نوبت‏به كريم‏شيره‏اى رسيد، او گفت: قربان! بنده روزه را بيشتر دوست دارم؟

ناصرالدين شاه پرسيد، چرا؟ گفت: براى اين كه روزه را مى‏توان خورد، ولى ساير عبادات را نمى‏شود خورد.

يكى از روحانيون كه امام جماعت‏يكى از مساجد بود منتظر فرصتى بود كه بگويد: ريش تراشى حرام است، تا اين كه روزى در ماه رجب به دعاى مخصوصى رسيد كه بين نماز خوانده مى‏شود، در حين خواندن دعا به اين جمله رسيد كه: «...حرم شيبتى على النار; خدايا محاسن مرا بر آتش جهنم حرام گردان‏».

فرمود: آنان كه ريش ندارند، چگونه اين دعا را مى‏خوانند، لابد مى‏گويند: «اللهم حرم چونتى على النار; خدايا چانه مرا بر آتش حرام گردان، چون من كه ريش ندارم.»

پير مردى خواست، پسرش را تنبيه كند. پسرش از پيشش فرار كرد و به مسجد رفت. پيرمرد نزديك در مسجد آمد و سرش را در درون مسجد كرد و به پسرش خطاب كرد كه فلان فلان شده، بيا بيرون و بعد از هفتاد سال پاى مرا به مسجد باز نكن.

تاجرى كه براى تجارت به سفر مى‏رفت و به او گفته شد كه آيا سودى هم از اين مسافرتها به دست مى‏آورى؟ او گفت: بلى، نمازهاى چهار ركعتى را نصفه مى‏خوانم.

به شيخى كه نماز نمى‏خواند، گفته شد: چرا نماز نمى‏خوانى؟ او گفت‏به دليل قرآن كه مى‏گويند، نزديك نماز نشويد (لاتقربوا الصلاة...) و بقيه آيه را نمى‏خواند.

به شخصى كه روزه نمى‏گرفت، گفته شد كه چرا روزه نمى‏گيرى؟ اوگفت: به دليل خود قرآن كه فرموده: اگر مسافر بوديد، روزه نگيريد و من هم در دنيا مسافر هستم و نمى‏توانم براى هميشه بمانم.

حاشيه نويس: البته بايد بدانيد كه در سفر موقت نمى‏توان روزه گرفت نه دائم السفر.

دهقانى نزد يكى از همسايگان خود رفت تا الاغ او را عاريه كند. او عذرخواهى كرد كه امروز الاغ را به كس ديگر داده‏ام; در اين بين صداى عر عر الاغ بلند شد. دهقان گفت: گويا الاغ شما در خانه است.

همسايه گفت: شما حرف مرا قبول نداريد و حرف الاغ را قبول داريد.

از عالمى پرسيدند كه در صحرا به كدام سمت غسل بايد كرد. او گفت: به سمت جامه‏هاى خود تا دزد نبرد!

شخصى به باغ ديگرى رفته بود و مشغول خوردن ميوه بود. صاحب باغ آمد و گفت: چرا به باغ من آمده‏اى و ميوه مى‏خورى، اين حرام است. او گفت: من به خاطر حرام بودنش نمى‏خورم، بلكه به خاطر خاصيتش مى‏خورم.

از فقيهى پرسيدند: در فصل زمستان شخصى به صحرا رفته و جنازه‏اى‏را ديده كه در زير برف است، چگونه او را بايد غسل و كفن كند؟

آقا گفتند: آن شخصى را كه به صحرا رفته و جنازه را ديده است‏بايد تنبيه كرد كه در فصل زمستان در صحرا چكار داشت كه چنين تكليف بر عهده‏اش آمده باشد.

شخصى در گفتن تكبير وسواس داشت و برايش دلچسب نبود و چندين‏بار الله اكبر مى‏گفت و بعد از آخرين‏بار كه موفق به تكبير مى‏شد و فكر مى‏كرد اين را ديگر درست ادا كرده است‏يكى از حاضران گفت: نشد. شخص بلافاصله گفت: فلان فلان شده ، اين‏بار شده بود تو نگذاشتى.

حاشيه نويس: بدان كه وسواسى در هر كارى بد است، مبادا به اين‏بلا گرفتار شوى.

زاهدى گفت: نمى‏دانم، آيا ماه رمضان امسال خشنود رفت‏يا نه.

ظريفى گفت: اگر ناراضى برود، سال ديگر بر نمى‏گردد.

اعرابى نماز خويش بر خود تخفيف داد، ملامتش كردند. گفت: خاموش كه حريف بخشنده است.

حاشيه نويس: بلى خداوند بخشنده است، اما براساس حكمت.

مردى به ابن سيرين گفت: خواب ديدم كه خاتمى بر دست دارم وباآن‏دهان مردان و زنان را مى‏بندم. او پرسيد: آيا مؤذن هستى؟ گفتم: بلى. گفت: با اذان گفتنت مردم از مبطلات روزه دست‏بر مى‏دارند.

خواننده‏اى كه ترانه مى‏خواند، ترانه‏اش تمام شد، رو به جمعيت كرد و پرسيد: حالا چه بخوانم. ظريفى در مجلس بود، گفت: حالا نماز را بخوان!

آورده‏اند كه شخصى از همسايه‏اش طنابى به امانت‏خواست، او گفت:

بر روى آن ارزن گسترده‏ام.

آن مرد پرسيد: چگونه بر طنابى ارزن گسترند؟

گفت: چون مقصود بهانه است، همين بس است؟

شخصى دو ركعت نماز در نهايت تعجيل مى‏خواند. امام سجاد -عليه‏السلام به او نگاه مى‏كردند. او بعد از نماز دست‏به آسمان بلند كرد و گفت: خدايا چهار حورالعين و يك كاخ زرين در بهترين جاى‏بهشت‏به من عطا فرما. امام فرمودند: مهر حقير آورده‏اى ونكاح عظيم مى‏طلبى؟

شخصى مسجدى ساخته بود و نام خود را بر سر در آن نصب كرده بود.بهلول نام او را شبانه از سر در مسجد كند و نام خود را بر روى سر در مسجد نصب كرد. بانى مسجد وقتى نام بهلول را در روى مسجد ديد، با عصبانيت‏سراغ بهلول رفت و او را عتاب كرد كه چرا نام مرا از سر در مسجد برداشته‏اى و نام خود را بر جاى آن نصب كرده‏اى؟

بهلول گفت: اگر مسجد را به خاطر خدا ساخته‏اى، چه فرق مى‏كند كه نام من باشد يا نام شما؟

نصرانى تازه مسلمان شده بود; قاضى به او گفت: الان مثل كودكى هستى كه تازه متولد شده باشد. شش ماه بعد اهالى محل او را نزد قاضى بردند و گفتند: اين تازه مسلمان در اين مدت شش ماهه ابدا نماز نخوانده. او هم گفت: جناب قاضى، مگر شش ماه قبل به من نگفتيد: گويا تازه متولد شده‏اى وال‏آن كودك شش ماهه هستم و آيا بر طفل شش ماهه نماز واجب است؟ قاضى خنديد و به او اعتراض نكرد.

حكيمى گفت: مرگ چونان شيرى است كه به قصد تو آيد و عمر تو فاصله مسير آن است.

حكيمى گفت: در خير اسراف روا نبود، همچنان كه در اسراف خيرى نيست.

از كسى پرسيدند: هرگز در كارى بر ديگران سبقت گرفته‏اى؟ گفت:بلى. او پرسيد: در چه كارى؟ گفت: در بيرون آمدن از مسجد.

حاشيه نويس: لابد براى اداى حق الناس و يا انجام كارهاى خير بوده است والا آدم مسجدى، مانند ماهى و آب است و هرگز از مسجد گريزان نيست.

شخصى خانه‏اى اجاره كرده بود و چوبهاى سقفش بسيار صدا مى‏كرد. به صاحب خانه تذكر داد تا آن را تعمير كند. صاحبخانه گفت: چوبهاى سقف ذكر خدا را مى‏گويند. او گفت: بسيار خوب، اما مى‏ترسم كه اين ذكر منجر به سجود شود!

نقل كرده اند كه «علامه حلى‏» در حال طفوليت در خدمت دايى خود «محقق‏» درس مى خواند و گاهى فرار مى كرد، محقق او را تعقيب‏مى‏كرد تا او را بگيرد، چون به نزديك او مى رسيد، علامه آيه‏سجده را مى خواند و محقق كه به سجده مى رفت، او فرار مى‏كرد.

جمعى به دعاى باران بيرون رفتند و همه اطفال را همراه خود مى‏بردند.

ظريفى پرسيد: چرا كودكان را همراه خود مى‏بريد؟ آنها گفتند: چون آنها بى‏گناهند، دعايشان مستجاب مى‏شود. او گفت: اگر دعاى ايشان مستجاب شدى، يك مكتب‏دار در همه عالم زنده نماندى.

امام باقر -سلام الله عليه از پيامبر -صلوات الله عليه وآله نقل نموده كه روزى پيامبر در مسجد نشسته بودند، مردى وارد شد و بى‏آن‏كه ركوع و سجود خويش تمام كند، نماز گزارد. پيامبر(ص) فرمود: نماز او چون مرغى است كه نوك بر زمين مى‏زند و اگر با اين حال از دنيا برود به دين من نمرده است.

يكى از زنان پيامبر گفت: پيامبر(ص) گوسفندى كشتند و تمام گوشت آن را جز كتفش صدقه دادند. من به پيامبر گفتم: چيزى جز كتفش نماند. حضرت فرمودند: همه‏اش جز كتف باقى ماند.

يك يهودى، مسلمانى را ديد كه در ماه رمضان گوشت‏بريان مى‏خورد، با او به خوردن پرداخت. مسلمان گفت: اى فلان! گوشتى كه مسلمان ذبح كرده باشد به يهودى حلال نيست. او گفت: من بين يهود، همچون تو هستم بين مسلمانان.

مردى با يكى از دوستان خود مشورت كرد كه فلانى از من پول قرضى مى‏خواهد، آيا صلاح مى‏دانى به او پول قرض بدهم؟ گفت: بلى، خيلى بجاست. آن مرد پرسيد: چرا؟ گفت: چون اگر شما به او پول قرض ندهيد، سراغ من مى‏آيد.

مؤذنى اذان مى‏گفت تا رسيد به «حى على الصلوة‏»، مردم با عجله به سوى مسجد شتافتند تا اين كه صفهاى مردم آماده نماز جماعت‏شد. ظريفى گفت: اگر مؤذن به جاى حى على الصلوة «حى على الزكوة‏» مى‏گفت، مردم در فرار از مسجد سبقت مى‏گرفتند.

حاشيه نويس: البته براى مؤمنان واقعى دستور نماز و زكات فرقى نمى‏كند

[ دوشنبه نوزدهم مهر 1389 ] [ 3:19 بعد از ظهر ] [ م .سیــف الهـــــی ]

احكام سه بعدى متفرقه

85. الف: كدام نذرى است كه بايد بدان عمل كرد؟

ب: كدام نذرى است كه نبايد به آن عمل كرد؟

ج: كدام نذرى است كه مى‏توان به آن عمل كرد؟

86. الف: كدام زنى است كه ارث او نصف مرد است؟

ب: كدام زنى است كه ارثش دو برابر مرد است؟

ج: كدام زنى است كه ارثش مساوى با مرد است؟

87. الف: كدام قسمى واجب است؟

ب: كدام قسمى حرام است؟

ج: كدام قسمى است كه مكروه مى‏باشد؟

88. الف: كدام شخصى است كه بعد از مرگ به او غسل مى‏دهند؟

ب: كدام شخصى است كه قبل از مرگ به او دستور مى دهند كه غسل كند؟

ج: كدام شخصى است كه غسل ندارد؟

89. الف: كدام شخصى است كه مالش را بعد از مرگ تقسيم مى‏كنند؟

ب: كدام شخص است كه مال او را قبل از مرگ تقسيم مى‏كنند؟

ج: كدام شخصى است كه مالش تقسيم نمى‏شود؟

90. الف: كدام مال گمشده‏اى است كه انسان نمى‏تواند آن را براى خود بردارد؟

ب: كدام مال گمشده‏اى است كه انسان مى‏تواند آن را بردارد؟

ج: كدام مال گمشده‏اى است كه اگر انسان آن را بردارد، بايد تا يك سال اعلان كند؟

91. الف: كدام حدى فقط به خاطر حق الناس است؟

ب: كدام حدى تنها به خاطر حق الله است؟

ج: كدام حدى است كه هم به خاطر حق الله و هم حق‏الناس است؟

92. الف: كدام مالى است كه خمس ندارد؟

ب: كدام مالى است كه خمس دارد؟

ج: كدام مالى است كه هم خمس و هم زكات دارد؟

93. الف: كدام صدقه‏اى واجب است؟

ب: كدام صدقه‏اى حرام است؟

ج: كدام صدقه‏اى است كه مستحب مى‏باشد؟

94. الف: در چه صورتى مى‏توان از غذا خورد؟

ب: در چه صورتى نبايد از غذا خورد؟

ج: در چه صورت مى‏توان غذا بخوريم؟

95. الف: به كدام شيطان نمى‏توانيم بدون طهارت و وضو دست‏بزنيم؟

ب: به كدام شيطان مى‏توانيم دست‏بزنيم؟

ج: به كدام شيطان بايد سنگ بزنيم؟

96. الف: كدام زينت واجب است؟

ب: كدام زينت‏حرام است؟

ج: كدام زينت جايز است؟

97. الف: در چه صورتى استفاده از عطر حرام است؟

ب: در چه صورتى استفاده از عطر مكروه است؟

ج: در چه صورتى استفاده از عطر جايز و مطلوب است؟

98. الف: كدام زنى است كه چهار ماه و ده روز بايد عده نگه‏دارد؟

ب: كدام زنى است كه سه ماه و ده روز بايد عده نگه‏دارد؟

ج: كدام زنى است كه عده ندارد؟

 

[ دوشنبه نوزدهم مهر 1389 ] [ 3:12 بعد از ظهر ] [ م .سیــف الهـــــی ]

احكام سه بعدى وضو

22. الف: كدام كار وضو را بايد از بالا به پايين انجام داد؟

ب: كدام كار وضو را بايد از پايين به بالا انجام دهيم؟

ج: كدام كار وضو را هم از بالا به پايين و هم از پايين به بالا مى‏توان انجام داد؟

23. الف: كدام وضويى واجب است؟

ب: كدام وضويى است كه بدون آن، كار ما صحيح نيست؟

ج: كدام وضويى شرط كمال است و با آن، كار ما بهتر مى‏شود؟

24. الف: كدام وضويى هم واجب است و هم صحيح؟

ب: كدام وضويى هم مستحب است و هم صحيح؟

ج: كدام وضويى هم حرام است و هم باطل؟

25. الف: كدام وضويى است كه قسمتى از اعضاى وضو شسته نمى‏شود؟

ب: كدام وضويى است كه صورت و دستها را به گونه مخصوصى در ميان آب قرار مى‏دهيم؟

ج: كدام وضويى است كه كارهاى آن يكى پس از ديگرى انجام مى‏شود؟

26. الف: آن چيست كه قبل از نماز مى‏گيريم؟

ب: آن چيست كه در بين نماز مى‏گيريم؟

ج: آن چيست كه در ماه رمضان مى‏گيريم؟

27. الف: چه كسى بايد وضو بگيرد؟

ب: چه كسى نبايد وضو بگيرد؟

ج: بر چه كسى مستحب است كه وضو بگيرد؟

28. الف: كسى كه قبل از نماز شك كند كه آيا وضو گرفته يا نه، حكمش چيست؟

ب: كسى كه در ميان نماز شك كند كه آيا وضو گرفته يا نه، چه حكمى دارد؟

ج: كسى كه بعد از نماز شك كند كه آيا وضو گرفته يا نه، حكمش چيست؟

29. جمله‏ها را كامل كنيد

الف: آب وضو بايد .......................................

ب: آب وضو بايد ..........................................

ج: آب وضو بايد ...........................................

30. الف: در كدام مكان نمى‏توان وضو گرفت؟

ب: در كدام مكان مى‏توان وضو گرفت؟

ج: در چه مكانى فقط افراد خاصى مى‏توانند، وضو بگيرند؟

31. الف: در كجا بايد وضو گرفت؟

ب: در كجا بايد تيمم نمود؟

ج: در كجا بايد هر دو را انجام داد؟

احكام سه بعدى «تيمم‏»

32. الف: بر چه كسى يك تيمم واجب است؟

ب: بر چه كسى دو تيمم واجب است؟

ج: بر چه كسى سه يا بيشتر، تيمم واجب است؟

33. الف: در چه صورت فقط تيمم واجب مى‏شود؟

ب: در چه صورت هم تيمم و هم وضو واجب مى‏شود؟

ج: در چه صورت نه تيمم واجب مى‏شود و نه وضو؟

احكام سه بعدى «غسلها»

34. الف:چه شخصى را بايد فقط غسل ترتيبى دهند؟

ب:چه شخصى غسل ارتماسى مى‏تواند بكند؟

ج: چه شخصى هر دو را مى‏تواند انجام دهد؟

كسى كه دست‏به مرده يا عضو جدا شده از زنده مى‏زند:

35. الف: در چه صورتى غسل بر او واجب نمى‏شود؟

ب: در چه صورت هم غسل ميت‏بر او واجب مى‏شود و هم شستن دست؟

ج: در چه صورت فقط شستن دست كافى است؟

36. الف: كدام غسلى است كه با آن مى‏توان نماز خواند؟

ب: كدام غسلى است كه با آن نمى‏توان نماز خواند؟

ج: كدام غسلى است كه با آن روزه صحيح است، ولى نماز صحيح نيست؟

37. الف: كدام شخصى است كه در «مسجدالحرام‏» و«مسجدالنبى‏» نمى‏تواند وارد بشود؟

ب: چه شخصى است كه در مساجد ديگر نمى‏تواند توقف بكند؟

ج: كدام شخصى است كه نمى‏تواند در مساجد توقف كند، ولى در زيارتگاههاى غير معصومين مى‏تواند؟

38. الف: فرد جنب در كدام مكانهاى مقدسى نمى‏تواند وارد بشود؟

ب: فرد جنب در چه مكانهاى مقدسى نمى‏تواند توقف بكند؟

ج: فرد جنب در كدام مكانهاى مقدسى مى‏تواند توقف بكند؟

39. الف: در كدام يك از وضو و غسل هم موالات و هم ترتيب شرط است؟

ب: در كدام يك از وضو و غسل، فقط ترتيب شرط است؟

ج: در كدام نوع از غسل ترتيب هم شرط نيست؟

40. الف: در چه صورت كسى كه دست‏به عضو جدا شده كسى مى‏زند هم غسل دارد و هم بايد دستش را بشويد؟

ب: در چه صورتى نبايد دستش را بشويد و غسل نيز لازم نيست؟

ج: در چه صورت فقط غسل دارد؟

احكام سه بعدى نماز

41. الف: كدام نمازى است كه در خارج از وقت، قضاست؟

ب: كدام نمازى است كه در خارج از وقت، اداست؟

ج: كدام نمازى است كه در خارج وقت، نه اداست و نه قضا؟

42. الف: كدام نمازى است كه دو خطبه قبل از نماز دارد؟

ب: كدام نمازى است كه دو خطبه بعد از نماز دارد؟

ج: كدام نمازى است كه خطبه ندارد؟

43. الف: كدام سوره‏هايى را در نماز نمى‏توان خواند؟

ب: كدام سوره‏هايى است كه در نماز مى‏توان خواند؟

ح: كدام سوره‏هايى است كه در نماز به تنهايى كافى نيست؟

44. الف: در كدام مكان، نماز تمام است؟

ب: در كدام مكان، نماز شكسته است؟

ج: در كدام مكان هر دو ممكن است؟

45. الف: كدام نمازى است كه يك تكبير دارد؟

ب: كدام نمازى است كه داراى پنج تكبير است؟

ج: كدام نمازى دوازده تكبير دارد؟

46. الف: كدام نمازى بر همه واجب است؟

ب: كدام نمازى است كه فقط بر پسر بزرگتر واجب است؟

ج: چه نمازى است كه بر پيامبر واجب است؟

47. الف: كدام نمازى است كه بايد سوره آن خوانده شود؟

ب: كدام نمازى است كه نبايد سوره آن خوانده شود؟

ج: كدام نمازى است كه مى‏توانيم سوره آن را نخوانيم؟

48. الف: كدام شكى است كه نماز را باطل مى‏كند؟

ب: به كدام شكى نبايد اعتنا كرد؟

ج: كدام شكى است كه راه حل دارد؟

49. الف: شكهاى صحيح چند تاست؟

ب: شكهاى باطل چند تاست؟

ج: شكهايى كه نبايد به آن اعتنا كرد، چند تاست؟

50. الف: كدام نمازى است كه يك ركوع دارد؟

ب: كدام نمازى است كه دو ركوع دارد؟

ج: كدام نمازى سه ركوع دارد؟

51. الف: كدام نمازى است كه داراى يك قنوت مى‏باشد؟

ب: كدام نمازى دو قنوت دارد؟

ج: كدام نمازى نه قنوت دارد؟

52. الف: كدام نمازى است كه داراى دو سجده است؟

ب: كدام نمازى است كه هشت‏سجده دارد؟

ج: كدام نمازى سجده ندارد؟

53. الف: نمازى كه در يك ركعت، يك سلام دارد؟

ب: نمازى كه در دو ركعت، يك سلام دارد؟

ج: نمازى كه در دوازده ركعت، يك سلام دارد؟

54. الف: كدام نمازى است كه بايد ايستاده خواند؟

ب: كدام نمازى است كه نشسته خوانده مى‏شود؟

ج: كدام نمازى است كه مى‏توان آن را نشسته خواند؟

55. الف: كدام نمازى است كه يك تشهد دارد؟

ب: كدام نمازى است كه دو تشهد دارد؟

ج: كدام نمازى است كه تشهد ندارد؟

56. الف: بر چه چيزهايى سجده صحيح است؟

ب: چه چيزهايى است كه سجده بر آنها صحيح نيست؟

ج: چه چيزهايى هستند كه در حال ناچارى در سجده مى‏توان از آنها استفاده كرد؟

57. الف: با كدام لباس مى‏توان نماز خواند؟

ب: با كدام لباس نمى‏توان نماز خواند؟

ج: با كدام لباس نجس مى‏توان نماز خواند؟

58. الف: كدام تكبير در نماز واجب است؟

ب: كدام تكبير در نماز حرام است؟

ج: كدام تكبير در نماز مستحب است؟

59. الف: نماز چه كسى صددرصد تخفيف دارد؟

ب: نماز چه كسى پنجاه درصد تخفيف دارد؟

ج: نماز چه كسى پنجاه درصد اضافه دارد؟

60. الف: با چه كسى اگر سفر كنيم، نماز شكسته است؟

ب: با چه كسى اگر سفر كنيم، نماز تمام است؟

ج: با چه كسى اگر سفر كنيم، بايد هم نماز را شكسته بخوانيم وهم‏تمام؟

61. الف: چه شخصى نمى‏تواند نمازش را بشكند؟

ب: چه شخصى بايد نمازش را بشكند؟

ج: چه شخصى مى‏تواند نمازش را بشكند؟

62. الف: چه كسى نبايد به شك خود اعتنا كند؟

ب: چه كسى شكش باطل است؟

ج: چه كسى شكش صحيح است؟

63. الف: كدام نمازى است كه بايد آن را آهسته خواند؟

ب: كدام نمازى است كه بايد بلند خوانده شود؟

ج: كدام نماز را هم مى‏شود بلند خواند و هم آهسته؟

64. الف: كدام ذكرى است كه بايد در حين گفتن آن، بدن آرام باشد؟

ب: كدام ذكرى است كه نبايد در حين گفتن آن، بدن آرام باشد؟

ج: كدام ذكرى است كه در حين گفتن آن، بدن مى‏تواند آرام نباشد؟

احكام سه بعدى نماز جماعت

65. الف: كدام نمازى است كه بايد به جماعت‏خوانده شود؟

ب: كدام نمازى است كه مى‏توان آن را به جماعت‏خواند؟

ج: كدام نمازى است كه نمى‏توان آن را به جماعت‏خواند؟

66. الف: در چه صورت ماموم در نماز بايد حمد و سوره را بخواند؟

ب: در چه صورت ماموم در نماز نبايد حمد و سوره را بخواند؟

ج: در چه صورت ماموم در نماز مى‏تواند حمد وسوره را بخواند؟

67. الف: كدام امام جماعتى است كه مى‏توان به او اقتدا كرد؟

ب: كدام امام جماعتى است كه نمى‏توان به او اقتدا كرد، ولو عادل باشد؟

ج: كدام امام جماعتى است كه ولو كافر باشد، نماز صحيح است؟

68. الف: نام نماز جماعتى كه سالانه خوانده مى‏شود چيست؟

ب: نام نماز جماعتى كه هفتگى خوانده مى‏شود كدام است؟

ج: نماز جماعتى كه روزانه خوانده مى‏شود چه نام دارد؟

69. الف: در چه صورت بايد از پيشنماز متابعت نمود؟

ب: در چه صورت نبايد از پيشنماز متابعت نمود؟

ج: در چه صورت مى‏توان از او متابعت نمود؟

70. الف: كدام نماز جماعتى است كه ثواب هر ركعت آن، برابر با 150 نماز است؟

ب: كدام نماز جماعتى است كه ثواب هر ركعت آن، برابر با ششصد نماز است؟

ج: كدام نماز جماعتى است كه ثواب هر ركعت آن بى‏نهايت است؟

71. الف: ماموم چه چيزى را مى‏تواند جلوتر از امام جماعت‏بگويد؟

ب: ماموم چه چيزى را نمى‏تواند جلوتر از امام جماعت‏بگويد؟

ج: ماموم چه چيزى را اصلا نبايد بگويد؟

72. الف: در چه صورت مسافر بايد نمازش را تمام بخواند؟

ب: در كجا مسافر بايد نمازش را شكسته بخواند؟

ج: در چه صورت مسافر بايد نمازش را جمع بخواند؟

73. الف: در چه هنگامى در هر ركعت نماز، يك سوره واجب است؟

ب: در چه صورت در هر ركعت نماز، دو سوره واجب است؟

ج: در چه صورت در هر ركعت نماز، سه سوره واجب است؟

احكام سه بعدى روزه

74. الف: كدام روزه واجب است؟

ب: كدام روزه حرام است؟

ج: كدام روزه مستحب مى‏باشد؟

75. الف: كدام روزه‏اى است كه اگر بخوريم سه روز كفاره دارد؟

ب: كدام روزه‏اى است كه اگر بخوريم به ده نفر، هر يك ده سير بايد طعام كفاره بدهيم؟

ج: كدام روزه‏اى، فقط قضا دارد؟

76. الف: كدام روزه‏اى شصت روز كفاره دارد؟

ب: كدام روزه‏اى است كه اگر بخوريم 180 روز كفاره دارد؟

ج: كدام روزه‏اى نه قضا دارد و نه كفاره؟

77. الف: كدام باطل كننده روزه مربوط به زبان است؟

ب: كدام باطل كننده روزه مربوط به دهان است؟

ج: كدام باطل كننده روزه مربوط به نوعى ورزش است؟

78. الف: كدام خوردن و آشاميدن باطل كننده روزه نيست؟

ب: كدام خوردن و آشاميدن باطل كننده روزه هست و كفاره هم دارد؟

ج: كدام خوردن و آشاميدن باطل كننده هست و فقط قضا دارد؟

79. الف: كدام روزه‏اى است كه بايد در جاى معين و زمان مخصوص باشد؟

ب: كدام روزه‏اى است كه زمان آن معين، ولى مكانش معين نيست؟

ج: كدام روزه‏اى است كه نه زمانش معين است و نه مكان آن؟

80. الف: كدام روزه‏اى است كه هم عدد آن مشخص است و هم زمانش؟

ب: كدام روزه‏اى است كه نه عددش مشخص است و نه زمان آن؟

ج: كدام روزه‏اى است كه عدد آن مشخص است، ولى زمانش مشخص نيست؟

81. الف: بر چه كسى فطريه واجب است؟

ب: بر چه كسى فطريه واجب نيست؟

ج: بر چه كسى فطريه نبايد داده شود؟

82. الف: به چه كسى هم نماز واجب است و هم روزه؟

ب: به چه كسى نه نماز واجب است و نه روزه؟

ج: به چه كسى نماز واجب است، ولى روزه واجب نيست؟

83. الف: كدام شخصى است كه اگر سرش را زير آب كند، كفاره دارد؟

ب: كدام شخصى است كه اگر سرش را زير آب كند، نه كفاره دارد و نه قضا؟

ج: كدام شخصى است كه اگر سرش را زير آب كند، قضا دارد، ولى كفاره ندارد؟

84. الف: كدام جنبى است كه اگر غسل نكند كفاره دارد؟

ب: كدام جنبى است كه اگر غسل نكند، فقط قضا دارد؟

ج: كدام جنبى است كه اگر غسل نكند، فقط معصيت كرده است؟

 

[ دوشنبه نوزدهم مهر 1389 ] [ 3:10 بعد از ظهر ] [ م .سیــف الهـــــی ]

احكام شماره‏اى

9 - 4 - 6000 - 34 - 150 - 11 - 100 - 600 - 1000 - 16 - 15 - 10 - 7 - 6 - 3 - 33 - 17 - 2 - 51

زنده هستى، نمردى، اگر من را شمردى

در جاى خالى يكى از اعداد مناسب فوق را بگذاريد!

1- .......... ركعت، تعداد ركعتهاى نماز عشا.

2- .......... ركعت، تعداد ركعتهاى نماز مغرب.

3- .......... ركعت، تعداد ركعتهاى نماز صبح.

4- .......... ركعت، تعداد ركعتهاى نماز شب.

5- .......... ركعت، تعداد ركعتهاى نمازهاى يوميه.

6- .......... ركعت، مجموع ركعتهاى نمازهاى واجب و مستحب در يك‏شبانه روز.

7- دختران در .......... سالگى، بالغ مى‏شوند.

8- پسران در .......... سالگى، بالغ مى‏شوند.

9- در تسبيحات حضرت زهرا -سلام الله عليها تعداد «الله اكبر» .......... مرتبه است.

10- در تسبيحات حضرت زهرا(س) تعداد «سبحان‏الله‏» ........ مرتبه است.

11- شيطان .......... سال، خدا عبادت كرد.

12- مقدمات نماز .......... تاست.

13- واجبات نماز .......... تاست.

14- تعداد سجده‏ها در نمازهاى يوميه .......... تاست.

15- هرشب على -عليه السلام .......... ركعت نماز مى‏خواند.

16- .......... مورد از اعضاى بدن در موقع سجده به زمين مى‏خورد.

17- تعداد تسبيحات حضرت(س) .......... تاست.

18- اگر يك نفر به امام جماعت اقتدا كند ثوابش .......... نماز است.

19- اگر دو نفر به امام جماعت اقتدا كنند هر ركعتى ثواب .......... نماز دارد.

20- نمازهاى واجب .......... تاست.

21- فروع دين چند تا هستند.

22- نجاسات چند تاست؟

23- مبطلات وضو چند تاست؟

24- پاك كننده‏ها چند تاست؟

25- موارد تيمم چند تاست؟

26- چند سوره قرآن داراى آيه سجده واجب مى‏باشند؟

27- مقدمات نماز چند تاست؟

28- مقارنات نماز چند چيز است؟

جواب من مثبت است‏يا منفى

1. آيا تيمم به ديوار خاكى جايز است؟

2. آيا طلا براى پسران در غير نماز اشكال دارد؟

3. آيا جواب سلام در نماز واجب است؟

4. آيا بدون عذر مى‏توان نماز را تا آخر وقت‏به تاخير انداخت؟

5. آيا مى‏توان در ذكرهاى نماز بر پيشنماز سبقت گرفت؟

6. آيا مى‏توان به اسمهايى كه همنام خدا و پيامبران است، بدون وضو دست زد؟

7. آيا زن برادر مى‏تواند جلو برادر شوهرش بدون پوشش بيايد؟

8. آيا دخترخاله به پسرخاله نامحرم است؟

كدام بهتر است؟

در اين قسمت جلو هر يك از عبارات زير كه بهتر است علامت‏بگذاريد!

1. قرض دادن / صدقه دادن

2. نماز خواندن / نماز را بر پا كردن

3. نماز با كسالت / نماز با نشاط

4. علم با عمل / علم بدون عمل

5. زيبايى مسجد / معنويت مسجد

6. خدمت‏به مردم / بندگى خدا

7. خشنودى خلق / خشنودى خداوند

8. ديگرى وصى انسان باشد / خود انسان، وصى خود باشد

9. سلام دادن / جواب سلام

10. از نعمتها استفاده كنيم تا عبادت نماييم / زنده بمانيم تا بخوريم و بياشاميم

11. كناره گيرى از مردم و عبادت / در ميان مردم و عبادت

12. ما براى تفريح / تفريح براى ما

13. ما براى دنيا / دنيا براى ما

14. خوب بودن در ميان خوبان / خوب بودن در ميان بدان

به نماز خود نمره دهيد!

1. آيا احكام نماز را مى‏دانيد؟

2. آيا اول وقت نماز مى‏خوانيد؟

3. آيا نمازتان را به جماعت‏برگزار مى‏كنيد؟

4. آيا ترجمه و معناى نماز را مى‏دانيد؟

5. آيا نمازتان را با توجه مى‏خوانيد؟

6. آيا ديگران را به نماز دعوت مى‏نماييد؟

7. آيا نماز را با اذان و اقامه شروع مى‏كنيد؟

8. آيا بعد از نماز دعا هم مى‏خوانيد؟

9. آيا نماز در زندگى شما نقشى دارد؟

10. آيا بعد از نماز، ديگران را نيز دعا مى‏كنيد؟

11. آيا نماز را آرام مى‏خوانيد؟

12. آيا قراءت نماز شما صحيح است؟

به من بگو كدام است

1. كدام آب است كه اگر بجوشد، حرام مى‏شود؟

2. كدام ادرار و مدفوعى پاك است؟

3. كدام انسانى است كه نجس مى‏باشد؟

4. كدام قسمت از بدن حيوان مرده پاك است؟

5. كدام خونى پاك است؟

6. كدام حيوان حلال گوشت‏حرام است؟

7. كدام سگ و خوكى پاك است؟

8. كدام آب راكدى است كه با ملاقات نجس نجس نمى‏شود؟

9. كدام نجس به وسيله خورشيد پاك مى‏شود؟

10. كدام نماز واجب را نمى‏توان به جماعت‏خواند؟

11. كدام سوره را نبايد در نماز بخوانيم؟

12. كدام شخصى است كه نه تقليد مى‏كند و نه مجتهد است؟

13. كدام نماز مستحبى را مى‏توان به جماعت‏خواند؟

14. كدام جزء نماز را از روى فراموشى يا اشتباه به جا نياوريم، نماز باطل مى‏شود؟

15. كدام شكى نماز را باطل مى‏كند؟

16. كدام غسلى را مى‏توان در استخر نيز انجام داد؟

17. كدام نمازى است كه بعد از عشا خوانده مى‏شود؟

18. كدام نمازى است كه براى هر مسجدى مى‏توان خواند؟

19. كدام مستحبى است كه در بعضى از ماهها واجب و در دو عيد بزرگ اسلامى حرام مى‏شود؟

20. با كدام آب وضو گرفتن باطل است؟

21. كدام نماز است كه فقط حمد در آن خوانده مى‏شود (آن هم به صورت آهسته)؟

22. كدام غسلى است كه در آن ترتيب و موالات شرط نيست؟

23. كدام واجب نماز است كه جزء نماز نيست، ولى بايد در نماز رعايت‏شود؟

24. كدام نمازى است كه به تنهايى نمى‏شود خواند؟

25. كدام نجسى است كه با يك بار شستن پاك مى‏شود؟

26. كدام نجسى است كه بايد دو بار شسته شود؟

27. كدام نجسى است كه بايد سه بار شسته شود؟

28. كدام نجسى است كه بايد هفت‏بار شسته شود؟

29. كدام منى پاك است؟

30. كدام عرقى پاك است؟

31. كدام نماز قنوتش بعد از ركوع است؟

32. كدام نجسى به واسطه تبعيت پاك مى‏شود؟

33. كدام قسمت از دعاى كميل را جنب نمى‏تواند بخواند؟

34. كدام جاهلى است كه عذرش پذيرفته نيست؟

35. كدام معامله‏اى است كه پول را زودتر مى‏دهند؟

36. كدام مبطل روزه، نوشتنى است؟

37. كدام مبطل روزه اشاره‏اى است؟

38. كدام مبطل روزه گفتنى است؟

39. كدام مبطل روزه مربوط به نوعى ورزش است؟

40. كدام روزه‏اى است كه مى‏توانيم عمدا بخوريم؟

41. كدام ناپاكى است كه مى‏توان با آن روزه گرفت، ولى نمى‏توان با آن نماز خواند؟

42. كدام ناپاكى است كه هم بايد روزه بگيرد و هم نماز بخواند؟

43. كدام روزه‏دارى است كه اگر افطار كند روزه‏اش باطل نمى‏شود؟

44. كدام روزه‏دارى است كه به زير آب مى‏رود و كفاره بر او واجب نيست؟

45. كدام روزه‏دارى است كه كفاره‏اش يك مد طعام است؟

46. كدام مبطلى است كه يك كفاره دارد؟

47. كدام مبطلى است كه كفاره جمع دارد؟

48. كدام شخصى است كه بايد سه روز روزه بگيرد؟

49. كدام خوردنى را روزه‏دار مى‏تواند بخورد؟

50. بر كدام روزه‏خوار فقط قضاى روزه بر او واجب است؟

51.. كدام شخصى است كه نبايد روزه بگيرد؟

52. كدام مسافرى است كه بايد روزه‏اش را بگيرد؟

احكام «بگرد و پيدا كن‏»

براى به دست آوردن رمز دايره‏ها ابتدا كلمه‏هاى مورد نظر را پيدا كنيد و سپس حرف اول و آخر و آخر آنها را به ترتيب كنار هم قرار دهيد تا رمز جدول پيدا شود.

(ن م) (ا ز) (س ت) (و ن) (د ى) (ن ا) (س ت)

آيا مى‏توانيد وقت مخصوص هر يك از نمازهاى يوميه را از رساله پيدا كنيد و در زير بنويسيد:

نماز صبح

نماز ظهر

نماز عصر

نماز مغرب

نماز عشا

آيا مى توانيد بگوييد كدام پاك كننده چه نجسى را پاك مى‏كند؟

پاكدكننده‏ها:آب - انتقال - استحاله - تبعيت - آفتاب - اسلام.

نجسها: خون - سگ - كافر - ادرار - زمين نجس - بچه كافر.

آيا مى‏توانيد مقدمات نماز را از مقارنات آن جدا كنيد؟

نيت - قراءت - طهارت - ركوع - سجود - تشهد - وقت‏شناسى - سلام.

احكام رمزى

1- در اين جا كلمه رمز را در هر قسمت مى‏آوريم و شما بايد با توجه به هر حرف آن، كلمه‏اى از احكام مورد نظر را به دست‏بياوريد.

1. اركان نماز - «قنترس‏».

2. نمازهاى واجب - «يا منطق‏».

3. اقسام وضو - « نجات‏».

4. شرايط وضو - «آب وضو پاك باشد».

5. مقدمات نماز - «قم پوطا»

احكام تستى

1. اگر وقت نماز به قدرى تنگ باشد كه با وضو گرفتن، نماز قضا مى‏شود بايد:

الف - تيمم نمود

ب - وضو گرفت

ج - بدون تيمم و وضو نماز خواند

د- هيچ كدام

2. نماز خواندن با لباس ابريشم خالص و انگشتر و گردنبند طلا براى مردان:

الف - حرام است

ب - مستحب است

ج - مكروه است

د - هيچ كدام

3. واجبات نماز، چند تاست:

الف - 10

ب - 9

ج - 11

د - 12

4. اركان نماز ،چند تاست؟

الف - 5

ب - 6

ج - 7

د - 9

5. تكبيرة الاحرام در نماز...

الف - ركن است

ب - واجب است

ج - مستحب است

د - هيچ كدام

6. خواندن سوره‏هاى سجده‏دار در نماز

الف - واجب است

ب - مستحب است

ج - مبطل نماز است

د - حرام است

7. كسى كه جهت قبله را نمى‏داند بايد نماز را

الف - به چهار طرف بخواند

ب - به يك طرف بخواند

ج - به دو طرف بخواند

د - هيچ كدام

8. آيا كسى كه نماز قضا دارد مى‏تواند نماز مستحبى بخواند؟

الف - خير

ب - بلى

ج - اول قضا را بخواند بعد نماز مستحبى را

د - هيچ كدام

9. كسى كه نمى‏داند با بدن و لباس نجس نماز باطل است، نماز او چه حكمى دارد؟

الف - صحيح است

ب - باطل است

ج - در صورت كم‏بود وقت مانعى ندارد

د - هيچ كدام

10. شكهايى كه نبايد به آن اعتنا نمود، چند تاست؟

الف - 10

ب - 8

ج - 6

د - 5

11. نماز جمعه در عصر غيبت چه حكمى دارد؟

الف - واجب عينى است

ب - واجب كفايى است

ج - واجب تخييرى است

د - مستحب است

12. كدام يك از موارد زير اركان نماز نيست؟

الف - نيتب - تكبيرة الاحرام

ج - ركوعد - قراءت

13. اگر شخصى نداند كه بدن يا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد؟

الف - نمازش صحيح است

ب - نمازش باطل است

ج - مباح است

د - مكروه است

14. در وضو شستن بيش از دو بار:

الف - مكروه است

ب - حرام است

ج - مستحب

د - واجب است

15. شك در نمازهاى چند ركعتى باطل است؟

الف - دو ركعى

ب - چهار ركعتى

ج - سه ركعتى

د - الف و ج صحيح است

16. اگر براى مسح كردن سر و پا رطوبتى در دست نباشد، چه بايد كرد؟

الف - وضو باطل است

ب - احتياطا وضوى ديگرى بايد گرفت

ج - بايد از آب خارج استفاده كرد

د - با تر كردن دست از رطوبت ديگر اعضاى وضو بايد مسح كرد.

17. شخصى پنج دقيقه به آخر وقت نماز، با هواپيما به شهرى رفت و برگشت و وقت نماز تمام شد حال نماز قضايش را چگونه بايد بخواند.

الف - شكسته

ب - تمام

ج - هم شكسته و هم تمام

د - هيچ كدام

18. كسى كه نيت نماز مى‏كند، آيا مى‏تواند در ميان نماز، نيت‏خود را به نماز ديگر برگرداند؟

الف - نمى‏تواند

ب - از نماز بعدى به نماز قبل مى‏تواند

ج - در هر حال مى‏تواند

د - از نماز قبل به نماز بعدى مى‏تواند

19. كسى كه بعد از وقت‏شك كند كه نمازش را خوانده يا نه، تكليفش چيست؟

الف - نبايد اعتنا كند

ب - بايد قضا كند

ج - مستحب است كه بخواند

د - هيچ‏كدام

20. شخصى كه نمازش قضا شده و نمى‏داند چند ركعتى است، وظيفه‏اش چيست؟

الف - بايد دو ركعت‏بخواند

ب - سه ركعت‏بخواند

ج - چهار ركعت‏بخواند

د - هر سه مورد را به جا بياورد

21. شخصى كه به سوگند خود عمل نكند، چه وظيفه‏اى دارد؟

الف - سه روز روزه بگيرد

ب - بايد ده نفر را اطعام كند

ج - بايد 10 نفر لباس بدهد

د - اگر مى‏تواند لباس يا طعام بدهد و اگر نمى‏تواند، سه روز روزه بگيرد

22. كسى كه به اندازه چهار ركعت وقت دارد، براى خواندن نماز ظهر و عصر چه وظيفه‏اى دارد؟

الف - نماز عصر را بخواند و بعد نماز ظهر خود را قضا نمايد.

ب - نماز ظهر را بخواند و نماز عصر را قضا كند.

ج - فقط واجبات نماز را بطور سريع بخواند تا بتواند هر دو نماز را به‏جا بياورد.

د - هيچ‏كدام

23. اگر فراموش كند كه مسافر است و نماز را تمام بخواند، چنانچه دروقت‏يادش بيايد، بايد به جابياورد و اگر بعد از وقت‏يادش بيايد:

الف - قضاى نماز بر او واجب نيست.

ب - نمازش را دوباره بطور شكسته بخواند.

ج - بايد قضاى نماز را بخواند.

د - هيچ‏كدام

24. اگر كسى بفهمد پشت‏به قبله و يا به سمت راست‏يا چپ، نماز به جا آورده چه حكمى دارد؟

الف - نمازش صحيح است در صورتى كه جاهل بوده باشد.

ب - در هر حال نمازش باطل است و بايد دوباره نماز را بخواند.

ج - نمازش صحيح نيست، ولى چون جاهل بوده، لازم نيست نماز را دوباره بخواند.

25. كسى كه هر قسمت غسل را به فاصله يك ساعت انجام دهد آيا غسل او صحيح است؟

الف - بلى

ب - خير

ج - در صورت ناچارى صحيح است

د - هيچ‏كدام

26. اگر بين نماز عصر متوجه شويم كه نماز ظهر خود را نخوانده‏ايم، تكليف چيست؟

الف - نماز را مى‏شكنيم و نماز ظهر را اول مى‏خوانيم.

ب - نماز را به نيت ظهر تبديل مى‏كنيم.

ج - نمازمان درست است‏به شرطى كه يادمان رفته باشد.

د - مى‏نشينيم و نماز را در همان ركعت تمام مى‏كنيم.

27. اركان نماز آنهايى هستند كه...

الف - اگر عمدا يا سهوا ترك شود، نماز باطل است.

ب - اگر عمدا ترك شود باطل و اگر سهوا ترك شود، نماز صحيح است.

ج - اگر سهوا ترك شود، نماز اشكال ندارد و اگر عمدا ترك شود، نماز صحيح است.

د - هيچ‏كدام

28. اركان نماز عبارتند از:

الف - تكبير، ذكر ، تشهد ، قيام ، ركوع و سجده

ب - نيت ، تكبير ، قيام ، ركوع و سجود

ج - نيت ، تكبير ، تشهد، ترتيب ، موالات و سجده

د - قيام ، تكبير ، ركوع ، سجده و سلام

29. شخصى قصد كرده است ده روز در شهرى بماند و يك نماز چهار ركعتى خوانده و بعد از ماندن يك روز از قصد خود منصرف شده است،وظيفه او در برابر نمازهاى بعدى چيست؟

الف - تا مسافرت نرفته، نمازش كامل است.

ب - نمازش شكسته مى‏شود.

ج - بايد هم تمام بخواند و هم شكسته.

د - هيچ‏كدام

30. شخصى كه امام جماعت را عادل مى‏دانسته، بعد از نماز بفهمد كه او عادل نبوده، آيا نمازش صحيح است‏يا نه؟

الف - صحيح است.

ب - باطل است.

ج - اگر وقت كافى باشد، لازم است نماز را اعاده كند.

د - هيچ‏كدام

31. شهيد راه امر به معروف و نهى از منكر:

الف - ابوذر غفارى

ب - امام حسين -عليه‏السلام

ج - ناصر ابدام

د - هر سه مورد

32. شرايط واجب بودن امر به معروف و نهى از منكر چند تاست؟

الف - دوازده شرط

ب - هشت‏شرط

ج - شرط ندارد

د - چهار شرط دارد

33. اگر احتمال بدهد كه با موعظه و نصيحت، معصيت كار، معصيت را ترك مى‏كند:

الف - همين مقدار كافى است.

ب - بايد امر و نهى الزامى كند.

ج - تشديد در گفتار و تهديد بر مخالفت لازم است.

د - هيچ‏كدام

34. كدام‏يك جزو روزه‏هاى واجب نيست؟

الف - روزه كفاره

ب - روزه قضا

ج - روزه نذرى

د - روزه عيدين

35. اگر روزه دار بداند كه ماه رمضان است وعمدا نيت روزه غير ماه رمضان كند، روزه او چه حكمى دارد؟

الف - روزه آن روز باطل است.

ب - روزه رمضان محسوب مى‏شود.

ج - روزه‏اى كه قصد كرده صحيح است.

د - هيچ‏كدام

36. اگر بچه‏اى بعد از اذان بالغ شود، روزه آن روز بر او

الف - واجب است.

ب - واجب نيست.

ج - بايد نيت روزه مستحبى كند.

د - با اجازه پدر و مادرش بايد روزه بگيرد.

37. اگر كسى عمدا به حضرت زهرا -سلام‏الله‏عليها نسبت دروغ دهد، روزه او چگونه است؟

الف - باطل است

ب - باطل نيست

ج - باطل است و كفاره دارد

د - بنابر احتياط واجب باطل است

38. اگر كسى بداند كه روزه است و عمدا براى غسل، سر در آب فرو برد، اگر روزه واجب معين باشد:

الف - روزه و غسلش صحيح است.

ب - روزه او صحيح است، اما دوباره بايد غسل كند.

ج - بنابر احتياط واجب، بايد دوباه غسل كند و روزه را هم قضا نمايد.

د - بنابر احتياط واجب روزه را دوباره بگيرد، اما غسلش صحيح است.

39. اگر كسى آروغ بزند و بدون اختيار چيزى در گلو يا دهانش بيايد:

الف - مى‏تواند آن را فرو برد و روزه‏اش صحيح است.

ب - بايد آن را بيرون بريزد و اگر بى‏اختيار فرو برد، روزه‏اش صحيح است.

ج - اگر با اختيار آن را فرو برد، روزه‏اش باطل است، ولى كفاره و قضا واجب نيست.

د - اگر در هر صورت فرو ببرد، كفاره و قضا بر او واجب است.

40. اگر كسى عمدا تا اذان صبح غسل نكند يا اگر وظيفه او تيمم است، تيمم ننمايد:

الف - روزه او باطل نيست.

ب - اگر بعد از اذان غسل كند، روزه او باطل نيست.

ج - در هر صورت روزه‏اش باطل است.

د - قضا و كفاره بر او واجب مى‏شود.

41. اگر روزه‏دار در روز محتلم شود:

الف - واجب است، فورا غسل كند.

ب - واجب نيست، فورا غسل كند.

ج - واجب است، فورا هم غسل و هم تيمم نمايد.

د - بايد غسل كند، روزه‏اش نيز باطل است.

42. كدام يك از مبطلات روزه، كفاره جمع دارد؟

الف - عمدا اماله كردن

ب - براى غسل عمدا سر را زير آب كردن

ج - عمدا استفراغ كردن

د - دروغ بستن به خدا و پيامبر(ص)

43. قضاى نماز و روزه مادر بر پسر بزرگتر:

الف - واجب است.

ب - مستحب است.

ج - واجب نيست.

د - ب و ج صحيح است.

44. كسى كه مرتكب قتل عمد شده و در روزه ماه رمضان با حرام افطار كرده است‏بايد:

الف - كفاره واحد بدهدب - كفاره جمع بدهد

ج - فقط قضاى روزه را به‏جا آورد

د - دوباره روزه بگيرد

45. كسى كه در مسافرت نمازش شكسته است، آيا مى‏تواند نماز قضاى تمام بخواند و روزه قضا بگيرد؟

الف - در هيچ يك از دو صورت نمى‏تواند.

ب - در هر دو مورد مى‏تواند.

ج - مى‏تواند نماز قضا را بخواند، اما نمى‏تواند روزه قضا بگيرد.

د - مى‏تواند روزه قضا بگيرد، اما نمى‏تواند نماز قضا بخواند.

46. مقدار «مد» برابر است‏با:

الف - نيم كيلو

ب - يك كيلو

ج - 5/7 سير

د - يك چارك

47. مسافرت براى فرار از روزه اگر عمدى باشد:

الف - اشكال ندارد.

ب - كفاره جمع دارد.

ج - فعل حرام انجام داده.

د - سفرش سفر معصيت است.

48. زكات فطره بهتر است، در چه زمانى پرداخت‏شود؟

الف - بعد از افطار

ب - قبل از افطار

ج - بعد از نماز عيد

د - قبل از نماز عيد

49. اگر شخصى بدون خوردن سحرى روزه برايش ضرر داشته باشد و سحر بيدار نشود:

الف - مى‏تواند روزه را افطار كند.

ب - واجب است روزه را در هر شرايطى بگيرد.

ج - بايد روزه را افطار كند و قضايش را بعدا بگيرد.

د - بايد روزه را بگيرد، اگر حرجى شد افطار كند.

50. كافرى كه تازه مسلمان شده حكم روزه‏هايش چيست؟

الف - بايد قضايش را به جا آورد.

ب - قضا و كفاره واجب نيست.

ج - فقط كفاره واجب است.

د - هم قضا و هم كفاره واجب است.

51. ميهمانى كه پيش از غروب شب عيد فطر بدون رضايت صاحبخانه به منزل او بيايد، اگر نان‏خور صاحبخانه محسوب شود، فطره روزه‏اش را:

الف - واجب است صاحبخانه بپردازد.

ب - خودش بايد بپردازد.

ج - مستحب است صاحبخانه بدهد.

د - دادن فطره بر هر دو واجب است.

نامش چيست؟

1. نام روزه‏اى است كه حتما بايد بگيريم؟

2. روزه‏اى كه نبايد بگيريم؟

3. نام روزه‏اى كه به عنوان جريمه بايد گرفت؟

4. روزه‏اى كه براى مرده مى‏گيرند؟

5. نام روزه‏اى كه در برابر نوعى قرار داد با خدا مى‏گيرند؟

6. نام روزه‏اى كه فقط بر پسر بزرگتر واجب است؟

7. نام روزه‏اى كه دو روز پشت‏سر هم بدون افطار انجام مى‏شود؟

8. روزه‏اى كه بايد در مكان خاصى گرفت؟

9. نام روزه‏اى كه مكروه است؟

10. آن مقدار طعامى كه شخص مريض به جاى روزه مى‏دهد چيست؟

11. نام زكاتى كه در آخر ماه رمضان به فقرا مى‏دهند كدام است؟

12. نام مقدار طعامى كه به عنوان زكات فطرت مى‏دهند چيست؟

احكام سه بعدى تقليد

1. الف : چه كسى بايد تقليد كند؟

ب : چه كسى نبايد تقليد كند؟

ج : چه كسى مى‏تواند تقليد كند؟

2. الف : در چه صورت مى‏توان از مجتهد ديگرى تقليد نمود؟

ب : در كدام صورت بايد از مجتهد ديگرى تقليد كرد؟

ج : در چه صورت تقليد از مجتهد ديگر حرام است؟

3. الف : در چه صورتى مقلد نمى‏تواند به فتواى مجتهد ديگر عمل كند؟

ب : در كجا مقلد مى‏تواند به بعضى از نظريات مجتهد ديگر عمل كند؟

ج : در چه صورتى مقلد فقط مى‏تواند به همه فتاواى مجتهد ديگر عمل كند؟

4. الف : در چه صورتى رجوع از مرجعى به مرجع ديگر واجب است؟

ب : در چه صورتى رجوع از مرجعى به مرجع ديگر جايز است؟

ج : در چه صورتى رجوع از مرجعى به مرجع ديگر جايز نيست؟

احكام سه بعدى نجاسات و پاك كننده‏ها

5. الف : كدام خون پاك است؟

ب : چه خونى، نجس است؟

ج : كدام خون، حلال است؟

6. الف : كدام حيوان است كه هم حرام و هم نجس مى‏باشد؟

ب : كدام حيوانى هم حلال و هم پاك است؟

ج : كدام حيوانى حرام است، ولى پاك مى‏باشد؟

7. الف : كدام كافرى پاك است؟

ب : كدام كافرى نجس است؟

ج : كدام كافرى مقدس است؟

8. الف : ميته‏اى كه پاك ولى حرام است؟

ب : ميته‏اى كه نجس وحرام است؟

ج : ميته‏اى كه نجس است و دست زدن به آن غسل دارد؟

9. الف: كدام نجسى است كه براى پاك شدن آن فقط بايد از آب استفاده كرد؟

ب: كدام نجس است كه بايد براى پاك شدن آن از آب و خاك استفاده كرد؟

ج: كدام نجس است كه پاك شدن آن نه آب مى‏خواهد و نه خاك، بلكه زوال نجاست، براى پاك شدن كافى است؟

10. الف: كدام نجس با گفتن پاك مى‏شود؟

ب: كدام نجس با غايب شدن پاك مى‏شود؟

ج: كدام نجس با مدتى خوردن از چيزهاى پاك، پاك مى‏شود؟

11. الف: كدام پاك كننده‏اى است كه سگ و خوك را پاك مى‏كند؟

ب: كدام پاك كننده‏اى است كه كافر را پاك مى‏كند؟

ج: كدام پاك كننده‏اى است كه زمين نجس را پاك مى‏كند؟

12. الف: كدام آب كر نجس نمى‏شود؟

ب: كدام آب كر نجس مى‏شود؟

ج: كدام آب كر نجس مى‏كند؟

13. الف: كدام نجس به وسيله راه رفتن پاك مى‏شود؟

ب: كدام نجس به وسيله زبان پاك مى‏شود؟

ج: كدام نجس است كه به وسيله انتقال پاك مى‏شود؟

14. الف: كدام نجس به وسيله انقلاب پاك مى‏شود؟

ب: كدام نجس به وسيله آب پاك مى‏شود؟

ج: كدام نجسى است كه به وسيله آفتاب پاك مى‏شود؟

15. الف: با كدام آب اگر سه بار ظرف نجس را بشوييم پاك مى‏شود؟

ب: با كدام آب اگر يك بار هم ظرف نجس را بشوييم پاك مى‏شود؟

ج: با كدام آب اگر ده بار ظرف نجس را بشوييم پاك نمى‏شود؟

16. الف: كدام عرقى نجس است؟

ب: كدام عرقى پاك است؟

ج: كدام عرقى حرام است؟

17. الف: كدام نجسى است كه به وسيله خاك و آب پاك مى‏شود؟

ب: كدام نجسى بدون آب پاك مى‏شود؟

ج: كدام نجسى است كه فقط با آب پاك مى‏شود؟

18. الف: كدام نجسى است كه بايد سه بار با آب قليل شسته شود؟

ب: كدام نجسى است كه بايد سه بار با آب قليل همراه با فشار دادن آن، شسته شود.

ج: كدام نجسى با يك بار شستن پاك مى‏شود؟

19. الف: كدام نجس يك بار شسته شود كافى است؟

ب: كدام نجس دوبار شسته شود كافى است؟

ج: كدام نجس است كه با هفت‏بار شستن پاك مى‏شود؟

20. الف: در چه صورت ملاقات نجس، چيز پاك را نجس نمى‏كند؟

ب: درچه صورت ملاقات نجس، همه آن چيز پاك را نجس مى‏كند؟

ج: درچه صورت ملاقات نجس فقط همان قسمت را نجس مى‏كند؟

21. الف: كدام مردار تمام بدنش پاك است؟

ب : كدام مردار تمام بدنش نجس است؟

ج: كدام مردار قسمتهايى از آن پاك است؟

 

[ دوشنبه نوزدهم مهر 1389 ] [ 3:6 بعد از ظهر ] [ م .سیــف الهـــــی ]

نام ديگر آن چيست

1. نام ديگر پيوند چيست؟

2. نام يكى از مقارنات نماز كه مى‏گويد: بين كارهاى نماز، فاصله نبايد باشد چيست؟

3. نام ديگر به هم زدن معامله كه حرف اولش «ف‏» باشد چيست؟

4. نام پايان وقت نماز و عبادات ديگر چيست؟

5. نام يكى از مقدمات نماز كه حرف اولش «ق‏» است چيست؟

6. نام پولى كه بطور موقت در اختيار ديگران قرار مى‏دهند چيست؟

7. نام ديگر خواندن حمد و سوره كه بايد صحيح ادا شود چيست؟

8. نام ديگر «عيد اضحى‏» چيست؟

9. نام ديگر «نماز وحشت‏» چيست؟

10. نام ديگر مالياتى كه اهل ذمه بايد بدهند چيست؟

احكام معمايى

1. آن چيست كه لازم نيست‏به زبان بيايد و يا از قلب و فكر بگذرد و در اكثر كارهاى ما وجود دارد؟

2. آن چيست كه اصل آن مستحب و فرعش حرام است؟

3. آن چيست كه اصل‏آن مستحب و فرعش واجب‏است؟

4. كدام پاك‏كننده‏اى است كه در زمين نيست؟

5. كدام كافرى است كه به فرموده پيامبر(ص) قابل احترام است؟

6. يكى از پاك كننده‏هاست كه اگر حرف اول آن را برداريم،يكى از آداب اسلامى مى‏شود؟

7. كدام يك از پاك كننده‏هاست كه اگر دو حرف آخرش را برداريم به معناى «خراب‏» و اگر دو حرف اول آن را برداريم، نوعى ورزش و بازى مى‏شود؟

8. كدام مكان مقدسى است كه نماز واجب در روى آن، مكروه است؟

9. كدام عبادتى است كه به جا آوردن آن حرام و ترك آن نيز حرام است؟

10. كدام مركبى است كه با آمدن آن، نماز باطل مى‏شود؟

11. شخصى در نماز ميت‏سرش به لبه تابوت خورد و خون آمد، آيا نمازش صحيح است؟

12. آياجوجه يا پرنده‏اى را كه در شكم حيوان شكار شده وجود دارد، مى‏توان خورد يا خوردن آن حرام است؟

13. حلال بى‏پوست چيست؟

14. خونى كه از دمبه گوسفند بيرون مى‏آيد، آيا پاك است‏يا نجس؟

15. از پاك كننده‏ها كه در روز هست و در شب نيست و كسى به آن دسترسى ندارد؟

16. اولم اول رمضان، دومم آخر وضو، سومم آخر نماز، چهارمم آخر سجده، حال بگو كه چيستم؟

17. كدام دهى است كه اگر در مسير باشد، نماز را باطل مى‏كند.

18. شخصى نمازهاى يوميه خود را كه هفده ركعت است، يازده ركعت‏خوانده، حال بايد چه كند.

19. آويزه و معلق، گاهى حلال و طيب گاهى حرام مطلق؟

20. آن چيست كه يك چشم دارد و هميشه باز و رو به آسمان است؟

21. آن چيست كه در ابتداى برخوردها و نيز در پايان نماز بايد باشد؟

22. من در همه‏جا هستم از من صنايع دستى ساخته مى‏شود، گاهى از من براى پاك كردن ظرفها استفاده مى‏شود و به هنگام ناچارى با من تيمم نيز مى‏كنند، من چيستم.

23. از نمازهاى واجب دو ركعتى هستم كه ده ركوع دارم، مرا در مواقع حوادث طبيعى وحشتناك، بايد بخوانيد؟

24. از فروع دين و يكى از راههاى مبارزه با فساد هستم، هدف قيام امام حسين -عليه‏السلام اجراى اين اصل بوده و رهبر معظم انقلاب تمام تلاش خود را براى احياى اين اصل فراموش شده به كار بردند؟

25. شخصى تا سن پانزده سالگى نماز نخوانده و چند سال هم نمازش را بدون حمد و سوره خوانده، حال وظيفه‏او چيست؟

26. شخصى حمد و سوره نماز را در نماز جماعت‏بلند خوانده است اكنون بايد چه كند؟

27. شهرى در استان كرمان است كه مردم آن با آب «انار» وضو مى‏گيرند و غسل مى‏كنند، آيا وضو و غسل آنان صحيح است؟

28. كشورى است كه مسلمانان آن جا با آب «پرتقال‏» وضو و غسل مى‏گيرند؟

29. بگوييد كه كدام نماز است كه اگر ديگرى بخواند بر ما واجب نيست؟

30. نام كدام ركن نماز است كه در تلفظ آن لبها به همديگر نمى‏خورند؟

31. يكى از نمازهاى واجب كه «حمد» در آن خوانده نمى‏شود؟

32. با اين كه عمل بدون تقليد باطل است، مكلفى تقليد نمى‏كند و اعمالش صحيح است، آيا چنين چيزى مى‏شود؟

33. آن چيست كه دل شيطان بزرگ آمريكا را مى‏لرزاند و دلهاى مؤمنان را قوت مى‏بخشد و كليد ورود به ميعادگاه عاشقان الله است؟

34. كدام آب كرى است كه بدون تغيير بو و رنگ و طعم، با برخورد نجس، نجس مى‏شود؟

35. در چه صورت چيز پاك با برخورد به نجس، نجس نمى‏شود؟

36. مسجدى ساختم بلند پايه هشت در آفتاب نه در سايه؟

37. نمازى كه ركوع و سجود ندارد كدام است؟

38. از پاك كننده‏هاست كه اگر حرف اولش را برداريم نوعى وسيله جنگى مى‏شود؟

39. نمازى كه نه غسل ونه وضو و نه تيمم مى‏خواهد؟

40. از واجبات نماز كه اگر حرف اول آن را برداريم، يكى از شهرهاى عربستان مى‏شود؟

41. دعايى در نماز است كه نقطه ندارد و كودكان نيز مى‏توانند آن را بخوانند؟

42. از چيزهايى كه مناسب است نمازگزار از آن استفاده كند، اگر حرف اولش را برداريم، نام ديگر راه و اگر حرف آخرش را برداريم، لقب امام چهارم -عليه‏السلام مى‏شود؟

43. كدام آبى است كه اگر سگ از آن بخورد، نجس مى‏شود و اگر در آن ادرار كند، نجس نمى‏شود؟

44. دو آب كر داريم كه هر دو مطلق هستند و از نظر وزن و حجم تقريبا يكسان مى‏باشند، ولى يكى با ملاقات نجس، نجس مى‏شود و ديگرى نجس نمى‏شود، آيا چنين چيزى ممكن است؟

45. در چه صورت آب كر بوى نجس را به خود مى‏گيرد و نجس نمى‏شود؟

46. آن چيست كه نشانه ادب و پايان نماز است؟

47. يكى از فروع دين است كه اگر حرف اولش را برداريم، نام نوعى فلز مى‏شود؟

50. چه درختى است كه دو نوع انگور سياه و سفيد مى‏دهد كه انگور سفيد آن را نمى‏توان خورد و انگور سياهش را مى‏توان خورد؟

جواب آن چيست؟

1. آيا راه رفتن در بين وضو اشكال دارد؟

2. آيا اگر اعضاى وضو كه به وسيله گرما و باد قبل از تمام شدن وضو خشك شود، وضو باطل است؟

3. آيا بايد نيت وضو را به زبان آورد؟

4. آيا وضو گرفتن از حوضى كه يك آجر غصبى دارد باطل است؟

5. آيا وضو گرفتن از نهرهاى بزرگ اشكال دارد؟

6. آيا وضوى واحد از اسباب متعدد كفايت مى‏كند؟

7. آيا در وضو با يك دست مى‏توان هر دو پا را مسح كرد؟

8. اگر كسى با وضويى كه از آب مضاف يا نجس گرفته و نماز خوانده، آيا لازم است نماز را با وضوى صحيح اعاده نمايد؟

9. آيا مى‏توان در نماز روى برگ و زغال و سفال سجده كرد؟

10. شخصى جنب شده و نياز به غسل جنابت دارد، ولى از غسل كردن شرم دارد، آيا مى‏تواند تيمم كند؟

11. آيا زن برادر و دختر خاله و دختر عمو محرم هستند؟

12. آيا نگاه كردن به موى سر عمه و خاله معصيت دارد؟

به من بگو

در اين قسمت، احكام به صورت عددى از شاگردان سؤال مى‏شود; به عنوان مثال، از آنان پرسيده مى شود كه سه مورد از مسائل احكام را نام ببريد كه يك بار انجام مى شوند (مانند حج كه در طول عمر يك بار واجب است) يا سه مورد از مسائل احكام را نام ببريد كه در آنها عدد شش به كار رفته (به من بگو سه شش تا)، مانند واجبات وضو كه شش چيز است.

به من بگو سه يكى؟ ..... به من بگو سه دو تا؟

به من بگو سه سه تا؟ ..... به من بگو سه چهارتا؟

به من بگو سه پنج تا؟ ..... به من بگو سه شش تا؟

به من بگو سه هفت تا؟ ..... به من بگو دو هشت تا؟

به من بگو دو نه تا؟ ..... به من بگو يك ده تا؟

به من بگو سه يازده‏تا؟ ..... به من بگو دو دوازده‏تا؟

به من بگو يك سيزده‏تا؟ ..... به من بگو دو چهارده‏تا؟

پاسخهاى اين قسمت در عنوان «احكام اعدادى‏» آمده است.

سؤالهايى از يك نماز دو ركعتى

1. به من بگو كه در نماز چند تا يكى است؟

2. به من بگو كه در نماز چند دو تاست؟

3. به من بگو كه در نماز چند سه تاست؟

4. به من بگو كه در نماز چند چهارتاست؟

5. به من بگو كه در نماز چند پنج تاست؟

6. به من بگو كه در نماز چند هفت تاست؟

7. به من بگو كه در نماز چند يازده تاست؟

اسمش چيست؟

1. آن چيست كه بعد از حمد مى‏خوانند و انواع زيادى دارد؟

2. آن چيست كه در نماز مى‏گيرند؟

3. آن چيست كه قبل از نماز آن را مى‏گيرند؟

4. آن چيست كه اگر به دروغ بخوريم، هم گناه بزرگى كرده‏ايم و هم بايد كفاره بدهيم؟

5. كدام وضويى است كه در آن قسمتى از اعضاى وضو را نمى‏شوييم؟

6. به كسى كه به امام جماعت اقتدا مى‏كند چه مى‏گويند؟

7. چه چيزى است كه در همه عبادات بايد باشد و بدون آن اعمال انسان فايده‏اى ندارد؟

8. نام عملى كه ترك آن نيكوست چيست؟

9. نظريه مجتهد را چه مى‏گويند؟

10. زكات عمومى كه در آخرين روز ماه رمضان كنار مى‏گذارند چه نام‏دارد؟

11. يكى از مقدمات نماز كه از دو طرف خوانده مى‏شود، چيست؟

12. يكى از اركان نماز كه نقطه ندارد، كدام است؟

13. دو واجبى كه بايد در نماز رعايت‏بشوند ولى جزو نماز نيستند كدامند؟

14. آن چيست كه بر هر مسلمان غير مجتهد، واجب است؟

15. يكى از راههاى جلوگيرى از فساد كه راه پيامبران و امامان -عليهم‏السلام است و رهبر عاليقدرمان آن را احيا كرد، چيست؟

16. به مجتهدى كه ديگران از او تقليد مى‏كنند، چه مى‏گويند؟

17. نام نمازى كه در هر مسجدى مستحب است‏خوانده شود، چيست؟

18. نام سجده‏اى كه براى كلام بى‏جا در نماز بعد از نماز انجام مى‏شود، چيست؟

19. لباس و يا كتابى كه در اختيار ما مى‏گذارند و نبايد از آنها استفاده كنيم، چه نام دارد؟

20. وسيله يا كتابى را كه مى‏گيريم تا ازآن استفاده كنيم و سپس برگردانيم نام اين كار چيست؟

21. سجده‏اى كه براى تشهد و ياسجده فراموش شده انجام مى‏دهيم چه نام دارد؟

22. پذيرش راى و فتواى مجتهد و عمل كردن به آن را چه مى‏گويند؟

23. نام چيزى كه با آن زخم و محل شكستگى را مى‏بندند، چيست؟

24. نوعى ناپاكى كه با مس آن وضو باطل نمى‏شود، ولى غسل بر انسان واجب مى‏شود؟

25. نام سهمى كه بازماندگان از شخص ميت مى‏برند، چيست؟

26. به واجبى كه بايد همه انجام دهند چه مى‏گويند؟

27. كدام واجبى است كه اگر بعضى انجام دهند بر ديگران واجب نيست؟

28. به اعمالى كه انجام دادن و ندادن آن مساوى است، چه مى‏گويند؟

29. جريمه گناهان و ترك واجبات را چه مى‏نامند؟

30. نام آبى كه در حين شستن نجس ريخته مى‏شود چيست؟

31. نام چوب يا علامتى كه به وسيله آن وقت را تعيين مى‏كنند چيست؟

32. اقليتهاى مذهبى پذيرفته شده در كشورهاى اسلامى را چه مى‏گويند؟

33. نام نمازهاى مستحبى روزانه چيست؟

34. طولانى‏ترين و كوتاه‏ترين نافله كدام است؟

35. كدام نمازى است كه بايد فورى و سريع خوانده شود؟

36. نام اين ذكر: «سبحان الله والحمدالله ولااله الاالله والله اكبر» چيست؟

37. نام ديگر «وظيفه‏» كه بر شخص بالغ واجب مى‏شود چيست؟

38. نام ديگر «پنهان كارى‏» در برابر دشمنان دين و مذهب چيست؟

39. كدام نمازى است كه بدون وضو هم مى‏توان آن را خواند؟

40. نام اولين قسمت رساله‏هاى عمليه چيست؟

41. نام دعا و شعارى كه حجاج در مراسم حج‏سر مى‏دهند چيست؟

42. نام طهارت اضطرارى چيست؟

43. نام نوعى دزدى كه ممكن است آن را بعضى از دانش‏آموزان انجام دهند چيست؟

44. نام‏هاى دو اصل از فروع دين كه به معناى «دوستى با خوبان‏» و «دشمنى با بدان‏» مى‏باشند چيستند؟

45. نام يكى از پاك كننده‏ها كه اولش «ت‏» مى‏باشد چيست؟

46. خاك كدام مكانى بهترين مهر و خاك تيمم است؟

47. آن چيست كه ترك عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى‏كند؟

48. نام لباس ندوخته‏اى كه حجاج در ايام حج مى‏پوشند چيست؟

49. مالى كه در جنگ از دشمن به دست مى‏آيد چه نام دارد؟

50. يك پنجم مالى را كه به مرجع تقليد مى‏دهند چه نام دارد؟

احكام اعدادى

در اين قسمت از عدد يك شروع مى‏كنيم و شاگردان بايد مواردى از آن را بگويند و مى‏توان به آنان وقت داد تا از رساله پيدا كنند و در اين‏جا از باب نمونه، قسمتى از احكام اعدادى را براى مربيان مى‏آوريم:

1. حج در طول عمر يك بار واجب است.

خمس مال يك‏بار واجب است.

نيت‏براى هر عبادتى يك بار واجب است.

تكبيرة الاحرام نماز يك بار است.

2. آب بر دو قسم است مضاف و مطلق (مساله 15).

نماز وحشت دو ركعت است (مساله 638).

غسلها را دو گونه مى‏توان انجام داد: ترتيبى و ارتماسى.

سجده در هر ركعت، دو تاست.

نماز آيات دو ركعت است.

نماز جمعه و عيد فطر دو ركعت است.

3. مجتهد را از سه راه مى‏توان شناخت (مساله 3)

راههاى ثابت‏شدن نجاست‏سه تاست (مساله 121).

راههاى شناخت اعلم سه تاست.

ظرف نجس را با آب قليل بايد سه مرتبه شست(مساله 150).

زمين با سه شرط ته كفش را پاك مى‏كند.

واجب است ميت را سه غسل بدهند(مساله 550).

ميت مسلمان را بايد با سه پارچه كه آنها را لنگ و پيراهن و سرتاسرى مى‏گويند كفن كنند (مساله 570).

مواردى كه لازم نيست‏بدن و لباس نماز گزار پاك باشد سه تاست(مساله 848).

تسبيحات اربعه سه بار (طبق فتواى امام) مستحب است.

سجده سهو براى سه چيز است (مساله 1236).

فطريه براى هر نفر سه كيلو از غلات است (مساله 1991).

نشانه‏هاى بلوغ سه چيز است (مساله 2252).

كفاره قسم سه روز روزه است (مساله 2670).

4. به دست آوردن فتواى مجتهد از چهار راه است (مساله 5).

در چهار جا ادرار كردن حرام است (مساله 64).

آب با چهار شرط پاك مى‏كند (مساله 149).

در تيمم چهار چيز واجب است (مساله 700).

سوره‏هايى كه سجده واجب دارند چهار تاست(مساله 1093).

نماز آيات به واسطه چهار چيز واجب مى‏شود(مساله 1491).

شرايط امر به معروف چهار چيز است.

مراتب امر به معروف چهار چيز است.

5. آب مطلق پنج قسم است (مساله 15).

آب قليلى كه براى برطرف كردن عين نجاست، روى نجس ريخته مى‏شود، با پنج‏شرط پاك است (مساله 27).

پنج چيز بر جنب حرام است (مساله 355).

نماز ميت پنج تكبير دارد (مساله 608).

نمازهاى يوميه در پنج وقت است.

در پنج نماز، اذان ساقط مى‏شود(مساله 922).

اركان نماز پنج تاست (مساله 942).

اقسام سجده پنج تاست.

نماز آيات در هر ركعت پنج ركوع دارد (مساله 1507).

راههاى ثابت‏شدن اول ماه پنج چيز است(مساله 1730).

6. آفتاب با شش شرط پاك مى‏كند (مساله 191).

براى شش چيز وضو گرفتن واجب است (مساله 316).

براى بچه شش سال به بالا نماز ميت لازم است (مساله 596).

لباس نمازگزار شش شرط دارد (مساله 798).

شكهايى كه نبايد به آنها اعتنا كرد شش تاست (مساله 1167).

شرايط فروشنده شش تاست (مساله 2081).

7. ظرفى را كه خوك ازآن چيز روانى بخورد با آب قليل بايد هفت مرتبه شست (مساله 152).

ظرفى را كه شراب در آن بوده هفت‏بار بايد شست. (مساله 153).

هفت چيز وضو را باطل مى‏كند (مساله 323).

غسلهاى واجب هفت تاست.

در هفت مورد به جاى وضو و غسل بايد تيمم كرد (مساله 648).

در سجده بايد هفت عضو به زمين برسد.

خمس در هفت چيز است.

8. شرايط محرم شدن از طريق شيردادن هشت تاست (مساله 2474).

شكهاى باطل هشت تاست.

9. نه چيز زكات دارد.

شكهاى صحيح نه تاست.

10. فروع دين ده تاست.

11. نجاسات يازده تاست.

واجبات نماز يازده تاست.

در يازده مورد مى‏توان معامله را به هم زد (مساله 2124).

12. پاك كننده‏ها دوازده تاست (مساله 148).

مبطلات نماز دوازده تاست،(مساله 148).

13. شرايط وضو سيزده تاست.

14. براى پاك شدن كف پا و ته كفش، بهتر است پانزده قدم يا بيشتر روى زمين راه بروند (مساله 185).

غسلهاى مستحبى پانزده تاست (مساله 647).

راه...

1. راه نجس شدن چيزهاى پاك كدام است؟

2. راه ثابت‏شدن نجاست چيست؟

3. راه شناخت مجتهد اعلم كدام است؟

4. راه به دست آوردن فتواى مجتهد چيست؟

5. راه شستن لباس نجس به چه صورت است؟

6. راه فهميدن آب كر چگونه است؟

7. راه نذر كردن چيست؟

8. راه محرم شدن از طريق «شير» چگونه است؟

9. راه صحيح بودن اعمال كدام است؟

10. راه شستن ظرفى كه سگ و خوك از آن چيز روانى خورده باشند چيست؟

11. راه شكار با اسلحه چيست؟

12. راه يقين پيدا كردن به اين كه در مجراى ادرار چيزى باقى نمانده چيست؟

13. راه پاك شدن كافر چيست؟

14. راه حلال شدن آب انگورى كه جوشيده چيست؟

15. راه فرار از خمس چيست؟

16. راه و روش امر به معروف و نهى از منكر چگونه است؟

17. راه پاك كردن ظرف و بدن نجسى كه چرب است چيست؟

18. راه پاك كردن چيزى كه به ادرار نجس شده، به وسيله آب قليل چيست؟

اعداد زير مربوط به كدام يك از احكام دين است؟

الف) 23 ه) 61 ب)10 و) 9 ج) 13 ز) 31 د) 15 ح) 6

سرگرميهايى از احكام

در اين قسمت، اعدادى از احكام طبق سؤالهايى كه مطرح شده را بايد در اين جدول قرار داد و با پرنمودن اين جدول، حاصل جمع هر يك از ستونهاى افقى و عمودى بيست‏خواهد شد.

1. تعداد ركعات نمازهاى يوميه.

2. تعداد سلامها در نماز.

3. تعداد ركوع در نماز آيات.

4. اعضاى سجده.

5. اركان نماز.

6. تعداد ركعات نماز عصر.

7. سوره هاى سجده دار قرآن.

8. تعداد ركعات نماز عيد قربان.

9. تعداد نمازهاى واجب.

10. ركعتهاى نماز مغرب.

11. تعداد تكبيرات نماز ميت.

12. واجبات نماز.

13. تعداد ركعات نماز عشا.

14. تعداد پاك‏كننده‏ها.

15. تعداد شرايط لباس نمازگزار.

پاسخنامه:

6 - 10 - 4 - 11 - 5 - 3 - 6 - 2 - 4 - 4 - 5 - 7 - 10 - 3 - 17

واحد بعضى از احكام

1. واحد كتاب چيست؟

2. واحد مسجد چيست؟

3. واحد نماز چيست؟

4. واحد تيمم و وضو چيست؟

5. واحد روزه چيست؟

6. واحد شكيات چيست؟

اولين‏ها

1. اولين كسى كه «بسم الله‏» نوشت، چه كسى بود؟

2. اولين مسجدى كه بعد از ظهور اسلام در نزديكى مدينه ساخته شد چه نام دارد؟

3. اولين كارى كه در نماز انجام مى‏دهيم چيست؟

4. اولين از فروع دين كدام است؟

5. اولين ركنى كه در نماز به زبان مى‏آوريم چيست؟

6. اولين كارى كه در وضو بعد از نيت انجام مى‏دهيم چيست؟

7. اولين مقدمات نماز كدام است؟

8. اولين قبله مسلمانان كجاست؟

9. اولين كسى كه نماز خواند، چه كسى بود؟

10. اولين كسى كه نماز جمعه را اقامه كرد، چه كسى بود؟

11. اولين شهيد محراب صدر اسلام كيست؟

12. اولين شهيد محراب انقلاب اسلامى كيست؟

13. اولين كسى كه روزه گرفت، چه كسى بود؟

14. اولين كسى كه زكات داد، چه كسى بود؟

15. اولين مساله در رساله‏هاى عمليه درباره چيست؟

احكام آخرين

1. آخرين ركن نماز چيست؟

2. آخرين واجب در نماز كدام است؟

3. آخرين مرحله امر به معروف و نهى از منكر چيست؟

4. آخرين چيزى كه به روزه‏دار واجب است؟

5. آخرين كارى كه در مراسم حج‏بايد انجام شود چه نام دارد؟

6. آخرين چيزى كه از نجاسات است؟

7. آخرين پاك‏كننده‏ها كدام است؟

8. آخرين شرط از شرايط وضو چيست؟

9. آخرين غسلى كه بايد اعدامى بكند، كدام است؟

10. آخرين سفارشهاى قبل از مرگ را چه مى‏گويند؟

11. آخرين موردى كه بايد تيمم نمود كدام است؟

12. آخرين نماز از نمازهاى واجب كدام است؟

13. آخرين كار از مراسم عيد فطر چيست؟

14. آخرين لباس انسان چه نام دارد؟

چه كلمه‏اى هستم؟

1. نيت، تكبير، قيام ، ركوع و سجده را ............................... مى‏گويند.

2. خم شدن در نماز را .......................... مى‏گويند.

3. قيام قبل از ركوع را قيام .......................... مى‏گويند.

4. نمازها را بايد به طرف .......................... بخوانيم.

5. مكان نمازگزار نبايد .......................... باشد.

6. محل سجده نبايد .......................... باشد.

7. براى شروع نماز بايد ابتدا .......................... بگوييم.

8. خواندن حمد را .......................... مى‏گويند.

9. قبل از نماز .......................... مى گوييم.

10. قبل ازنماز .......................... مى‏گيريم.

11. كارهاى نماز را بايد .......................... انجام بدهيم.

12. لباس نمازگزار مرد بايد از جنس .......................... نباشد.

13. بهتر است نماز را با حالت .......................... بخوانيم.

14. براى شروع نماز، اول .......................... مى‏كنيم.

15. خوردن و آشاميدن، نماز را .......................... مى‏كند.

16. نمازى كه حمد وسوره‏اش را نمى‏خوانيم....................... مى‏گويند.

17. در حال نماز بايد بدن .......................... داشته باشد.

18. مى‏توانيم در ركعت‏سوم و چهارم به جاى تسبيحات اربعه .......................... بخوانيم.

19. گفتن عمدى كلمه اضافى در نماز، آن را .......................... مى‏كند.

20. حمد و سوره را بايد در نماز ظهر و عصر ...................................... بخوانيم.

21. نماز .......................... را بايد آهسته و بدون سوره بخوانيم.

22. كنار گذاشتن 10% از غلات براى مستمندان را .......................... مى‏گويند.

23. خونى كه از لاى دندان مى‏آيد .......................... است.

24. رنگ خون و نجاسات ديگر بعد از شسته شدن .......................... است.

25. خونى كه، در زير ناخن كوبيده شده، اگر به آن .......................... نگويند، پاك است.

26. تسبيحات اربعه بايد .......................... خوانده شود.

27. در حال گفتن تكبيرة الاحرام .......................... است كه دستها را تا برابر گوشها بالا ببرند. (مساله 955).

28. در حال تكبير بايد بدن .......................... باشد.

29. تكبيرة الاحرام جزو .......................... نماز است.

30. امام جماعت‏بايد .......................... از ماموم باشد.

31. فاصله صفهاى جماعت نبايد بيش از .......................... باشد.

32. ميان امام و ماموم نبايد .......................... باشد.

33. مكان امام جماعت نبايد از ماموم .......................... باشد.

34. در مواقع اضطرارى به جاى غسل و وضو مى‏توان........................... نمود.

35. به هنگام خسوف و كسوف نماز .............................. بايد خواند.

36. مس اسامى پيامبر و امامان معصوم -صلوات الله عليهم بدون وضو در صورتى كه بى‏احترامى هم نباشد .......................... است.

37. جاى مسح بايد .......................... باشد.

38. تنها نماز مستحبى كه مى‏توان آن را در هر زمان با جماعت‏خواند نماز .......................... است.

39. نمازهاى واجب را .......................... مى‏گويند.

40. نمازهاى مستحبى را كه در شبانه روز انجام مى‏شود ........................ مى‏گويند.

41. با يك دست .......................... هر دو پا را مسح نمود.

42. آبى كه براى پاك كردن چيز نجس استعمال مى‏شود و از متنجس جدا مى‏شود .......................... مى‏گويند.

43. روزه روز مبعث جزو روزه‏هاى .......................... است.

44. روزى كه انسان شك دارد كه اول رمضان است‏يا آخر شعبان .......................... روزه بگيرد؟

45. بو كردن گياهان معطر بر روزه‏دار .......................... است.

46. كسى كه نمى‏داند روزه مسافر باطل است، اگر در سفر روزه بگيرد و بعد از افطار بفهمد، روزه‏اش .......................... است.

47. اگر زكات فطره انسان بر كسى واجب باشد و او فطره را ندهد، فطره بر خود انسان واجب .......................... ؟

48. مسافرت عمدى در ماه رمضان براى فرار از روزه .......................... است؟

من چيستم؟

1. از من نمى‏توانيد براى وضو و غسل حتى براى خوردن و آشاميدن استفاده كنيد، با اين كه مباح هستم، بگوييد كه من چيستم؟

2. اولين قبله‏گاه مسلمين هستم كه حضرت داوود بنيان گذارم بود وهميشه مورد توجه پيروان تمامى اديان بوده‏ام و امروز در بند دشمنان هستم و حضرت امام خمينى(ره) جمعه آخر ماه رمضان را به نام من قرار داده و براى رهايى من از همه مسلمانان جهان كمك خواسته است، من چيستم؟

3. اولين خانه‏اى هستم كه در زمين ساخته شده و حضرت ابراهيم -عليه‏السلام آن را تعمير كرد و مركز وحدت امت اسلامى و قبله‏گاه مسلمانان جهان هستم، من چيستم؟

4. من چيستم كه اگر بخورى روزه‏ات باطل نمى‏شود؟

5. آن را بدون نوبت مى‏گيرند پس، بگوييد كه چيستم؟

6. همه با نام من آشنا هستيد، در اسلام اهميت زيادى دارم، هميشه رو به قبله قرار دارم، مرا در مساجد و نمازخانه‏هاى عمومى مى‏يابيد، خون على -عليه‏السلام بر روى من ريخته شد، من چيستم؟

7. اولين واجب از عبادات هستم. تمام كارهايى كه انجام مى‏شود با من نقش پيدا مى‏كند اگر خوب باشد خوب و اگر بد باشد، بدخواهد بود، من چيستم؟

8. من اعتراف هميشگى به توحيد و رسالت پيامبر اسلام هستم و در نمازهاى يوميه حضور دارم و نخستين شرط مسلمانى هستم، مرا در هر نماز دو ركعتى هم مى‏توانيد بيابيد، من چيستم؟

در كجاست؟

1. قبله‏گاه مسلمين در كجاست؟

2. اولين قبله‏مسلمين در كجاست؟

3. محل ضربت‏خوردن امام على‏عليه السلام در كجاست؟

4. مسجدى كه پيامبر آن را خراب كرد، در كجاست؟

5. مسجدى كه هندوهاى افراطى با همكارى استكبار جهانى آن را تخريب كردند، در كجاست؟

6. اولين مسجدى كه پيامبر آن را ساخت در كجاست؟

7. مسجدى كه امام زين‏العابدين -عليه‏السلام در آن سخنرانى كرد و يزيديان را رسوا ساخت در كجاست؟

8. مسجدى كه امام خمينى -رحمة‏الله عليه در پانزده خرداد سال 42 در آن سخنرانى كردند در كجاست؟

9. مسجد الحرام در كجاست؟

چه شماره‏اى هستم

1. نماز آيات چند ركعت است؟

2. نمازهاى يوميه چند ركعت است؟

3. غسلهاى واجب چند تاست؟

4. نمازهاى واجب چند تاست؟

5. مطهرات چند تاست؟

6. شرايط وضو چند چيز است؟

7. راههاى ثابت‏شدن نجاست چند چيز است؟

8. اقسام وضو چند تاست؟

9. مبطلات وضو چند چيز است؟

10. شرايط لباس نمازگزار چند چيز است؟

11. شكيات نماز چند تاست؟

12. شرايط نماز مسافر چند تاست؟

13. كفاره كسى كه روزه‏اش را بدون عذر خورده، چند روز روزه است؟

14. كفاره كسى كه سوگند دروغ به خداوند ياد كرده چيست؟

15. مقارنات نماز چند تاست؟

16. اركان نماز چند تاست؟

17. شرايط واجب شدن امر به معروف ونهى از منكر چند تاست؟

كارهايى‏كه اصلش مستحب است و فرع آن واجب

1. قرض دادن مستحب است، ولى اداى آن واجب است.

2. سلام دادن مستحب، ولى جواب آن واجب است.

3. نوافل (نمازهاى مستحبى) در اصل، مستحبند، ولى براى خواندن آنها بايد وضو گرفت و اين وضو گرفتن واجب است. (البته شرط صحت نماز است).

4. اعتكاف در ابتدا مستحب ولى روز سوم آن واجب است.

5. نماز جماعت مستحب است، ولى متابعت در كارهاى آن واجب مى‏باشد.

6. قراءت در نوافل، همچون فرايض واجب است.

كارهايى كه اصل آن مستحب و فرعش حرام است

1. اعتكاف در ماه رجب مستحب است، ولى خارج شدن از محل اعتكاف، بدون عذر، حرام است.

2. قبول امانت مستحب، ولى خيانت در امانت‏حرام است.

3. روزه مستحبى مستحب است، ولى افطار كردن آن بعد از زوال ظهر حرام مى‏باشد.

4. رفتن به مساجد و زيارت قبور ائمه -عليهم‏السلام مستحب است، ولى بر ناپاكان حرام است.

[ دوشنبه نوزدهم مهر 1389 ] [ 3:4 بعد از ظهر ] [ م .سیــف الهـــــی ]
سرگرمی های احکام

 

((جواب سوالات پایین تر در قسمت پاسخنامه))

 

 

به من بگو ضد مرا

1. آب مطلق

2. طهارت

3. اسلام

4. معروف

5. نماز شكسته

6. جهر

7. صحيح

8. مستحب

9. واجب

10. روزه

11. جارى

12. مباح

13. امساك

14. نماز ادا

15. موالات

16. اختيارى

17. نسيه

18. عقد

19. اجتهاد

20. عادل

به من بگو چرا؟

1. چرا بايد تقليد كنيم؟

2. چرا بايد نماز بخوانيم؟

3. چرا بايد روزه بگيريم؟

4. چرا بايد جهاد كنيم؟

5. چرامرگ بر آمريكا مى‏گوييم؟

6. چرا بايد از كفار براءت و بيزارى بجوييم؟

7. چرا بايد راستگو باشيم؟

8. چرا بايد به امانت وفادار باشيم؟

9. چرا نماز مسافر شكسته است؟

10. چرا بايد مالى را كه پيدا مى‏كنيم به صاحبش برسانيم؟

11. چرا نگاه به نامحرم حرام است؟

12. چرا دزدى حرام است؟

13. چرا بايد نماز را به جماعت‏بخوانيم؟

14. چرا بايد امر به معروف كنيم؟

فرق اين دو كلمه چيست

1. فتوا - احتياط واجب

2. ركن - واجب

3. وقف - هبه

4. جاهل قاصر - جاهل مقصر

5. دفاع - جهاد

6. حد - تعزير

7. محرم شدن به شير - محرم نسبى

8. كافر ذمى - كافر حربى

9. دائم السفر - مسافر

10. نماز مسافر - نماز حاضر

11. عاريه - امانت

12. رهن - اجاره

13. مرجع تقليد - ولى فقيه

14. غسل ارتماسى - غسل ترتيبى

15. حمد و سوره نماز ظهر - حمد و سوره نماز عشا

16. ترتيب - موالات

17. نجس - متنجس

18. مستحب - واجب

19. حرام - مكروه

20. مطلق - مضاف

21. فجر صادق - فجر كاذب

بازى با اعداد

در اين قسمت مربى عدد خاصى را در نظر مى‏گيرد و شاگردان بايد از احكامى كه به آن عدد مربوط مى‏شود مطرح نمايند به عنوان مثال عدد پنج را در نظر مى‏گيريم.

1. انواع آب پنج تاست: 1. جارى; 2. كر; 3 . قليل; 4. باران; 5.چاه.

2. تعداد كتابهاى آسمانى پنج تاست: 1 . زبور; 2 . تورات; 3.صحف; 4. انجيل; 5. قرآن.

3. تعداد پيامبران اولواالعزم پنج تاست: 1. عيسى; 2. موسى; 3.نوح; 4. ابراهيم; 5. محمد(ص).

4. آل عبا پنج تن مى‏باشند: 1.محمد(ص); 2. على -عليه‏السلام; 3. فاطمه(س); 4. حسن -عليه‏السلام; 5. حسين -عليه‏السلام.

5. مدت حكومت على -عليه‏السلام در كوفه پنج‏سال است.

6. تعداد شهداى محراب پنج نفر است: 1. قاضى طباطبايى; 2.مدنى; 3. دستغيب; 4. اشرفى اصفهانى; 5. صدوقى.

7. شرايط ذبح كردن و سربريدن حيوان پنج تاست(مساله 2594).

8. شرايط روشنايى دل پنج تاست: 1. تلاوت قرآن; 2. كم خوردن; 3. نماز شب; 4. رفتن به مسجد; 5. همنشينى با علما.

9. اصول دين پنج تاست: 1. توحيد; 2. عدل; 3. نبوت; 4.امامت; 5. معاد.

10. نماز ميت داراى پنج تكبير است.

11. احكام وقت نماز پنج تاست.

12. انواع احكام پنج تاست: 1. واجب; 2. مستحب; 3.حرام; 4.مكروه; 5. مباح.

13. اركان نماز پنج تاست: 1. نيت; 2. تكبيرة‏الحرام; 3. قيام; 4.ركوع; 5. دو سجده.

14. شرايط لباس نمازگزار پنج تاست: 1. پاك باشد. 2. مباح باشد (يعنى غصبى نباشد). 3. از حيوان حرام گوشت نباشد. 4. اگر نمازگزار مرد است، لباسش از ابريشم خالص و طلا باف نباشد. 5.از اجزاى مردار نباشد.

15. نمازهاى يوميه پنج تاست: 1.صبح; 2. ظهر; 3. عصر; 4.مغرب; 5. عشا.

درباره من چه مى‏دانيد

1. احتياط واجب

2. مرجع تقليد

3. ولايت فقيه

4. مجتهد

5. استفتا

6. فتوا

7. سجده سهو

8. عهد

9. آب مضاف

10. آب قليل

11. آب كر

12. حكم

13. كفاره

14. خمس

15. تولى

16. تبرى

17. جزيه

18. تقليد

19. وقف

20. امربه معروف و نهى از منكر

21. زكات

22. رهن

23. احتياط

24. اهل ذمه

25. مكروه

26. ربا

27. رشوه

28. غصب

29. اجتهاد

مرحله بعد آن چيست؟

1. نماز

الف) نيتمرحله بعد..............

ب) قراءتمرحله بعد..............

ج) ركوعمرحله بعد..............

د) تشهدمرحله بعد..............

ه) قنوتمرحله بعد..............

2. تسبيحات حضرت زهرا

اول «34» مرتبه تكبيرمرحله بعد..............

3. كسى كه تشهد يا سجده را در نماز فراموش كرده، بعد از تمام شدن نماز، اول سجده و يا تشهد فراموش شده را مى‏خواند و در مرحله بعد ..............

4. اذاناقامه مرحله بعد..............

5. وضونيت مرحله بعد..............

6. تيممنيت مرحله بعد..............

7. (غسل) شستن سرو گردن ،مرحله بعد..............

8. نماز عيد فطر مرحله بعد..............

9. در برابر كسى كه نماز نمى‏خواند و يا واجب ديگرى را ترك مى‏كند ابتدا روى گرداندن .............. مرحله بعد ..............

[ دوشنبه نوزدهم مهر 1389 ] [ 3:0 بعد از ظهر ] [ م .سیــف الهـــــی ]

موسيقي ورقص

سؤال: آيا هنگامي كه يك برنامه علمي از راديو پخش مي شود،ولي بين آن موسيقي حرام گذاشته مي شود بايد راديو را خاموش كرد؟

جواب: بله گوش دادن به موسيقي مطرب حرام است.

سؤال: همسر من با ترانه وموسيقي ميانه خوبي دارد اگر بعد از امر به معروف و نهي از منكر همسرم اصلاح نشد مي توانم برخورد جدي كنم يا نه ؟

جواب: امر به معروف و نهي از منكر در صورت احتمال تاثير واجب است ولي در مورد شما آنچه ضرورت دارد روشنگري و روشن ساختن فلسفه احكام براي آنهاست . بايد سعي كنيد با كار زيربنايي و فردي بر روي افراد خانواده و توضيح اينكه ترانه هاي مبتذل آدمي را به خير دعوت نمي كند و نيز ساير تاثيراتي كه در روان و اخلاق و بينش آدمي مي گذارد آنان را براي پذيرش احكام الهي آماده نماييد .خداوند در اين راه يار و مددكار شما باشد
.

سؤال: آيا معيار حرمت موسيقي فقط مطرب و لهوي بودن آن است يا اينكه ميزان تحريك و تهييج آن هم تاثير دارد؟ و اگر باعث حزن و گريه شنونده شود، چه حكمي دارد؟ خواندن و شنيدن غزلهايي كه به صورت سه ضرب و همراه با موسيقي خوانده مي شوند، چه حكمي دارد؟

جواب: ملاك آن ملاحظه كيفيت نواختن موسيقي با در نظر گرفتن همه خصوصيات و ويژگيهاي آن است و اينكه از نوع موسيقي مطرب و لهوي مناسب با مجالس لهو و گناه باشد،هر موسيقي كه به حسب طبيعت خود از نوع موسيقي لهوي باشد، حرام است اعم از اينكه مهيج باشد يا خير و موجب ايجاد حزن و اندوه و حالات ديگر در شنونده بشود يا خير و هرگاه غزل هايي كه همراه با موسيقي خوانده مي شوند به صورت غنا و آواز لهوي مناسب مجالس لهو و لعب درآيند، خواندن و شنيدن آنها حرام است . ( اجوبه الاستفتاات ، ج 2، ص 20، تهران : انتشارات بين المللي الهدي ، چ اول ، 1380 )

سؤال: منظور از موسيقي مطرب و لهوي چيست ؟ و راه تشخيص موسيقي مطرب و لهوي از غير آن چيست ؟

جواب: موسيقي مطرب و لهوي آن است كه به سبب ويژگيهايي كه دارد انسان را از خداوندمتعال و فضايل اخلاقي دور نموده و به سمت بي بندو باري و گناه سوق دهد و مرجع تشخيص موضوع عرف است . ( اجوبه الاستفتاات ، ج 2، ص 19-20، تهران : انتشارات بين المللي الهدي ، چ اول ،1380 )

سؤال: ملاك تميز موسيقي حلال از حرام چيست ؟ و آيا موسيقي كلاسيك حلال است ، بسيار مناسب است كه معيار آن را بيان فرماييد؟

جواب: هر موسيقي كه به نظر عرف موسيقي لهوي و مطرب كه مناسب با مجالس عيش ونوش است باشد، موسيقي حرام محسوب مي شود و فرقي نمي كند كه موسيقي كلاسيك باشد ياغيركلاسيك . تشخصيص موضوع هم موكول به نظر عرفي مكلف است و اگر موسيقي اينگونه نباشد بخودي خود اشكال ندارد .( اجوبه الاستفتاات ، ج 2، ص 19، تهران : انتشارات بين المللي الهدي ، چ اول ، 1380 )

سؤال: موسيقي كه از راديو و تلويزيون جمهوري اسلامي پخش مي شود، چه حكمي دارد؟ آيا اين گفته كه حضرت امام ( قدس سره ) موسيقي را بطور مطلق حلال اعلام كرده اند، صحيح است ؟

جواب: نسبت حلال دانستن موسيقي به طور مطلق به حضرت امام خميني ( قدس سره ) كذب و افترا است . امام ( قدس سره ) معتقد به حرمت موسيقي مطرب و لهوي مناسب با مجالس لهو و معصيت بودند و نظر ما هم همين است ، ولي اختلاف در ديدگاهها از تشخيص موضوع نشات مي گيرد زيرا تشخيص موضوع موكول به نظر خود مكلف است . گاهي نظر نوازنده با نظر شنونده تفاوت پيدا مي كند كه در اين صورت موسيقي كه به تشخيص مكلف لهو و مناسب با مجالس گناه است بر او گوش دادن به آن حرام مي باشد و اما صداهاي مشكوك محكوم به حليت هستند و پخش از راديو و تلويزيون به تنهايي دليل شرعي بر مباح و حلال بودن آنها محسوب نمي شود .( اجوبه الاستفتاات ، ج 2، ص 23-22، تهران : انتشارات بين المللي الهدي ، چ اول ،1380 )

سؤال: آيا گرفتن اجرت براي تكثير نوارهاي صوتي كه محتوي امور حرامي هستند جايزاست ؟

جواب: هر نوار صوتي كه گوش دادن به آن حرام است ، تكثير و گرفتن اجرت براي آن هم جايز نيست . ( اجوبه الاستفتاات ، ج 2، ص 30، تهران : انتشارات بين المللي الهدي ، چ اول ،1380 )

سؤال: آياانسان مي تواند بدون تحقيق و به دلخواه از هر مرجعي كه خواست تقليدكند

جواب: بايد از مجتهد اعلم تقليد كرد ولي اگراعلم را نتوانست تشخيص دهد با احتمال اعلميت شخصي مي تواند از او تقليد كند.و در غير اين صورت مخير است كه يكي از مجتهدين را به عنوان مرجع تقليد انتخاب نمايد.

سؤال: ديدن برنامه هاي تلويزيوني چه حكمي دارد؟

جواب: آهنگ هاي مناسب مجالس و لهو ولعب و مهيج حرام است و ديدن فيلم زن اجنبيه كه او را نمي شناسيد به شرطي كه ريبه و فساد در آن نباشد اشكال ندارد.

سؤال: لطفا فرق بين غنا و موسيقي را بيان فرماييد .و برخي مي گويند : موسيقي اصيل و سنتي اشكال ندارد لطفا نظرتان را بفرماييد .

جواب: غنا عبارت از آوازي است كه مشتمل بر ترجيع و صوت و طرب انگيز و مناسب بامجالس طرب باشد و موسيقي گاه بر غنا و گاه بر آلات مختلف موسيقي مانند تار،سنتور، دف و غيره اطلاق مي شود.موسيقي را اگر به همان معناي غنا و آوازها و سازها و بكارگرفتن آنها بدانيم ،فراگرفتن موسيقي كه از قديم الايام بين اهل لهو و بزم متداول بود و در كشورهاو مناطق مختلف انواعي از آن بكار برده مي شده و مي شود همه حرام است . ( مسايل جديد از ديدگاه مراجع تقليد، ص 49، ورامين : صاحب الزمان ( عج ) ، چ دوم ،بهار80،به نقل از جامع الاحكام )
جزئيات سؤال

سؤال: غنا چيست ؟ آيا غنا فقط شامل صداي انسان است يا اينكه شامل صداهاي حاصل از آلات موسيقي هم مي شود؟

جواب: غنا عبارت است از صداي انسان در صورتي كه با ترجيع و طرب همراه بوده ومناسب مجالس لهو و گناه باشد كه خواندن به اين صورت و گوش دادن به آن حرام است . ( اجوبه الاستفتاات ، ج 2، ص 22-21، تهران : انتشارات بين المللي الهدي ، چ اول ،1380 )
جزئيات سؤال

سؤال: غنا چيست ؟ آيا غنا فقط شامل صداي انسان است يا اينكه شامل صداهاي حاصل از آلات موسيقي هم مي شود؟

جواب: غنا عبارت است از صداي انسان در صورتي كه با ترجيع و طرب همراه بوده ومناسب مجالس لهو و گناه باشد كه خواندن به اين صورت و گوش دادن به آن حرام است . ( اجوبه الاستفتاات ، ج 2، ص 22-21، تهران : انتشارات بين المللي الهدي ، چ اول ،1380 )

سؤال: لطفا فرق بين غنا و موسيقي را بيان فرماييد .و برخي مي گويند : موسيقي اصيل و سنتي اشكال ندارد لطفا نظرتان را بفرماييد .

جواب: غنا خوانندگي مطرب و ملهي متناسب با مجالس عيش و نوش است و موسيقي ، نوازندگي با همان اوصاف است و در حكم با هم فرقي ندارند و هر دو حرام است . ( مسايل جديد از ديدگاه مراجع تقليد، ص 48، ورامين : صاحب الزمان ( عج ) ، چ دوم ،بهار80 )

سؤال: گوش دادن به صداي كسي كه ترانه اي را زمزمه مي كند چه حكمي دارد؟

جواب: گوش دادن به ترانه خواندن ديگري ، در مواردي كه غنا و يا مناسب با مجالس لهو و لعب باشد حرام است.
جزئيات سؤال

سؤال: گوش دادن به موسيقي با ترانه و بدون ترانه و حكم رقص را از نظر امام بيان كنيد.گوش دادن به موسيقي و نگاه كردن به رقص اگر تحت تاثير قرارنگيريم چه حكمي دارد؟

جواب: به فتواي حضرت امام موسيقي مطرب حرام است چه با ترانه يا بدون آن و ملاك در تاثير پذيري صرف تاثير شخصي نيست . در مورد رقص حضرت امام رقص زن براي شوهر و بالعكس را جايز مي دانند برخي از ديگر مراجع زنده نيز رقص در مواردي كه موجب مفسده و همراه با گناهان ديگر مانند موسيقي مطرب اختلاط زن و مرد و ... نباشد را مجاز مي دانند .در مورد نگاه به رقص در فتاوا چيزي يافت نشد در عين حال در موارد حرمت رقص شركت كردن در آن به عنوان ناظر نيز جايز نيست زيرا شركت در مجلس گناه مي باشد .
جزئيات سؤال

سؤال: برخي مي گويند نوارهاي ترانه روي ما تاثير منفي ندارد آنها چگونه ارشاد كنم ؟

جواب: هر آهنگي كه مطرب و مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرام است وبدون شك آثار مخربي دارد از قبيل بيگانگي از خدا، تحريك شهوات وآلودگي به مفاسد و اگر چه در فرد خاصي تاثير مخربي ظاهر نشود باز گوش دادن به آن جايز نيست زيرا حكم در اين مورد تابع تاثير بر فرد خاص و عدم آن نيست . همان گونه كه حرمت شراب تابع مست شدن فرد خاص نيست.
جزئيات سؤال

سؤال: آيا كارتون هاي خارجي كه آهنگ هاي شاد دارند حرام است ؟

جواب: آهنگ هايي كه مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرام است.

سؤال: آيا اعتقاد داشتن به ولايت فقيه يا ولايت مطلقه فقيه واجب است ؟ اگر واجب است ، اين مساله تقليدي مي باشد يا تحقيقي ؟

جواب: مساله ولايت فقيه از جنبه تيوريك و نظري مساله اي تحقيقي است اما تبعيت عملي از ولي امر - حتي براي كساني كه نظرا بدان اعتقاد ندارند - لازم است و لزوم آن عقلي است × زيرا در غير اين صورت هرج و مرج و آنارشيسم پديد مي آيد
.

سؤال: در موقع رقصيدن در عروسي ، پول دادن و پول گرفتن چه حكمي دارد؟

جواب: اگر به خاطر رقصيدن باشد و رقص به نظر مرجع تقليد شخص حرام باشد گرفتن پول و دادن آن جايز نيست ، ( استفتا از دفتر آيت الله فاضل ) .

سؤال: رقص زن نزد برادر و خواهر و والدين خود چه حكمي دارد؟

جواب: بنا بر فتواي آيت الله بهجت ،رقصيدن زن در مجالس زنانه و يا مرد در مجالس مردانه اشكال دارد واحتياط واجب در ترك آن است و طبق سوالي كه از دفتر معظم له شد، حتي رقص زن براي شوهر هم اشكال دارد .

سؤال: گفتن حرف هاي خودماني به همسر موقت و رقصيدن با او چه حكمي دارد؟

جواب: اشكال ندارد .رقص زن و شوهر نيز براي يكديگر به فتواي بسياري از مراجع اشكال ندارد.

سؤال: آيا شركت در مجالس عروسي كه رقص هست جايز است ؟

جواب: شركت در چنين مراسمي در هر يك از صورت هاي زير حرام است : الف ) اگر موجب تشويق به گناه مثل رقص و ... باشد .ب ) اگر مجلس به گونه اي باشد كه عنوان ( ( مجلس لهو لعب ) ) بر آن صادق باشد .ج ) اگر خود نيز شخصا به آن اعمال خلاف شرع مبادرت ورزد . جزئيات سؤال

سؤال: آيا مي شود در عروسي اقوام نزديك شركت كرد، درحالي كه آنها در آن مجالس رقص و پايكوبي مي كنند؟

جواب: شركت در مجلس معصيت جايز نيست . مي توانيد وقتي شركت كنيد كه رقص و موسيقي آنها خاتمه يافته است
.

سؤال: شركت در مراسم عروسي كه ترانه و رقص اجرا مي شود چه حكمي دارد؟

جواب: شركت در اين گونه مجالس جايز نيست .

سؤال: آيا رقص زن براي شوهرش يا مرد براي همسرش حرام است ؟

جواب: اگر رقص زن براي شوهرش يا برعكس ، همراه ارتكاب حرامي نباشد، اشكال ندارد .( اجوبه الاستفتاات ، ج 2، ص 32، تهران : انتشارات بين المللي الهدي ، چ اول ،1380 )

سؤال: رقص محلي مرد براي مرد و زن براي زن و يا مرد در بين زنان و زن در بين مردان ، چه حكمي دارد؟

جواب: اگر بگونه اي باشد كه شهوت را تحريك كند و يا مستلزم فعل حرام يا ترتب مفسده اي باشد و يا زن در بين مردان بيگانه برقصد، حرام است . ( اجوبه الاستفتاات ، ج 2، ص 31، تهران : انتشارات بين المللي الهدي ، چ اول ،1380 )

سؤال: ديه جنيني كه به وسيله پزشك سقط مي شود به عهده كيست و وظيفه پدر و يامادر كه اقدام به چنين كاري كرده اند چيست ؟

جواب: ديه سقط جنين به عهده قاتل مباشر مي باشد و چون اين عمل توسط پزشك انجام شده بر شما تكليفي نيست بلكه او ضامن است . ديه جنين به وارث وي تعلق مي گيرد در صورتي كه خود، مباشر قتل نباشد .بنابراين ديه به خود شما مي رسد ولي مي توانيد از حق خود بگذريد و از دكتر كورتاژ كننده چيزي دريافت نكنيد× تنها چيزي كه هست چون شما بر اين عمل اقدام كرده ايد و اقدام شما اعانت بر اثم است استغفار نموده و از خداوند طلب بخشش كنيد .او غفار و مهربان است و توبه كنندگان را دوست دارد .

سؤال: آيا رقص محلي در عروسي ها جايز است ؟ شركت در اين مجالس چه حكمي دارد؟

جواب: اگر رقص بگونه اي باشد كه باعث تحريك شهوت شده و يا مستلزم فعل حرام ياترتب مفسده اي باشد، جايز نيست و شركت در مجالس رقص هم اگر به عنوان تاييدكار حرام ديگران محسوب شود و يا مستلزم كار حرامي باشد جايز نيست و در غير اين صورت اشكال ندارد .( اجوبه الاستفتاات ، ج 2، ص 31-30، تهران : انتشارات بين المللي الهدي ، چ اول ،1380 )

سؤال: اگر كسي با ترانه برقصد، آيا اعمال آن روزش مقبول نيست ؟

جواب: اگر چه گناهي است كه بايد از آن توبه نمود؛ ولي اين طور نيست كه باعث قبول نشدن نماز و كارهاي خوب ديگر شود.

سؤال: اگر كسي با ترانه برقصد، آيا اعمال آن روزش مقبول نيست ؟

جواب: اگر چه گناهي است كه بايد از آن توبه نمود؛ ولي اين طور نيست كه باعث قبول نشدن نماز و كارهاي خوب ديگر شود.

سؤال: رقص را تعريف نماييد .

جواب: رقص از عناوين فني و اصطلاحي نيست كه براي آن تعريفي بيان كنيم بلكه از عناوين عرفي است و هرچيزي كه در عرف به آن رقص مي گويند موضوع حكم شرعي است . اما اينكه شهوت به همراه دارد يا نه خارج از موضوع است و حكم شرعي پاي بست آن نيست اما اينكه حكم شرعي رقص چيست فتاوا پيرامون آن مختلف است . بنابراين لازم است ابتدا مرجع مورد نظرتان را اعلام فرماييد .

سؤال: پاكيزه كردن دست و پا و صورت قبل از وضو چه حكمي دارد و آيا مي شود بلافاصله وضو گرفت ؟

جواب: شستن دست و صورت و ديگر اعضاي وضو، قبل از وضو هيچ اشكالي ندارد .تنها نكته اي كه بايد مراعات گردد تر نبودن سر وپا براي مسح است . به معني آن كه سر و پا بايد به گونه اي باشد كه اثر مسح برآن قابل رويت باشد.

سؤال: حكم رقص را بيان فرماييد.

جواب: در حرمت رقصيدن زن فرقي در انواع رقص ها نيست و هر عملي را كه عرفا بدان رقص گويند براي غير همسر جايز نيست . ( مسايل جديد از ديدگاه علما، ج 1، ص 204، انتشارات صاحب الزمان )

سؤال: حكم رقص را بيان فرماييد.

جواب: در حرمت رقصيدن زن فرقي در انواع رقص ها نيست و هر عملي را كه عرفا بدان رقص گويند براي غير همسر جايز نيست . ( مسايل جديد از ديدگاه علما، ج 1، ص 204، انتشارات صاحب الزمان )

سؤال: آيا رقصي كه فقط با كف زدن يا با دايره بدون زنجير باشد، حرام است ؟ رقصي كه بدون مورد باشد، چطور؟

جواب: بنابر فتواي مقام معظم رهبري رقصيدن اگر همراه كار حرام ديگر مانند موسيقي و يا استعمال آلات موسيقي و يا در مقابل نامحرم نباشد وموجب تهييج شهوت نشود اشكال ندارد .و بايد توجه داشته باشيد كه هر موسيقي و آوازي كه طرب انگيز و يا شايسته مجالس لهو و لعب است حرام است. و اجازه يا عدم اجازه از اداره ارشاد ملاك نيست و بايد خود مكلف متوجه باشد كه آيا اين موسيقي طرب انگيز هست يا نه ؟ و ملاك آنست كه نوع مردم وقتي آن آواز يا موسيقي را مي شنوند بگويند طرب انگيز است بنابراين اگر يكي دو نفر تحت تاثير قرار نگيرند اثري ندارد .و كف زدن تنها اگر همراه كار حرام ديگرنباشد و در مساجد و حسينيه ها هم نباشد اشكال ندارد.

سؤال: گوش دادن به موسيقي با ترانه و بدون ترانه و حكم رقص را از نظر امام بيان كنيد.گوش دادن به موسيقي و نگاه كردن به رقص اگر تحت تاثير قرارنگيريم چه حكمي دارد؟

جواب: به فتواي حضرت امام موسيقي مطرب حرام است چه با ترانه يا بدون آن و ملاك در تاثير پذيري صرف تاثير شخصي نيست . در مورد رقص حضرت امام رقص زن براي شوهر و بالعكس را جايز مي دانند برخي از ديگر مراجع زنده نيز رقص در مواردي كه موجب مفسده و همراه با گناهان ديگر مانند موسيقي مطرب اختلاط زن و مرد و ... نباشد را مجاز مي دانند .در مورد نگاه به رقص در فتاوا چيزي يافت نشد در عين حال در موارد حرمت رقص شركت كردن در آن به عنوان ناظر نيز جايز نيست زيرا شركت در مجلس گناه مي باشد .

سؤال: آيا شركت در مجالس رقص و نوار در حاليكه تاثيري بر انسان نمي گذارد وجايز است ؟

جواب: شنيدن موسيقي هاي مطرب كه مناسب با مجالس لهو و لعب است حرام و رفتن به اين مجالس نيز جايز نيست ؛ هر چند آن موسيقي تاثير محسوسي در شخص ايجاد نكند و عدم شركت در چنين مجالسي قطع رحم محسوب نمي شود بلكه قطع رحم به معناي ترك مراوده دايم و بي اعتنايي به اقوام و خويشاوندان است .

سؤال: نظر خود را در مورد انواع رقص توضيح دهيد.

جواب: رقص زن براي شوهرش و رقص زن براي زنان در مجالس عروسي و مانند آن در صورتي كه اختلاط با مردان نبوده و درمعرض نگاه مرد حتي پسر مميز نباشد و مشتمل بر حرام ديگري مانندموسيقي نباشد مانعي ندارد و رقص در غير اين دو مورد از مصاديق لهو است و سزاوار است كه مومن از لهو اجتناب كند، ( استفتاآت جديد آيت الله تبريزي ، ص 219 ).

سؤال: رقص محرم براي محرم چه صورتي دارد؟

جواب: احتياط در ترك اين امور است ، ( استفتاآت جديد آيت الله اراكي ، ص 256، س 12 ) .

سؤال: ديدن فيلم هاي رقص و پايكوبي چه حكمي دارد؟

جواب: ديدن فيلم هايي كه در آن رقص و پايكوبي وموسيقي طرب انگيز كه شايسته مجالس لهو است حرام و اگر يك امرحرامي در جامعه رايج و معمول شد حكم خدا عوض نمي شود و ملاك در تحريك شدن به وسيله اين گونه موسيقي ها و فيلم ، نوع مردم هستند؛يعني ، اگر نوع مردم حالت طرب پيدا مي كنند حرام است و شخص ملاك نيست ؛ يعني ، اگر احياناً يك نفر با شنيدن و ديدن اين فيلم ها تحريك نمي شود، باز هم براي او حرام است.

سؤال: براي جلوگيري از رقص و ترانه در مراسم عروسي چه بايد كرد؟

جواب: بر پا كردن مجلس عروسي واجب نيست البته آنچه به عنوان حكم مستحبي داريم ، وليمه دادن است در هرصورت اگر مي توانيد جلسه عروسي با رعايت موازين شرعي يعني بدون ساز و آواز حرام و كارهايي كه در بعضي عروسي ها انجام مي شود بر پاكنيد اشكالي ندارد و الا در صورتي كه ممكن است با مسافرت به مشهدمقدس كار را تمام كنيد و اگر نمي توانيد اين هم واجب نيست . بعد از اين كه همسرتان را عقد كرديد، شرعاً مي توانيد دست او را بگيريد و به خانه بياوريد .رعايت حرف مردم لازم نيست خوش آمدن يا نيامدن مردم وحرف هايي كه مي زنند هيچ وقت نبايد ملاك شما باشد .مسلمان بايدببيند چه كند تا خدا از او راضي باشد.

سؤال: وظيفه ما در مجالسي مثل جشن عقد و عروسي كه زن در مقابل مرد مي رقصد چيست ؟

جواب: در صورتي كه مي توانند بايد نهي از منكر و جلوگيري نمايند .ضمناً رقص زن در مقابل مرد نامحرم به هيچ وجه جايز نيست

[ دوشنبه نوزدهم مهر 1389 ] [ 2:6 بعد از ظهر ] [ م .سیــف الهـــــی ]
یک سوال داشتم که از افراد زیادی که باهاشون درباره اسلام بحث کرده ام پرسیدم . از شما هم میپرسم . فکر کنید من کافرم و تازه میخواهم با اسلام آشنا شوم . شما اسلام رو در چند خط یا پاراگراف چطور توصیف میکنید . البته جواب کلیشه ای ندهید که خیلی ها اینو گفتن که بله چیزهای خوب تو اسلام زیاده و چندین کتاب لازمه تا همه اش گفته شود . که اگه جوابتون طولانیه ، نمیخوام . ممنون میشم به سوالم جوب بدین .
جواب

سلام
اسلام یعنی تسلیم در مقابل پروردگار و نبی اکرم  و ائمه اطهار علیهم السلام بعد از معرفت و شناخت آنان.  
[ دوشنبه نوزدهم مهر 1389 ] [ 2:5 بعد از ظهر ] [ م .سیــف الهـــــی ]
سوال:برای غسل حتما باید بدن خشک باشد؟

جواب: خیر لازم نیست.

سقط جنین ۳ ماه چه حکمی داره؟(آیت الله خامنه ای)

جواب:حرام است و دیه دارد.

میخوام برای بچم تولد بگیرم یه جشن ساده و با حضور فامیل های زن خانواده و بدون وجود هیچ نامحرمی و میخوام از آهنگ های مجاز استفاده کنم سوالم اینه آیا رقصیدنی که بدون قصد لذت و شهوت در این مراسم صورت میگیره حرامه؟


جواب: تنها رقصیدن زن برای شوهرش جایز است و در مفروض سوال رقصیدن جایز نیست.

سوال:سلام.یک گردنبند دارم که روش (و ان یکاد...) حک شده و فرو رفته آیا دست کشیدن بدون وضو اشکال داره؟

جواب:سلام علیکم.بله اشکال دارد و باید با وضو دست بکشید.(البته میتوانید بوسیله لاک بی رنگ روی آیه را بپوشانید

سوال:من مرجع تقلیدندارم و میخواستم ببینم آقای فلاح زاده را میتوانم به عنوان مرجع تقلید انتخاب کنم؟

جواب:خیر.تقليد در احكام، عمل كردن به دستور مجتهد است، و از مجتهدى بايد تقليد كرد كه مرد و بالغ و عاقل و شيعه دوازده امامى و حلال‏زاده و زنده و عادل باشد. و نيز بنا بر احتياط واجب بايد از مجتهدى تقليد كرد كه حريص به دنيا نباشد و از مجتهدين ديگر اعلم باشد، يعنى در فهميدن حكم خدا از تمام مجتهدين زمان خود استادتر باشد.

مجتهد و اعلم را از سه راه مى‏توان شناخت:

اول: آن كه خود انسان يقين كند، مثل آن كه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد.

دوم: آن كه دو نفر عالم عادل كه مى‏توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند مجتهد بودن يا اعلم بودن كسى را تصديق كنند، به شرط آن كه دو نفر عالم عادل ديگر با گفته آنان مخالفت ننمايند.

سوم: آن كه عده‏اى از اهل علم كه مى‏توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند، و از گفته آنان اطمينان پيدا مى‏شود مجتهد بودن يا اعلم بودن كسى را تصديق كنند.

 .........................................................................................................................................

سوال:سلام.بنده خیلی دچار شک بین رکعتهای نماز میشوم.(امام خمینی)

جواب: اگر کثیر الشک هستید به شک خود اعتنا نکنید یعنی در رکعتهای ۱و۲و۳و۴ بنا را بر بیشتر بگذارید به صورتی که نماز صحیح شود مثلا در نماز صبح شک بین ۲و۳ بنا را بر ۲ بگذارید تا نماز صحیح شود ولی اگر کثیر الشک نیستید به احکام شکیات نماز عمل کنید.

تعریف کثیر الشک:اگر كسى در يك نماز سه مرتبه شك كند، يا در سه نماز پشت سر هم مثلًا در نماز صبح و ظهر و عصر شك كند، كثير الشك است و چنانچه زياد شك كردن او از غضب يا ترس يا پريشانى حواس نباشد، به شك خود اعتنا نكند.

........................................................................................................................................

سوال:لکه خون لباس پس از سه بار آبکشی بدون صابون تغییر رنگ ندهد حکمش چیست؟ و اگر با چند لباس دیگر با هم آبکشی شوند باقی پاک هستند؟

جواب:ملاک در پاک شدن خون از لباس رنگ خون نیست بلکه با از بین رفتن جرم خون هنگام شستن لباس پاک میشود و هنگامی که لباس نجسس شده پاک شود لباسهای دیگر که با لباس نجس شده شسته میشوند هم پاک میشوند.

........................................................................................................................................

سوال: اگر موهای زائد بلند باشند نماز باطل است؟ (آیت الله سیستانی) 

جواب: خیر ولی بلند گذاشتن موهای زائد کراهت دارد.

.........................................................................................................................................

سوال: سلام من عمه ای دارم که شوهرش شهید شده و ازدواج مجدد داشته. از شوهر دومش یک دختر دارد. برای اینکه این دختر را به مردان خانواده ما محرم کنند صیغه ای بین او و پدربزرگم خواندند. آیا همچین صیغه ای وجود دارد یا خیر ؟ آیا ما میتوانیم با هم ازدواج کنیم؟ در ضمن پدربزرگم هم فوت کرده.(آیت الله بهجت)

جواب:بله چنین صیغه ای درست است. در صورتی که بین دختر و پدربزرگ شما نزدیکی صورت گرفته باشد نمیتوانید با هم ازدواج کنید چون به هم محرم هستید ولی اگر نزدیکی صورت نگرفته باشد میتوانید با هم ازدواج کنید.

......................................................................................................................................

سوال: آب مضاف چیست؟

جواب: آب يا مطلق است يا مضاف: آب مضاف آبى است كه آن را از چيزى بگيرند، مثل آب هندوانه و گلاب، يا با چيزى مخلوط باشد، مثل آبى كه به قدرى با گل و مانند آن مخلوط شود كه ديگر به آن آب نگويند، و غير اينها آب مطلق است.

.....................................................................................................................................

سوال: نظر آیت الله سیستانی در خصوص ولایت فقیه چیست؟

جواب : ولایت فقیه از ضروریات دین است

سوال:با کاغذهای باطله که کلمات قرآنی دارد چه باید کرد؟(آیت الله سیستانی)

جواب:در چاه آب یا در آب جاری بیاندازید و یا به گونه ای کاغذ را تکه تکه کنید که حروف کلمات قرآنی از هم جدا شود.

......................................................................................................................................

اگه فردی ندونه غسل جنابت بهش واجب شده یا نه , یعنی تشخیص نده مایع خارج شده حکم منی دارد یا نه باید چیکار کند ؟ خواهشا ساده بگین
جواب: اگر رطوبتى از انسان خارج شود و نداند منى است يا بول يا غير اينها چنانچه با شهوت و جستن بيرون آمده و بعد از بيرون آمدن آن، بدن سست شده، آن رطوبت حكم منى دارد، و اگر هيچ يك از اين سه نشانه يا بعضى از اينها را نداشته باشد، حكم منى ندارد. ولى در زن و مريض لازم نيست آن آب با جستن بيرون آمده باشد، بلكه اگر با شهوت بيرون آمده باشد در حكم منى است و لازم نيست بدن او سست شود.
...........................................................................................................................

سلام من برای سر خاله خودم sms میزنم وباهم حرف میزنیم در مورد موضوع خاصی حرف نمیزنیم میخواستم بدونم از لحاظ شرعی اشکال دارد که باهم حرف میزنیم نه اون ونه من هنوز ازدواج نکردیم.

جواب:صحبت کردن با نامحرم در موارد غیر ضروری حرام است.

 
..............................................................................................................

سوال:چه زمانی غسل جنابت به فرد مجردی واجب میشود؟ راه تشخیص برای دختران چیست؟       (آیت الله خامنه ای)

جواب:از دو راه غسل جنابت واجب میشود:  اول: جماع. دوم: بيرون آمدن منى، چه در خواب باشد يا بيدارى، كم باشد يا زياد با شهوت باشد يا بى‏شهوت، با اختيار باشد يا بى‏اختيار.
در مورد دختران و پسران فرقی نمی کند.

...........................................................................................................

سوال:چگونه طبق نظر بعضی مراجع رقص زن برای شوهرش جایز است در حالی که موسیقی حرام است چون بدون آهنگ نمیشود رقصید.رفتن به عروسی هایی که در آنها رقص صورت میگیرد و آهنگ پخش میشود اگر تایید آن مراسم نباشد چه حکمی دارد؟

جواب: 1-رقص بدون موسیقی هم ممکن است مثل خواندن زن برای شوهر در حین رقصیدن.

2- حضور در مراسم گناه مانند مورد مذکور حرام است.

......................................................................................................................................

سوال: اینجانب به مدت دو ماه با خواهر خود در یک رختخواب می خوابیدیم به طوری که هر دو لخت بودیم و فقط عورتمان پوشیده بود حال حکم این کار چیست؟(مرجع تقلید: آیت الله بهجت)

جواب: در روایات سفارش شده است از 7 سالگی بچه ها جدا از هم بخوابند ولی در مورد پیش آمده اگر گناهی صورت نگرفته باشد و بدون قصد لذت بوده اشکال ندارد و بهتر ترک مورد مذکور در آینده است.

.....................................................................................................................................

اگر کسی بدن و لباسش با بول نجس شده باشد و وقت نماز تنگ باشد باید یک تیمم انجام دهد یا دو تا ؟

جواب : در صورتی که عضو های مربوط به وضو مثل صورت و دستها نجس است باید یکبار تیمم کند و نماز بخواند ولی اگر عضو های دیگر که مربوط به وضو نیست نجس شده باید وضو بگیرد و نماز بخواند و نیازی به تیمم نیست.

.......................................................................................................................................

پیشگویی نوستر دامس با اعتقاد ما به ظهور حضرت مهدی منافات دارد یا شبیه است؟
جواب:تطابق ندارد.در مورد مسایل ظهور تنها کتب دینی اسلامی معتبر قابل استفاده است و ما را با حضرت بقیه الله (عج) به طور صحیح آشنا میکند.

.........................................................................................................................................

با عرض سلام
اگر داشتن ریش باعث مشکلاتی در مسایل زناشویی شود و باعث سردی زن نسبت به مرد شود(یعنی در مسایل نزدیکی باعث نارضایتی او باشد)حکم چیست؟
تراشیدن ریش جایز نیست.

.........................................................................................................................................

زن و شوهري به دليل عدم تمايل به زندگي با يكديگر سالها درگير شده اند به حدي كه شوهر زن را مورد ضرب و شتم قرار داده است شوهر نه نماز مي خواند و نه روزه مي گيرد و همچنين به مقدسات از جمله قرآن را پاره كرده و وقتي خواسته است كه نعوذبالله به دستشويي بريزد زن مانع شده و به پيامبر اكرم(ص) دشنام داده به ائمه دشنام داده و افترا زده است كه پس از تذكر زن براي ادامه زندگي سوال مي كند كه به او مي گويند شوهر تو كافر است و نمي تواني با او زندگي كني از آنجا كه خانه براي زن بوده و شوهر از خانه بيرون نمي رود درخواست طلاق كرده و تا به شرايط برسد در آن خانه زندگي مي كنند ولي خود را از شوهر محفوظ و رابطه را قطع كرده است مگر به ضرورت كه پس از گذشت 6 ماه در يك شب به جهت خستگي زن در حين خواب مرد با او آميزش مي كند كه او در حين آميزش به محض متوجه شدن او را از خود جدا ميكند حال بفرماييد:
1 - آيا شوهر اين زن با توجه به اوصاف مذكور كافر است و بايد او را ترك كند؟
2 - بر فرض كافر بودن شوهر چگونه بايد از او جدا شود در حالي كه در شناسنامه او طلاق درج نمي شود؟
3 - در صورتي كه زن متوجه نبوده در خواب بوده و شوهر از فرصت استفاده كرده عمل آميزش در اين مقطع براي شوهر و زن هر كدام حكم زنا دارد يا خير؟
4 - در صورتي كه زنا باشد حدود شرعي آن براي هر كدام چيست؟
مراجع تقلید: امام خميني(ره) و آيت الله خامنه اي


جواب:
1)مسلمانى كه منكر خدا يا پيغمبر شود، يا حكم ضرورى دين يعنى حكمى را كه مسلمانان جزء دين اسلام مى‏دانند مثل واجب بودن نماز و روزه انكار كند، در صورتى كه منكر شدن آن حكم، به انكار خدا يا پيغمبر برگردد مرتد است.
اگر زن پيش از آن كه شوهرش با او نزديكى كند بطورى كه در مسأله پيش گفته شد مرتدّ شود، عقد او باطل مى‏گردد ولى اگر بعد از نزديكى مرتدّ شود بايد به دستورى كه در احكام طلاق گفته خواهد شد عدّه نگهدارد، پس اگر در بين عدّه، مسلمان شود عقد باقى و اگر تا آخر عدّه مرتد بماند عقد باطل است.


2)مسائل حقوقی و قانونی را با یک وکیل یا مراکز مربوطه در میان بگذارید تا انشاالله به پاسخی درست دست یابید.

۳)در صورتی که زن اختیار نداشته است گناهی مرتکب نشده است ولی مرد زنا کرده است.

۴)چون زن گناهی مرتکب نشده است حد ندارد ولی برای مرد حد زناکار لحاظ میشود که باید توسط قاضی حکم شود.

.......................................................................................................................................

بوسه بر روی امرد(جوانی که هنوز صورتش موی در نیاورده است.)از روی محبت و نه شهوت چه حکمی دارد؟

جواب:با توجه به این که امرد فقط به مذکر تعلق میگیرد در صورتی که هنوز به تکلیف نرسیده باشد و بوسه همانطور که در عرف عادتا صورت میگیرد باشد و از روی شهوت نباشد حرام نیست.

........................................................................................................................................

کلمه استفتائات یعنی چه؟ 

استفتاء یعنی طلب فتوا کردن و استفتائات جمع استفتاء است.

 ........................................................................................................................................

1- درنماز های جمعه وعید اقتداء به امام جماعت اشکال ندارد؟

جواب:خیر اشکال ندارد و به جماعت برگزار میشود.

۲-پیرمردی که به دلیل مریضی نمی تواند نماز و روزه بگیرد چه حکمی دارد؟وکفاره هر روز روزه را باید بدهد؟مثلا اگر در سال ۸۷ روزه نگرفته در سال ۸۸ باید کفاره بدهد و اگر در سالهای بعد هم نتوانست باز بایداز سال ۸۷ به این طرف را بدهد؟(مراجع عظام آیت الله خامنه ای و آیت الله بهجت ره )

جواب:نماز را به هر نحوی میتواند باید به جا آورد  ولی روزه را تا وقتی نمیتواند اشکال ندارد و بعد از صحت باید به جا آورد -کفاره ی هر روزی که روزه نگرفته را باید بدهد -همین که کفاره را یکبار داد کافی است و نیازی نیست که دوباره کفاره بدهد.

.........................................................................................................................................

کفاره یک روز روزه چقدر است؟

جواب: در صورتی که روزه به خاطر عذری گرفته نشده و یکسال از زمان آن گذشته باشد و قضای آن را نگرفته باشید باید به خاطر هر روز مبلغ ۴۰۰ تومان کفاره دهد و بعدا قضای آن را بجا آورد ولی اگر روزه را عمدا نگرفته باشد باید به طور اختیاری یا ۶۰ روز روزه بگیرد که ۳۱ روز آن پشت سر هم باشد و یا اینکه ۶۰ فقیر را غذا دهد به اندازه ای که سیر شوند که مبلغ آن ۱۸ هزار تومان است.(مبالغ مذکور مربوط به سال  ۱۳۸۸ شمسی  میباشد.)

 .....................................................................................................................................

حکم روزه گرفتن کارگر در مناطق گرم چیست؟(ایت الله مکارم)

جواب: باید روزه را بگیرد مگر در صورت عذر مانند مریضی که در صورت روزه گرفتن ضرر جدی به بدن او وارد می شود.

 ....................................................................................................................................

نحوه انتخاب مرجع تقلید چگونه است ایا بعد از مدتی می توان مرجع تقلید را تغییر داد وایا کسی که در قید حیات نیست را می توان به عنوان مرجع انتخاب کرد با توجه به اینکه در زمان او به سن تکلیف رسیده با شد.. با کمال تشکر

جواب:
1-احراز اجتهاد و اعلميت مرجع تقليد بوسيله امتحان يا تحصيل يقين ولو از شهرت‏مفيدِ علم يا اطمينان، يا با شهادت دو نفر عادل از اهل خبره صورت‏مى‏گيرد.
2-در صورتی تغییر مرجع تقلید جایز است که مرجع تقلید جدید اعلم از قبلی باشد.
3-تقلید ابتدایی از میت جایز نیست حتی اگر در زمان حیات او به سن  تکلیف رسیده با شد.

.................................................................................................................................

من مقلد آیت الله بهجت بوده ام اکنون باید چه کار کنم؟

جواب : می توانید بر تقلید از ایشان با قی بمانید و مسائل جدید را از مرجع حی اعلم تقلید کنید و همچنین میتوانید همه مسائل خود را از مرجع حی اعلم تقلید کرده و دیگر از آیت الله بهجت تقلید نکنید.

 

...................................................................................................................................

آیا می توان از وسایل اداره که استفاده نمیشوند و احتمال استفاده آنها در آینده هم نیست استفاده شخصی نمود؟

جواب:خیر جایز نیست.

.........................................................................................................................................

آیا نظر کردن و شوخی با زنان نامحرم ۵۰ یا ۶۰ ساله حرام است؟

هر گونه نظر و ارتباط با نامحرم در صورتی که با قصد لذت باشد حرام است با هر سنی که باشد فرقی نمی کند. 

........................................................................................................................................

اهل کتاب در چه صورت پاک می باشند؟

جواب:

آیت الله سیستانی:اهل كتاب ( يعنى يهود و نصارى و مجوس ) كه پيغمبرى حضرت خاتم الانبياء محمد ابن عبداللّه صلى اللّه عـليه و آله و سلم را قبول ندارند نيز بنابر مشهور نجس مى باشند ولى حكم به طهارت آنان دور نيست اگر چه اجتناب از آنها بهتر است .

آیت الله مکارم شیرازی:كسى كه ضرورى دين اسلام يعنى چيزى را كه همه مسلمانان مى دانند (مانند معاد روز قيامت و واجب بودن نماز و روزه و امثال آن) را منكر شود، چنانچه ضرورى بودن آن را بداند، كافر است و اگر در ضرورى بودن آن شك دارد كافر نيست، ولى احتياط مستحبّ آن است كه از او اجتناب شود.
 

آیت الله نوری همدانی:کافر ،  يعني کسي که منکر خدا است يا براي خدا  شريک  قرار  مي دهد  يا  رسالت  حضرت خاتم الانبياء ، محمّد بن عبدالله (صلي الله عليه و آله ) را  قبول  ندارد  مگر اهل کتاب که  درآخر مساله ذکر ميشود  و  هخمچنين است اگر در يکي از اينها شک داشته باشد و  نيز  کسي  که ضروري دين ، يعني چيزي را که مسلمانان جزء دين اسلام مي دانند منکر شود ، چنانچه بداند آن چيز ضروري دين است و انکار آن چيزبرگردد به  انکار  خدا  ، يا توحيد  ،  يا  نبوت ،  نجس مي باشد  و اگر ضروري دين بودن آن را نداند ، به طوري که انکار آن به انکار خدا يا توحيد يا نبوت برنگردد ، بهتر آن است که از او اجتناب کنند . کفاري که مانند يهود و نصاري اهل کتاب مي باشند و تا هنگامي  که  علم  به  ملاقات بدن آنها با يکي از نجاسات که ذکر شد و مي شود حاصل نشده است ، اجتناب لازم نيست . 

.....................................................................................................................................

سوال:آیا معصومین هم فشار قبر دارند؟

جواب:

خیر.در احادیثی ذکر شده که حتی مومنین واقعی هم فشار قبر ندارند.(روایت در مرآه العقول ج۱۳ص۲۸۸)

................................................................................................................................

شستن لباسی که لکه خون و یا عین نجاست به آنست به همراه سایر لباسها در ماشین لباسشویی:

۱)اگر بعد از شستن تمیز شده باشد صحیح است؟

۲)اگر بعد از شستن لکه  یا نجاست باقی بود آیا فقط شستن مجدد همان لباس کافی است و سایر لباسها و ماشین لباسشویی چه حکمی دارد؟

جواب

۱)اگر لباشویی طوری است که وصل به آب کر یا جاری است(آب لوله کشی) و آب را اتوماتیک عوض میکند پاک است(نظر آیت الله بهجت:بنابر احتیاط واجب دوباره آب بکشد.)

۲)همه لباس ها و ماشین لباسشویی(مواضعی که اتصال به لباس ها داشته است) نجس است.

 ................................................................................................................................

شستن لباسی که لکه خون و یا عین نجاست به آنست به همراه سایر لباسها در ماشین لباسشویی:

۱)اگر بعد از شستن تمیز شده باشد صحیح است؟

۲)اگر بعد از شستن لکه  یا نجاست باقی بود آیا فقط شستن مجدد همان لباس کافی است و سایر لباسها و ماشین لباسشویی چه حکمی دارد؟

جواب

۱)اگر لباشویی طوری است که وصل به آب کر یا جاری است(آب لوله کشی) و آب را اتوماتیک عوض میکند پاک است(نظر آیت الله بهجت:بنابر احتیاط واجب دوباره آب بکشد.)

۲)همه لباس ها و ماشین لباسشویی(مواضعی که اتصال به لباس ها داشته است) نجس است.

 ................................................................................................................................

طبق نظر آیت الله صافی و بهجت حکم دیدن مسابقات ورزشی زنده چیست؟

جواب
اگر مهیج و مفسده نداشته باشد ایراد ندارد ولی خانم ها نگاه نکنند.

 
  ...............................................................................................................................

سوال:حکم شرعی شور گرفتن در عزاداری ها چیست؟ لطفآ جواب را به طور کامل و با ارائه دلیل بیان کنید مرجع آیت الله بهجت

جواب
شور گرفتن در عزاداری اشکالی ندارد .(در اعتقادات دانستن دلیل لازم است وباید استدلال آورد ولی در احکام عملی همان فتوایی که مراجع عظام پس از سالها تلاش ارائه می کنند لازم الاجرا برای مقلدینشان است.)

  ...............................................................................................................................

سوال:اگر كسي نيت نماز عصر را ظهر كند و نداند نيت نماز عصر چيست آيا بايد قضاي نماز را بخواند ؟          

 
جواب
همین که شما میدانید که نماز عصر دارید می خوانید نیت آن را به جا آورده اید و نیاز نیست به زبان بیاورید و نیت همان قصد و خواستن انجام کاری است و نیاز نیست قضا به جا آورید.

  ...............................................................................................................................

هر انسانی حد فاصل اذان تا نماز چه میزان فرصت دارد؟
 
جواب
 
 نماز ظهر و عصر هر كدام وقت مخصوص و مشتركى دارند: وقت مخصوص نماز ظهر از اول ظهر است تا وقتى كه از ظهر به اندازه خواندن نماز ظهر بگذرد. و وقت مخصوص نماز عصر موقعى است كه به اندازه خواندن نماز عصر وقت به مغرب مانده باشد، كه اگر كسى تا اين موقع نماز ظهر را نخواند، نماز ظهر او قضا شده و بايد نماز عصر را بخواند. و ما بين وقت مخصوص نماز ظهر و وقت مخصوص نماز عصر وقت مشترك نماز ظهر و نماز عصر است.
نماز مغرب و عشا هر كدام وقت مخصوص و مشتركى دارند: وقت مخصوص نماز مغرب از اول مغرب است تا وقتى كه از مغرب به اندازه خواندن سه ركعت نماز بگذرد كه اگر كسى مثلا مسافر باشد و تمام نماز عشا را سهوا در اين وقت بخواند، احتياط مستحب آن است كه بعداز نماز مغرب، نماز عشا را دوباره بخواند. و وقت مخصوص نماز عشا موقعى است كه به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب مانده باشد كه اگر كسى تا اين موقع نماز مغرب را عمدا نخواند، بايد اول نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بخواند. و بين وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا، وقت مشترك نماز مغرب و عشا است
وقت نماز صبح : نزديك اذان صبح از طرف مشرق سفيده‏اى رو به بالا حركت مى‏كند، كه آن را فجر اول گويند. موقعى كه آن سفيده پهن شد، فجر دوم و اول وقت نماز صبح است. و آخر وقت نماز صبح، موقعى است كه آفتاب بيرون مى‏آيد

 ...............................................................................................................................

صحبت در اینترنت با دختر چه حکمی دارد . این صحبت صرفا برای وقت گذرانی باشد نه چیز دیگر؟

جواب

اشکال دارد مگر در حد ضرورت

 ..

و اما یک سوال ؟
من در فرانسه زندگی میکنم
این جا در مدارس شان برنامه غذای هم دارند یعنی ناهار را دانش اموزان در مدرسه باید بخورند
من هم که خانواده ام این جا نیست
و نمیتوانم برگردم اوطاق یا غذای حلال تهیه کنم
درمدرسه بیشتر گوشت خوک گاو مرغ و برنج و...لبنیاوو... است
من خوک نمی خورم اما گوشت گاو یا مرغ میخورم با اینکه نمیدونم قانون ذبح در مسحیت چگونه است ایا حلال است یانه
من چه کارکنم
ایا گوشت گاو ومرغ هم حرام است برای من روزهای هم است که غیر از مرغ مثلا هیچ چیزی دیگر ندارد

سوال دوم اینکه نماز قضای به ترتیب باید خوانده شود یعنی چه
اگر ترتیب ان از یادم رفته باشد چه کارکنم ؟

سوال سوم : ایا دست دادن با دخترا و وتفریح و مثلا کافه رفتن با انان
فقط به عنوان یک دوست یا همکلاس و... اشکال دارد بدون اینکه هیچ تصوری داشته باشم؟
جواب

سلام
غذایی که می خورید باید ذبح شده باشد و خوردن گوشت خوک حرام است و خوردن گوشت دیگر حیوانات حلال گوشت اگر ذبح نشده باشند حرام است . ولی ممکن است در محل تحصیل شما برای مسلمانان غذای با گوشت حلال یعنی ذبح شده داشته باشند باید سوال کنید و اگر نبود از خوردن غذای حرام جدا خودداری کنید.

جواب سوال دوم:
در نماز قضا رعایت ترتیب لازم نیست.

اما در مورد سوال سوم: لمس بدن نامحرم حرام است.

...............................................................................................................................

.............................................................................................................................

یک سوال داشتم که از افراد زیادی که باهاشون درباره اسلام بحث کرده ام پرسیدم . از شما هم میپرسم . فکر کنید من کافرم و تازه میخواهم با اسلام آشنا شوم . شما اسلام رو در چند خط یا پاراگراف چطور توصیف میکنید . البته جواب کلیشه ای ندهید که خیلی ها اینو گفتن که بله چیزهای خوب تو اسلام زیاده و چندین کتاب لازمه تا همه اش گفته شود . که اگه جوابتون طولانیه ، نمیخوام . ممنون میشم به سوالم جوب بدین .


جواب

سلام
اسلام یعنی تسلیم در مقابل پروردگار و نبی اکرم  و ائمه اطهار علیهم السلام بعد از معرفت و شناخت آنان.  

 

[ دوشنبه نوزدهم مهر 1389 ] [ 2:0 بعد از ظهر ] [ م .سیــف الهـــــی ]

استفتائات قرآنى حضرت امام خمينى

1 - سوال: يا خـواندن آياتـى از چهار سـوره قرآن كه سجـده دارد در هنگام حيض كفاره دارد يا نه؟ و اگر سهوا انجام شـده باشد بـايد چه كند؟(1)

 

جواب : كفاره ندارد.

 

2 - سوال: خواندن بيـش از هفت آيه از قرآن كريـم براى زن حايض مكروه است. با تـوجه به اينكه در ماه مبارك رمضان خواندن قرآن فضيلت بسيار دارد. آيا حـايض بـود مـانع از خـوانـدن قـرآن است؟(2)

 

جواب : در غيـر چهار سـوره عزائم مـانع نيست.

 

3 - سـوال: آيا خانـم هاى نابينا به هنگام عادت ماهانه مـى تـوانند قرآن را بخـوانند با تـوجه به ايـن كه قرآن براى آنها بصـورت برجسته نـوشته شده و بايستى آن را در خواندن لمس كنند؟(3)

 

جواب : نبايد لمس كنند.

 

4 - سـوال: آيا زن حايض مـى تـوانـد هفت آيه از غيـر سـوره هاى سجـده دار را بخواند و تكرار كند؟(4)

 

جواب : : غير از سوره هاى سجده, از باقى سـوره هاى قرآن اشكال ندارد.اگر چه بيـش از هفت آيه خـوانـدن بـراى حـايض مكـروه است.

 

5 - سـوال: اگر گردنبندى منقـش به آرم جمهورى اسلامـى باشد, در ايـن صـورت مـى تـوان از آن استفـاده نمـوده و به گـــــردن آويخت و به آن دست زد؟(5)

 

جواب : استفاده از آن مانع ندارد ولـى بنابر احتياط, بـدون طهارت آن را مس نكنند.

 

6 - سوال: هنگامى كه در مراسـم صبحگاهى مدرسه يكى از خواهران, قرآن را با صـوت تلاوت مى كند, دبيران مرد صداى وى را مى شنوند, آيا بطور كلى تلاوت قرآن در صـورت شنيـدن نـامحـرم تـوسط خـواهـران گناه است؟(6)

 

جواب : اشكـال نـدارد مگـر آنكه مـوجب تحـريك و مفسـده بـاشـد.

 

7 - سـوال: قضاى نماز آيات بر زن حائض در چه زمانى واجب است و تفصيلـى كه حضرت امام در مسئله (6) بحث نماز آيات در تحرير الـوسيله فرمـوده اند كدام است؟(7)

 

جواب : منظور معظم له از تفصيل در غير مستـوعب, ظاهرا ايـن است كه اگـر بمقدار درك نماز پاك بـوده با ايـن كه بعد از پاك شدن مى تـوانسته يك ركعت آن را درك نمـايـد واجب مـى بـاشـد و الا واجب نيست.

 

8 - سـوال: زنانـى كه عادت ماهانه خـود را مـى گذرانند و از خـوانـدن نماز معذورنـد, آيا مـى تـواننـد در نماز جماعت, در غيـر مسجـد شـركت كننـد؟(8)

 

جواب : مى تـوانند در اجتماع براى نماز شركت كنند و بظاهر متابعت نمايند, ولى نبايد نماز بگذارند.

 

9 - سـوال: آيا زن حائض مى تـواند در كلاس درس شركت كند و آيات و روايات را يادداشت نمايد؟(9)

 

جواب : اگر كلاس در مسجد نباشد اشكال ندارد و نوشتـن نام خداوند متعال و آيـات قـرآن اگـر بـدنـش به آنها مـس نشـود, اشكـال نـدارد.

 

10 - سوال: آيا زن حائض مى تـواند به مزار شهداء برود و فاتحه بخواند؟(10)

 

جواب : رفتـن به قبـرستان و مزار شهداء و فاتحه خـوانـدن بـراى زن حائض اشكال ندارد. فقط آن مقـدار كه دستـور داده اند ايـن است كه زن حائض و شخص جنب مكروه است, در باليـن شخص محتضـر, يعنـى كسـى كه در حال جان دادن است حاضر شوند, ولى در باقى جاها مانند هنگام غسل دادن و كفن كردن و دفـن ميت اشكالى ندارد.

 

11 - سـوال: آيا زن حـائض و يا جنب مـى تـوانـد دعاى كميل و يا دعاى تـوسل بخواند؟(11)

 

جواب : زن حائض و شخص جنب مـى تواند دعاى كميل و تـوسل بخـواند, ولـى در دعاى كميل جون جمله ((افمن كان مومنا كمـن كان فاسقا لايستوون)) از سوره اى است كه سجده واجب دارد, هميـن جمله را نمـى تـواند بر زبان آورد و خـواندن باقـى دعاى كميل اشكالى ندارد و بايستـى بدنـش هنگام خـواندن دعاى كميل و تـوسل بـاسـم خـداونـد متعال يـا پيـامبـران نـرسـد.

 

 


پاورقى

1ـ استفتـائات امـام خمينـى (ره), ج 1, مسـاله 170.

 

2ـ استفتـائات امـام خمينـى (ره), ج 1, مسـاله 171.

 

3ـ استفتـائات امـام خمينـى (ره), ج 1, مسـاله 172.

 

4ـ استفتـائات امـام خمينـى (ره), ج 1, مسـاله 173.

 

5ـ استفتائات ج 1, ص 47, مسئله 81.

 

6ـ كتاب احكام بانوان, ص 24.

 

7ـ كتاب احكام بانوان, ص 75.

 

8ـ كـتاب احكام بانوان, ص 76.

 

9ـ كتاب احكام بانوان, ص 80.

 

10ـ كتاب احكام بانوان, ص 80.

 

11ـ كتاب احكام بانوان, ص 81.

[ دوشنبه نوزدهم مهر 1389 ] [ 1:32 بعد از ظهر ] [ م .سیــف الهـــــی ]
توضیح مختصری برای آشنایی با ادیان بزرگ در ادامه مطلب آورده شده است که برخی از آنها قبل از اسلام معتبر بوده اند و برخی دیگر از جانب پروردگار نبوده و از طریق افراد بشر به دروغ و یا با زور و قدرت ایجاد شده است مانند فرعون پرستی.

 

با آمدن دین جدید از طرف پروردگار دین قبلی از اعتبار ساقط میشود .دلیل اینکه هم اکنون ادیان غیر از اسلام پیرو دارد یا به خاطر تعصب داشتن به آن دین است یا نپذیرفتن مطلب مذکور و یا جهل .

 منابع مقاله:

یهودیت مسیحیت بودا زرتشت : آشنایی با ادیان بزرگ نوشته حسین توفیقی

 

یهود

يهوديان مانند اعراب و آشوريان ، از نژاد سامى هستند. زبان ، ادبيات ، فرهنگ ، آداب ، رسوم و اعتقادات اين اقوام چنان به يكديگر نزديك است كه دانشمندان معتقد شده اند اصل آنها به يك جا مى رسد و براى بررسى و تحقيق در زمينه فرهنگ ساير اقوام سامى انداخت . مثلا اگر به بررسى ادبيات عرب مشغول باشيم ، با مطالعه و تحقيق در زبانهاى عبرى ، سريانى و حبشى در كار خود موفقيت بيشترى كسب خواهيم كرد.

از سابقه تاريخى قوم عبرانى اطلاع دقيقى در دست نيست . برخى دانشمندان معتقدند كه نام « عبرانى » را كه كنعانيان پس از ورود حضرت ابراهيم (ع ) به سرزمين كنعان به او داده اند و وى را عبرانى خوانده اند كه بعدها جزو القاب او شد و لقب مذكور در خاندان وى باقى ماند؛ زيرا عبرانى از ماده « ع ب ر » به معنا گذر كردن از نهر مى آيد، به اعتبار اين كه حضرت ابراهيم (ع ) از ورود فرات عبور كرد و وارد كنعان شد.

برخى نيز معتقدند كه عبرانى منسوب به عابر نياى حضرت ابراهيم (ع ) است . همچنين كسانى با توجه به نام آزر پدر (يا عموى ) آن حضرت ، گفته اند اصل خاندان وى آريايى است . اما دانشمندان اين نظريه را تاءييد نمى كنند؛ زيرا از معناى لغوى واژه آزر در قرآن كريم و متون اسلامى اطلاع درستى نداريم . نام پدر ابراهيم (ع ) در تورات تارح است .

 اسرائيل

حضرت يعقوب (ع ) دوازده پسر داشت و به اسرائيل ملقب بود. اهل كتاب اين اسم مركب را چنين معنا مى كنند: كسى كه بر خدا مظفر شد، ولى اصل معناى آن در عبرى چنين است : كسى كه بر قهرمان پيروز شد. به گفته تورات ، كشتى گرفتن حضرت يعقوب (ع ) با خدا كه به پيروزى او بر خدا انجاميد، علت ملقب شدن وى به اسرائيل است (پيدايش 32: 24-32). اهل كتاب از زمانهاى قديم گفته اند كه مقصود از خدا در اين داستان ، يكى از فرشتگان خداست (رك .: هوشع 12:3-4).

پس از چندى حادثه مفقود شدن حضرت يوسف (ع ) پيش آمد و سرانجام اين موضوع موجب شده كه بنى اسرائيل در مصر اقامت كنند. مطالب سفر پيدايش تورات به اينجا خاتمه مى يابد.

در آغاز سفر خروج تورات مى خوانيم كه دوازده پسر حضرت يعقوب (ع ) در مصر زندگانى خوبى داشتند و نسل ايشان در آن سرزمين منتشر شد. مدت توقف آنان در مصر چهارصد و سى سال بود (خروج 12: 40). دوازده قبيله بنى اسرائيل كه در اصطلاح بسيط ناميده مى شوند، در علوم و فنون پيشرفت كردند و همين امر موجب حسادت مصريان شد. علاوه بر اين ، مصريان مى ترسيدند بنى اسرائيل با نيروى خود زمام امور را به دست گيرند؛ از اين رو، به استضعاف آنان اقدام كردند و كارهايى دشوار و جانكاه به عهده ايشان گذاشتند. همچنين مقرر شد كه قابله هاى مصرى نوزادان پسر بنى اسرائيل را براى كشتن معرفى كنند و فقط داشتن دختر براى آنان مجاز باشد.

 حضرت موسى (ع )

در باب دوم سفر خروج تورات مى خوانيم كه يك تن از بنى اسرائيل با يكى از دختران قبيله خود ازدواج كرد و داراى پسرى شد. مادر نوزاد به منظور نجات وى از چنگال ماءموران فرعون او را مدت سه ماه پنهان كرد. از آنجا كه مخفى نگه داشتن كودك براى هميشه ممكن نبود، مادرش صندوقى تهيه كرد و منافذ آن را با قير اندود و كودك زا در آن نهاد و در ميان نيزارهاى رود نيل رها كرد. خواهر وى در آن حوالى ايستاد تا ببيند چه بر سر او خواهد آمد.

اندكى پس از آن ، دختر فرعون كه براى شستشو به سوى نيل آمده بود، صندوق را مشاهده كرد و يك تن از كنيزان خود را به دنبال صندوق فرستاد. هنگامى كه صندوق را براى وى آوردند، آن را گشود و ديد كودكى در آن گريه مى كند. دل او بر آن كودك سوخت و گفت معلوم مى شود اين كودك از بنى اسرائيل است . در آن حال خواهر كودك جلو آمد و پيشنهاد كرد زنى را براى شير دادن وى بياورد. دختر فرعون پذيرفت و خواهر كودك مادر خود را نزد آنان آورد. دختر فرعون به او گفت اين كودك را با خود ببر و شير بده ، من نيز مزد تو را خواهم داد. پس از چند سال وقتى كودك بزرگ شد مادرش او را نزد دختر فرعون برد. دختر فرعون او را به پسرى پذيرفت و نام موسى (موشه در عبرى يعنى : از آب كشيده شده ) را بر او نهاد. اين داستان با آنچه خداوند متعال در سوره قصص فرموده است ، بسيار نزديك است . بر اساس برخى محاسبات تاريخى ، اين حادثه در حدود 1250 ق .م . رخ داده است .

به هر حال حضرت موسى (ع ) امور قوم خود را سامان داد و آنان را براى مبارزه با كافران آماده كرد و احكام خدا را به آنان تعليم داد. وى قوم بنى اسرائيل را بركت داد و در صد و بيست سالگى در مكانى به نام موآب ، حوالى درياى ميت ، درگذشت و بنى اسرائيل براى او سى روز عزادارى كردند. اين جريان در آخر سفر تثنيه يافت مى شود و تورات بدان پايان مى يابد:

(5) پس موسى بنده خداوند در آنجا به زمين موآب برحسب قول خداوند مرد (6) و او را در زمين موآب در مقابل بيت فعور در دره دفن كرد و احدى قبر او را تا امروز ندانسته است (7) و موسى چون وفات يافت ، صد و بيست سال داشت و نه چشمش تار و نه قوتش كم شده بود (8) و بنى اسرائيل براى موسى در عربات موآب سى روز ماتم گرفتند. پس روزهاى ماتم و نوحه گرى براى موسى سپرى گشت (9) و يوشع بن نون از روح حكمت مملو بود، چون كه موسى دستهاى خود را بر او نهاده بود و بنى اسرائيل او را اطاعت نمودند و بر حسب آنچه خداوند به موسى امر فرموده بود عمل كردند (10) و نبيى مثل موسى تا به حال در اسرائيل برنخاسته است كه خداوند او را روبرو شناخته باشد (11) در جميع آيات و معجزاتى كه خداوند او را فرستاد تا آنها را در زمين مصر به فرعون و جميع بندگانش و تمامى زمينش بنمايد (12) و در تمامى دست قوى و جميع آن هيبت عظيم كه موسى در نظر همه اسرائيل نمود (تثنيه 34: 5 - 12).

تاسيس يهوديت

در باب سوم سفر خروج مى خوانيم كه حضرت موسى (ع ) در بيابان حوريب در دامته كوه ، صداى خداى متعال را از ميان آتشى از بوته خار شنيد كه با او سخن مى گويد.

در قرآن مجيد نخستين سخن خداوند از درختى در بيابان طوى چنين آمده است :

فلما اءتاها نودى يا موسى . انى اءنا ربك فاخلع نعليك انك بالواد المقدس طوى . و اءنا اخترتك فاستمع لما يوحى . اننى اءنا الله لا اله الا اءنا فاعبدنى و اءقم الصلوة لذكرى . ان الساعة آتيه اءكاد اخفيها لتجزى كل نفس بما تسعى . فلا يصدنك عنها من لا يومن بها و اتبع هواه فتردى (طه : 11 - 16).

تورات مى گويد خداوند به حضرت موسى (ع ) وعده داد بنى اسرائيل را از دست مصريان نجات دهد و سرزمين كنعان و حدود آن را كه اماكن پر بركتى بودند، به ايشان عطا كند. از اين رو، حضرت موسى (ع ) رسالت يافت نزد فرعون برود و از او بخواهد كه بنى اسرائيل را رها كند. وى با معجزاتى عازم مصر شد و مقرر گرديد حضرت هارون (ع ) به وى كمك كند.

به گفته تورات ، خداى متعال به حضرت موسى (ع ) قدرت داد تا به اعجاز، عصاى خود و برادرش را به اژدها تبديل كند و نيز از دست خود نور سفيدى ساطع نمايد. فرعون جمعى از جادوگران را گرد آورد تا با حضرت موسى (ع ) مسابقه بدهند. اژدهاى مزبور تمامى آلات و ادوات آنان را بلعيد و آنان دانستند كه كار آن حضرت جادو نيست . به فرموده قرآن مجيد آنان بدون ترسى از فرعون به حضرت موسى (ع ) ايمان آوردند. پس از اين معجزات چند عذاب بر مصريان فرود آمد و هر بار فرعون قول مى داد بنى اسرائيل را مرخص كند، اما به قول خود عمل نمى كرد. تورات ده نوع عذاب را برشمارد:

1. تبديل شدن آبهاى مصريان به خون ؛

2. زياد شدن قورباغه ميان آنها؛

3. زياد شدن پشه ؛

4. زياد شدن مگس ؛

5. مرگ حيوانات مصريان بر اثر وبا؛

6. مبتلا شدن مصريان و چارپايان آنان به دمل ؛

7. فرود آمدن تگرگ بر آنان و تلف شدن مقدار زيادى از حيوانات و مزارع ؛

8. زياد شدن ملخ ؛

9. تاريك شدن مساكن مصريان تا سه روز؛

10. هلاك شدن نخست زادگان انسان و حيوان همه مصريان حتى نخست زاده خود فرعون .

قرآن مجيد نشانه هاى حضرت موسى (ع ) را نه عدد مى داند (اسراء: 101) و ظاهرا مقصود تنها نشانه هايى است كه براى فرعون آورده بوده و گرنه به صريح قرآن كريم و تورات معجزات آن حضرت بيش از اين عدد بوده است . برخى از اين عذابها در قرآن مجيد به گونه اى مذكور است (اعراف : 130 و 133).

به گفته تورات ، فرعون سرانجام تسليم شد و حضرت موسى (ع ) و هارون (ع ) را شبانه طلبيد و به آنان گفت با بنى اسرائيل به هر جا كه مى خواهيد برويد. پس آنان به سوى درياى سرخ در شرق مصر كوچ كردند و آنجا اردو زدند. قوم موسى از دور آمدن فرعونيان را مشاهده كردند. در آن هنگام حضرت موسى (ع ) دست خود را به طرف دريا دراز كرد و دريا شكافته شد و خشك گرديد و بنى اسرائيل به آسانى از آن عبور كردند.آنگاه لشكريان فرعون وارد شدند و حضرت موسى (ع ) به امر خداوند با اشاره دست ، آنان را غرق كرد. تورات درباره غرق شدن شخص فرعون چيزى نگفته است .

از قرآن مجيد و احاديث اسلامى بر مى آيد كه بنى اسرائيل به امر خدا از مصر خارج شدند، نه به اذن فرعون (شعراء:52). همچنين به صريح قرآن كريم ، حضرت موسى (ع ) به فرمان الهى عصاى خود را به دريا زد، نه اينكه دستش را به سوى دريا دراز كند.

بنى اسرائيل در حوالى شبه جزيره سينا توقف كردند و در آنجا براى آنان از آسمان چيزى مانند شبنم و نيز مرغ بلدرچين كه به عربى سلوى ناميده مى شود، فرود مى آمد و آنان آنها را مى خوردند. اين جريان تا چهل سال يعنى در تمام مدت سرگردانى بنى اسرائيل در بيابان ادامه داشت . تورات مى گويد آن غذاى شبنم گونه من ناميده شد؛ زيرا بنى اسرائيل با ديدن آن به زبان عبرى پرسيدند: « مان هوء » يعنى آن چيست ؟

الواح و ده فرمان

هنگامى كه سه ماه از خروج بنى اسرائيل از مصر گذشته بود، حضرت موسى (ع ) ماءموريت يافت براى گفتگو با خداوند به بالاى طور سينا (يعنى كوه سينا) برود. وى در آنجا دو لوح دريافت كرد كه فرمانهاى خداوند بر آنها نقش بسته بود. قرآن كريم از « ابواح » به صيغه جمع نام مى برد، (اعراف : 145). از جمله آن فرمانها ده حكم بسيار مهم است كه به ده فرمان معروف شده است :

1. براى خود خدايى جز من نگيرد؛

2. به بت سجده نكنيد؛

3. نام خدا را به باطل نبريد؛

4. شنبه را گرامى بداريد؛

5. پدر و مادر را احترام كنيد؛

6. كسى را به قتل نرسانيد؛

7. زنا نكنيد؛

8. دورى نكنيد؛

9. بر همسايه شهادت دروغ ندهيد؛

10. به اموال و ناموس همسايه طمع نورزيد.

پس از آن ، تفصيلاتى درباره اين احكام در باب 21 به بعد سفر خروج آمده است .

 

خدا در يهوديت

يهوديت (مانند اسلام و مسيحيت ) از آغاز بر توحيد استوار شده است و همه انبياى يهود، از حضرت موسى (ع ) تا انبياى پرشمار بعدى ، با شرك مبارزه كرده اند. بديهى است كه پيروان اديان توحيدى نيز در مواردى از دين خود غافل مى شوند و به گونه هايى از شرك روى مى آورند. اين مساءله هيچ گاه نظر پژوهشگران را نسبت به اصل اين اديان تغيير نداده است . آنان با قطع نظر از لغزشهاى پيروان يك دين ، از تحقيقات خود دانسته اند كه اديان دو گونه اند:

الف ) اديانى كه مردم را از شرك بر حذر مى دارند، مانند اديان ابراهيمى ؛

ب ) اديانى كه شرك را به مردم تعليم مى دهند، مانند اديان شرقى .

نام خاص خدا در دين يهود يهوه يعنى باشنده (موجود) است . اين نام بسيار احترام دارد و بر زبان آوردن آن حتى از طريق قرائت تورات حرام است . بر اثر اين تحريم ، كسى تلفظ حقيقى آن را نمى داند و گاهى در كتابهاى علمى مغرب زمين ، از باب احتياط آن را بدون حركت (YHWH) ثبت مى كنند. اما گروهى از محققان برآنند كه تلفظ حقيقى آن يهوه است . هنگامى كه معبد سليمان بر پا بود، بالاترين مقام مذهبى يهود حق داشت سالى يك بار در روز عاشوراى تقويم يهودى (دهم ماه تشرى ، در اوايل پاييز)، در قدس الاقداس آن معبد، نام يهوه را بر زبان آورد و دعا كند. هنگام تلاوت تورات نام مزبور به ادوناى به معناى آقاى من تبديل مى شود و حركات همين كلمه را روى آن مى گذارند؛ از اين رو، گاهى آن را يهوه ضبط كرده اند.

يكى ديگر از نامهاى خدا اهيه اشر اهيه است به معناى هستم آنچه هستم . اين نام در سفر خروج 3:14 و در برخى ادعيه اسلامى (مانند دعاى شب عرفه ) آمده است و بر اثر نسخه بردارى افراد كم اطلاع ، به آهيا شراهيا تبديل گرديده است .

 

 

 

مسیحیت

 

 

1- عصر ظهور عيسى (ع )

حضرت عيسى مسيح (ع ) در نقطه اى ازجهان متولد شد كه به تازگى زير سلطه روميان درآمده بود و فلسطين يكى از آخرين سرزمينهايى بود كه به دست روميان تسخير شد. در آن عصر، يهوديان به شكل نامطلوبى زير يوغ بيگانگان قرار داشتند و فشار دولت روم غير قابل تحمل بود. نهضتهاى بى فرجامى در گوشه و كنار فلسطين برخاست ، ولى بى رحمانه شكست خورد، ولى بعدا شاگردان و پيروان او با عزمى استوار به نشر آيين وى پرداختند. اين آيين بازماندگان نهضتهاى پيشين را به خود جلب كرد.

 

2- پيشگويى ظهور عيسى (ع )

در جهان چند مجموعه دينى يافت مى شود؛ مثلا اديان ابراهيمى يك مجموعه و اديان هند و چين مجموعه ديگرى يا تشكيل مى دهند. هر دينى كه متاءخر است ، ادعا مى كند كه ظهور آن در اديان قبلى مجموعه خودش پيشگويى شده است . از اين رو، مسيحيان از گذشته هاى دور در تلاش بوده اند پيشگويى ظهور حضرت عيسى (ع ) را در عهد عتيق يعنى كتاب يهوديان پيدا كنند. از آنجا كه در هيچ جاى كتاب عهد عتيق نام عيسى بن مريم (ع ) نيامده است ، مسيحيان براى نيل به اين مقصود دست به تاءويلاتى زده اند تا پيشگوييهاى ديگرى را كه در آن كتاب يافت مى شود، به آن حضرت ربط دهند. اين شيوه در انجيل متى فراوان است و به همين دليل ، گفته مى شود كه انجيل متى براى ارشاد يهوديان نوشته شده است .

مسيحيان مقدار زيادى از اين پيشگوييها را به مصلوب شدن حضرت عيسى (ع ) مربوط مى كنند كه از ديدگاه قرآن كريم اشتباهى بيش نيست (نساء: 157).

 

3- سرگذشت عيسى (ع )

پيروان اديان الهى به بركت اعتقادات دينى نسبت به وجود تاريخى فرستادگان خداوند از اطمينان و آرامش قلبى برخوردارند، ولى يكى از دغدغه هاى دانشمندان غير متدين به وجود تاريخى انبياء (ع ) مربوط مى شود، مورخ بزرگ مغرب زمين ، ويل دورانت تاريخچه 200 سال تشكيك پيرامون وجود تاريخى حضرت عيسى (ع ) را چنين گزارش مى دهد:

آيا عيسى وجومد داشته است ؟ آيا تاريخ زندگى بنيانگذار مسيحيت حاصل غم و اندوه مردم و تخيل و اميد آنان و در واقع افسانه اى مانند افسانه هاى خدايان مشركان نبوده است ؟ از مدتى پيش ، يعنى در قرن هجدهم ، به طور خصوصى درباره احتمال اسطوره بودن عيسى بحث مى كردند. دانشمندى به نام ولنى در كتاب ويرانه هاى امپراطورى به سال 1790 همين شك را ابراز مى داشت . هنگامى كه ناپلئون در سال 1808 با يك نويسنده نامدار آلمانى به نام ويلند ملاقات كرد، درباره سياست يا جنگ چيزى از او نپرسيد، بلكه سؤ ال كرد آيا وى به تاريخى بودن عيسى معتقد است يا نه ؟

به نقل متى و لوقا، عيسى در بيت لحم زاده شد. اين شهر در هشت كيلومترى اورشليم واقع شده است و حدود هزار سال قبل از ميلاد، داوود پادشاه در آن به دنيا آمده و بزرگ شده بود. سال ولادت حضرت عيسى (ع ) او تقريبا آغاز تاريخ ميلادى است ، ولى تعيين سال ولادت او به طور دقيق و قطعى ، دشوار مى نمايد و شايد چهار تا هشت سال قبل از مبداء تاريخ ميلادى بوده است . مادرش ، مريم نامزد نجارى از شهر ناصره به نام يوسف بود. داستان تولد عيسى در آغاز هر يك از انجيلهاى متى و لوقا آمده است . مرقس و يوحنا كه اين داستان را نياورده اند، از بيت لحم حرفى نمى زنند و فقط به ناصره اشاره مى كنند (مرقس 1:9 و يوحنا 1:45-46، رك .:يوحنا 7:42). در انجيل متى مى خوانيم :

(18) اما ولادت عيسى مسيح چنين بود كه چون مادرش مريم به يوسف نامزد شده بود، قبل از آنكه با هم آيند او را از روح القدس حامله يافتند (19) و شوهرش يوسف چون كه مردى صالح بود، نخواست او را عبرت نمايد؛ پس اراده نمود او را به پنهانى رها كند (20) اما چون او در اين چيزها تفكر مى كرد، ناگاه فرشته خداوند در خواب بر وى ظاهر شده گفت : « اى يوسف پسر داود از گرفتن زن خويش مريم مترس زيرا كه آنچه در وى قرار گرفته است از روح القدس است (21) و او پسرى خواهد زائيد و نام او را عيسى خواهى نهاد زيرا كه او امت خويش را از گناهانشان خواهد رهانيد. » (22) و اين همه براى آن واقع شد تا كلامى كه خداوند به زبان نبى گفته بود تمام گردد (23) كه اينك باكره آبستن شده ، پسرى خواهد زائيد و نام او را عمانوئيل خواهند خواند كه تفسيرش اين است : خدا با ما (24) پس چون يوسف از خواب بيدار شد چنان كه فرشته خداوند بدو امر كرده بود به عمل آورد و زن خويش را گرفت (25) و تا پسر نخستين خود را نزاييد، او را نشناخت و او را عيسى نام نهاد (متى 1:18-25).

پس از تولد، نام يشوع بر او نهاد و معناى آن نجات خداست . يوناييان و روميان آن را به يسوس 8 تبديل كردند و در زبان عربى عيسى شد.

از احوال حضرت عيسى در دوره بلوغ و آغاز جوانيش در اناجيل و روايات رسمى چيزى مذكور نيست . اينكه در حدود سى سالگى براى دريافت تعميد نزد حضرت يحيى (ع ) رفت ، نشان مى دهد كه احتمالا وى پيش از آن با فرقه اسنى و زاهدان آشنا بوده است .

در اناجيل ، ذكرى از برادران و خواهران عيسى به ميان آمده است . به عقيده مسيحيان كاتوليك و ارتدوكس ، مريم تا آخر عمر، باكره بود و در نتيجه ، محال است عيسى برادرانى به معناى دقيق كلمه داشته باشد. ايشان كلام انجيل را تاءويل مى كنند. ولى مسيحيان پروتستان به تفسير لفظى اين عبارات گرايش دارند و مى گويند: درست است كه عيسى از مريم باكره به دنيا آمد، ولى مريم و يوسف نجار پس از تولد وى ، زندگى زناشويى طبيعى داشته اند و از اين طريق ، فرزندانى براى ايشان به دنيا آمده اند. عبارتى از انجيل متى كه قبلا گذشت ، اين نظر را تاءييد مى كند.

قرآن مجيد به برخى از معجزات عيسى در كودكى ، از قبيل زنده كردن پرنده هايى كه از گل ساخته بود و سخن گفتن در گهواره ، اشاره مى كند. اين موارد در برخى انجيلهاى اپوكريفايى آمده است .

 

 

بوديسم

آيين بودا از شاخه هاى كيش هندوست . اين آيين از هندوستان بيرون آمده و سراسر مناطق خاورى را در نورديده است و به علت داشتن انديشه هاى عرفانى لطيف و گسترش در مناطق پرجمعيت جهان ، پيروان زيادى دارد و اخيرا به اروپا و آمريكا نيز سرايت كرده است .

سرگذشت بودا     

بودا (Buddha) به معناى بيدار لقب گوتاماشاكيامونى (Gautamamuni -Sakya) بنيانگذار مكتب اصلاحى بوديسم است . به عقيده بوداييان وى كه فرزند پادشاه شهر كاپيلاوستو (vastu-Kapila) در شمال هندوستان بود، در حدود سال 563 ق .م . به دنيا آمد و در آغاز سيدارتا (Siddhartha) يعنى كامياب ناميده مى شد. ستاره شناسان پيشگويى كرده بودند كه اين شاهزاده پس از مشاهده نمونه هاى بيمارى ، پيرى و مرگ و برخورد با يك رياضت كش دنيا را ترك خواهد كرد و به رياضت روى خواهد آورد. بدين سبب پدرش دستور داده بود وى را به دور از ناملايمات زندگى بشرى و در ناز و نعمت پرورش دهند و مراقب رفتار و كردار او باشند. شاهزاده با دخبر عمويش يشودهرا (Yasodhara) ازدواج كرد و داراى پسرى به نام راهولا (Rahula) شد. وى در 29 سالگى پس از مشاهده موارد مذكور، شبانه از كاخ و تنعمات آن گريخت و تحت ارشاد فردى به نام آلارا (Alara) زندگى راهبان را برگزيد و پس از شش سال رياضتهاى سخت و سنگين در جنگلها سرانجام هنگامى كه از وصول به حقيقت از طريق رياضت نوميد شد، رياضت را كنار گذاشت و به تاءمل و تفكر و مراقبت معنوى روى آورد. جهاد اكبر او نيز شش سال طول كشيد و پس از آن با هفت هفته توقف زير درختى كه بعدا درخت بيدارى ناميده شد، با مارا (Mara) يعنى شيطان ويرانگر مبارزه كرد و در نهايت به حقيقت دست يافت و بوداى دوره كنونى شد. به عقيده بوداييان در دورانهاى پيشين جهان نيز تعدادى بودا آمده اند. هر يك از اين بوداها قبل از ظهورشان بودى ستو (sattva-Bodhi) خوانده مى شود، يعنى كسى كه به معرفت كامل دسترسى دارد يا بوداى بالقوه است .

بودا در مدت 40 سال با مسافرتهاى فراوان ، آيين خود را در سراسر هندوستان تبليغ كرد و بر اثر ملاقات با افراد مختلف ، به اصلاح نفوس و تربيت شاگردانى همت گماشت كه برجسته ترين آنان پسر عمويش آنندا (Ananda) بود. وى سرانجام در هشتاد سالگى در حدود سال 483 ق .م . به نيزوانا پيوست .

داستان زندگى شگفت آور بودا از قديم الايام جذابيت داشته و به همين دليل اين داستان دينى به زبانهاى گوناگون ترجمه و در سراسر جهان منتشر شده است . نقل عربى آن با اضافاتى از فرهنگ سريانى ، به عنوان داستان بلوهر و يوذاسف بين مسلمانان رواج پيدا كرد.

تاسيس نظام             

انديشه هاى اصلاحى بودا در مخالفت با تعصب هاى برهمنان بود و اختلافات طبقاتى را باطل مى شمرد. تعاليم اخلاقى وى در مجموعه هايى مانند ترى پيتكا (pitaka-Tri) يعنى سه سبدگرد آمده است . اين تعاليم كه بر آيين هندو پايه گذارى شده است ، ترك دنيا، تهذيب نفس ، تاءمل ، مراقبه و تلاش براى رهايى از گردونه زندگى پر رنج اين جهان را توصيه مى كند و براى وصول به نيروانا اهميت زيادى قائل است و مفهوم آن را توسعه مى دهد. آيين بودا در قرون بعدى بخش عمدمه اى از خاك هندوستان را تسخير كرد و در كشورهاى همسايه نيز گسترش يافت . در قرون هشتم و نهم ميلادى ، دو تن از دانشمندان آيين هندو را نوسازى كردند و بر اثر آن ، آيين بودا اندك اندك از هندوستان برچيده و آيين هندو جانشين آن شد، اما اشكال گوناگون آن در خاور دور و مناطق ديگر گسترش يافت .

فلسفه بودا     

هنگامى كه بودا به حقيقت دست يافت ، ابتدا به شهر بنارس رفت تا پنج تن از راهبان را كه از وى روى برتافته بودند، بيابد. او مى انديشيد كه اين پنج تن مانند وى در جستجوى حقيقتند و تعليم دادن ايشان از ساير مردم آسانتر است .                                                                                                     

و چون به بنارس پا نهاد آن پنج تن را ديد كه در ميان بيشه اى نزديك شهر نشسته اند و با هم سخن مى گويند.

هنگامى كه چشم آنان به بودا افتاد، به يكديگر گفتند: « اين سيدارتاست كه مى آيد؛ همان كه دست از رهبانيت كشيد؛ خوب است به او كارى نداشته باشيم . » اما چون بودا به آنان نزديك شد به وى سلام كردند و از او خواستند در كنارشان بنشيند. آنگاه از وى پرسيدند: « سرانجام ، حقيقتى را كه مى جستى ، يافتى ؟ » بودا گفت : « آرى ، آن را يافتم . » راهبان گفتند: « پس به ما بگو حقيقت و حكمت و راز هستى چيست ؟ » بودا پرسيد: « آيا شما به كارما يعنى قانون كردار ايمان داريد؟ » گفتند: « آرى . » بودا گفت : « پس بدانيد كه همان سرآغاز حكمت و آگاهى از حقيقت است . از نيكو نيكو پديد مى آيد و از بد بد. اين نخستين قانون زندگى است و همه چيزهاى ديگر بر اين قانون استوار است . » گفتند: « اين كه تازگى ندارد. » گفت : « اگر چنين است قربانى ، دعا و تضرع به درگاه خدا عاقلانه نيست . » راهبان پرسيدند: « چگونه ؟ » بودا پاسخ داد: « زيرا آب هميشه سراشيبى مى رود، آتش هميشه داغ است و يخ همواره سرد. اگر براى همه خدايان هندوستان هم دعا كنيم ، آب هرگز سربالا نمى رود و آتش سرد و يخ گرم نمى شود. زيرا در زندگى قانونهايى يافت مى شود كه همه چيز بر آنها استوار است . از اين رو، كارى كه انجام گرفت ، قابل ابطال نيست و دعا و قربانى براى خدايان نيز سودى ندارد. » آنان با اين سخن موافقت كردند و بودا افزود: « اگر اين سخن درست است ، كتاب وداها كه به مردم راه و رسم دعا و قربانى را مى آموزد، درست نيست و برخلاف گفته پيشوايان دينى ، من اعلام مى كنم كه وداها مقدس نيستند. » راهبان از اين جراءت بسيار شگفت زده شدند و از بودا پرسيدند: « تو مى گويى برهما هنگام آفريدن جهان مردم را به طبقات گوناگون تقسيم نكرده است ؟ » پاسخ داد: « اصلا من باور ندارم برهما چيزى را آفريده باشد تا جهان آفريده او باشد. » آنان پرسيدند: « پس جهان ساخته كيست ؟ » بودا پاسخ داد: « به نظر من جهان ابدى است و آغاز و انجامى ندارد. دو چيز است كه بايستى از آن پرهيز كرد: يكى زندگانى پر از لذت كه زاييده خودخواهى و فرومايگى است و ديگر زندگى پر از رنج و خود آزارى كه آن نيز سودى ندارد و هيچ يك از اين دو به نيكبختى منجر نمى شود. »

اخلاقيات   

سرانجام راهبان از بودا پرسيدند: « پس راه درست كدام است ؟ » پاسخ داد: « راه ميانه ، ميان لذت و رنج است كه از راه هشتگانه به دست مى آيد. راه هشتگانه هشت قانون بزرگ زندگى را مى آموزد:

1. پرهيز از آزار جانداران ؛

2. پرهيز از دزدى ؛

3. پرهيز از بى عفتى ؛

4. پرهيز از دروغ ؛

5. پرهيز از مستى ؛

6. پرهيز از بدگويى ؛

7. پرهيز از خودخواهى ؛

8. پرهيز از نادانى ؛

9. پرهيز از دشمنى ؛ 

 

 

 

دين زردشت

 

هنگامى كه چند قرن بر ورود آرياييان به ايران گذشت اين قوم اندك اندك به شهر نشينى روى آوردند و اين مساءله در جهان بينى ايشان تاءثير گذاشت .

در آن روزگار انسان اصلاح گرى بر خاست و آرياييان را كه خواستار ترك خرافات قديم بودند، به آيين تازه اى دعوت كرد و آيين مغان را برانداخت . اين پيامبر مصلح كه خود را فرستاده خداى خوبى و روشنايى معرفى مى كرد، زردشت نام داشت . وى مدعى بود آيين خود را از آهورمزدا دريافت كرده تا جهان را از تيرگيها پاك كند و آن را به سوى نيكى و روشنايى رهنمون شود.

زردشتيان به نامهايى چون گبر و مجوسى و پارسى خوانده مى شوند. كلمه « گبر » در زبان سريانى به معناى كافر از از جانب ديگران به آنان اطلاق گرديده و واژه « المجوس » در دستور زبان عربى ، اسم جنس جمعى و مفرد آن مجوسى است . « المجوس » در قرآن كريم (حج :17) در كنار پيروان اديان ديگر يافت مى شود. اكثر علماى اسلام زردشتيان را اهل كتاب دانسته اند. احاديثى نيز در اين باب موجود است . آيين زردشت حدود يك قرن قبل از ميلاد تحول يافت و آن صورت تحول يافته را آيين مزديسنى مى نامند. مزديسنا در لغت به معناى ستايش مزداست .

 

سرگذشت زردشت

دانشمندان در مورد وجود تاريخى پيامبر ايران باستان شك دارند، اما بيشتر آنان وجود وى را نفى نمى كنند. زردشت ، زرتشت ، زرادشت ، زراتشت ، زردهشت و كلماتى از اين قبيل از واژه « زرثوشتر » (Zarathushtra) در گاتها (بخشى از كتاب آسمانى زردشت ) مى آيد كه طبق نظريه صحيحتر معادل زرد اشتر يعنى دارنده شتر زرد است .

نام پدرش پوروشسب يعنى دارنده اسب پير، نام مادرش دغدو يعنى دوشنده گاو ماده و نام خاندان وى سپيتمه يعنى سپيد نژاد بود.

طبرى مورخ مشهور اسلام و پيروان او زردشت را از فلسطين مى دانند و مى گويند وى از آنجا به ايران آمده است ، اما قول صحيح و معروف آن است كه وى ايرانى و اهل آذربايجان بوده است و محل برانگيختگى او را كوهى نزديك درياچه اروميه مى دانند.

درباره زمان زردشت نيز اختلاف است و زمان وى حتى به 6000 سال قبل از ميلاد نيز برده شده است . اما بر اساس نظريه مشهور، وى در سال 660 قبل از ميلاد به دنيا آمد و در 630 قبل از ميلاد (در سن 30 سالگى ) به پيامبرى مبعوث شد. وى در سال 583 ق .م . در سنن 77 سالگى در آتشكده اى در بلخ (افغانستان ) توسط لشكر قومى مهاجم به شهادت رسيد.

گر چه بعثت زردشت در شاهنامه فردوسى آمده است ، اما متاءسفانه آن حادثه در قسمت افسانه اى آن كتاب مذكور است ، به طورى كه درباره گشتاسب (پادشاهى كه زردشت او را دعوت مى كند و به آيين خود در مى آورد) اختلاف است . برخى او را با ويشتاسب پدر داريوش هخامنشى برابر دانسته اند. از سوى ديگر از نظر تاريخى مسلم است كه ويشتاسب نه يك پادشاه ، بلكه استاندارى بوده است .

 

تعاليم زردشت

در آيين زردشت سه اصل عملى گفتار نيك ، پندار نيك ، كردار نيك وجود دارد كه مانند آن را در اديان مختلف مى يابيم . از جمله در اسلام آمده است : « الايمان قول باللسان و اقرار بالجنان و عمل بالاركان . » احترام به آتش به عنوان يكى از مظاهر خداى روشنايى و افروخته نگه داشتن آن و انجام مراسمى خاص در اطراف آن در معابدى به نام آتشكده مشخصترين ويژگى اين آيين است . همچنين آبادانى ، كشاورزى دامدارى و شهرنشينى مورد ستايش قرار گرفته است . احترام به حيوانات ، مخصوصا سگ و گاو، همچنين خوشرفتارى با مردم نيز جايگاهى به حيوانات ، مخصوصا سگ و گاو، همچنين خوشرفتارى با مردم نيز جايگاهى ويژه دارد. برخى از آداب و رسوم سرزمين ما از قبيل مراسم چهارشنبه سورى و سوگند خوردن به روشنايى چراغ و چيزهاى ديگر با تعاليم زردشتى ارتباط دارد.

همچنين برخى زنديقان قرون نخست اسلام گرايشهاى زردشتى داشتند.

 

اوستا

كتاب آسمانى زردشتيان اوستا نام دارد كه به معناى اساس و بنيان و متن است . اين كتاب به خط و زبان اوستايى نوشته شده است كه به ايران باستان تعلق دارد و با زبان پهلوى و سانسكريت همريشه است . به عقيده بسيارى از محققان ، خط اوستايى در دوره ساسانيان (226 - 641 م .) پديد آمد و اوستا كه قبلا در سينه ها بود، به آن خط كتابت شد و به قولى اين كار پس از ظهور اسلام صورت گرفته است .

زردشتيان و پژوهشگران بر اين مساءله اتفاق دارند كه اوستا در اصل بسيار بزرگتر بوده است كه به عقيده برخى روى 12000 پوست گاو نوشته بود. اوستاى كنونى داراى 83000 كلمه است و احتمالا اصل آن داراى 345700 كلمه (يعنى چهار برابر) بوده است . اوستاى اصلى به 21 نسك (كتاب يا بخش ) تقسيم مى شد و اوستاى كنونى نيز 21 نسك است .

اوستا 5 بخش دارد:

1. يسنا (يعنى جشن و پرستش )؛ قسمتى از اين بخش گاتها ناميده مى شود (به معناى سرود). اين بخش كه مشتمل بر ادعيه و معارف دينى و معروفترين قسمت اوستاست ، به خود زردشت نسبت داده مى شود، در حالى كه ساير قسمتهاى اوستا را به پيشوايان دين زردشت نسبت مى دهند؛

2. ويسپرد (يعنى همه سروران ) مشتمل بر نيايش ؛

3.ونديداد (يعنى قانون ضد ديو) درباره حلال و حرام و نجس و پاك ؛

4. يشتها (يعنى نيايش سرود و تسبيح )؛

5. خرده اوستا (يعنى اوستاى كوچك ) درباره اعياد و مراسم مذهبى و تعيين سرودهاى آنها زردشتيان ، علاوه بر اوستا، تفسيرى به نام زنداوستا و كتب مقدس ديگرى به زبان پهلوى دارند.

 

داستان خلقت و دو گانه پرستى

كسى نمى داند گرايش زردشتيان به خدايان دو گانه (خداى نيكى و خداى بدى يا خداى روشنايى و خداى تاريكى ) در چه عصرى آغاز شده است . در قسمت گاتها (از يسناى اوستا) كه به خود زردشت نسبت داده مى شود، اهريمن در برابر خرد مقدس صف آرايى مى كند و نه در برابر آهورمزدا كه خداى واحد و فوق پروردگاران روشنايى و تاريكى است . همچنين گروهى از زردشتيان به نام زروانيان در عصر ساسانى پديد آمدند كه معتقد به خداى يكتا به نام زروان بودند و او را از خداى روشنايى و تاريكى برتر مى شمردند. اين فرقه پيروان بسيارى در ايران آن روز داشته است .

[ دوشنبه نوزدهم مهر 1389 ] [ 1:19 بعد از ظهر ] [ م .سیــف الهـــــی ]

استفتائات قرآنى آيه ا... خامنه اى

سوال 128 : كسى كه دائما شك در وضويـش دارد, چگونه مى تـواند به مسجـد برود و قرآن بخـواند و يا بزيارت قبـور معصـوميـن عليهم السلام مشرف شود؟

جواب : شك در بقاى طهارت بعد از وضـو اعتبار ندارد ايـن شخص تا يقيـن به شكسته شـدن وضـويـش پيدا نكند مـى تـوانـد نماز و قرآن بخواند.

سوال 151 : حكـم مـس ضمايرى كه به سـوى ذات بارى برگشت دارنـد, مثل ضميـر جمله (( بسمه تعالى )) چيست؟

جواب : ضميـر حكـم لفظ جلاله را نـدارد.

سوال 152 : در نوشتـن اسم جلاله معروف شده كه به جاى (( الله )) (( ا... )) و (( اله )) مى نـويسند, حكـم كسانى كه ايـن دو كلمه را (( الف و اله )) را بـدون وضـو مـس نمـايند, چيست؟

جواب : همزه و نقاط, حكـم لفظ جلاله را ندارد, بخلاف كلمه ( اله ) كه همان حكم را دارد.

سـوال 153 : در محل كارم در مـراسلاتشـان كلمه (( الله )) را به (( ا... )) تبـديل مـى كنند آيا اين كار شـرعا جايز است؟

جواب : شرعا مانعى ندارد.

سوال154 : آيا جايز است به مجرد احتمال لمـس افراد بى وضو اسـم جلاله ((الله )) را از نـوشتـن آن خـوددارى شـود و يا بصـورت (( ا... )) نوشته شود؟

جواب : مانع ندارد.

سـوال 155 : نابينايان براى خـوانـدن از خط بـرجسته بنام خط (( بريل )) كه با لمـس انگشتان خـوانده مى شـود, استمـداد مـى گيرند مـى دانيـم كه ايـن خط از نقاط ششگانه تشكيل شـده است, لطفـا به سـوال زير جواب : مرحمت فرمائيـد : آيا بر نابينايان لازم است در مـوقع فراگيرى قرائت قرآن و در وقت لمـس اسامـى طاهره كه با خط بـرجسته نـوشته شـده, وضـو داشته بـاشند؟

جواب : نقاط برجسته كه علامتند براى حروف اصلى حكـم حروف اصلـى را ندارند و دست زدن به آنها ـ در مـواردى كه بعنوان علامت حروف قـرآن كـريـم و اسماء طـاهـره استفاده مـى شـود ـ نياز به طهارت ندارد ؟

سـوال 156 : حكـم افرادى كه وضـو ندارنـد و اسامـى اشخاص مثل (( عبـدالله )) و (( حبيب الله )) را لمـس مـى كند, چيست؟

جواب : براى كسانى كه وضو ندارند مـس لفظ جلاله جايز نيست گرچه جزئى از اسم مركب باشد.

سـوال 157 : آيا بـراى زن حايض جايز است گـردن بنـدى را بگـردن داشته باشد كه اسـم مبارك پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بر آن نقش شده است؟

جواب : آويختـن آن بگردن اشكال ندارد, بشرطى كه اسـم مبارك با بدن تماس نداشته باشد.

سـوال 158 : آيا حرمت دست زدن به كتابت قرآن مجيد براى شخص بـى وضـو, مختص به مصحف شـريف است, يـا شـامل كتـابها و لـوحه هـا ( تـابلـوهـا ) و ديـوارهـا نيز مـى گـردد؟

جواب : حرمت اختصاص به مصحف شريف نـدارد, بلكه عمـوميت دارد و تمامـى كلمات و آيات قرآنـى را هر چنـد در كتاب, جريـده, مجله, تـابلـو, يـا نقـش ديـوار بـاشـد, شـامل مـى شود.

سـوال 159 : خانواده مـوقع خـوردن برنج براى تبرك ظرفى را بكار مى برند كه آيات قرآنى, مثل آيه الكرسـى روى آن نـوشته شده است, آيا اين كار اشكال دارد؟

جواب : اشكال ندارد, ولى شخص بى وضـو نبايد آيات قرآن را لمـس نمايد.

سوال 160 : كسانى كه بـوسيله ماشيـن تايپ تحرير, اسماء جلاله يا آيات قرآنى, و يا اسامى معصـوميـن را مـى نـويسند, آيا واجب است وضو داشته باشند؟

جواب : ايـن كار مشروط به طهارت نيست, ولى نوشته را نبايد بدون وضو لمس نمود.

سـوال 161 :آيا لمـس كردن آرم جمهورى اسلامـى ايران كه روى نامه ها و تكت ( بليط ) اتوبـوس ها و سرويـس هاى عمومى نقـش شده است, حرام است؟

جواب : اگر از نگاه عرف اسـم جلاله خـوانده شده و برداشت شـود, دست زدن به آن, بدون طهارت, حرام است, و در غير اينصـورت اشكال ندارد.

سـوال 162 : آيا آرم جمهورى اسلامـى ايـران, از اسماء جلاله بحساب مـىآيد يا نه؟ و چاپ آن بر سر برگ اوراق ادارى و استفاده از آن در مكـاتبـات و غيـره چه حكمـى دارد؟

جواب : كتـابت و چاپ لفظ جلاله, و آرم جمهورى اسلامـى ايـران, در مكاتبـات اشكـال نـدارد, بنابـر احتياط آرم جمهورى اسلامـى همان احكام لفظ جلاله را دارد.

سـوال 163 : قسمت بـالاى بـرخـى از اوراق رسمـى دوائر, بــا آرم جمهورى اسلامى ايران زينت داده مى شـود, و نيز بعضـى شفاخانه ها ( بيمارستـان هـا ) و درمـانگـاهها بالاى ارواق شـان عبـارت (( هـو الشافـى )) را مى نـويسند,اگر ايـن اوراق بعد از رفع نيازآلـوده بخـون شـود و يـا به گـوشه پـرتـاب گـردد, حكمش چيست؟

جواب : تزئيـن اوراق مكـاتبـات به لفظ جلاله و آنچه در حكـم آن است, اشكالـى نـدارد, آنچه واجب است اجتناب از هتك و نجـس كردن آنست.

سـوال 164 : استفـاده از تكت پست ( تمبـر ) كه بـر روى آن آيات قرآنى چاپ شـده, و يا چاپ لفظ جلاله و اسماء الله و آيات قرآنـى و يا چـاپ آرم مـوسسات, كه مشتمل بـر آيات قـرآن كـريـم است در روزنامه ها و مجلات و نشرياتى كه همه روزه منتشر مى شـوند چه حكمى دارد؟

جواب : طبع و نشر آيات قرآنى و اسماء جلاله و امثال آن اشكالـى ندارد, ولكـن بر كسـى كه بدستـش مـى رسد, واجب است, رعايت احكام شرعى آن را داشته, از هتك و تنجيـس, و لمـس كردن آن, بدون وضـو اجتناب كند.

سـوال 165 : در بعضـى روزنـامه هـا اسـم جلاله يا آيـات قـرآن را مـى نـويسنـد, آيا پيچـانـدن غذا بـا آن, يا نشستـن بـر آن و يا استفاده از آن بجاى سفره, و يا انداختـن آن در زباله جايز است؟ با تـوجه به اينكه خلاصـى از آن در غير ايـن مـوارد دشـوار است؟

جواب : بهره بردارى از ايـن گونه روزنامه ها, بگونه اى كه عرف آن را هتك, بـراى آن چيزهاى كه حـرام است هتك آن, مثل لفظ جلاله, و آيات نـوشته شده بر آن, ندانسته, و در معرض تنجيـس نباشد, مانع ندارد.

سوال 166 : انداختـن تكت هاى پستى ( تمبر ) كه محتـوى اسـم جلاله است, درآشغال دانى چه حكمـى دارد؟ و آيا لمـس آن بدون وضـو صحيح است؟

جواب : دست زدن به نوشته لفظ جلاله بدون وضو يا نجـس كردن آن يا انداختـن آن در اماكنـى كه مـوجب هتك و اهانت گردد, جايز نيست.

سوال 167 : آيا لمـس كردن كلماتى كه در انگشترها نقـش شده است, جايز است؟

جواب : اگر از كلماتـى باشـد كه شـرط جـواز مـس آن, طهارت است, بـدون طهارت, دست زدن به آن جايزنيست.

سـوال 168 : آيا براى دكان داران و مغازه داران جايز است كه آنچه را كه مـى فـروشنـد بـا روزنامه بپـوشاننـد در حـاليكه به يقيـن مى دانيـم, در روزنامه ها اسـم جلاله وجود دارد, و آيا دست زدن به آن بدون وضو جايز است؟

جواب : پـوشاندن اشياى فروشـى, با روزنامه ها, اگر هتك به اسـم خـدا و آيات قرآن و اسامـى ائمه عليهم السلام بحساب نيايد, اشكال ندارد, ولكـن براى شخص بى وضو, در صورتى كه از بـودن اسـم جلاله مطلع است, دست زدن به آن جايز نيست.

سـوال 169 : درج كردن اسامـى انبياء عليهم السلام و آيات قـرآن, در روزنـامه هـا, چه حكمـى دارد؟ بـا ايـن احتمـال كه ممكــن است روزنامه به آتـش انـداخته شـود, و يا زير دست و پا واقع گـردد؟

جواب : نـوشتـن آيات قرآنى و اسامـى معصـوميـن عليهم السلام در روزنامه ها و مجلات و غيـر آن مانع شـرعى نـدارد, ولـى اجتناب از هتك و نجـس كـرد و لمـس آن بـدون وضو واجب است.

سـوال 170 : انـداختـن چيزى كه مشتمل بـر اسماء الله باشـد, در جـوىها و نهرهـا چه حكمـى دارد؟ و آيـا ايـن عمل اهـانت شمـرده مى شود؟.

جواب : اگـر انـداختـن آنها در انهار و جـويبارها از نگاه عرف اهانت نباشد, مانع ندارد.

سـوال 171 : اوراق امتحانـى كه بعد از تصحيح در زباله انـداخته مى شوند و يا آتـش زده مى شوند,آيا شرط است اطمينان حاصل شـود كه اسماء الله و اسامى معصـوميـن عليهماالسلام در آنها نباشد؟ و آيا انـداختـن اوراق سفيـد اسـراف شمـرده ميشـود يـا خيـر؟

جواب : تفحص ( جستجو ) واجب نيست, اگر احراز نشـود وجـود اسماء جلاله در ورقه, انـداختـن آن در زبـاله, اشكـال نـدارد, و امــا اوراقـى كه در يك طرف آن نشوته مـى شـود و امكان بهره بردارى از آنها وجـود داشته باشـد و يا در صنعت كارتـن سازى از آن مـى شـود استفاده كرد, چـون در دور انداختـن و سـوزاندن آن شبهه اسراف و تبذيـر وجـوددارد, خـالـى از اشكال نيست.

سـوال 172 : اسامـى مبـاركه كه احتـرامـش واجب و دست زدن به آن بدون وضو حرام است كدامند؟

جواب : مـس اسماء ذات بارى و اسماء صفات خاصه الهى, بدون وضـو جايز نيست, بنابـر احتياط, اسامـى انبياى عظام و ائمه معصـوميـن عليهم السلام داخل در حكـم اسمـاء الله است.

سـوال 173 : القاب و اسامى ائمه معصـوميـن و انبياء عليهم السلام چه حكمى دارد؟

جواب : بنـابـر احتيـاط, مـس آن بـدون وضـو, جايز نيست .

سوال 174 : پيـش ما در سفارت, از زمان تاسيس آن مقدار زيادى از جرايد متنوعى كه از طرف مـوسسات داخلى فرستاده شده, جمع گرديده است و چون اغلب صفحات آن محتـوى اسماء الله و مشابه آن مى باشد, در جهت حل مشكل حفـاظت آن, مـا را راهنمـائى فـرمـائيد.

جواب : دفـن آن در زمين, يا گذاشتـن آن در صحرا, اگر هتك بحساب نيايد, مانعى ندارد.

سوال 175 : روش هاى شرعى محـو كردن اسماء مبارك و آيات قرآن در مـوقع نياز چيست؟ سـوزانـدن اوراقـى كه در آن اسـم جلاله, و آيات قرآنى, نـوشته شده باشد, در مـوقع ضرورت, از باب حفظ اسرار, چه حكم دارد؟.

جواب : دفـن كردن و يا تبديل نمودن كاغذ آن به خمير بـوسيله آب اشكال ندارد, ولى سـوزاندن آن اشكال دارد, و در صـورتـى كه هتك شـود, جـايز نيست, مگـر در آن مـوقعى كه ضـرورت اقتضاء كنـد, و بـريـدن آيات قـرآنـى و اسماء مبارك هـم امكان نـداشته بـاشـد.

سـوال 176 : بريـدن اسماء مباركه و آيات قرآنـى به انـدازه هاى بسيار زياد بصـورتى كه حتـى دو حرف آن بهم متصل نمانـده و قابل خواندن نباشد, چه حكـم دارد؟ و آيا در محو كردن اسماء مباركه و آيات قرآن و اسقاط حكم شان تغيير دادن صـورت خطـى آن, با كـم و زياد كردن حروف, كافى است؟

جواب : بريدن, اگرموجب محو كتابت لفظ جلاله وآيات قرآنى نگردد, كافـى نيست همچنان كه, تغيير صـورت خطـى آن سبب زوال حكـم شرعى حروفى كه به قصد نوشتـن لفظ جلاله بكار رفته, نمى شـود, بلى بعيد به نظر نمى رسد, در تغيير صورت حروف حكـم امحاء بر آن جارى شود, هـر چنـد احتيـاط در اجتنـاب از آنست.

سوال 219 : كسى كه فاقد آب است و يا استعمال آب برايـش ضرر دارد, اگر ـ بدل از غسل جنابت ـ تيمـم نمـود آيا براى او داخل شدن در مسجـد و نماز جمـاعت جـايز است؟ خـوانـدن قـرآن چه حكمـى دارد؟

جواب : تا زمانيكه عذر مجـوز تيمم برداشته نشده, و يا تيمـم او باطل نشده باشـد, انجام تمام اعمال مشروط بطهارت بـرايـش, جايز است.

سـوال 224 : حكـم كسى كه غسل جنابت را در نماز صبح انجام نداده و تيمـم مى كند به اعتقاد اينكه اگر غسل كند مريض مـى شـود چيست؟

جواب : اگر به اعتقاد او غسل بـرايـش ضرر دارد, تيمـم اشكالـى ندارد و نماز با آن صحيح است.

سـوال 287 : از آنجايى كه استفاده از قلـم مـو در نقاشى و نقشه كشى معمول است, و انواع خـوب و مرغوب آن از كشـورهاى غير اسلامى وارد مى شود و غالبا از موى خنزيز ساخته مى شـود, و در دست همگان قـرار مـى گيرد, بخصـوص در مراكز تبليغى و فـرهنگـى, حكـم شـرعى استفاده از ايـن نوع قلم موها چيست؟ و ثانيا اينكه حكـم نوشتـن آيـات قـرآن و احـاديث شـريف بـا آن چگونه است؟

جواب : موى خنزير نجـس است, و استفاده از آن در امورى كه طهارت در آن شرعا معتبـر است, جايز نيست اما به كارگيرى آن در امـورى كه مشروط به طهارت نيست اشكال ندارد, مـويـى ( كه در ساخت قلـم مو بكار مـى رود ) كه معلـوم نباشد از مـوى خنزير ساخته شـده يا نه, به كارگيرى آن حتـى در امـورى مشروط به طهارت اشكال ندارد.

سـوال 411 : تا چه وقت جايز است از لـودسپيكر ( بلنـدگـو ) هاى مـوجـود در مساجد كه صـداى آن از بيـرون مسجـد شنيـده مـى شـود, استفاده بعمل آيـد ؟ پخـش سرودهاى انقلابـى و قرآن كريـم قبل از اذان چه حكمى دارد؟.

جواب : در اوقاتى كه براى همسايگان و باشندگان محله باعث آزار و اذيت نباشد اگر براى چند دقيقه قبل از اذان قرائت قرآن كريـم پخش شود, اشكالى ندارد.

سـوال 418 : آيا برايـم جايز است كه وصيت كنم بعد از مردنـم در مسجـد محله كه در آن سعى بسيـارى را مبذول داشته ام دفـن شـوم ؟ چـون دوست دارم كه در آن مسجد چه در داخل مسجد و چه در صحـن آن دفن شوم.

جواب : اگر در وقت جارى كـردن صيغه وقف, دفـن مرده ها استثناء نشده باشد, دفـن مرده در آن جايز نيست و وصيت شما در ايـن مورد اعتبار ندارد.

سوال 473 : با ملاحظه نظر حضـرت امام قـدس سـره در تفسيـر سـوره مباركه حمد در ارجحيت لفظ (( ملك )) بر مالك, در مـوقع خـواندن ايـن سوره مباركه در نمازهاى واجب و غير واجب, آيا صحيح است به دو طريقه قرائت شود؟.

جواب : احتيـاط در ايـن مـورد اشكـال نـدارد .

سوال 479 : بنابـر راى بعضـى از مفسـريـن, تعدادى از سـوره هاى قرآن كريـم مثل سوره فيل و قريـش و انشراح و ضحى, سـوره واحد و كامل شمرده نمى شـود آنان مى گويند : كسى كه يكى از ايـن سـوره ها مثل سوره فيل را در نماز مى خـواند بر او به صورت حتمى واجب است كه بعد از آن, سـوره قـريـش را بخـوانـد و همچنان در رابطه بـا سـوره هاى انشراح و ضحى كه بايد با هـم خـواند شود پـس اگر شخصى سوره فيل يا سوره انشراح را به تنهائى در نمازش بخـواند و جاهل به مسئله بـاشـد وظيفه اش چه خـواهـد بـود؟.

جواب : در صورتى كه جاهل به مسئله بـوده است نمازهاى گذشته او كه در آن اكتفاء به خـواندن يكـى از سـوره هاى فيل و ايلاف و يا سـوره هـاى ضحـى و انشـراح مـى كـرده, محكـوم به صحت است .

سـوال 484 : آيا در نمـاز واجب است بعد از حمـد يك سـوره كـامل خـوانده شـود؟ يا تلاوت مقدارى از قرآن كريـم كافيست ؟ و در فرض اول آيا بعد از قرائت سـوره جايز است آيات قرآنى خـوانده شود؟.

جواب : در نمازهاى واجب يـوميه قرائت آياتـى از قرآن كريـم از سوره كامل مجزى نيست, ولكـن قرائت بعض آيات پـس از قرائت سـوره كـامل به عنـوان قـرآن اشكـالـى ندارد.

سـوال 509 : در صورتى كه قارى حاضر نباشد و آيات سجده از راديو و ضبط صـوت شنيـده شـود تكليف شــرعى چيست؟.

جواب : شنيـدن آيـات سجـده از نـوار فيته ( ضبط ) مـوجب سجـده نميگردد, و اما در وقت شنيدن آن از راديـو يا بلندگـو به صـورت پخـش مستقيـم و زنـده, بنـابـر احتيـاط سجـده واجب است .

سـوال 602 :وظيفه شـرعى شخصـى ـ بخصـوص مـدرس قـرآن كريـم ـ كه مى بيند امام جماعت از لحاظ قـواعد تجـويد دچار اشتباه مـى گردد, چيست؟ در حـالـى كه ايـن شخص در معرض تهمت زيـــادى به سبب عدم مشـاركت در جمـاعت قـرار گرفته است.

جـواب: اگر قرائت امام جماعت در نظر ماموم صحيح نباشد و نتيجه آن درست نبودن نماز وى از ديد ماءمـوم باشد, اقتـداء بـوى جايز نيست ولكـن ممانعتـى از مشاركت شكلـى (ظاهرى) بخاطـر غرض عقلائى وجود ندارد

[ دوشنبه نوزدهم مهر 1389 ] [ 1:13 بعد از ظهر ] [ م .سیــف الهـــــی ]

واجبات نماز


واجبات نماز يازده چيز است :
«اول» نيّت . «دوم» قيام يعنى ايستادن . «سوم» تكبيرة الاحرام يعنى گفتن اللّه‏ اكبر در اول نماز . «چهارم» ركوع . «پنجم» سجود . «ششم» قرائت . «هفتم» ذكر . «هشتم» تشهّد . «نهم» سلام . «دهم» ترتيب . «يازدهم» موالات يعنى پى در پى بودن اجزاء نماز .
مسأله 928 ـ بعضى از واجبات نماز ركن است ، يعنى اگر انسان آنها را بجا نياورد ـ عمداً باشد يا اشتباهاً ـ نماز باطل مى‏شود . و بعضى ديگر ركن نيست ، يعنى اگر اشتباهاً كم گردد نماز باطل نمى‏شود . و ركن نماز پنج چيز است :
اول : نيّت .
دوم : تكبيرة الاحرام .
سوم : قيام متّصل به ركوع ، يعنى ايستادن پيش از ركوع .
چهارم : ركوع .
پنجم : دو سجده از يك ركعت .
و اما نسبت به زيادى در صورتى كه عمدى باشد ، مطلقاً نماز باطل مى‏شود ، و در صورتى كه از روى اشتباه باشد اگر زيادى در ركوع يا در دو سجده از يك ركعت باشد ، نماز ـ بنابر احتياط لازم ـ باطل است ، و الاّ باطل نيست .

نيّت


مسأله 929 ـ انسان بايد نماز را به نيّت قربت ـ يعنى براى تذلّل و كرنش در پيشگاه خداوند عالم ـ بجا آورد ، و لازم نيست نيّت را از قلب خود بگذراند ، يا مثلاً به زبان بگويد : چهار ركعت نماز ظهر مى‏خوانم قربةً إلى اللّه‏ .
مسأله 930 ـ اگر در نماز ظهر يا در نماز عصر نيّت كند كه چهار ركعت نماز مى‏خوانم ، و معيّن نكند ظهر است يا عصر ، نماز او باطل است ولى كافى است . نماز ظهر را به عنوان نماز اول ، و نماز عصر به عنوان نماز دوم تعيين كند . و نيز كسى كه مثلاً قضاى نماز ظهر بر او واجب است ، اگر در وقت نماز ظهر بخواهد آن نماز قضا يا نماز ظهر را بخواند ، بايد نمازى را كه مى‏خواند ، در نيّت معيّن كند .
مسأله 931 ـ انسان بايد از اول تا آخر نماز به نيّت خود باقى باشد ، پس اگر در بين نماز بطورى غافل شود كه اگر بپرسند چه ميكنى ؟ نداند چه بگويد ، نمازش باطل است .
مسأله 932 ـ انسان بايد فقط براى تذلّل در پيشگاه خداوند عالم نماز بخواند ، پس كسى كه ريا كند ـ يعنى براى نشان دادن به مردم نماز بخواند ـ نمازش باطل است ، خواه فقط براى مردم باشد ، يا خدا و مردم ، هر دو را در نظر بگيرد .
مسأله 933 ـ اگر قسمتى از نماز را براى غير خدا بجا آورد ، چه آن قسمت واجب باشد مثل حمد ، يا مستحب باشد مثل قنوت ، اگر آن قصد غير خدائى به تمام نماز سرايت كند مثلاً قصد ريا در عملى باشد كه مشتمل بر آن جزء است ، يا آنكه از تدارك آن قسمت زيادى مبطل لازم آيد ، نمازش باطل است . و اگر نماز را براى خدا بجا آورد ولى براى نشان دادن به مردم در جاى مخصوصى مثل مسجد ، يا در وقت مخصوصى مثل اول وقت ، يا به طرز مخصوصى مثلاً با جماعت نماز بخواند ، نمازش باطل است .

تكبيرة الاحرام


مسأله 934 ـ گفتن «اللّه‏ اكبر» در اول هر نماز ، واجب و ركن است ، و بايد حروف «اللّه‏» و حروف «اكبر» و دو كلمه «اللّه‏» و «اكبر» را پشت سر هم بگويد ، و نيز بايد اين دو كلمه به عربى صحيح گفته شود ، و اگر به عربى غلط بگويد ، يا مثلاً ترجمه آن را به فارسى بگويد صحيح نيست .
مسأله 935 ـ احتياط مستحب آن است كه تكبيرة الاحرام نماز را به چيزى كه پيش از آن مى‏خواند ، مثلاً به اقامه يا به دعائى كه پيش از تكبير مى‏خواند نچسباند .
مسأله 936 ـ اگر انسان بخواهد «اللّه‏ اكبر» را به چيزى كه بعد از آن مى‏خواند ، مثلاً به «بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم» بچسباند ، بهتر آن است كه «راء» اكبر را پيش بدهد ، ولى احتياط مستحب آن است كه در نماز واجب نچسباند .
مسأله 937 ـ موقع گفتن تكبيرة الاحرام در نماز واجب بايد بدن آرام باشد ، و اگر عمداً در حالى كه بدنش حركت دارد ، تكبيرة الاحرام را بگويد باطل است .
مسأله 938 ـ تكبير و حمد و سوره و ذكر و دعا را بايد طورى بخواند كه خودش لااقل همهمه خود را بشنود ، و اگر بواسطه سنگينى يا كرى گوش ، يا سر و صداى زياد نمى‏شنود ، بايد طورى بگويد كه اگر مانعى نباشد بشنود .
مسأله 939 ـ كسى كه بواسطه عارضه‏اى لال شده ، يا زبان او مرضى پيدا كرده كه نمى‏تواند «اللّه‏ اكبر» را بگويد ، بايد به هر طورى كه مى‏تواند بگويد ، و اگر هيچ نمى‏تواند بگويد بايد تكبير را در قلب خود بگذراند ، و براى او بطورى كه مناسب حكايت لفظش باشد با انگشتش اشاره كند ، و زبان و لبش را هم اگر مى‏تواند حركت دهد . و اما كسى كه لال مادر زاد است بايد زبان و لبش را بطورى كه شبيه كسى است كه تلفظ به تكبير مى‏كند حركت دهد ، و در آن حال با انگشتش نيز اشاره نمايد .
مسأله 940 ـ خوب است قبل از تكبيرة الاحرام به قصد رجأ بگويد : «يا مُحْسِنُ قَدْ اَتاكَ المُسِى‏ءُ ، وَقَدْ اَمَرْتَ الُمحْسِنَ اَنْ يَتَجاوَزَ عَنِ المُسِى‏ءِ ، اَنْتَ الُمحْسِنُ وَاَنَا المُسِى‏ءُ ، بِحَقّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحمَّدٍ ، وَتَجاوَزْ عَنْ قَبِيحِ ما تَعْلَمُ مِنّى» يعنى : اى خدائى كه به بندگان احسان مى‏كنى ، بنده گنهكار به درِ خانه تو آمده ، و تو امر كرده‏اى كه نيكوكار از گناهكار بگذرد ، تو نيكوكارى و من گناهكار ، بحق محمّد و آل محمّد ، رحمت خود را بر محمّد و آل محمّد بفرست ، و از بديهائى كه مى‏دانى از من سر زده بگذر .
مسأله 941 ـ مستحب است موقع گفتن تكبير اول نماز و تكبيرهاى بين نماز ، دستها را تا مقابل گوشها بالا ببرد .
مسأله 942 ـ اگر شك كند كه تكبيرة الاحرام را گفته يا نه ، چنانچه مشغول خواندن چيزى از قرائت شده ، به شك خود اعتنا نكند ، و اگر چيزى نخوانده بايد تكبير را بگويد .
مسأله 943 ـ اگر بعد از گفتن تكبيرة الاحرام شك كند كه آن را صحيح گفته يا نه ، چه مشغول خواندن چيزى شده باشد يا نه ، به شك خود اعتنا نكند .

قيام (ايستادن)


مسأله 944 ـ قيام در موقع گفتن تكبيرة الاحرام ، و قيام پيش از ركوع كه آن را قيام متّصل به ركوع مى‏گويند ، ركن است ، ولى قيام در موقع خواندن حمد و سوره و قيام بعد از ركوع ، ركن نيست و اگر كسى آن را از روى فراموشى ترك كند ، نمازش صحيح است .
مسأله 945 ـ واجب است پيش از گفتن تكبير و بعد از آن مقدارى بايستد تا يقين كند كه تكبير را در حال ايستادن گفته است .
مسأله 946 ـ اگر ركوع را فراموش كند و بعد از حمد و سوره بنشيند و يادش بيايد كه ركوع نكرده ، بايد بايستد و به ركوع رود ، و اگر بدون اينكه بايستد به حال خميدگى به ركوع برگردد ، چون قيام متصل به ركوع را بجا نياورده ، كفايت نمى‏كند .
مسأله 947 ـ موقعى كه براى تكبيرة الاحرام يا قرائت ايستاده است بايد راه نرود و به طرفى خم نشود ـ و بنابر احتياط لازم ـ بدن را حركت ندهد ، و در حال اختيار به جائى تكيه نكند ، ولى اگر از روى نا چارى باشد اشكال ندارد .
مسأله 948 ـ اگر موقعى كه ايستاده ، از روى فراموشى قدرى راه برود ، يا به طرفى خم شود ، يا به جائى تكيه كند ، اشكال ندارد .
مسأله 949 ـ احتياط واجب آن است كه در موقع ايستادن ، هر دو پا روى زمين باشد ، ولى لازم نيست سنگينى بدن روى هر دو پا باشد ، و اگر روى يك پا هم باشد اشكال ندارد .
مسأله 950 ـ كسى كه مى‏تواند درست بايستد ، اگر پاها را خيلى گشاد بگذارد كه ايستادن بر او صدق نكند ، نمازش باطل است . بلكه ـ بنابر احتياط لازم ـ نبايد پاها را خيلى گشاد بگذارد هر چند ايستادن صدق كند .
مسأله 951 ـ موقعى كه انسان در نماز مشغول خواندن چيزى از اذكار واجب است ، بايد بدنش آرام باشد و همچنين ـ بنابر احتياط لازم ـ وقتى كه مشغول چيزى از اذكار مستحب مى‏باشد . و در موقعى كه مى‏خواهد كمى جلو يا عقب رود ، يا كمى بدن را به طرف راست يا چپ حركت دهد ، بايد چيزى نگويد .
مسأله 952 ـ اگر در حال حركت بدن ذكر مستحبّى بگويد ، مثلاً موقع رفتن به ركوع يا رفتن به سجده تكبير بگويد ، چنانچه آن را به قصد ذكرى كه در نماز دستور داده‏اند بگويد ، آن ذكر صحيح نيست ولى نمازش صحيح است و «بَحَوْلِ اللّه‏ِ وَقُوَّتِهِ اَقُومُ وَاَقْعُدُ» را بايد در حال بر خاستن بگويد .
مسأله 953 ـ حركت دادن دست و انگشتان در موقع خواندن حمد اشكال ندارد ، اگر چه احتياط مستحب آن است كه آنها را هم حركت ندهد .
مسأله 954 ـ اگر موقع خواندن حمد و سوره ، يا خواندن تسبيحات ، بى اختيار بقدرى حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج شود ، احتياط مستحب آن است كه بعد از آرام گرفتن بدن ، آنچه را در حال حركت خوانده دوباره بخواند .
مسأله 955 ـ اگر در بين نماز از ايستادن عاجز شود ، بايد بنشيند ، و اگر از نشستن هم عاجز شود ، بايد بخوابد ، ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى از ذكرهاى واجب رانگويد .
مسأله 956 ـ تا انسان مى‏تواند ايستاده نماز بخواند ، نبايد بنشيند ، مثلاً كسى كه در موقع ايستادن ، بدنش حركت مى‏كند ، يا مجبور است به چيزى تكيه دهد ، يا بدنش را مختصرى كج كند ، بايد به هر طور كه مى‏تواند ايستاده نماز بخواند ، ولى اگر به هيچ قسم نتواند بايستد ، بايد راست بنشيند و نشسته نماز بخواند .
مسأله 957 ـ تا انسان مى‏تواند بنشيند ، نبايد خوابيده نماز بخواند ، و اگر نتواند راست بنشيند بايد هر طور كه مى‏تواند ، بنشيند ؛ و اگر به هيچ قسم نمى‏تواند بنشيند ، بايد به طورى كه در احكام قبله گفته شد به پهلو بخوابد به طورى كه جلوى بدنش رو به قبله باشد ، و تا وقتى كه ممكن است به پهلوى راست بخوابد نبايد ـ بنابر احتياط لازم ـ به پهلوى چپ بخوابد ، و اگر اين دو ممكن نباشد ، بايد به پشت بخوابد بطورى كه كف پاهاى او رو به قبله باشد .
مسأله 958 ـ كسى كه نشسته نماز مى‏خواند ، اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بايستد و ركوع را ايستاده بجا آورد ، بايد بايستد و از حال ايستاده به ركوع رود ، و اگر نتواند بايد ركوع را هم نشسته بجا آورد .
مسأله 959 ـ كسى كه خوابيده نماز مى‏خواند ، اگر در بين نماز بتواند بنشيند بايد مقدارى را كه مى‏تواند ، نشسته بخواند . و نيز اگر مى‏تواند بايستد بايد مقدارى را كه مى‏تواند ، ايستاده بخواند ، ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى از اذكار واجب را نخواند . اما اگر بداند مقدار كمى مى‏تواند بايستد بايد آن را به قيام متصل به ركوع اختصاص دهد .
مسأله 960 ـ كسى كه نشسته نماز مى‏خواند اگر در بين نماز بتواند بايستد ، بايد مقدارى راكه مى‏تواند ، ايستاده بخواند ، ولى تا بدنش آرام نگرفته ، بايد چيزى از ذكرهاى واجب را نخواند . اما اگر بداند مقدار كمى مى‏تواند بايستد بايد آن رابه قيام متصل به ركوع اختصاص دهد .
مسأله 961 ـ كسى كه مى‏تواند بايستد ، اگر بترسد كه بواسطه ايستادن ، مريض شود يا ضررى به او برسد ، مى‏تواند نشسته نماز بخواند ، و اگر از نشستن هم بترسد ، مى‏تواند خوابيده نماز بخواند .
مسأله 962 ـ اگر انسان مأيوس نباشد كه در آخر وقت بتواند ايستاده نماز بخواند ، چنانچه اول وقت نماز را بخواند و در آخر وقت قدرت بر ايستادن حاصل نمايد بايد نماز را دوباره بجا آورد . ولى اگر مأيوس از آن باشد كه بتواند نماز را ايستاده بخواند ، اگر در اول وقت نماز را بخواند و سپس قدرت بر ايستادن پيدا كند ، لازم نيست نماز را اعاده كند .
مسأله 963 ـ مستحب است در حال ايستادن ، بدن را راست نگهدارد ، و شانه‏ها را پائين بيندازد ، و دستها را روى رانها بگذارد ، و انگشتها را بهم بچسباند ، و به جاى سجده نگاه كند ، و سنگينى بدن را به طور مساوى روى دو پا بيندازد ، و با خضوع و خشوع باشد ، و پاها را پس و پيش نگذارد ، و اگر مرد است پاها را از سه انگشت باز تا يك وجب فاصله دهد ، و اگر زن است پاها را بهم بچسباند .

قرائت


مسأله 964 ـ در ركعت اول و دوم نمازهاى واجب يوميّه ، انسان بايد اول حمد و بعد از آن سوره و ـ بنابر احتياط واجب ـ يك سوره تمام بخواند . و سوره «الضحى» و «الم نشرح» و همچنين سوره «فيل» و «لاِيلاف» در نماز ـ بنابر احتياط واجب ـ يك سوره حساب مى‏شود .
مسأله 965 ـ اگر وقت نماز تنگ باشد ، يا انسان ناچار شود كه سوره را نخواند ، مثلاً بترسد كه اگر سوره را بخواند ، دزد يا درنده يا چيز ديگرى به او صدمه بزند ، يا آنكه كار ضرورى داشته باشد ، مى‏تواند سوره را نخواند ، بلكه در صورت تنگى وقت و در بعض از موارد ترس نبايد سوره را بخواند .
مسأله 966 ـ اگر عمداً سوره را پيش از حمد بخواند ، نمازش باطل است و اگر اشتباهاً سوره را پيش از حمد بخواند و در بين آن يادش بيايد ، بايد سوره را رها كند و بعد از خواندن حمد ، سوره را از اول بخواند .
مسأله 967 ـ اگر حمد و سوره يا يكى از آنها را فراموش كند و بعد از رسيدن به ركوع بفهمد ، نمازش صحيح است .
مسأله 968 ـ اگر پيش از آنكه براى ركوع خم شود ، بفهمد كه حمد و سوره را نخوانده بايد بخواند . و اگر بفهمد سوره را نخوانده ، بايد فقط سوره را بخواند . ولى اگر بفهمد حمد تنها را نخوانده ، بايد اول حمد و بعد از آن دوباره سوره را بخواند . و نيز اگر خم شود و پيش از آنكه به ركوع برسد بفهمد حمد و سوره ، يا سوره تنها ، يا حمد تنها را نخوانده ، بايد بايستد و به همين دستور عمل نمايد .
مسأله 969 ـ اگر در نماز فريضه يكى از چهار سوره‏اى راكه آيه سجده دارد و در مسأله (354) گفته شد عمداً بخواند ، واجب است كه پس از خواندن آيه سجده ، سجده نمايد ، ولى اگر سجده را بجا آورد نمازش ـ بنابر احتياط ـ باطل مى‏شود و لازم است كه آن را دوباره بخواند مگر اين كه سهواً سجده كند ، و اگر سجده را بجا نياورد ميتواند نماز را ادامه دهد اگر چه در ترك سجده گناه كرده است .
مسأله 970 ـ اگر مشغول خواندن سوره‏اى شود كه سجده واجب دارد ـ چه عمداً خوانده باشد چه سهواً ـ چنانچه پيش از رسيدن به آيه سجده بفهمد ، ميتواند سوره را رها كند و سوره ديگر بخواند ، و اگر بعد از خواندن آيه سجده بفهمد ، بايد آنطورى كه در مسأله پيش گفته شد عمل كند .
مسأله 971 ـ اگر در نماز آيه سجده را گوش دهد ، نمازش صحيح است ، و اگر در نماز واجب باشد ـ بنابر احتياط واجب ـ به سجده اشاره نمايد ، و بعد از نماز سجده آن را بجا آورد .
مسأله 972 ـ در نماز مستحبّى خواندن سوره لازم نيست اگر چه آن نماز بواسطه نذر كردن واجب شده باشد ، ولى در بعضى از نمازهاى مستحبى مثل نماز وحشت كه سوره مخصوصى دارد ، اگر بخواهد به دستور آن نماز رفتار كرده باشد ، بايد همان سوره را بخواند .
مسأله 973 ـ در نماز جمعه و در نماز صبح و ظهر و عصر روز جمعه ، و عشاى شب جمعه ، مستحب است در ركعت اول بعد از حمد سوره جمعه ، و در ركعت دوم بعد از حمد سوره منافقون را بخواند ، و اگر مشغول يكى از اينها در نمازهاى روز جمعه شود ـ بنابر احتياط واجب ـ نمى‏تواند آن را رها كند و سوره ديگر بخواند .
مسأله 974 ـ اگر بعد از حمد مشغول خواندن سوره «قل هو اللّه‏ احد» يا سوره «قل يا ايّها الكافرون» شود ، نمى‏تواند آن را رها كند و سوره ديگر بخواند ، ولى در نماز جمعه و نمازهاى روز جمعه ، اگر از روى فراموشى بجاى سوره جمعه و منافقون ، يكى از آن دو سوره را بخواند ، مى‏تواند آن را رها كند و سوره جمعه و منافقون را بخواند ، و احتياط واجب آن است كه بعد از رسيدن به نصف ، رها ننمايد .
مسأله 975 ـ اگر در نماز جمعه يا نمازهاى روز جمعه عمداً سوره «قل هو اللّه‏ احد» يا سوره «قل يا ايّها الكافرون»» بخواند ، اگر چه به نصف نرسيده باشد ـ بنابر احتياط واجب ـ نمى‏تواند رها كند و سوره جمعه و منافقون را بخواند .
مسأله 976 ـ اگر در نماز ، غير سوره «قل هو اللّه‏ احد» و «قل يا ايّها الكافرون» سوره ديگرى بخواند ، تا به نصف نرسيده مى‏تواند رها كند و سوره ديگر بخواند ، و پس از رسيدن به نصف ـ بنابر احتياط ـ مطلقاً رها كردن آن و عدول به سوره ديگر جايز نيست .
مسأله 977 ـ اگر مقدارى از سوره را فراموش كند ، يا از روى ناچارى مثلاً بواسطه تنگى وقت يا جهت ديگر نشود آن را تمام نمايد ، مى‏تواند آن سوره را رها كند و سوره ديگر بخواند اگر چه به نصف هم رسيده باشد ، يا سوره‏اى كه مى‏خوانده «قل هو اللّه‏ احد» يا «قل يا ايّها الكافرون» باشد ، و در صورت فراموشى مى‏تواند به همان مقدار كه خوانده است اكتفا نمايد .
مسأله 978 ـ بر مرد ـ بنابر احتياط ـ واجب است حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند بخواند ، و بر مرد و زن ـ بنابر احتياط ـ واجب است حمد و سوره نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند .
مسأله 979 ـ مرد ـ بنابر احتياط ـ بايد در نماز صبح و مغرب و عشا مواظب باشد كه تمام كلمات حمد و سوره حتى حرف آخر آنها را بلند بخواند .
مسأله 980 ـ زن مى‏تواند حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند يا آهسته بخواند ، ولى اگر نامحرم صدايش را بشنود و موردى باشد كه شنواندن صدا به نامحرم حرام است ، بايد آهسته بخواند ، و اگر عمداً بلند بخواند ـ بنابر احتياط واجب ـ نمازش باطل است .
مسأله 981 ـ اگر در جائى كه بايد نماز را بلند بخواند عمداً آهسته بخواند ، يا در جائى كه بايد آهسته بخواند عمداً بلند بخواند ـ بنابر احتياط واجب ـ نمازش باطل است . ولى اگر از روى فراموشى يا ندانستن مسأله باشد ، صحيح است . و اگر در بين خواندن حمد و سوره هم بفهمد اشتباه كرده ، لازم نيست مقدارى را كه خوانده دوباره بخواند .
مسأله 982 ـ اگر كسى در خواندن حمد و سوره بيشتر از معمول صدايش را بلند كند ، مثل آنكه آنها را با فرياد بخواند ، نمازش باطل است .
مسأله 983 ـ انسان بايد قرائت نماز را صحيح بخواند ، و كسى كه به هيچ قسم نمى‏تواند همه سوره حمد را صحيح بخواند ، بايد به همان نحو كه مى‏تواند بخواند ، اگر مقدارى را كه صحيح مى‏خواند معتنابه باشد ، ولى اگر آن مقدار ناچيز باشد ، بايد ـ بنابر احتياط واجب ـ مقدارى از بقيه قرآن را كه مى‏تواند صحيح بخواند و به آن ضميمه كند ، و اگر نمى‏تواند بايد تسبيح را به آن ضميمه كند . و اما كسى كه نمى‏تواند به كلى سوره را صحيح بخواند ، لازم نيست چيزى عوض آن بخواند . و در هر صورت احتياط مستحب آن است كه نماز را به جماعت بجا آورد .
مسأله 984 ـ كسى كه حَمد را بخوبى نمى‏داند بايد سعى كند وظيفه خود را انجام دهد ، چه با ياد گرفتن يا تلقين باشد ، و چه با اقتدا در جماعت ، يا تكرار نماز در مورد شك باشد ، و اگر وقت تنگ شده است ، چنانچه نماز را بطورى كه در مسأله پيش گفته شد بخواند ، نمازش صحيح است . ولى در صورتى كه در ياد گرفتن كوتاهى كرده باشد اگر ممكن باشد ، براى فرار از عقوبت ، نمازش را به جماعت بخواند .
مسأله 985 ـ مزد گرفتن براى ياد دادن واجبات نماز ـ بنابر احتياط ـ حرام است ، ولى مزد گرفتن براى ياد دادن مستحبّات آن جايز است .
مسأله 986 ـ اگر يكى از كلمات حمد يا سوره را عمداً يا از روى جهل تقصيرى نگويد ، يا به جاى حرفى حرف ديگر بگويد ، مثلاً بجاى «ض» «ذ» يا «ز» بگويد ، يا زير و زبر حروف را رعايت نكند به گونه‏اى كه غلط شمرده شود ، يا تشديد را نگويد ، نماز او باطل است .
مسأله 987 ـ اگر انسان كلمه‏اى را كه ياد گرفته صحيح بداند و در نماز همانطور بخواند و بعد بفهمد غلط خوانده ، لازم نيست دوباره نماز را بخواند .
مسأله 988 ـ اگر زير و زبر كلمه‏اى را نداند ، يا نداند مثلاً كلمه‏اى به «هـ» است يا به «ح» ، بايد وظيفه خود را به نحوى انجام دهد ، مثلاً ياد بگيرد يا به جماعت بخواند ، يا آن را دو جور يا بيشتر بخواند كه يقين كند صحيح آن را خوانده است ، ولى در اين صورت نماز او بر فرضى صحيح است كه آن جمله غلط باز هم قرآن يا ذكر به حساب بيايد .
مسأله 989 ـ علماى تجويد گفته‏اند اگر در كلمه‏اى واو باشد و حرف قبل از واو در آن كلمه پيش داشته باشد و حرف بعد از واو در آن كلمه همزه باشد ، مثل كلمه «سوء» بايد آن واو را مدّ بدهد يعنى آن را بكشد . و همچنين اگر در كلمه‏اى «الف» باشد وحرف قبل از الف در آن كلمه زبر داشته باشد ، و حرف بعد از الف در آن كلمه همزه باشد ، مثل «جآء» بايد الف آن را بكشد . و نيز اگر در كلمه‏اى «ى» باشد ، و حرف پيش از «ى» در آن كلمه زير داشته باشد ، و حرف بعد از «ى» در آن كلمه همزه باشد ، مثل «جىء» بايد «ى» را با مدّ بخواند . و اگر بعد از اين حروف «واو و الف و يا» بجاى همزه حرفى باشد كه ساكن است ، يعنى زير و زبر و پيش ندارد ، باز هم بايد اين سه حرف را با مدّ بخواند ، ولى ظاهراً صحت قرائت در اينچنين موارد توقف بر مدّ ندارد ، پس چنانچه به دستورى كه گفته شد رفتار نكند ، باز هم نماز صحيح است ، ولى در مثل «ولا الضآلين» كه تحفّظ بر تشديد ، و الف توقف بر مقدارى مدّ دارد ، بايد به همان مقدار الف را مدّ دهد .
مسأله 990 ـ احتياط مستحب آن است كه در نماز ، وقف به حركت و وصل به سكون ننمايد ، و معناى وقف به حركت آن است ، كه زير يا زبر يا پيش آخر كلمه‏اى را بگويد ، و بين آن كلمه و كلمه بعدش فاصله دهد ، مثلاً بگويد : «الرحمن الرحيم» و ميم «الرحيم» را زير بدهد و بعد قدرى فاصله دهد و بگويد : «مالك يوم الدين» . و معناى وصل به سكون آن است كه زير يا زبر يا پيش كلمه‏اى را نگويد و آن كلمه را به كلمه بعد بچسباند ، مثل آنكه بگويد : «الرحمن الرحيم» و ميم «الرحيم» را زير ندهد و فوراً «مالك يوم الدين» را بگويد .
مسأله 991 ـ در ركعت سوم و چهارم نماز مى‏تواند فقط يك حمد بخواند ، يا يك مرتبه تسبيحات اربعه بگويد ، يعنى يك مرتبه بگويد : «سُبْحانَ اللّه‏ِ وَ الْحَمْدُ للّه‏ِ وَ لا إِلهَ إِلاَّ اَللّه‏ُ و اللّه‏ُ اَكْبَرُ» ، و بهتر آن است كه سه مرتبه بگويد . و مى‏تواند در يك ركعت حمد و در ركعت ديگر تسبيحات بگويد . و بهتر است در هر دو ركعت تسبيحات بخواند .
مسأله 992 ـ در تنگى وقت بايد تسبيحات اربعه را يك مرتبه بگويد ، و اگر به مقدار آن هم وقت ندارد ، كافى است يك مرتبه «سبحان اللّه‏» بگويد .
مسأله 993 ـ بر مرد و زن ـ بنابر احتياط ـ واجب است كه در ركعت سوم و چهارم نماز ، حمد يا تسبيحات را آهسته بخوانند .
مسأله 994 ـ اگر در ركعت سوم و چهارم حمد بخواند ، واجب نيست «بسم اللّه‏» آن را هم آهسته بگويد مگر آنكه مأموم باشد كه در اين صورت احتياط واجب آن است ، كه «بسم اللّه‏» را هم آهسته بگويد .
مسأله 995 ـ كسى كه نمى‏تواند تسبيحات را ياد بگيرد يا درست بخواند ، بايد در ركعت سوم و چهارم حمد بخواند .
مسأله 996 ـ اگر در دو ركعت اول نماز به خيال اينكه دو ركعت آخر است تسبيحات بگويد ، چنانچه پيش از ركوع بفهمد ، بايد حمد و سوره را بخواند ، و اگر در ركوع يا بعد از ركوع بفهمد ، نمازش صحيح است .
مسأله 997 ـ اگر در دو ركعت آخر نماز به خيال اينكه در دو ركعت اول است حمد بخواند ، يا در دو ركعت اول نماز با اينكه گمان مى‏كرده در دو ركعت آخر است حمد بخواند ، چه پيش از ركوع بفهمد چه بعد از آن ، نمازش صحيح است .
مسأله 998 ـ اگر در ركعت سوم يا چهارم مى‏خواست حمد بخواند تسبيحات به زبانش آمد ، يا مى‏خواست تسبيحات بخواند حمد به زبانش آمد ، چنانچه به كلى خالى از قصد نماز بوده ـ حتى در ضمير ناخود آگاه ـ بايد آن را رها كند و دوباره حمد ، يا تسبيحات را بخواند ، ولى اگر خالى از قصد نبوده مثل آنكه عادتش خواندن چيزى بوده كه به زبانش آمده ، مى‏تواند همان را تمام كند ، و نمازش صحيح است .
مسأله 999 ـ كسى كه عادت دارد در ركعت سوم و چهارم تسبيحات بخواند ، اگر از عادت خود غفلت نمايد و به قصد اداء وظيفه مشغول خواندن حمد شود ، كفايت مى‏كند ، و لازم نيست دوباره حمد يا تسبيحات را بخواند .
مسأله 1000 ـ در ركعت سوم و چهارم مستحب است بعد از تسبيحات ، استغفار كند ، مثلاً بگويد : «اَسْتَغْفِرُ اللّه‏َ رَبّى وَاَتُوبُ اِلَيْهِ» يا بگويد : «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى» ، و اگر نمازگزار پيش از استغفار و خم شدن براى ركوع ، شك كند كه حمد يا تسبيحات را خوانده يا نه ، بايد حمد يا تسبيحات را بخواند . و اگر در حال گفتن استغفار يا بعد از آن شك كند ، باز هم ـ بنابر احتياط واجب ـ بايد حمد يا تسبيحات را بخواند .
مسأله 1001 ـ اگر در ركوع ركعت سوم يا چهارم ، يا در حال رفتن به ركوع شك كند كه حمد يا تسبيحات را خوانده يا نه ، به شك خود اعتنا نكند .
مسأله 1002 ـ هر گاه شك كند كه آيه يا كلمه‏اى را درست گفته يا نه ، مثلاً شك كند كه «قل هو اللّه‏ احد» را درست گفته يا نه ، مى‏تواند به شك خود اعتنا نكند ، ولى اگر احتياطاً آن آيه يا كلمه را دوباره به طور صحيح بگويد اشكال ندارد ، و اگر چند مرتبه هم شك كند ، مى‏تواند چند بار بگويد . امّا اگر به وسواس برسد بهتر است تكرار نكند .
مسأله 1003 ـ مستحب است در ركعت اول ، پيش از خواندن حمد بگويد : «اَعُوذُ بِاللّه‏ِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ» . و در ركعت اول و دوم نماز ظهر و عصر «بسم اللّه‏» را بلند بگويد ، و حمد و سوره را شمرده بخواند ، و در آخر هر آيه وقف كند ، يعنى آن را به آيه بعد نچسباند ، و در حال خواندن حمد و سوره به معناى آيه توجّه داشته باشد ، و اگر نماز را به جماعت مى‏خواند ، بعد از تمام شدن حمد امام ، و اگر فرادى مى‏خواند ، بعد از آنكه حمد خودش تمام شد ، بگويد «الحَمْدُ للّه‏ِ رَبّ الْعالَمِينَ» ، و بعد از خواندن سوره «قل هو اللّه‏ احد» ، يك يا دو يا سه مرتبه «كَذلِكَ اللّه‏ُ رَبِّى» يا «كَذلِكَ اللّه‏ُ رَبُّنا» بگويد ، و بعد از خواندن سوره كمى صبر كند ، بعد تكبير پيش از ركوع را بگويد ، يا قنوت را بخواند .
مسأله 1004 ـ مستحب است در تمام نمازها در ركعت اول ، سوره «إنّا أنزلناه» ، و در ركعت دوم ، سوره «قل هو اللّه‏ احد» بخواند .
مسأله 1005 ـ مكروه است انسان در هيچ يك از نماز هاى يك شبانه روز سوره «قل هو اللّه‏ احد» را نخواند .
مسأله 1006 ـ خواندن سوره «قل هو اللّه‏ احد» به يك نفَس مكروه است .
مسأله 1007 ـ سوره‏اى را كه در كعت اول خوانده مكروه است در ركعت دوم بخواند ، ولى اگر سوره «قل هو اللّه‏ احد» را در هر دو ركعت بخواند مكروه نيست .

ركوع


مسأله 1008 ـ در هر ركعت بعد از قرائت بايد به اندازه‏اى خم شود كه بتواند سر همه انگشتهايش را ـ از جمله ابهام ـ به زانو بگذارد . و اين عمل را «ركوع» مى‏گويند .
مسأله 1009 ـ اگر به اندازه ركوع خم شود ، ولى سر انگشتان را به زانو نگذارد ، اشكال ندارد .
مسأله 1010 ـ هر گاه ركوع را به طور غير معمول بجا آورد ، مثلاً به چپ يا راست خم شود ، يا زانوها را به جلو بياورد ، اگر چه دستهاى او به زانو برسد ، صحيح نيست.
مسأله 1011 ـ خم شدن بايد به قصد ركوع باشد ، پس اگر به قصد كار ديگر مثلاً براى كشتن جانورى خم شود ، نمى‏تواند آن را ركوع حساب كند ، بلكه بايد بايستد و دوباره براى ركوع خم شود ، و بواسطه اين عمل ، ركن زياد نشده و نماز باطل نمى‏شود .
مسأله 1012 ـ كسى كه دست يا زانوى او با دست و زانوى ديگران فرق دارد ، مثلاً دستش خيلى بلند است كه اگر كمى خم شود به زانو مى‏رسد ، يا زانوى او پائين تر از مردم ديگر است كه بايد خيلى خم شود تا دستش به زانو برسد ، بايد به اندازه معمول خم شود .
مسأله 1013 ـ كسى كه نشسته ركوع مى‏كند ، بايد بقدرى خم شود كه صورتش مقابل زانوها برسد ، و بهتر است بقدرى خم شود كه صورت مقابل جاى سجده برسد .
مسأله 1014 ـ بهتر آن است كه در حال اختيار در ركوع سه مرتبه «سُبْحانَ اللّه‏ِ» يا يك مرتبه «سُبْحانَ رَبّى العَظِيم وَبِحَمْدِهِ» بگويد ، گر چه گفتن هر ذكرى كفايت مى‏كند ـ و بنابر احتياط واجب ـ بايد به همين مقدار باشد ، ولى در تنگى وقت و در حال ناچارى گفتن يك «سُبْحانَ اللّه‏ِ» كافى است . و كسى كه نمى‏تواند «سُبْحانَ رَبِّى العَظِيِم» را خوب ادا كند بايد ذكرى ديگر مانند سه بار «سُبْحانَ اللّه‏ِ» را بگويد .
مسأله 1015 ـ ذكر ركوع بايد دنبال هم و به عربى صحيح گفته شود ، و مستحب است آن را سه يا پنج يا هفت مرتبه بلكه بيشتر بگويند .
مسأله 1016 ـ در حال ركوع بايد بدن نمازگزار آرام باشد ، و نبايد بدن خود را به اختيار بطورى حركت دهد كه از حال آرام بودن خارج شود حتى ـ بنابر احتياط ـ زمانى كه مشغول به ذكر واجب نيست ، و اگر عمداً اين استقرار را رعايت نكند نماز ـ بنابر احتياط واجب ـ باطل است حتى اگر ذكر را در حال استقرار اعاده كند .
مسأله 1017 ـ اگر موقعى كه ذكر واجب ركوع را مى‏گويد سهواً يا بى اختيار بقدرى حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج شود ، بهتر اين است كه بعد از آرام گرفتن بدن دوباره ذكر را بگويد . ولى اگر كمى حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج نشود يا انگشتان را حركت دهد ، ضررى ندارد .
مسأله 1018 ـ اگر پيش از آنكه به مقدار ركوع خم شود و بدن آرام گيرد عمداً ذكر ركوع را بگويد ، نمازش باطل است . مگر اينكه دوباره ذكر را در حال استقرار در ركوع بگويد ، و اگر سهواً باشد لازم نيست آن را دوباره بگويد .
مسأله 1019 ـ اگر پيش از تمام شدن ذكر واجب ، عمداً سر از ركوع بر دارد نمازش باطل است . و اگر سهواً سر بر دارد اعاده ذكر لازم نيست .
مسأله 1020 ـ اگر نتواند به مقدار ذكر و لو يك «سبحان اللّه‏» در حال ركوع بماند ، هر چند بدون آرامش ، واجب نيست بگويد ، ولى احتياط مستحب آن است كه ذكر را بگويد هر چند بقيّه آن را در حال برخاستن به قصد قربت مطلقه بگويد ، يا قبل از آن شروع كند .
مسأله 1021 ـ اگر بواسطه مرض و مانند آن در ركوع آرام نگيرد نمازش صحيح است ولى بايد پيش از آنكه از حال ركوع خارج شود ، ذكر واجب رابه نحوى كه گذشت بگويد .
مسأله 1022 ـ هر گاه نتواند به اندازه ركوع خم شود ، بايد به چيزى تكيه دهد و ركوع كند ، و اگر موقعى هم كه تكيه داده نتواند به طور معمول ركوع كند ، بايد به اندازه‏اى كه عرفاً به آن ركوع گفته شود خم شود ، و اگر به اين مقدار نيز نتواند خم شود ، بايد براى ركوع با سر اشاره نمايد .
مسأله 1023 ـ كسى كه براى ركوع بايد با سر اشاره كند اگر نتواند با سر اشاره كند ، بايد به نيّت ركوع چشمها را بر هم بگذارد و ذكر آن را بگويد ، و به نيّت برخاستن از ركوع چشمها را باز كند ، و اگر از اين هم عاجز است بايد در قلب خود نيّت ركوع كند ـ و بنابر احتياط واجب ـ با دست خود براى ركوع اشاره كند و ذكر آن را بگويد و در اين صورت اگر ممكن است ـ بنابر احتياط واجب ـ جمع كند بين اين عمل و اشاره به ركوع در حال نشستن .
مسأله 1024 ـ كسى كه نمى‏تواند ايستاده ركوع كند ولى براى ركوع مى‏تواند در حالى كه نشسته است خم شود ، بايد ايستاده نماز بخواند و براى ركوع با سر اشاره نمايد ، و احتياط مستحب آن است كه نماز ديگرى هم بخواند ، و موقع ركوع آن بنشيند و براى ركوع خم شود .
مسأله 1025 ـ اگر عمداً بعد از رسيدن به حدّ ركوع سر بر دارد ، و دو مرتبه به اندازه ركوع خم شود ، نمازش باطل است .
مسأله 1026 ـ بعد از تمام شدن ذكر ركوع بايد راست بايستد ـ و بنابر احتياط واجب ـ بعد از آنكه بدن آرام گرفت به سجده رود ، و اگر عمداً پيش از ايستادن به سجده رود ، نمازش باطل است . و همچنين ـ بنابر احتياط واجب ـ اگر عمداً پيش از آرامش گرفتن بدن به سجده رود .
مسأله 1027 ـ اگر ركوع را فراموش كند و پيش از آنكه به سجده برسد يادش بيايد ، بايد بايستد بعد به ركوع رود ، و كفايت نمى‏كند به حالت خميدگى به ركوع برگردد.
مسأله 1028 ـ اگر بعد از آنكه پيشانى به زمين رسيد ، يادش بيايد كه ركوع نكرده لازم است برگردد و ركوع را بعد از ايستادن بجا آورد ، و در صورتى كه در سجده دوم يادش بيايد ، نمازش ـ بنابر احتياط لازم ـ باطل است .
مسأله 1029 ـ مستحب است پيش از رفتن به ركوع در حالى كه راست ايستاده تكبير بگويد ، و در ركوع زانوها را به عقب دهد ، و پشت را صاف نگهدارد ، و گردن را بكشد و مساوى پشت نگهدارد ، و بين دو قدم را نگاه كند ، و پيش از ذكر يا بعد از آن صلوات بفرستد ، و بعد از آنكه از ركوع برخاست و راست ايستاد در حال آرامى بدن بگويد «سَمِعَ اللّه‏ُ لِمَنْ حَمِدَهُ» .
مسأله 1030 ـ مستحب است در ركوع ، زنها دست را از زانو بالاتر بگذارند و زانوها را به عقب ندهند .

سجود


مسأله 1031 ـ نمازگزار بايد در هر ركعت از نمازهاى واجب و مستحب بعد از ركوع دو سجده كند ، و سجده محقق مى‏شود به اين كه به هيئت مخصوص پيشانى را به قصد خضوع به زمين بگذارد . و در حال سجده در نماز ، واجب است كه كف دو دست ، و دو زانو ، و دو انگشت بزرگ پاها را ، بر زمين بگذارد ، ومنظور از پيشاني ـ بنابر احتياط واجب ـ وسط آن است ، وآن مستطيلى است كه از كشيدن دو خط فرضى بين دو ابرو در وسط پيشانى تا مرز موى سر به دست مى‏آيد .
مسأله 1032 ـ دو سجده روى هم يك ركن است ، و اگر كسى در نماز واجب ـ هر چند از روى فراموشى يا جهل به مسأله ـ در يك ركعت هر دو را ترك كند ، نمازش باطل است و همچنين است ـ بنابر احتياط لازم ـ اگر دو سجده در يك ركعت از روى فراموشى يا جهل قصورى اضافه كند . (جهل قصورى اين است كه جاهل در جهل خود معذور باشد) .
مسأله 1033 ـ اگر عمداً يك سجده كم يا زياد كند ، نمازش باطل مى‏شود و اگر سهواً يك سجده كم يا زياد كند نمازش باطل نمى‏شود . و در صورت كم شدن حكم آن در احكام سجده خواهد آمد .
مسأله 1034 ـ كسى كه مى‏تواند پيشانى را به زمين بگذارد ، اگر آن را عمداً يا سهواً به زمين نگذارد ، سجده نكرده است اگر چه جاهاى ديگر به زمين برسد . ولى اگر پيشانى را به زمين بگذارد و سهواً جاهاى ديگر را به زمين نرساند ، يا سهواً ذكر نگويد ، سجده صحيح است .
مسأله 1035 ـ بهتر آن است كه در حال اختيار در سجده سه مرتبه «سُبْحانَ اللّه‏ِ» يا يك مرتبه «سُبْحانَ رَبَّى الاَعْلَى وَبِحَمْدِهِ» بگويد ، وبايد اين كلمات دنبال هم و به عربى صحيح گفته شود ، گر چه گفتن هر ذكرى كفايت مى‏كند ، ولى ـ بنابر احتياط لازم ـ بايد به اين مقدار باشد . و مستحب است «سُبْحانَ رَبّىَ الاَعْلَى وَبِحَمْدِهِ» را سه يا پنج يا هفت مرتبه يا بيشتر بگويد .
مسأله 1036 ـ در حال سجود بايد بدن نمازگزار آرام باشد ، و نبايد بدن خود را به اختيار طورى حركت دهد كه از حال آرام بودن خارج شود حتى ـ بنابر احتياط واجب ـ در زمانى كه مشغول به ذكر واجب نيست .
مسأله 1037 ـ اگر پيش از آنكه پيشانى به زمين برسد و بدن آرام بگيرد عمداً ذكر سجده را بگويد ، نماز باطل است ، مگر اين كه ذكر را دوباره در حال آرامش بگويد ، و اگر پيش از تمام شدن ذكر عمداً سر از سجده بر دارد ، نماز باطل است .
مسأله 1038 ـ اگر پيش از آنكه پيشانى به زمين برسد سهواً ذكر سجده را بگويد ، و پيش از آنكه سر از سجده بر دارد ، بفهمد اشتباه كرده است ، بايد آرام بگيرد و دوباره ذكر را بگويد . ولى اگر پيشانى به زمين رسيده باشد و سهواً پيش از آرامش ذكر را بگويد تكرار لازم نيست .
مسأله 1039 ـ اگر بعد از آنكه سر از سجده برداشت ، بفهمد پيش از آنكه ذكر سجده تمام شود سر برداشته ، نمازش صحيح است .
مسأله 1040 ـ اگر موقعى كه ذكر سجده را مى‏گويد ، يكى از هفت عضو را عمداً از زمين بر دارد ، اگر با استقرارى كه در سجود معتبر است منافات داشته باشد ، نماز باطل مى‏شود . و همچنين است ـ بنابر احتياط واجب ـ در موقعى كه مشغول ذكر نيست .
مسأله 1041 ـ اگر پيش از تمام شدن ذكر سجده ، سهواً پيشانى را از زمين بر دارد ، نمى‏تواند دوباره به زمين بگذارد و بايد آن را يك سجده حساب كند . ولى اگر جاهاى ديگر را سهواً از زمين بر دارد ، بايد دو مرتبه به زمين بگذارد و ذكر را بگويد .
مسأله 1042 ـ بعد از تمام شدن ذكر سجده اول ، بايد بنشيند تا بدن آرام گيرد و دوباره به سجده رود .
مسأله 1043 ـ جاى پيشانى نمازگزار بايد از جاى زانوها و سر انگشتان پاى او بيش از چهار انگشت بسته بلندتر يا پست‏تر نباشد ، بلكه احتياط واجب آن است كه جاى پيشانى او از جاى ايستادنش نيز بيش از چهار انگشت بسته بلندتر يا پست‏تر نباشد .
مسأله 1044 ـ در زمين سراشيب ـ هر چند كه سراشيبى آن درست معلوم نباشد ـ اگر جاى پيشانى نمازگزار از جاى زانوها و انگشتهاى پاى او بيش از چهار انگشت بسته بلندتر يا پست‏تر باشد ، نماز او محل اشكال است .
مسأله 1045 ـ اگر پيشانى را اشتباهاً بر چيزى بگذارد كه از جاى زانوها و انگشتهاى پاى او بيش از چهار انگشت بسته بلندتر باشد ، چنانچه بلندى آن بقدرى است كه نمى‏گويند در حال سجده است بايد سر را بر دارد و به چيزى كه بلندى آن بيش از چهار انگشت بسته نيست بگذارد . و اگر بلندى آن بقدرى است كه مى‏گويند در حال سجده است ، چنانچه پس از انجام ذكر واجب ملتفت شود مى‏تواند سر از سجده بر دارد ونماز را تمام كند ، واگر قبل از انجام ذكر واجب مُلتفت شد بايد پيشانى را از روى آن بر روى چيزى كه بلندى آن به اندازه چهار انگشت بسته يا كمتر است بكشد و ذكر واجب را بجا آورد ، و اگر كشيدن پيشانى ممكن نباشد مى‏تواند ذكر واجب را در همان حال بجا آورد و نماز را تمام كند ، و لازم نيست نماز را دوباره بخواند .
مسأله 1046 ـ بايد بين پيشانى و آنچه بر آن سجده صحيح است ، چيز ديگرى فاصله نباشد ، پس اگر مهر بقدرى چرك باشد كه پيشانى به خودِ مهر نرسد سجده باطل است ، ولى اگر مثلاً رنگ مهر تغيير كرده باشد اشكال ندارد .
مسأله 1047 ـ در سجده بايد دو كف دست را بر زمين بگذارد ـ و بنابر احتياط واجب ـ در صورت امكان همه كف دست را بگذارد ، ولى در حال ناچارى پشت دست هم مانعى ندارد ، و اگر پشت دست هم ممكن نباشد ـ بنابر احتياط واجب ـ بايد مچ دست را بر زمين بگذارد ، و چنانچه آن را هم نتواند ، تا آرنج هر جا را كه مى‏تواند بر زمين بگذارد ، و اگر آن هم ممكن نيست گذاشتن بازو كافى است .
مسأله 1048 ـ در سجده بايد دو انگشت بزرگ پاها را بر زمين بگذارد ، ولى لازم نيست كه سر دو انگشت را بر زمين بگذارد بلكه گذاشتن پشت يا روى آنها نيز كفايت مى‏كند . و اگر انگشت بزرگ را نگذارد و انگشتهاى ديگر پا يا روى پا را بر زمين بگذارد ، يا بواسطه بلند بودن ناخن ، شست به زمين نرسد نماز باطل است ، و كسى كه از روى تقصير و ندانستن مسأله نمازهاى خود را اينطور خوانده ، بايد دوباره بخواند .
مسأله 1049 ـ كسى كه مقدارى از شست پايش بريده ، بايد بقيه آن را بر زمين بگذارد ، و اگر چيزى از آن نمانده ، يا اگر مانده خيلى كوتاه است كه نمى‏توان آن را به هيچ وجه بر زمين يا چيز ديگرى گذاشت ، ـ بنابر احتياط واجب ـ بايد بقيه انگشتان را بگذارد ؛ و اگر هيچ انگشت ندارد ، هر مقدارى كه از پا باقى مانده بر زمين بگذارد .
مسأله 1050 ـ اگر بطور غير معمول سجده كند ، مثلاً سينه و شكم را بر زمين بچسباند ، يا پاها را مقدارى دراز كند ، چنانچه بگويند سجده كرده نمازش صحيح است . ولى اگر بگويند دراز كشيده و سجده صدق ننمايد ، نماز او باطل است .
مسأله 1051 ـ مهر يا چيز ديگرى كه بر آن سجده مى‏كند به مقدارى كه سجده بر آن صحيح است ، بايد پاك باشد . ولى اگر مثلاً مهر را روى فرش نجس بگذارد ، يا يك طرف مهر نجس باشد و پيشانى را به طرف پاك آن بگذارد ، يا قسمتى از روى مهر پاك باشد و قسمتى نجس باشد اگر پيشانى را نجس نكند ، اشكال ندارد .
مسأله 1052 ـ اگر در پيشانى دمل يا زخم و مانند آن باشد كه نتواند آن را هر چند بدون فشار بر زمين بگذارد ، چنانچه آن دمل مثلاً همه پيشانى را فرا نگرفته باشد بايد با جاى سالم پيشانى سجده كند ، و اگر سجده كردن با جاى سالم پيشانى توقف بر آن داشته باشد كه زمين را گود كند و دمل را در گودال و جاى سالم را به مقدارى كه براى سجده كافى باشد بر زمين بگذارد بايد اين كار را انجام دهد . (منظور از پيشانى در اول فصل سجده ذكر شد) .
مسأله 1053 ـ اگر دمل يا زخم تمام پيشانى را ـ به معنايى كه گفته شد ـ فرا گرفته باشد بايد ـ بنابر احتياط واجب ـ دو طرف آن را كه ما بقى پيشانى است يا يكى از آنها را به هر نحو كه مى‏تواند بر زمين بگذارد ، و اگر نتواند بايد به بعضى از اجزاء صورت خود سجده كند . و احتياط لازم آن است كه اگر مى‏تواند به چانه سجده كند ، و اگر نمى‏تواند به يكى از دو طرف پيشانى سجده كند ، و اگر سجده كردن به صورت بهيچ وجه ممكن نبود بايد براى سجده اشاره كند .
مسأله 1054 ـ كسى كه مى‏تواند بنشيند ولى نمى‏تواند پيشانى را بر زمين برساند ، اگر بتواند بقدرى خم شود كه عرفاً سجده بر آن صدق كند بايد به آن مقدار خم شود ، و مهر يا چيز ديگرى را كه سجده بر آن صحيح است ، روى چيز بلندى گذاشته و پيشانى را بر آن بگذارد ، ولى بايد كف دستها و زانوها و انگشتان پا را در صورت امكان بطور معمول بر زمين بگذارد .
مسأله 1055 ـ در فرض مذكور اگر چيز بلندى نباشد كه مهر يا چيز ديگرى كه سجده بر آن صحيح است بگذارد ، و كسى هم نباشد كه مثلاً مهر را بلند كند و بگيرد تا آن شخص بر آن سجده كند ، بايد مهر يا چيز ديگر را با دست بلند كرده و بر آن سجده نمايد .
مسأله 1056 ـ كسى كه هيچ نمى‏تواند سجده نمايد ، و مقدارى كه مى‏تواند خم شود بر آن سجده صدق نمى‏كند ، بايد براى سجده با سر اشاره كند ، و اگر نتواند بايد با چشمها اشاره نمايد ، و اگر با چشمها هم نمى‏تواند اشاره كند بايد در قلب نيت سجده كند ـ و بنابر احتياط لازم ـ با دست و مانند آن براى سجده اشاره كند ، و ذكر واجب را بگويد .
مسأله 1057 ـ اگر پيشانى بى اختيار از جاى سجده بلند شود ، چنانچه ممكن باشد بايد نگذارد دوباره به جاى سجده برسد ، و اين يك سجده حساب مى‏شود ـ چه ذكر سجده را گفته باشد يا نه ـ و اگر نتواند سر را نگهدارد و بى اختيار دوباره به جاى سجده برسد ، همان يك سجده حساب مى‏شود ، ولى اگر ذكر نگفته باشد احتياط مستحب آن است كه آن را بگويد ، ولى بايد به قصد قربت مطلقه باشد و قصد جزئيت نكند .
مسأله 1058 ـ جائى كه انسان بايد تقيّه كند ، مى‏تواند بر فرش و مانند آن سجده نمايد ، و لازم نيست براى نماز به جاى ديگر برود يا نماز را تأخير بيندازد تا در همانجا بعد از رفع سبب تقيّه بجا آورد ، ولى اگر بتواند در همان مكان بر حصير يا چيزى كه سجده بر آن صحيح مى‏باشد ، طورى سجده كند كه مخالفت تقيّه نكرده باشد ، نبايد بر فرش و مانند آن سجده نمايد .
مسأله 1059 ـ اگر روى تشك پر و مانند آن سجده كند ، در صورتى كه بدن روى آن آرام نگيرد ، باطل است .
مسأله 1060 ـ اگر انسان ناچار شود كه در زمين گل نماز بخواند ، چنانچه آلوده شدن بدن و لباس براى او مشقّت ندارد ، بايد سجده و تشهّد را به طور معمول بجا آورد ، و اگر مشقّت دارد ، در حالى كه ايستاده ، براى سجده با سر اشاره كند ، و تشهّد را ايستاده بخواند ، و نمازش صحيح است .
مسأله 1061 ـ در ركعت اول و ركعت سومى كه تشهّد ندارد ، مثل ركعت سوم نماز ظهر و عصر و عشا ، احتياط واجب آن است كه بعد از سجده دوم قدرى بى حركت بنشيند و بعد برخيزد .

چيزهائى كه سجده بر آنها صحيح است :


مسأله 1062 ـ بايد بر زمين و چيزهاى غير خوراكى و پوشاكى كه از زمين مى‏رويد ، مانند چوب و برگ درخت ، سجده كرد . و سجده بر چيزهاى خوراكى و پوشاكى مانند ، گندم و جو و پنبه و آنچه كه از اجزاء زمين شمرده نشود ، مانند طلا و نقره و امثال اينها صحيح نيست ، ولى قير و زفت (كه نوع پستى از قير است) در موقع ناچارى بر چيزهاى ديگرى كه سجود بر آنها صحيح نيست ، مقدم مى‏باشند .
مسأله 1063 ـ سجده كردن بر برگ درخت انگور در زمانى كه لطيف است و خوردن آن معمول مى‏باشد ، جايز نيست ، و در غير اين صورت سجده كردن بر آن اشكال ندارد .
مسأله 1064 ـ سجده بر چيزهائى كه از زمين مى‏رويد و خوراك حيوان است مثل علف و كاه ، صحيح است .
مسأله 1065 ـ سجده بر گلهائى كه خوراكى نيستند ، صحيح است ، بلكه سجده بر داروهاى خوراكى كه از زمين مى‏رويد و آن را دم كرده يا مى‏جوشانند و آبش را مى‏نوشند ، مانند گل بنفشه و گل گاو زبان نيز صحيح است .
مسأله 1066 ـ سجده بر گياهى كه خوردن آن در بعضى از شهرها معمول است و در شهرهاى ديگر معمول نيست ، در صورتى كه در آنجاها هم خوردنى محسوب شود ، صحيح نيست . و نيز سجده بر ميوه نارس ـ بنابر احتياط ـ صحيح نيست .
مسأله 1067 ـ سجده بر سنگ آهك و سنگ گچ صحيح است ، بلكه سجده بر گچ و آهك پخته ، و آجر و كوزه گلى نيز اشكال ندارد .
مسأله 1068 ـ اگر كاغذ نوشتن را از چيزى كه سجده بر آن صحيح است ـ مانند چوب و كاه ـ ساخته باشند ، مى‏شود بر آن سجده كرد . و همچنين اگر از پنبه يا كتان ساخته شده باشد . ولى اگر از حرير يا ابريشم و مانند اينها ساخته باشند ، سجده بر آن صحيح نيست . و اما دستمال كاغذى فقط در صورتى مى‏توان بر آن سجده كرد كه معلوم باشد از چيزى ساخته شده است كه سجده به آن صحيح است .
مسأله 1069 ـ براى سجده بهتر از هر چيز تربت حضرت سيد الشهداء عليه‏السلام مى‏باشد ، بعد از آن خاك ، بعد از خاك سنگ ، و بعد از سنگ گياه است .
مسأله 1070 ـ اگر چيزى كه سجده بر آن صحيح است ندارد ، يا اگر دارد بواسطه سرما يا گرماى زياد و مانند اينها نمى‏تواند بر آن سجده كند ، سجده بر قير و زفت مقدم بر سجده بر غير آنهاست ، ولى اگر سجده بر آنها ممكن نباشد بايد بر لباسش يا هر چيز ديگر كه در حال اختيار سجده بر آن جايز نيست ، سجده نمايد . ولى احتياط مستحب آن است كه تا سجده بر لباسش ممكن است ، بر چيز ديگر سجده نكند .
مسأله 1071 ـ سجده بر گل و خاك سستى كه پيشانى روى آن آرام نمى‏گيرد ، باطل است .
مسأله 1072 ـ اگر در سجده اول ، مهر به پيشانى بچسبد ، بايد براى سجده دوم مهر را بر دارد .
مسأله 1073 ـ اگر در بين نماز چيزى كه بر آن سجده مى‏كند گم شود و چيزى كه سجده بر آن صحيح است نداشته باشد ، مى‏تواند به ترتيبى كه در مسأله (1071) گفته شد عمل نمايد ، خواه وقت تنگ باشد يا آنكه وسعت داشته باشد كه نماز را بشكند و آن را دوباره بخواند .
مسأله 1074 ـ هر گاه در حال سجده بفهمد پيشانى را بر چيزى گذاشته كه سجده بر آن باطل است ، چنانچه پس از بجا آوردن ذكر واجب ملتفت شود مى‏تواند سر از سجده بر دارد و نمازش را ادامه دهد ، و اگر قبل از بجا آوردن ذكر واجب ملتفت شود بايد پيشانى خود را به چيزى كه سجده بر آن صحيح است بكشد و ذكر واجب را انجام دهد ، ولى اگر كشيدن پيشانى ممكن نباشد مى‏تواند ذكر واجب را در همان حال بجا آورد ، و نمازش در هر دو صورت صحيح است .
مسأله 1075 ـ اگر بعد از سجده بفهمد پيشانى را روى چيزى گذاشته كه سجده بر آن باطل است ، اشكال ندارد .
مسأله 1076 ـ سجده كردن براى غير خداوند متعال حرام مى‏باشد ، و بعضى از مردم عوام كه مقابل قبر امامان عليهم‏السلام پيشانى را به زمين مى‏گذارند اگر براى شكر خداوند متعال باشد ، اشكال ندارد ، و گر نه مشكل است .

مستحبّات و مكروهات سجده :


مسأله 1077 ـ در سجده چند چيز مستحب است :
1 ـ كسى كه ايستاده نماز مى‏خواند بعد از آنكه سر از ركوع برداشت و كاملاً ايستاد ، و كسى كه نشسته نماز مى‏خواند بعد از آنكه كاملاً نشست ، براى رفتن به سجده تكبير بگويد .
2 ـ موقعى كه مى‏خواهد به سجده برود ، مرد اول دستها را ، و زن اول زانوها را به زمين بگذارد .
3 ـ بينى را بر مهر يا چيزى كه سجده بر آن صحيح است بگذارد .
4 ـ در حال سجده انگشتان دست را به هم بچسباند و برابر گوش بگذارد ، بطورى كه سر آنها رو به قبله باشد .
5 ـ در سجده دعا كند و از خدا حاجت بخواهد و اين دعا را بخواند : «يا خَيْرَ المَسْؤُلِينَ وَيا خَيْرَ المُعْطِينَ ، ارْزُقْنِى وَارْزُقْ عِيالِى مِنْ فَضْلِكَ ، فَاِنَّكَ ذُو الفَضْلِ العَظِيمِ» يعنى : اى بهترين كسى كه از او سؤال مى‏كنند ! و اى بهترين عطا كنندگان ! از فضل خودت روزى بده به من و عيال من ، پس بدرستى كه تو داراى فضل بزرگى .
6 ـ بعد از سجده بر ران چپ بنشيند ، و روى پاى راست را بر كف پاى چپ بگذارد .
7 ـ بعد از هر سجده ، وقتى نشست و بدنش آرام گرفت تكبير بگويد .
8 ـ بعد ا ز سجده اول بدنش كه آرام گرفت «اَسْتَغْفِرُ اللّه‏َ رَبِّى وَاَتُوبُ اِلَيْهِ» بگويد .
9 ـ سجده را طول بدهد و در موقع نشستن ، دستها را روى رانها بگذارد .
10 ـ براى رفتن به سجده دوم ، در حال آرامى بدن «اللّه‏ اكبر» بگويد .
11 ـ در سجده‏ها صلوات بفرستد .
12 ـ در موقع بلند شدن ، دستها را بعد از زانوها از زمين بر دارد .
13 ـ مردها آرنجها و شكم را به زمين نچسبانند ، و بازوها را از پهلو جدا نگاه دارند . وزنها آرنجها و شكم را بر زمين بگذارند ، و اعضاء بدن را به يكديگر بچسبانند .
ومستحبّات ديگر سجده در كتابهاى مفصّل گفته شده است .
مسأله 1078 ـ قرآن خواندن در سجده مكروه است . و نيز مكروه است براى برطرف كردن گرد و غبار ، جاى سجده را فوت كند ، و اگر در اثر فوت كردن ، دو حرف از دهان عمداً بيرون آيد ، نماز ـ بنابر احتياط واجب ـ باطل است .
وغير از اينها مكروهات ديگرى هم هست كه در كتابهاى مفصّل گفته شده است .

سجده‏هاى واجب قرآن :


مسأله 1079 ـ در هر يك از چهار سوره و«النجم» و «اقرأ» و «الم تنزيل» و «حم سجده» يك آيه سجده است كه اگر انسان بخواند يا گوش دهد ، بعد از تمام شدن آن آيه بايد فوراً سجده كند ، و اگر فراموش كرد هر وقت يادش آمد بايد سجده نمايد . و در شنيدن بدون اختيار سجده واجب نيست ، اگر چه بهتر سجده نمودن است .
مسأله 1080 ـ اگر انسان موقعى كه آيه سجده را گوش دهد ، خودش نيز بخواند ، بايد دو سجده نمايد .
مسأله 1081 ـ در غير نماز اگر در حال سجده ، آيه سجده را بخواند يا گوش كند ، بايد سر از سجده بردارد و دوباره سجده كند .
مسأله 1082 ـ اگر انسان از شخص خواب يا ديوانه ، يا از بچه‏اى كه قرآن را تشخيص نمى‏دهد ، آيه سجده را بشنود يا گوش دهد ، سجده واجب است . ولى اگر از گرامافون يا ضبط صوت بشنود ، سجده واجب نيست ، و همچنين است راديو اگر بطور نوار ضبط صوت باشد ، ولى اگر شخصى در ايستگاه راديو آيه سجده را بخواند و انسان بوسيله راديو گوش دهد ، سجده واجب است .
مسأله 1083 ـ در سجده واجب قرآن ـ بنابر احتياط واجب ـ بايد جاى انسان غصبى نباشد ، ـ و بنابر احتياط مستحب ـ جاى پيشانى او از جاى زانوها و سر انگشتانش بيش از چهار انگشت بسته بلندتر يا پست‏تر نباشد ، ولى لازم نيست با وضو يا غسل و رو به قبله باشد ، و عورت خود را بپوشاند ، و بدن و جاى پيشانى او پاك باشد . و نيز چيزهائى كه در لباس نمازگزار شرط مى‏باشد در لباس او شرط نيست .
مسأله 1084 ـ احتياط واجب آن است كه در سجده واجب قرآن ، پيشانى را بر مهر يا چيز ديگرى كه سجده بر آن صحيح است گذاشته ، ـ و بنابر احتياط مستحب ـ جاهاى ديگر بدن را به دستورى كه در سجده نماز گفته شد بر زمين بگذارد .
مسأله 1085 ـ هرگاه در سجده واجب قرآن پيشانى را به قصد سجده بر زمين بگذارد اگر چه ذكر نگويد كافى است . و گفتن ذكر مستحب است ، و بهتر اين است كه بگويد : «لا إلهَ إلاَّ اللّه‏ُ حَقّاً حَقاً ، لا إلهَ إلاَّ اللّه‏ُ إيماناً و تَصْدِيقاً ، لا إلهَ إلاَّ اللّه‏ُ عُبُودِيَّةً وَرِقّاً ، سَجَدْتُ لَك يا رَبِّ تَعَبُّداً وَرِقّاً ، لا مُسْتَنْكِفاً وَلا مُسْتَكْبِراً ، بَلْ اَنْا عَبْدٌ ذَلِيلٌ ضَعِيفٌ خائِفٌ مُسْتَجِيرُ» .

تشهد


مسأله 1086 ـ در ركعت دوم تمام نمازهاى واجب و مستحب ، و ركعت سوم نماز مغرب ، و ركعت چهارم نماز ظهر و عصر و عشا ، بايد انسان بعد از سجده دوم بنشيند و در حال آرام بودن بدن ، تشهّد بخواند ، يعنى بگويد : «اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللّه‏ُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ ، وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ ، اللّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ» ، واگر بگويد : «اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللّه‏ُ ، وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً صلّى اللّه‏ُ عَلْيه وآلهِ عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ» كفايت مى‏كند . ودر نماز وتر هم تشهد لازم است .
مسأله 1087 ـ كلمات تشهّد بايد به عربى صحيح و به طورى كه معمول است پشت سر هم گفته شود .
مسأله 1088 ـ اگر تشهّد را فراموش كند و بايستد و پيش از ركوع يادش بيايد كه تشهّد را نخوانده ، بايد بنشيند و تشهّد را بخواند و دوباره بايستد ، و آنچه بايد در آن ركعت خوانده شود بخواند و نماز را تمام كند ، ـ و بنابر احتياط مستحب ـ بعد از نماز براى ايستادن بيجا ، دو سجده سهو بجا آورد ، و اگر در ركوع يا بعد از آن يادش بيايد ، بايد نماز را تمام كند ، و بعد از سلام نماز ـ بنابر احتياط مستحب ـ تشهّد را قضا كند و بايد براى تشهّد فراموش شده دو سجده سهو بجا آورد .
مسأله 1089 ـ مستحب است در حال تشهّد بر ران چپ بنشيند و روى پاى راست را به كف پاى چپ بگذارد ، و پيش از تشهّد بگويد : «اَلْحَمْدُ للّه‏ِ» يا بگويد : «بِسْمِ اللّه‏ِ وَبِاللّه‏ِ وَالحَمْدُ للّه‏ِ وَخَيْرُ الأَسْماءِ للّه‏ِ» ، ونيز مستحب است دستها را بر رانها بگذارد وانگشتها را به يكديگر بچسباند ، و به دامان خودنگاه كند و بعد از صلوات در تشهّد بگويد «وَتَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَارْفَعْ دَرَجَتَهُ» .
مسأله 1090 ـ مستحب است زنها در وقت خواندن تشهّد ، رانها را بهم بچسبانند .

سلام نماز


مسأله 1091 ـ بعد از تشهّد ركعت آخر نماز مستحب است در حالى كه نشسته و بدن آرام است بگويد : «السَّلامُ عَلَيَكَ اَيُّهَا النَّبِى ، وَرَحْمَةُ اللّه‏ِ وَبَرَكاتُهُ» وبعد از آن بايد بگويد : «السَّلامُ عَلَيْكُمْ» ـ و احتياط مستحب آن است كه جمله «وَرَحْمَةُ اللّه‏ِ وَبَرَكاتُهُ» را به آن اضافه كند ـ و يا آنكه بگويد : «السَّلامُ عَلَيْنا وَعَلَى عِبادِ اللّه‏ِ الصّالِحينَ» ، ولى اگر اين سلام را بگويد احتياط واجب آن است كه بعد از آن «السَّلامُ عَلَيْكُمْ» را هم بگويد .
مسأله 1092 ـ اگر سلام نماز را فراموش كند و موقعى يادش بيايد كه صورت نماز بهم نخورده ، و كارى هم كه عمدى و سهوىِ آن نماز را باطل مى‏كند مثل پشت به قبله كردن ، انجام نداده ، بايد سلام را بگويد ، و نمازش صحيح است .
مسأله 1093 ـ اگر سلام نماز را فراموش كند موقعى يادش بيايد كه صورت نماز بهم خورده است ، يا آنكه كارى كه عمدى و سهوى آن نماز را باطل مى‏كند ، مثل پشت به قبله كردن ، انجام داده باشد ، نمازش صحيح است .

ترتيب


مسأله 1094 ـ اگر عمداً ترتيب نماز را بهم بزند ، مثلاً سوره را پيش از حمد بخواند ، يا سجود را پيش از ركوع بجا آورد ، نمازش باطل مى‏شود .
مسأله 1095 ـ اگر ركنى از نماز را فراموش كند و ركن بعد از آن را بجا آورد ، مثلاً پيش از آنكه ركوع كند دو سجده نمايد ، نمازش ـ بنابر احتياط واجب ـ باطل است .
مسأله 1096 ـ اگر ركنى را فراموش كند و چيزى را كه بعد از آن است و ركن نيست بجا آورد ، مثلاً پيش از آنكه دو سجده كند ، تشهّد بخواند ، بايد ركن را بجا آورد و آنچه اشتباهاً پيش از آن خوانده دوباره بخواند .
مسأله 1097 ـ اگر چيزى را كه ركن نيست فراموش كند و ركن بعد از آن را بجا آورد ، مثلاً حمد را فراموش كند مشغول ركوع شود ، نمازش صحيح است .
مسأله 1098 ـ اگر چيزى را كه ركن نيست فراموش كند ، و چيزى را كه بعد از آن است و آن هم ركن نيست بجا آورد ، ، مثلاً حمد را فراموش كند و سوره را بخواند ، بايد آنچه را فراموش كرده بجا آورد ، و بعد از آن چيزى را كه اشتباهاً جلوتر خوانده دوباره بخواند .
مسأله 1099 ـ اگر سجده اول را به خيال اينكه سجده دوم است ، يا سجده دوم را به خيال اينكه سجده اول است بجا آورد ، نمازش صحيح است ، و سجده اول او سجده اول وسجده دوم او سجده دوم حساب مى‏شود .

موالات


مسأله 1100 ـ انسان بايد نماز را با موالات بخواند ، يعنى كارهاى نماز مانند ركوع وسجود و تشهّد را پى در پى و پشت سر هم بجا آورد ، و چيزهائى را كه در نماز مى‏خواند به طورى كه معمول است پشت سر هم بخواند ، و اگر بقدرى بين آنها فاصله بيندازد كه نگويند نماز مى‏خواند ، نمازش باطل است .
مسأله 1101 ـ اگر در نماز سهواً بين حرفها يا كلمات فاصله بيندازد ، و فاصله بقدرى نباشد كه صورت نماز از بين برود ، چنانچه مشغول ركن بعد نشده باشد ، بايد آن حرفها يا كلمات را به طور معمول بخواند ، و در صورتى كه چيزى بعد از آن خوانده شده لازم است تكرار نمايد ، و اگر مشغول ركن بعد شده باشد ، نمازش صحيح است.
مسأله 1102 ـ طول دادن ركوع و سجود ، و خواندن سوره‏هاى بزرگ ، موالات را بهم نمى‏زند .

قنوت


مسأله 1103 ـ در تمام نمازهاى واجب و مستحب ، پيش از ركوع ركعت دوم مستحب است قنوت بخواند . ولى در نماز شفع بايد آن را رجاءً انجام دهد . و در نماز وتر با آنكه يك ركعت مى‏باشد ، خواندن قنوت پيش از ركوع مستحب است . و نماز جمعه در هر ركعت يك قنوت دارد . و نماز آيات پنج قنوت ، و نماز عيد فطر و قربان در دو ركعت چند قنوت دارد ، به تفصيلى كه در محل خود خواهد آمد .
مسأله 1104 ـ مستحب است در قنوت دستها را مقابل صورت ، و كف آنها را رو به آسمان و پهلوى هم نگهدارد ، و غير شست انگشتهاى ديگر را به هم بچسباند و به كف دستها نگاه كند . بلكه ـ بنابر احتياط واجب ـ بدون دست بلند كردن قنوت صحيح نيست ، مگر در مورد ضرورت .
مسأله 1105 ـ در قنوت ، هر ذكرى بگويد اگرچه يك «سُبْحانَ اللّه‏ِ» باشد كافى است ، وبهتر است بگويد : «لا اِلهَ اِلاَّ اللّه‏ُ الحَلِيمُ الكَرِيمُ ، لا اِلهَ اِلاَّ اللّه‏ُ العَلِىُّ العَظِيمُ ، سُبْحانَ اللّه‏ِ رَبِّ السَّمواتٍ السَّبْعِ ، وَرَبِّ الاَرَضِينَ السَّبْعِ ، وَما فِيهِنَّ وَما بَيْنَهُنَّ وَرَبِّ العَرْشِ العَظِيمِ ، وَالْحَمْدُ للّه‏ِ رَبِّ العالَمِينَ» .
مسأله 1106 ـ مستحب است انسان قنوت را بلند بخواند ، ولى براى كسى كه نماز را به جماعت مى‏خواند ، اگر امام جماعت صداى او را بشنود ، بلند خواندن قنوت مستحب نيست .
مسأله 1107 ـ اگر عمداً قنوت نخواند قضا ندارد ، و اگر فراموش كند و پيش از آنكه به اندازه ركوع خم شود يادش بيايد ، مستحب است بايستد و بخواند ، و اگر در ركوع يادش بيايد ، مستحب است بعد از ركوع قضا كند ، و اگر در سجده يادش بيايد ، مستحب است بعد از سلام آن را قضا نمايد .
 
[ یکشنبه هجدهم مهر 1389 ] [ 3:55 بعد از ظهر ] [ م .سیــف الهـــــی ]

واجبات نماز

واجبات نماز يازده چيز است: اول: نيت، دوم: قيام يعنى ايستادن، سوّم: تكبيرة الاحرام يعنى گفتن الله اكبر در اول نماز. چهارم: ركوع، پنجم: سجود، ششم: قرائت، هفتم: ذكر، هشتم: تشهد، نهم: سلام، دهم: ترتيب، يازدهم: موالات يعنى پى در پى بودن اجزاء نماز.

مسأله : بعضى از واجبات نماز ركن است يعنى اگر انسان آنها را بجا نياورد يا در نماز اضافه كند عمداً باشد يا اشتباهاً نماز باطل مى شود و بعضى از آنها ركن نيست يعنى اگر عمداً كم يا زياد شود نماز باطل مى شود و چنانچه اشتباهاً كم يا زياد شود نماز را باطل نمى كند. و اركان نماز پنج چيز است: اوّل نيت، دوّم تكبيرة الاحرام، سوّم قيام در موقع گفتن تكبيرة الاحرام و قيام متصل به ركوع يعنى ايستادن پيش از ركوع، چهارم ركوع، پنجم دو سجده.

نيّـت

مسأله : انسان بايد نماز را به نيت قربت يعنى براى انجام فرمان خداوند عالم بجا آورد، و لازم نيست نيّت را از قلب خود بگذراند يا مثلاً به زبان بگويد كه چهار ركعت نماز ظهر مى خوانم قربة الى الله.


صفحه 161

مسأله : اگر در نماز ظهر يا عصر نيّت كند كه چهار ركعت نماز مى خوانم و معين نكند كه نماز ظهر است يا عصر، نماز او باطل است. و نيز كسى كه مثلاً قضاى نماز ظهر بر او واجب است اگر در وقت نماز ظهر بخواهد نماز قضايا نماز ظهر را بخواند بايد نمازى را كه مى خواند در نيّت معيّن كند.

مسأله : انسان بايد از اول تا آخر نماز به نيت خود باقى باشد پس اگر در بين نماز به طورى غافل شود كه اگر بپرسند چه مى كنى نداند نمازش باطل است.

مسأله : انسان بايد فقط براى انجام امر خداوند عالم نماز بخواند پس كسى كه ريا كند يعنى براى نشان دادن به مردم نماز بخواند، نمازش باطل است خواه فقط براى مردم باشد يا خدا و مردم يعنى هردو را در نظر بگيرد.

مسأله : اگر قسمتى از نماز را هم براى غير خدا بجا آورد نماز باطل است; چه آن قسمت ريائى واجب باشد مثل حمد و سوره و چه مستحب مانند قنوت بلكه اگر تمام نماز را براى خدا بجا آورد ولى براى نشان دادن به مردم در جاى مخصوصى مثل مسجد يا در وقت مخصوصى مثل اول وقت يا به طرز مخصوصى مثلاً با جماعت نماز بخواند نمازش باطل است.

تكبيرة الاحرام

مسأله : گفتن «الله اكبر» در اول هر نماز واجب و ركن است و بايد حروف الله و حروف اكبر و دو كلمه «الله» و «اكبر» را پشت سرهم بگويد و نيز بايد اين دو كلمه به عربى صحيح گفته شود و اگر به عربى غلط بگويد يا مثلاً ترجمه آن را به فارسى بگويد صحيح نيست.

مسأله : احتياط واجب آن است كه تكبيرة الاحرام نماز را به چيزى كه پيش از آن مى خواند مثلاً به اقامه يا به دعائى كه پيش از تكبير مى خواند نچسباند.

مسأله : اگر انسان بخواهد «الله اكبر» را به چيزى كه بعد از آن مى خواند مثلاً به بسم الله الرحمن الرّحيم بچسباند بهتر است حرف (ر) اكبر را ضمه بدهد. هر چند احتياط مستحب است كه در نماز واجب متصل نكند.


صفحه 162

مسأله : موقع گفتن تكبيرة الاحرام بايد بدن آرام باشد و اگر عمداً در حالى كه بدنش حركت دارد تكبيرة الاحرام را بگويد باطل است و چنانچه سهواً حركت كند بنابر احتياط واجب بايد اول عملى كه نماز را باطل مى كند انجام دهد و بعد از آن دوباره تكبير بگويد.

مسأله : تكبير و حمد و سوره و ذكر و دعا را بايد طورى بخواند كه خودش بشنود و اگر به واسطه سنگينى يا كرى گوش و يا سرو صداى زياد نمى شنود بايد طورى بگويد كه اگر مانعى نباشد بشنود.

مسأله : كسى كه لال است يا زبان او مرضى دارد كه نمى تواند «الله اكبر» را درست بگويد بايد به هرطور كه مى تواند بگويد و اگر هيچ نمى تواند بگويد بايد در قلب خود بگذراند و براى تكبير اشاره كند و زبانش را هم اگر مى تواند حركت دهد.

مسأله : مستحب است قبل از تكبيرة الاحرام بگويد: يا مُحْسِنُ قَدْ اَتَاكَ الْمُسِيَىءُ وَقَد اَمَرْتَ الْمُحْسِنَ اَنْ يَتَجاوَزَ عَنِ الْمُسِيىء أنْتَ الْمُحْسِنُ وَاَناَ المُسِىءُ بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَتَجاوَزْ عَنْ قَبيحِ ما تَعْلَمُ مِنِّى يعنى اى خدائى كه به بندگان احسان مى كنى بنده گنهكار به در خانه تو آمده و تو امر كرده اى كه نيكوكار از گنهكار بگذرد تو نيكوكارى و من گنهكار به حق محمد و آل محمد(صلى الله عليه وآله) رحمت خود را بر محمد و آل محمد بفرست و از بدى هائى كه مى دانى از من سر زده بگذر.

مسأله : مستحب است موقع گفتن تكبير اوّل نماز و تكبيرهاى بين نماز دستها را تا مقابل گوشها بالا ببرد.

مسأله : اگر شك كند كه تكبيرة الاحرام را گفته يا نه چنانچه مشغول خواندن چيزى از قرائت يا ذكرهاى مستحب قبل از آن مثل استعاذه شده به شك خود اعتنا نكند و اگر چيزى نخوانده بايد تكبير را بگويد.

مسأله : اگر بعد از گفتن تكبيرة الاحرام شك كند كه آن را صحيح گفته يا نه بايد به شك خود اعتنا نكند ولى اگر بعد از تكبير و قبل از خواندن چيزى شك كند كه آنرا صحيح خوانده، مستحب است نماز را تمام كند و دوباره بخواند.


صفحه 163

قيام نماز

مسأله : قيام در موقع گفتن تكبيرة الاحرام و قيام پيش از ركوع كه آن را قيام متصل به ركوع مى گويند ركن است ولى قيام در موقع خواندن حمد و سوره و قيام بعد از ركوع ركن نيست و اگر كسى آن را از روى فراموشى ترك كند نمازش صحيح است.

مسأله : واجب است پيش از گفتن تكبير و بعد از آن مقدارى بايستد تا يقين كند كه در حال ايستاده تكبير گفته است.

مسأله : قيام متصل به ركوع يعنى انسان از حالت ايستاده به قصد ركوع خم شود، بنابر اين اگر ركوع را فراموش كند و بعد از حمد و سوره به نيت سجده خم شود و يادش بيايد كه ركوع نكرده بايد بايستد و به ركوع رود و اگر بدون اينكه بايستد به حال خميدگى به ركوع برود چون قيام متصل به ركوع را بجا نياورده نماز او باطل است.

مسأله : موقعى كه ايستاده است بايد بدن را حركت ندهد و به طرفى خم نشود و به جائى تكيه نكند ولى اگر از روى ناچارى باشد يا در حال خم شدن براى ركوع پاها را حركت دهد اشكال ندارد.

مسأله : اگر موقعى كه ايستاده از روى فراموشى بدن را حركت دهد يا به طرفى خم شود و يا به جائى تكيه كند اشكال ندارد ولى در قيام موقع گفتن تكبيرة الاحرام و قيام متصل به ركوع اگر از روى فراموشى هم باشد بنابر احتياط واجب بايد نماز را دوباره بخواند.

مسأله : واجب است در موقع ايستادن هردو پا روى زمين باشد ولى لازم نيست سنگينى بدن روى هردو پا باشد و اگر روى يك پا هم باشد اشكال ندارد.

مسأله : كسى كه مى تواند درست بايستد اگر پاها را خيلى گشاد بگذارد كه عرفاً قيام بر آن صدق نكند نمازش باطل است.

مسأله : موقعى كه انسان در نماز مى خواهد كمى جلو يا عقب رود يا كمى بدن را به طرف راست يا چپ حركت دهد بايد چيزى نگويد ولى «بِحَوْلِ اللهِ وَقُوَّتِهِ اَقوُمُ وَأَقْعُدْ» را بايد در حال برخاستن بگويد، و در موقع گفتن ذكرهاى واجب هم بدن بايد بى حركت باشد بلكه احتياط واجب آن است كه در موقع گفتن ذكرهاى مستحبى هم بدنش آرام باشد.


صفحه 164

مسأله : اگر در حال حركت بدن ذكر بگويد مثلاً موقع رفتن به ركوع يا رفتن به سجده تكبير بگويد چنانچه آن را به قصد ذكرى كه در نماز دستور داده اند بگويد بايد احتياطاً نماز را دوباره بخواند و اگر به اين قصد نگويد بلكه بخواهد ذكرى گفته باشد نمازش صحيح است.

مسأله : حركت دادن دست و انگشتان در موقع خواندن حمد اشكال ندارد اگرچه احتياط مستحب آن است كه آنها را هم حركت ندهد.

مسأله : اگر موقع خواندن حمد و سوره يا ذكر واجب بى اختيار به قدرى حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج شود احتياط واجب آن است كه بعد از آرام گرفتن بدن آنچه را در حال حركت خوانده دوباره بخواند.

مسأله : اگر در بين نماز از ايستادن عاجز شود بايد بنشيند و اگر از نشستن هم عاجز شود بايد بخوابد ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى از واجبات نماز را نخواند.

مسأله : تا انسان مى تواند ايستاده نماز بخواند نبايد بنشيند مثلاً كسى كه در موقع ايستادن بدنش حركت مى كند يا مجبور است به چيزى تكيه دهد يا بدنش را كج كند يا خم شود و يا پاها را بيشتر از معمول گشاد بگذارد بايد به هر طور كه مى تواند ايستاده نماز بخواند ولى اگر به هيچ قسم حتى مثل حال ركوع هم نتواند بايستد بايد راست بنشيند و نشسته نماز بخواند.

مسأله : تا انسان مى تواند بنشيند نبايد خوابيده نماز بخواند و اگر نتواند راست بنشيند بايد هرطور كه مى تواند بنشيند و اگر به هيچ قسم نمى تواند بنشيند بايد به طورى كه در احكام قبله گفته شد به پهلوى راست بخوابد و اگر نمى تواند به پهلوى چپ و اگر آن هم ممكن نيست به پشت بخوابد به طورى كه كف پاهاى او رو به قبله باشد.

مسأله : كسى كه نشسته نماز مى خواند اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بايستد و ركوع را ايستاده بجا آورد بايد بايستد و از حال ايستاده به ركوع رود و اگر نتواند بايد ركوع را هم نشسته بجا آورد.

مسأله : كسى كه خوابيده نماز مى خواند اگر در بين نماز بتواند بنشيند بايد


صفحه 165

مقدارى را كه مى تواند نشسته بخواند و نيز اگر مى تواند بايستد بايد مقدارى را كه مى تواند ايستاده بخواند ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى از واجبات نماز را نخواند.

مسأله : كسى كه مى تواند بايستد اگر بترسد كه به واسطه ايستادن مريض شود يا ضررى به او برسد مى تواند نشسته نماز بخواند و اگر از نشستن هم بترسد مى تواند خوابيده نماز بخواند.

مسأله : اگر اطمينان دارد كه تا آخر وقت عذر او برطرف شده و مى تواند ايستاده نماز بخواند به احتياط واجب بايد صبر كند تا آخر وقت كه اگر توانست ايستاده نماز بخواند و اگر ممكن نشد نشسته بخواند، اما اگر احتمال بدهد كه تا آخر وقت عذر او برطرف مى شود بهتر است تا آخر وقت صبر كند.

مسأله : مستحب است در حال ايستادن بدن را راست نگهدارد، شانه ها را پائين بيندازد، دستها را روى رانها بگذارد، انگشتها را بهم بچسباند، جاى سجده را نگاه كند، سنگينى بدن را به طور مساوى روى دو پا بيندازد، با خضوع و خشوع باشد، پاها را پس و پيش نگذارد، اگر مرد است پاها را از سه انگشت باز تا يك وجب فاصله دهد، و اگر زن است پاها را به هم بچسباند.

قـرائـت

مسأله : در ركعت اول و دوم نمازهاى واجب يوميه، انسان بايد اول حمد و بعد از آن يك سوره تمام بخواند.

مسأله : اگر وقت نماز تنگ باشد يا انسان ناچار شود كه سوره را نخواند مثلاً بترسد كه اگر سوره را بخواند دزد يا درنده يا چيز ديگرى به او صدمه بزند نبايد سوره را بخواند و اگر در كارى عجله داشته باشد مى تواند سوره را نخواند.

مسأله : اگر عمداً سوره را پيش از حمد بخواند نمازش باطل است و اگر اشتباهاً سوره را پيش از حمد بخواند و در بين آن يادش بيايد بايد سوره را رها كنند و بعد از خواندن حمد سوره را از اول بخواند.

مسأله : اگر حمد و سوره يا يكى از آنها را فراموش كند و بعد از رسيدن به ركوع


صفحه 166

بفهمد نمازش صحيح است.

مسأله : اگر پيش از آنكه براى ركوع خم شود بفهمد كه حمد و سوره را نخوانده بايد بخواند و اگر بفهمد سوره را نخوانده بايد فقط سوره را بخواند ولى اگر بفهمد حمد تنها را نخوانده بايد اول حمد و بعد از آن دوباره سوره را بخواند و نيز اگر خم شود و پيش از آنكه به ركوع برسد بفهمد حمد و سوره يا سوره تنها و يا حمد تنها را نخوانده بايد بايستد و به همين دستور عمل نمايد.

مسأله : اگر در نماز واجب، يكى از چهار سوره اى را كه آيه سجده دارد و در مسأله «1105» گفته مى شود عمداً بخواند نمازش باطل است.

مسأله : اگر اشتباهاً مشغول خواندن سوره اى شود كه سجده واجب دارد چنانچه پيش از رسيدن به آيه سجده بفهمد بايد آن سوره را رها كند و سوره ديگر بخواند و اگر بعد از خواندن آيه سجده بفهمد بايد در بين نماز بنابر احتياط با اشاره، سجده آن را بجا آورد و به همان سوره كه خوانده مى تواند اكتفا نمايد.

مسأله : اگر در نماز آيه سجده را بشنود و به اشاره سجده كند نمازش صحيح است.

مسأله : در نماز مستحبى خواندن سوره لازم نيست اگرچه آن نماز به واسطه نذر كردن واجب شده باشد ولى در بعضى از نمازهاى مستحبّى مثل نماز وحشت كه سوره مخصوصى دارد اگر بخواهد به دستور آن نماز رفتار كرده باشد بايد همان سوره را بخواند هر چند به نصف آن نرسيده باشد.

مسأله ـ در نماز جمعه و در نماز ظهر روز جمعه مستحب است در ركعت اول بعد از حمد سوره جمعه و در ركعت دوّم بعد از حمد سوره منافقين بخواند و اگر مشغول يكى از اينها شود بنابر احتياط واجب نمى تواند آن را رها كند و سوره ديگر بخواند.

مسأله : اگر بعد از حمد مشغول خواندن سوره قل هوالله احد يا سوره قل يا أيها الكافرون شود نمى تواند آن را رها كند و سوره ديگر بخواند، ولى در نماز جمعه و نماز ظهر روز جمعه اگر از روى فراموشى به جاى سوره جمعه و منافقين يكى از اين دو سوره را بخواند تا به نصف نرسيده مى تواند آن را رها كند و سوره جمعه و منافقين را بخواند

[ یکشنبه هجدهم مهر 1389 ] [ 3:52 بعد از ظهر ] [ م .سیــف الهـــــی ]
 

امام جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی ابن ابی طالب که کنیه وی ابوعبدالله است امام ششم از ائمه اثنی عشر است. لقب آن حضرت "صادق" است زیرا هرگز جز سخن درست نفرمود .

امام صادق حدود 12 سال در کنار جد بزرگوار خود امام زین العابدین (ع) و 19 سال بعد از رحلت آن حضرت با پدرش امام محمد باقر (ع) به سر برد و بعد از پدر، مدت 34 سال بر مسند امامت مسلمانان بود.

فقه شیعه امامیه مشهور به فقه جعفری، منسوب به امام جعفر صادق است. نیمه اول قرن دوم هجری فقهای طراز اولی چون ابوحنیفه و امام مالک بن انس و محدثانی چون سفیان شوری و شعبه بن الحجاج و سلیمان بن مهران اعمش ظهور کردند و همین عوامل باعث رشد و شکوفایی مباحث کلامی و حدیث بود.

عصر امام صادق دورانی طوفانی و پرتلاطم و با انقلابهای پیاپی به خونخواهی امام حسین(ع) همراه بود و در این میان انتقال حکومت هزار ماهه بنی امیه به بنی عباس طوفانی ترین و پر هرج و مرج ترین دورانی بود که زندگی امام صادق را فراگرفت .

همچنین آن دوران، عصر برخورد مکتبها و عصر تضاد افکار فلسفی و کلامی مختلف بود که از مراوده ملتهای اسلام با مردم کشورهای فتح شده و نیز روابط مراکز اسلامی با دنیای خارج به وجود آمده بود .

بی تردید در چنین زمانی کوچکترین کم کاری و بی توجهی لطمه های جبران ناپذیری به بنیان اسلام و اعتقادات مسلمانان وارد می کرد. در چنین شرایط حساس و دشواری ، امام به احیاء و بازسازی معارف اسلامی پرداخت و مکتب علمی عظیمی به وجود آورد که محصول آن چهار هزار شاگرد متخصص در رشته های مختلف علوم بود.

امام صادق با کناره گیری از سیاست و جنجالهای سیاسی از آغاز امامت در نشر معارف اسلام و گسترش قوانین و احادیث راستین دین مبین و تبلیغ احکام و تعلیم و تربیت مسلمانان همت گماشت.

امام ششم مسائل فقهی و علمی و کلامی را که پراکنده بود، به صورت منظم درآورد و در هر رشته از علوم و فنون شاگردان زیادی تربیت فرمود که باعث گسترش معارف اسلامی در جهان شد . امام با جدیت برای مقابله با جریانهای انحرافی در زمینه دانش گستری در رشته های مختلفی نظیر فقه ، فلسفه و کلام و علوم طبیعی فعالیت کرد.

در زندگی امام دو موضوع بسیار حائز اهمیت بود و آن حضرت عمر پربرکت خود را وقف آنها کرد. مبارزه با طاغوت و حفظ معارف ناب اسلامی و معرفی مبانی حقیقی اسلام دو اصل اساسی زندگی امام بودند که برای آنها تلاشهای بی وقفه و خستگی ناپذیری داشت . چهره اسلام بواسطه کارشکنیها و دشمنیهایی که وجود داشت مخدوش شده بود و اگر نبود زمان شناسی و هوشیاری امام، این خدشه ها عمیق شده و اسلام را با خطر جدی مواجه می کرد.

درگیریهای بین بنی‏عباس و بنی‏امیه آنان را به خود و امیال و منافع شخصی مشغول کرده بود و امام نیز با آگاهی از این شرایط، از فرصت پیش آمده به نحو شایسته برای احیاء و تقویت معارف حقه اسلام فعالیت داشت و در این مسیر شاگردان بسیاری تربیت کرد.

حضرت صادق(ع) بواسطه توطئه های کینه توزانه منصور عباسی در سال 148هجری مسموم و در قبرستان بقیع در مدینه مدفون شد . امام به هنگام شهادت 65 سال داشت . 

[ دوشنبه دوازدهم مهر 1389 ] [ 10:3 بعد از ظهر ] [ م .سیــف الهـــــی ]
امام جعفر صادق(ع)؛ مدافع حقانیت تشیع و نشر معارف صحیح اسلام
خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: امروز دوشنبه 25 شوال 1431 هجری، سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) است، که با هوشیاری از شرایط حاکم بر آن دوران در جهت سازندگی و روشنگری افکار عمومی استفاده، از دین و حقانیت تشیع و نشر معارف صحیح اسلام دفاع کرده و زمینه گسترش احکام شیعی را فراهم کرد.

دوران قبل از امامت

در دوران قبل از امامت، حضرت شاهد فعالیتهای پدر خویش در نشر معارف دینی و تربیت شاگردان وفا دار و با بصیرت بود. امام باقر در مناسبتهای مختلف به امامت و ولایت فرزندش جعفر صادق تصریح فرموده و شیعیان را پس از خودش به پیروی از او فرا می خواد. لذا احادیث، زیادی مبنی بر نص امامت حضرت صادق نقل شده است.

امام صادق در سال 114 هجری قمری پس از شهادت پدرش در سن 31 سالگی به امامت رسید. دوران امامتش با اواخر حکومت امویان که در سال 132 به عمر آن پایان داده شد و اوایل حکومت عباسیان مصادف بود.

اوضاع جامعه در آغاز امامت حضرت

در آغاز امامت حضرت افرادی از شیعیان و حتی بستگان حضرت حاضر به قبول امامت ایشان نبودند، لذا حضرت از راههای گوناگونی کوشیدند آنها را به قبول راه صحیح وادار سازند.

دوران امام جعفر صادق در میان دیگر دورانهای ائمه اطهار، دورانی منحصر به فرد بود و شرایط اجتماعی و فرهنگی عصر آن حضرت در زمان هیچ یک از امامان وجود نداشته است و این به دلیل ضعف بنی امیه و قدرت گرفتن بنی عباس بود.

این دو سلسله مدتها در حال مبارزه با یکدیگر بودند که این مبارزه در سال 129 هجری وارد مبارزه مسلحانه و عملیات نظامی گردید.  این کشمکش ها و مشکلات سبب شد که توجه بنی امیه و بنی عباس کمتر به امامان و فعالیتشان باشد، از این رو این دوران، دوران آرامش نسبی امام صادق و شیعیان و فرصت بسیار خوبی برای فعالیت علمی و فرهنگی آنان به شمار می رفت.

جنبش فرهنگی در دوران امامت حضرت

عصر آن حضرت همچنین عصر جنبش فرهنگی و فکری و برخورد فرق و مذاهب گوناگون بود. پس از زمان رسول خدا دیگر چنین فرصتی پیش نیامده بود تا معارف اصیل اسلامی ترویج گردد، بخصوص که قانون منع حدیث و فشار حکام اموی باعث تشدید این وضع شده بود. لذا خلأ بزرگی در جامعه آنروز که تشنه هرگونه علم و دانش و معرفت بود، به چشم می خورد.

امام صادق با توجه به فرصت مناسب سیاسی و نیاز شدید جامعه، دنباله نهضت علمی و فرهنگی پدرش را گرفت و حوزه وسیع علمی و دانشگاه بزرگی به وجود آورد و در رشته های مختلف علمی و نقلی شاگردان بزرگی تربیت کرد. شاگردانی چون هشام بن حکم، مفضل بن عمر کوفی جعفی، محمد بن مسلم ثقفی، ابان بن تغلب، هشام بن سالم، مؤمن طاق وجابر بن حیان از جمله شاگران آن حضرت بوده اند؛ تعداد شاگردان امام را تا چهار هزار نفر نوشته اند.

ابوحنیفه رئیس یکی از چهار فرقه اهل سنت مدتی شاگرد ایشان بود و خود به این موضوع افتخار کرده است.

امام از فرصت های گوناگونی برای دفاع از دین و حقانیت تشیع و نشر معارف صحیح اسلام استفاده می برد. مناظرات زیادی نیز در همین موضوعات میان ایشان و سران فرقه های گوناگون انجام پذیرفت که طی آنها با استدلال های متین و استوار، پوچی عقاید آنها و برتری اسلام ثابت می شد.

همچنین در حوزه فقه و احکام نیز توسط ایشان فعالیت زیادی صورت گرفت، به صورتی که شاهراههای جدیدی در این بستر گشوده شد که تاکنون نیز به راه خود ادامه داده است.  بدین ترتیب، شرایطی مناسب پیش آمد و معارف اسلامی بیش از هر وقت دیگر از طریق الهی خود منتشر گشت، به صورتی که بیشترین احادیث شیعه در تمام زمینه ها از امام صادق نقل گردیده و مذهب تشیع به نام مذهب جعفری و فقه تشیع به نام فقه جعفری خوانده می شود.

فضایل امام جعفر صادق (ع)

مناقب آن حضرت بسیار است که به اقتصار از آنها یاد مى‏کنیم. فضایل امام صادق بیش از آن است که بتوان ذکر کرد. جمله ای از مالک بن انس امام مشهور اهل سنت است که: "بهتر از جعفر بن محمد، هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده و در هیچ قلبی خطور نکرده است." از ابوحنیفه نیز این جمله مشهور است که گفت: "از جعفر بن محمد، فقیه تر ندیدم." و اگر از زبان خود آن حضرت بشنویم ضریس می گوید: امام صادق در این آیه شریفه: کل شیء هالک الا وجهه، به معنای "هر چیز فانی است جز وجه خدای متعال،" فرمود: "ماییم آئینه ای که خداوند از آن آئینه شناخته می شود.: بنابراین امام صادق (ع) فرموده است او آیینه ذات حق تعالی است.

بیشترین حجم روایات، احادیثی است که از امام صادق (ع) نقل شده است، اهمیت معارف منقول از جعفر بن محمد (ص) به میزانی است که شیعه به ایشان منسوب شده است: “شیعه جعفری”. کمتر مسئله دینی (اْعم از اعتقادی، اخلاقی و فقهی) بدون رجوع به قول امام صادق (ع) قابل حل است.

خلق و خوی حضرت صادق (ع)

حضرت صادق (ع) مانند پدران بزرگوار خود در کلیه صفات نیکو و سجایای  اخلاقی سرآمد روزگار بود . حضرت صادق(ع)  دارای قلبی روشن به نور الهی و در احسان و انفاق به نیازمندان مانند اجداد خود بود . دارای حکمت و علم وسیع و نفوذ کلام و قدرت بیان بود . با کمال تواضع و در عین حال با نهایت مناعت طبع کارهای خود را شخصا انجام می داد ، و در برابر آفتاب سوزان حجاز بیل به دست گرفته ، در مزرعه خود کشاورزی  می کرد و می فرمود : اگر در این حال پروردگار خود را ملاقات کنم خوشوقت خواهم بود ، زیرا به کد یمین و عرق جبین آذوقه و معیشت خود و خانواده ام را تأمین می نمایم .

ابن خلکان می نویسد : امام صادق ( ع ) یکی از ائمه دوازده گانه مذهب امامیه و از سادات اهل بیت رسالت است . از این جهت به وی صادق می گفتند که هر چه می گفت راست و درست بود و فضیلت او مشهورتر از آن است که گفته شود . مالک می گوید : با حضرت صادق ( ع ) سفری به حج رفتم ، چون شترش به محل احرام رسید ، امام صادق ( ع ) حالش تغییر کرد ، نزدیک بود از مرکب بیفتد و هر چه می خواست لبیک بگوید ، صدا در گلویش گیر می کرد . به او گفتم : ای پسر پیغمبر ، ناچار باید بگویی لبیک ، در جوابم فرمود : چگونه جسارت کنم و بگویم لبیک ، می ترسم خداوند در جوابم بگوید : لا لبیک ولا سعدیک .

شهادت حضرت صادق(ع)

پس از به قدرت رسیدن عباسیان، همانطور که آن حضرت پیش بینی کرده بود فشار بر شیعیان افزایش یافت و با روی کار آمدن منصور این فشار به اوج خود رسید. امام نیز از این فشار ها مستثنی نبود. این دوران، یعنی چند سال آخر عمر آن حضرت بر خلاف دوران اولیه امامتشان،‌ دوره سختی ها و انزوای دوباره آن حضرت و حرکت تشیع بود. منصور شیعیان را به شدت تحت کنترل قرار داده بود.

سرانجام کار به جایی رسید که با تمام فشارها، منصور چاره ای ندید که امام صادق را که رهبر شیعیان بود از میان بردارد و بنابراین توسط عواملش حضرت را به شهادت رساند. آن حضرت در سن 65 سالگی در سال 148 هجری به شهادت رسید و در قبرستان معروف بقیع در کنار مرقد پدر و جدّ خودش مدفون گردید .

درکتابهای معتبر معین نکرده اند که کدام روز ازشوال بوده است ولی صاحب کتاب جنات الخلود که محقق ماهریست بیست و پنجم آن ماه را گفته وبقولی دوشنبه نیمه رجب بوده است.

[ دوشنبه دوازدهم مهر 1389 ] [ 9:56 بعد از ظهر ] [ م .سیــف الهـــــی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه بر نگذرد
خداوند جان و خداوند مال
خداوند روزی ده رهنمای
این وبلاگ در خصوص مسائل تربیتی،قـــرآنی ،مذهبــی ،دینی ،اخلاقــی و...تهیه که از نظرات مفید وسازنده ی مخاطبین نهایت استفاده را خواهیم برد . امید است که مخاطبین عزیز با ارائه پیشنهادات و انتقادات سازنده و دلسوزانه خویش ماراازبیان و جمع آوری مطالب مفید و به روز یاری نمایند .
توکلـــــت علــــــی الله
از خدا خواهیـــم توفیــق ادب
بی ادب محــروم ماند از لطـــف حق
آدرس اینترنتی mojtabaseifolahi@gmail.com
امکانات سایت

آی پی رایانه شما :

فروش بک لینک طراحی سایت