با علی باش

گوشه ای از ویژگیهای حضرت علی (ع) در تفسیر صافی

محسن فیض کاشانی گوید: در کتاب عیون اخبار الرضا از آن حضرت درباره این آیه وارد است که فرمود: خداوند ما را بدین ویژگی مخصوص داشت. زیرا ما را به همراه امت به نماز امر فرمود، سپس به طور خصوص نیز مورد خطاب قرار داد. از این رو رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پس از نزول این آیه مدت نه ماه هر روز هنگام هر نماز پنج بار به در خانه علی و فاطمه - علیهما السلام - می‏رفت و می‏گفت: نماز! خدایتان رحمت کند. و خداوند هیچ یک از فرزندان پیامبران را به مانند این کرامتی که در حق ما فرموده و ما را در میان خاندان همه آنان بدین ویژگی مخصوص ساخته گرامی نداشته‏است.( تفسیر صافی 3 / 337.)

-فیض کاشانی در تفسیرش از کتاب احتجاج روایت می‏کند که: مردی از علی‏بن ابی‏طالب علیه السلام از برترین مناقبش پرسید، حضرت این آیه را خواند و فرمود: منظور از مَن عنده علم‏الکتاب من هستم.( تفسیر صافی 3 / 77.)

-مضمون این روایات در معرفی این دو شخص را علّامه فیض کاشانی - رحمه الله - از امیرمؤمنان امام باقر و امام صادق و امام کاظم و امام رضا - علیهم السلام - روایت کرده‏است.( تفسیر صافی 2 / 437.)

برای دیدار ما بر سر حوض با هم رقابت کنید، که ما دشمنانمان را از آن می‏رانیم و دوستان و اولیای خود را از آن سیراب می‏کنیم؛ هر که جرعه‏ای از آن بنوشد هرگز تشنه نخواهد شد؛ دو نهر از بهشت در حوض ما سرازیر می‏شود، یکی از تسنیم و دیگری از آب زلال و گوارا، بر لبه آن زعفران روییده و سنگریزه‏اش لؤلؤ است و آن کوثر نام دارد

- فیض کاشانی - رحمه الله - گوید: امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: ”هر کتابی را برگزیده‏ای است، و برگزیده این کتاب حروف تهجّی است”‌. و از اسرار غریب در این مقطّعات آن است که آنها پس از ترکیب و حذف مکررات این جمله را تشکیل می‏دهد: عَلی صراطُ حَقٍّ نُمْسِکُهُ، یا: صِراطُ عَلی حَقٌّ نُمْسِکُهُ ”علی راه حق است، یا: راه علی حق است که ما آن را نگاه می‏داریم”‌.( تفسیر صافی 1 / 78.)

اهل سنّت گویند از ترکیب این حروف پس از حذف مکررات آن این جمله نیز به دست می‏آید: صَحِّ طریقَکَ مَعَ‏السُّنَّة ”راهت را با همراهی سنّت درست کن”‌. در پاسخ گفته می‏شود: گر چه این جمله درست است اگر مراد از سنّت سنّتی باشد که از طریق معصوم رسیده باشد، ولی به این ترکیب ایرادی وارد است و آن این که: حرف آخر ”السّنّة”‌ تاء است نه هاء، از این رو با حروف مقطعه تطبیق ندارد

- و نیز فرمود: من با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و خاندانم بر سر حوض قرار داریم، پس هر که خواستار ماست باید گفتار ما را بگیرد و مانند ما عمل کند، زیرا هر خاندانی برگزیده‏ای دارد و ما را نیز برگزیدگانی است، و ما را شفاعتی است و دوستان ما را نیز شفاعتی است، پس برای دیدار ما بر سر حوض با هم رقابت کنید، که ما دشمنانمان را از آن می‏رانیم و دوستان و اولیای خود را از آن سیراب می‏کنیم؛ هر که جرعه‏ای از آن بنوشد هرگز تشنه نخواهد شد؛ دو نهر از بهشت در حوض ما سرازیر می‏شود، یکی از تسنیم و دیگری از آب زلال و گوارا، بر لبه آن زعفران روییده و سنگریزه‏اش لؤلؤ است و آن کوثر نام دارد.


غروب غمگین آفتاب

آخرین روزهای زندگی امام علی(ع)

یک حادثه ای مربوط به امیرالمؤمنین علی علیه السلام است که نقل کرده اند در روز سیزدهم ماه مبارک رمضان رخ داده است و آن این است که در روز سیزدهم ماه رمضان - و ظاهراً آن روز، روز جمعه بوده است - ایشان موعظه می کردند و خطبه می خواندند، برای مردم صحبت می کردند و مردم در مسجد نشسته بودند و از جمله کسانی که در مسجد نشسته بودند دو فرزند بزرگوارشان امام حسن و امام حسین علیهما السلام بودند. یک مرتبه وسط صحبت خطاب می کنند به امام حسن، می فرمایند فرزندم حسن! چند روز از این ماه گذشته است؟ عرض می کند پدرجان! سیزده روز (معلوم است که مطلبی را می خواهد بگوید، خودش بهتر از دیگران می داند چند روز گذشته است). باز به امام حسین می فرماید: فرزندم! چند روز از این ماه مانده است؟ پدر جان ! هفده روز. آنگاه دستی به محاسن مبارکش می برد و می فرماید چیزی نمانده است که این محاسن به خون این سر خضاب بشود.

امیرالمؤمنین علی علیه السلام در این ماه مبارک رمضان به طور اشاره و کنایه و گاهی صریح ولی بدون اینکه جزئیات و خصوصیات و وقت (حادثه شهات خود) را دقیقاً تعیین بفرماید یک حالتی را نشان می داد که نگرانی کلی برای همه و در درجه اول برای خاندان ایشان به وجود آورده بود.

متقى هندى نیز روایت نقل کرده که ضمن آن آمده است که ابن ملجم زمانى ضربت خود را فرود آورد که امام سرش را از سجده برداشت

زمانى که امام آماده مى شد تا به سوى صفین حرکت کرده و جنگ جدیدى را با معاویه آغاز کند، صبحگاه نوزدهم ماه مبارک رمضان سال 40 هجرى توسط شقى ترین انسانها، عبد الرحمان بن ملجم مرادى مجروح شده و سه روز بعد در 21 رمضان به شهادت رسید. بنا به نقل ابن سعد، سه نفر از خوارج با نامهاى عبد الرحمان بن ملجم، برک بن عبد الله تمیمى و عمرو بن بکیر تمیمى، در مکه با یکدیگر قرار گذاشتند تا امام على (ع) ، معاویه و عمرو بن عاص را بکشند. عبد الرحمان به کوفه آمده و با دوستان خارجى خود دید و بازدید مى کرد. یک بار به دیدار گروهى از طایفه «تیم الرباب » رفت. در آنجا زنى را با نام «قطام بنت شجنة بن عدى » دید که پدر و برادرش در نهروان کشته شده بود. ابن ملجم او را خواستگارى کرد. زن مهر خویش را سه هزار (دینار!) و قتل امام على (ع) قرار داد. ابن ملجم گفت که از قضا براى همین به کوفه آمده است. (طبقات الکبرى، ج 3، صص 38- 35) او چندى شمشیر خویش را به زهر آلوده کرده و با همان، ضربتى بر سر امام زد که به دلیل عمیق بودن زخم و سمى بودن شمشیر، امام را به شهادت رساند. گفته شده که ابن ملجم آن شب را در خانه اشعث بن قیس بوده است. (مقتل الامام امیر المؤمنین، ص 36، ش 13)

روایات متعددى حکایت از آن دارد که امام در مدخل ورودى مسجد (در درون مسجد) مورد حمله ابن ملجم واقع شده است. (همان، ص 29، ش 4، ص 35، ش 12) در نقلهاى دیگرى آمده است که امام در حال بیدار کردن مردم براى نماز بود که مورد حمله قرار گرفت. (همان، ص 28، 33، ش 11)

 منابع موجود تاریخى بیشتر اشاره به نقل نخست کرده اند. در برابر روایات دیگرى وجود دارد که زمان حمله ابن ملجم را وقتى مى داند که امام مشغول نماز بوده است. در نقلى از میثم تمار آمده است که امام نماز صبح را آغاز کرده و در حالى که یازده آیه از سوره انبیاء خوانده بود ابن ملجم با شمشیر ضربتى بر سر امام زد. (همان، ص 30، ش 5) در نقل دیگرى از یکى از نوادگان جعدة بن هبیره- که این جعده فرزند ام هانى بوده و گاهى بجاى آن حضرت نماز مى خوانده و در برخى نقلها آمده که پس از ضربت خوردن امام، او جلو آمده و نماز را ادامه داد- گفته شده است که وقتى ابن ملجم ضربه را زد که امام در نماز بود. (همان، ص 30، ش 6)

شیخ طوسى نیز روایتى نقل کرده است که همین مطلب را تایید مى کند. (الامالى، الجزء الثالث، ش 18) متقى هندى نیز روایت نقل کرده که ضمن آن آمده است که ابن ملجم زمانى ضربت خود را فرود آورد که امام سرش را از سجده برداشت. نقل دیگرى از ابن حنبل (9) که همان را ابن عساکر (کنز العمال، ج 15، ص 170، (طبع دوم) ، الامالى فى آثار الصحابه، صص 104- 103) نیز روایت کرده از همین مطلب را تایید مى کند. ابن عبد البر مى گوید: در این که آیا ابن ملجم در نماز ضربت را زده یا قبل از آن و نیز این که امام در آن هنگام کسى را جانشین خود کرده یا خود تمام کرده، اختلاف است. بیشتر بر آنند که آن حضرت جعدة بن هبیره را بجاى خود گذاشت تا نماز را تمام کند. (الفضائل، ص 38، ش 63 (طبع قم) )

روایات فراوانى از طریق اهل بیت و اهل سنت نقل شده که نشان از وضعیت خاص روحى امام در شبى است که صبحگاه آن شب امام ضربت خورد از جمله روایتى از امام باقر (ع) که ابن ابى الدنیا نقل کرده آشکارا آگاهى امام را از شهادت خویش خبر مى دهد. زمانى که امام ضربت خورد فریاد زد: «فزت و رب الکعبه » به خداى کعبه رستگار شدم. ابن ابى الدنیا وصیت امام را از طرق مختلف نقل کرده است.

پس از شهادت امام، حسنین، محمد بن حنفیه ، عبد الله بن جعفر و تنى چند نفر از اهل بیت، آن حضرت را شبانه به خارج کوفه (جایى که بعدها نجف نامیده شد) بردند و پنهانى دفن کردند. این کار براى آن بود که خوارج یا دیگران (بنى امیه) قبر امام را نبش نکنند

قسمتهایى از آن در زمینه مسائل مالى و بخشى از آن، وصایاى دینى امام است. در این وصیت امام، توصیه به مسائل چندى کردند از جمله: صله رحم، ایتام، همسایگان، عمل به قرآن، اقامه نماز به عنوان عمود دین، حج، روزه، جهاد، زکات، اهل بیت رسول خدا (ص) ، بندگان، امر به معروف و نهى از منکر. در این نقل آمده است که امام در حالى که مشغول گفتن «لا اله الا الله » بودند، در آغاز شب بیست و یکم رمضان، در حالى که آیه «فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یره » را مى خواند به دیدار معبود شتافت. بنا به نقلى دیگر، پس از شهادت امام، حسنین، محمد بن حنفیه ، عبد الله بن جعفر و تنى چند نفر از اهل بیت، آن حضرت را شبانه به خارج کوفه (جایى که بعدها نجف نامیده شد) بردند و پنهانى دفن کردند. این کار براى آن بود که خوارج یا دیگران (بنى امیه) قبر امام را نبش نکنند.

در اخبار شهادت امام آمده است که گروهى از غلات در مدائن با شنیدن خبر شهادت امام، از پذیرفتن خبر شهادت آن حضرت خوددارى کردند. این گروه منشا تفکرات غلو آمیز در میان شیعه هستند که در قسمتهاى بعدى، اشاراتى به آنها خواهیم داشت. چند نقلى که ابن ابى الدنیا در این زمینه آورده است، نشان از حضور فردى با نام ابن السوداء از قبیله همدان که او را عبد الله بن سبا مى نامیده اند دارد. در نقلى دیگر از عبد الله بن وهب السبائى یاد شده که این ادعا را در مدائن کرده است. این دو نقل نشان مى دهد که حتى نام این شخص مشخص نبوده است.

صالح المؤمنین

على «صالح المؤمنین‏» است


على «صالح المؤمنین‏» است جایى كه ولایت‏به خدا نسبت داده مى‏شود چه كسى پس از «الله‏» ولایت‏بر مؤمنین را دار است؟ همه تفسیر این آیه را مى‏دانید و تمام مفسران بزرگ آن را مخصوص على نقل كرده‏اند كه مقصود از «الذین آمنوا» كه در آیه ولایت آمده، على است، زیرا تنها او بود كه در حال نماز، به سائلى صدقه داد و خداوند آیه ولایت را درباره‏اش نازل كرد ولى در جاى دیگر نیز خداوند مى‏فرماید: «فان الله هو مولاه و جبریل و صالح المؤمنین‏» پس خداوند و جبرئیل و آن رادمرد شایسته از مؤمنان، ولى است.

در این جا نیز پیش از مفسران شیعه، مفسران اهل سنت، غرض از صالح المؤمنین را در این آیه «على‏» دانسته‏اند و از رسول الله نقل مى‏كنند كه فرمود:«و صالح المؤمنین، على بن ابى‏طالب‏» و نه تنها سیوطى در «در المنثور»ش، كه صاحب «كنزل العمال‏» در صفحه 237 از جلد اول كتابش همین مطلب را نقل كرده‏اند. و ابن حجر در «صواعق‏»ش و هیثمى در «مجمع الزواید»ش نیز به تفصیل و با بیان بیش‏ترى نقل كرده‏اند.

و على «انفاق كننده است در پنهانى و آشكار». ابن عباس در ذیل آیه شریفه «الذین ینفقون اموالهم باللیل والنهار سرا و علانیة‏» نقل كرده كه این آیه درباره على نازل شده، زیرا على چهار درهم داشت، یك درهم را شبانه و درهمى را روزانه و یك درهم را آشكارا و درهمى را مخفیانه، در راه خدا انفاق كرد. (اسد الغابة ابن اثیر ج 4 ص 25) زمخشرى در «كشاف‏»، سیوطى در «الدر المنثور»، هیثمى در «مجمع الزواید» و ابن حجر در «صواعق المحرقه‏» و ده‏ها مفسر و دانشمند همین را ذكر كرده‏اند. و على «خیر البریه‏» است. او بهترین مخلوقات و برترین آفریدگان آفریدگار متعال است. او والاتر و شریف‏تر و افضل همه انسان‏هاى روى زمین است. و پس از على بهترین مردم، پیروانش هستند. من این را نمى‏گویم كه مفسران اهل سنت مى‏گویند، پس چرا خود جز، پیروان على نمى‏شوند و چرا خود شیعه «خیر البریه‏» نمى‏شوند و چرا از او فاصله مى‏گیرند.

على «رحمت‏خدا» است. و چه شیرین ست‏سخن حق كه مى‏فرماید: «قل بفضل الله و برحمته فبذلك فلیفرحوا هو خیر ما یجمعون، بگو به فضل خدا و به رحمتش امیداور باشند و این سان خرسند شوند كه این بهتر است از آنچه جمع مى‏كنند.» ابن عباس مى‏گوید: مقصود از فضل الله، رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم و مقصود از «رحمته‏» على علیه السلام است

و على «اهل ذكر» است. پس هرچه را نفهمیدیم باید از پیشگاه على و آل على سؤال كنیم و باید از علوم آنان بهره ببریم تا پاسخ سؤال‏هایمان را دریابیم. جابر جعفى نقل مى‏كند كه وقتى آیه «فاسالوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون‏» نازل شد، على علیه السلام فرمود: نحن اهل الذكر، ما اهل ذكریم‏». (تفسیر طبرى، ج 17، ص 5) و على «رحمت‏خدا» است. و چه شیرین ست‏سخن حق كه مى‏فرماید: «قل بفضل الله و برحمته فبذلك فلیفرحوا هو خیر ما یجمعون، بگو به فضل خدا و به رحمتش امیداور باشند و این سان خرسند شوند كه این بهتر است از آنچه جمع مى‏كنند.» ابن عباس مى‏گوید: مقصود از فضل الله، رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم و مقصود از «رحمته‏» على علیه السلام است. (تاریخ بغدادى، ج 5، ص 15)

و على «صدیق‏» است. هر جا سخن از رسول خدا است، پس از او به نحوى به على اشاره شده است. در سوره زمر مى‏فرماید:

«و الذى جاء بالصدق و صدق به اولئك هم المتقون، و آن كسى كه صدق و راستى را آورد و كسى كه او را تصدیق نمود، آنان تقوا پیشگانند.» و در اینجا رسول خدا است كه دلیل راستین از سوى پروردگارش آورده و پیام خدایش را به مردم ابلاغ كرده و كسى كه از ساعت نخست، او را تصدیق كرد و به او ایمان آورد و در تمام مراحل دعوت همراه او و پشتیبان او بود، على بود. آنچه در اینجا فهرست‏وار یادآور مى‏شویم، كمتر از یكهزارم فضایل آن حضرت است كه تنها در برخى از كتابهاى اهل سنت دیده شده و اگر كسى بخواهد همه فضایل حضرت را از زبان حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم، به تنهایى یادآور شود، مثنوى هفتاد من مى‏شود.

به خدا هرگاه ناله‏ هاى على را مى‏خوانم، بیش از حادثه شهادتش دلتنگ و گریان می ‏شوم; گو اینكه شهادت على مایه آسایش و آرامش او بود كه از دست این نااهلان راحت‏شود و به وست‏بپیوندد. چه او آن قدر به مرگ علاقه‏مند است كه از كودك بر پستان مادر افزونتر. این سان على جهان را با قلبى پر از خون وداع مى‏كند و در شب قدر، رستگارانه به خداى كعبه مى‏پوندد.

یتیم نوازی علی (ع)،صالح المومنین

مَهربانی با یتیمان امام علی (ع)  


حکومت علی علیه السلام که حکومت «عدل» بود، وی در عمل برای جهان و اندیشمندان روشن ساخت که در زعامت آن حضرت حتی یک نفر یتیم، خود را بی پناه ندانسته، و با درگذشت پدر مستقیما تحت نظارت و جانشین به حق انبیاء و اولیاء قرار گرفته، و آن چنان مورد لطف و عنایت مولایش قرار می گیرد، که دیگران در آن عصر آرزوی یتیمی می کردند! !

«ابوالطفیل» می گوید: علی علیه السلام در دوران حکومت خویش افراد مستمند و بی نوا را مورد عنایت قرار می داد، روزی او را مشاهده کردم که بچه های یتیم و بی سرپرست را به دور خود فراخوانده، ناگاه تمام یتیمان را جمع کرده، و سفره مناسبی بازکرد، و «عسل» و سایر نیازمندی ها را دور هم چید، و لقمه های لذیذ و عسلی بر دهان آنان گذاشت، و این منظره آن چنان مؤثر و جالب بود که بعض اصحابش گفتند:

«لوددت انی کنت یتیما» .

: ای کاش من هم یتیم بوده، و این چنین مورد الطاف علی قرار می گرفتم. (1)

و در این مورد علی علیه السلام می فرمایند:

«انا الهادی، انا المهدی، انا ابوالیتامی و المساکین، و زوج الارامل، و انا ملجأ کل ضعیف، و مأمن کل خائف» . (2)

: من هادی مردم و هدایت یافته خدایم، من پدر یتیمان و بی چارگانم، من سرپرست زنان بیوه و پناهگاه ضعفاء و امید و پشتوانه ستمدیدگانم.

شما را به خدا یتیمان خود را فراموش نکنید، دهن های آنان را در انتظار غذا قرار ندهید، مواظب باشید که آنان گرسنه نمانند و حقوقشان با وجود شما تباه نگردد

و در مورد یتیمان به پیروان امت اسلامی سفارش می کنند:

«بروا ایتامکم، و واسوا فقرائکم، و ازافوا بضعفائکم.» (3)

: به یتیمان اجتماع نیکی، و به فقراء خود مواسات، و به گروه ناتوان محبت نمائید.

و در آخرین وصیت هایش که پس از ضربت مسموم «ابن ملجم مرادی» لعنة الله علیه صورت می گرفت فرمودند:

«الله الله فی الایتام، فلا تغبوا افواههم و لا یضیعوا بحضرتکم» (4)

: شما را به خدا یتیمان خود را فراموش نکنید، دهن های آنان را در انتظار غذا قرار ندهید، مواظب باشید که آنان گرسنه نمانند و حقوقشان با وجود شما تباه نگردد.

این احادیث حاکی است که امیرالمؤمنین در قول و عمل به فکر یتیمان بود، و جای خالی پدران را بر آنان پر می کرد، و نمی گذاشت هیچ فرزند یتیمی با فقدان والدین خود احساس نیاز و سرپرست نماید! ! بلکه وضع این گروهها بهتر از دیگران می گردید! تا جایی که مقام و موقعیت اجتماعی آنان در حکومت علوی مورد غبطه و آرزوی سایر مردم قرار می گرفت.

از سوی دیگر علی علیه السلام به سایر مردم نیز سفارش آنان را می فرمود، و یک موقعیت بی نظیر در اجتماع برایشان فراهم می ساخت، و هنگام شهادت نیز این مسئولیت الهی را فراموش ننموده، و نیکی به آنان را برای پیروان خود توصیه فرمودند.

 

در کنار تنور یتیمان شهداء


در تاریخ زندگی امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است: روزی او زنی را مشاهده کرد که او مشک آبی را به دوش گرفته و با زحمت و مشقت آن را حمل می کند.

حضرت از آن بانو درخواست کرد که ظرف سنگین آب را در اختیار وی قرار دهد... علی علیه السلام مشک را برداشت و از احوال زن پرسش نمود، معلوم شد شوهر وی از سربازان شهید اسلام در رکاب آن حضرت بوده است، و هزینه زندگی فرزندان شهید باعث کار آن زن و آب کشی به خانه دیگران گردیده است!

مولای متقیان آدرس خانه او را گرفته و شب را در تمام ناراحتی به سر برد، و سحرگاه زنبیلی پر از خرما و روغن و آرد و گوشت... را به دوش گرفته، و به خانه مزبور حمل کرد، در طول راه برخی از مؤمنین درخواست کمک کردند، ولی حضرت می فرمود: روز رستاخیز بار مرا چه کسی حمل می کند؟!

علی علیه السلام پس از در زدن و اجازه گرفتن به طور ناشناخته وارد خانه شد، و پیشنهاد فرمود: زن اجازه دهد یا او بچه ها را به بازی گرفته و مشغول کند، و یا به خمیر کردن و نان پختن بپردازد، زن گفت: شما بچه ها را مشغول کنید، من به کار خمیر کردن و پختن نان می پردازم، خدا از تو راضی شود، و بین من و «علی بن ابی طالب» حاکم گردد! ! (5)

حضرت علی به فوری مقداری گوشت را پخت و با خرما و غیره بر دهان بچه ها گذاشت، و هر بار لقمه ای را که به آنان می خورانید می فرمود: ای فرزندانم! علی را حلال کنید!!!

چون خمیر آماده پختن گردید زن عرض کرد: ای بنده خدا تنور را روشن کن، علی علیه السلام تنور را روشن نموده، و صورت مبارک خویش را بر روی شعله های آتش می گرفت و می گفت: بچش ای علی! این جزای کسی است که از یتیمان غفلت کند! ! در این هنگام زن همسایه وارد شد، و دید «علی بن ابی طالب» با بچه های شهید بازی می کند، و آنان را می خنداند، و لقمه های لذیذ بر دهانشان می گذارد، با دیدن وی او را شناخت، و خطاب به زن شهید، داد زد: وای بر تو این «امیرالمؤمنین» است که در خانه تو کار می کند، و بچه هایت را می خنداند.. .؟

هم چنانچه فرزندان خود را تربیت می کنید، یتیمان را نیز ادب نمائید، و به طوری که در هنگام نیاز فرزندان خویش را می زنید، از یتیمان نیز غفلت نکنید (چنانچه نیاز باشد می توان متوسل تنبیه مجاز شرعی شد) تا بچه های لوس بار نیایند

زن شهید از گفتار و کردار خود احساس شرم کرد، و با عذر خواهی عرض نمود: یا امیرالمؤمنین ! من از شما شرم دارم، و نشناخته حرف هایی زده و تو را به کار گماردم.

علی علیه السلام فرمودند: من از شما شرم می کنم که تا به حال از اوضاع شما بی اطلاع مانده ام!! این بگفت و خانه آنان را موقتا ترک کرد. (6)

این فراز از زندگی آن حضرت نشان می دهد که او تا چه میزان خود را مسئول یتیمان و فرزندان «شاهد» می دانست، ولی در عین حال در کنار محبت و انجام مسئولیت عاطفی، مسائل تربیتی و بازسازی اخلاقی آنان را نیز فراموش ننموده، و می فرمود:

«ادب الیتیم مما تؤدب منه ولدک و اضربه مما تضرب منه ولدک» (7)

: هم چنانچه فرزندان خود را تربیت می کنید، یتیمان را نیز ادب نمائید، و به طوری که در هنگام نیاز فرزندان خویش را می زنید، از یتیمان نیز غفلت نکنید (چنانچه نیاز باشد می توان متوسل تنبیه مجاز شرعی شد) تا بچه های لوس بار نیایند.

 

پی نوشت ها:

.1 بحار الانوار ج 41 ص .29

.2 محجة البیضاء ج 4 ص .204

.3 غرر الحکم ص 344 ش .28

.4 نهج البلاغه نامه 47 ص .977

.5 لازم به توضیح است که علم امام معصوم بستگی به علم خدا دارد، و هرجا خدا نخواهد علم اشیاء و اشخاص از امام پوشیده می ماند، و عدم اطلاع علی از آن خانواده تقصیر محسوب نمی گردد .

.6 بحار الانوار ج 41 ص .52

.7 وسائل الشیعه ج 15 ص 197 ح .
ادامه نوشته

فضیلت  قدر

٢- شناساندن شب قدر

  خداوند تبارك و تعالى با نزول سوره اى خاص، شب قدر را به مردم معرفى فرموده است. در دو آيه اين سوره مباركه فرموده است: قرآن در شب قدر نازل شده و فرشتگان در آن شب فرود مىآيند. سپس افزوده است: شب سلامت است. و فرموده است: عمل صالح در او، برابر با عمل صالح در طول هزار ماه است. فردى به امام باقر (ع) عرض كرد: مراد و مقصود از اينكه شب قدر بهتر از هزار ماه است چيست؟ حضرت فرمودند: ((والعمل الصالح فيها من الصلاه والزكاه و انواع الخير خير من الف شهرليس فيها ليله القدر)) (1)؛ كار شايسته از قبيل نماز و زكات، صدقات و انفاقات و، انواع خوبى ها در آن شب برتر از هر كار شايسته اى است كه در مدت هزار ماه كه شب قدر در آن نيست، انجام شود. اگر كارهاى نيك بندگان و چند برابر پاداش آن تاثيرى در مقدرات و سرنوشت افراد در شب قدر ندارد، از گفتن و دانستن آن چه سودى عايد بندگان مى شود؟ اگر نزول قرآن در شب قدر و بيان كردن اين مطلب، سود و زيانى را متوجه هيچ كس نمى كند، چه انگيزه اى در اعلام اين شب نهفته است؟ اگر دانستن نزول فرشتگان، در نتيجه تلاش افراد سودمند نباشد، چرا بايد مردم در جريان آن باشند و دانستن آن چه گره ای از كار بندگان مى گشايد؟ مى دانيم كه كار بيهوده حتى از افراد عادى و معمولى پسنديده نيست، چه رسد به پروردگار آسمان و زمين كه هيچ كارى را بدون حكمت و مصلحت انجام نمى دهد. حكمت معرفى شب قدر به عنوان شبى كه قرآن در آن نازل شده و شبى كه مقدرات در آن سامان داده مى شود، اين است كه بنده سرنوشت و مقدرات خويش را به قرآن پيوند بزند و آن را سرمشق و سرچشمه فكر و عمل خويش قرار بدهد،اگر كردارش موافق با قرآن و در جهت آن باشد، عمل كننده به آن سعادتمند است واگر خداى نكرده مخالف با قرآن باشد، فاعل آن شقى خواهد بود.


۳- اجماع و سيره مسلمانان

مى دانيم كه همه دانشمندان اسلام و مسلمانان از هر فرقه و گروهى، بر اهميت شب قدر و احياى آن تاكيد فراوان دارند و به شب زنده دارى آن شب، اهتمام مى ورزند. نقل شده كه يكى از دانشمندان بزرگ اسلام، براى اينكه شب قدر را درك كند، يك سال تمام يعنى حدود 357 شب، از سر شب تا به صبح شب زنده دارى كرد.(2) اين همه اقبال و توجه به تشكيل اجتماعات با شكوه براى خواندن دعا و مناجات و راز و نياز و تضرع و ابتهال، همراه گريه وزارى و استغفار، برخاسته از يك واقعيت انكارناپذير است و آن دخالت انسان ها در سرنوشت خودشان است.


۴- سفارش امامان دين بر احياى شب قدر حتى در حال بيمارى

 امام صادق(ع) به ابوبصير مى فرمايد: ((وصل فى كل واحده منهما مئه ركعه))؛ در هر يك از دو شب بيست و يكم و بيست و سوم صد ركعت نماز بخوان ((واحيهما ان استطعت الى النور))؛ تا مى توانى آن دو شب را تا سپيده صبح شب زنده دارى كن ((واغتسل فيهما))؛ در آن دو شب غسل كن. ابو بصير عرض كرد اگر نتوانستم ايستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ خوابيده بخوان.
اگر باز هم نتوانستم؟ ايرادى ندارد كه سر شب كمى بخوابى و باقى مانده شب ر، به هر نحوى كه مى توانى به عبادت بپردازى، چون در ماه رمضان، درهاى آسمان گشوده است، شيطان ها در زنجيرند و اعمال مومنان پذيرفته مى شود. از حديث فوق، مى توان تاثير فراوان كارهاى انسان را بر سرنوشت او ارزيابى كرد. مى بينيم ابوبصير كه يك راوى زبردست و كار كشته در فن روايت است، با پيش بردن مرحله به مرحله سوال ها در صدد آن است كه ژرفاى شب قدر و اهميت عمل در آن شب را به دست آورد؛ امام (ع) هم، چنان بر اهميت عبادت در شب قدر پافشارى مى فرمايند كه رضايت نمى دهند بنده حتى اگر بيمار باشد، از نتيجه اعمال صالح خويش محروم گردد. نكته در خور توجهى كه تاثير انسان را مشخص مى كند، جمله پايانى امام (ع) است كه آن را به عنوان ريشه و علت تاكيد و تشويق بر عمل صالح بيان فرموده اند؛ آنجا كه فرمودند: ((و تقبل اعمال المومنين))؛ اعمال مومنان در شب قدر پذيرفته مى شود. (3)

 
٥- تشويق زياد به دعاهاى ماثور و راز و نياز

 مى دانيم كه دعاهاى شب قدر، از طولانى ترين و پر محتواترين دعاهاست؛ دعاهايى مانند ((جوشن كبير))، ((ابوحمزه ثمالى)) و امثال آن ه، كه اگر با حال و توجه خوانده شود، مايه انقلاب و دگرگونى روحى است، ادعيه اى كه انسان را با دريايى از معارف آشنا مى كند. انسان با خواندن دعا از يك طرف، با ياد آورى لطف، گذشت، كرم، رحمت و بخشش بى پايان خداى مهربان او را در كنار و دستگير خويش مى بيند و نور اميد در دلش مى درخشد و از ديگر سو، با ياد آوردن سختى هاى جان كندن، تنگى و فشار قبر، گرفتارىهاى عالم برزخ، حساب و كتاب فرداى قيامت، شعله هاى دردناك و سوزان دوزخ و حسابرسى دقيق در صحراى محشر، تمام وجودش، سرشار از ترس و نگرانى گرديده و آنچه عيش و نوش است فراموش كرده و گذشته خود و آنچه بوده و كرده است را با آنچه بايد باشد مى سنجد و زيانى كه در گذشته متوجه وى شده است را در مى يابد و علاوه بر شك و ترديدى كه نسبت به راه و روش نا مطلوب خويش پيدا مى كند، ندامت سراسر وجودش را پر كرده و تصميمى سرنوشت ساز مى گيرد و مسير زندگى اش را دگرگون مى كند. اگر هم به اين مرحله نرسد، لااقل بر كردار خود بيشتر مواظبت خواهد داشت؛ زيرا بيم و اميدى كه دستاورد شب قدر است در مراحل زندگى به يارىاش مى شتابد. در مقابل، اگر كسى از دعا رو برگرداند و شب قدر را هم به غفلت سپرى كند، در همان جمود و غفلت، زندگى را به پايان خواهد برد و سرنوشتى شقاوت بار در انتظارش مى باشد. از گفتار فوق، اين نتيجه به دست مىآيد كه در واقع خود انسان وارد مسير سرنوشت خويش گشته و آن را تغيير مى دهد. گاهى براى پيمودن مسير مقدرات، بر بال دعا و گاه بر بال عمل مى نشيند؛ گر چه دعا هم نوعى عمل محسوب مى شود. بنابراين، دعا در شب هاى قدر كه يك كار اختيارى است منشااثر است و در سرنوشت افراد دخالت دارد؛ به همين دليل به آن سفارش اكيد شده است. علاوه بر سفارش شفاهى بزرگان دين و علماى اسلام به خواندن دعاها در طول سال، در شب هاى قدر تاكيد بيشترى بر اين امر شده است؛ پس حتما منشا اثر است وگرنه كار لغو و بيهوده از بزرگان سر نمى زند.


٦- نكوهش بهره نبردن از شب قدر

 پيامبر گرامى اسلام (ص) فرمودند: ((من ادرك ليله القدر، فلم يغفر له فابعده الله )) (4)؛ از خداوند به دور باد و نفرين بر كسى كه به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزيده نشود. با اين حديث نقش انسان در تعيين سرنوشت خود واضح تر مى گردد و معلوم مى شود كه بدبختى و شقاوت مقدر در شب قدر، نتيجه كار خود بندگان است وگرنه از نظر منطقى با توجه به شان و مقام پيامبر گرامى (ص) قابل قبول نيست كه آن بزرگوار به خاطر انجام ندادن كارى بى اثر و بى خاصيت، سهل انگاران را نكوهش و مذمت فرمايند. ((انس بن مالك)) از پيامبر(ص) نقل كرده كه فرمودند:((ان هذا الشهر قد حضركم))؛ ماه مبارك به شما رو آورده است. ((و فيه ليله خير من الف شهر))؛ در اين ماه شبى است كه برتر از هزار ماه است. ((من حرمها فقد حرم الخير كله))؛ هر كس از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات بى نصيب مانده است. ((ولا يحرم خيرها الا محروم)) (5)؛ و محروم نمى ماند از بركات شب قدر، مگر كسى كه خويشتن را محروم كرده است. روايات، بعضى از گناهان را مانع بهره بردارى گناهكار از شب قدر دانسته اند، از جمله آن كارها ميخوارگى يا ((دايم الخمر)) بودن و نيز آزار پدر و مادر است.


٧- شب قدر مكمل اعمال صالح

 يكى از دلايل تفضل شب قدر به امت اسلام، كامل و پر كردن پيمانه اعمال صالح مسلمانان و جبران كمبودهاى آنان است، تا با دستى پر اين جهان را ترك كنند. پيش از اين گفتيم كه امام صادق(ع) در تفسير آيه شريفه ((ليله القدر خير من الف شهر)) فرمودند: مراد اين است كه انجام كار خوب در آن شب برابر عمل صالح در طول هزار ماه است. روايتى نيز از امام باقر(ع) وارد شده، در پاسخ به اين پرسش كه چرا شب قدر به وجود آمده و به عبارت ديگر فلسفه شب قدر چيست؟ ايشان مى فرمايند: ((و لولا ما يضاعف الله للمومنين، لما بلغوا ولكن الله عز و جل يضاعف لهم الحسنات))؛ اگر خداوند كارهاى مومنان را چند برابر نكند به سر حد كمال نمى رسند، اما از راه لطف كارهاى نيكوى آن ها را چند برابر مى فرمايد تا كاستى هايشان جبران شود. از اين روايت و روايت قبلى به خوبى مى توان فهميد كه مبنا و اساس، عمل صالح خود بنده است؛ هنگامى كه يك عمل صالح معمولى با زمانى پر بركت و مقدس همراه گردد، از ارزشى چند برابر برخوردار مى شود و گاه همراه شدن يك عمل صالح با ولايت و اعتقاد و امامت مى تواند انسان را به اوج شرافت برساند؛ پس، راز سعادتمند شدن انسان ها در شب قدر، عمل اختيارى صالحى است كه با عنايت خداوند، بركت يافته و چند برابر مى شود. در روايات به پاره اى از اعمال سفارش شده كه نتيجه ويژه آن در شب قدر نهفته است.


٨- نتيجه بخش بودن بعضى از اعمال در شب قدر:

 1- نماز ((انس بن مالك)) از پيامبر گرامى(ص) روايت كرده كه فرمودند: ((من صلى من اول شهر رمضان الى آخره فى جماعه فقد اخذ بحظا من ليله القدر)) (6)؛ كسى كه از اول تا آخر ماه مبارك، در نماز جماعت حاضر شود، بهره اى از شب قدر نصيبش شده است.
2- افطارى دادن با مال حلال ((ابو شي ابن حيان)) از پيامبر اكرم(ص) نقل كرده كه فرمودند: ((من فطر صائما فى شهر رمضان من كسب حلال صلت عليه الملائكه و ليالى رمضان كلها و صافحه جبرائيل(ع) ليله القدر و من صافحه جبرائيل(ع) يرق قلبه و تكثر دموعه...)) (7)؛ كسى كه با مالى كه از راه حلال به دست آورده، روزه دارى را افطار دهد، در تمام شب هاى رمضان فرشتگان بر او درود فرستند و جبرئيل در شب قدر با وى مصافحه كند، نشانه مصافحه جبرئيل آن است كه دل مصافحه شونده نرم و اشكش جارى مى شود.
3- صدقه درباره امام زين العابدين(ع) آمده است: ((كان اذا دخل شهر رمضان تصدق فى كل يوم بدرهم فيقول: لعلى اصيب ليله القدر)) (8)؛ در هر روز ماه مبارك يك درهم صدقه مى دادند، آن گاه مى فرمودند: شايد با اين كار، شب قدر را دريابم و از آن بهره گيرم. ((عبدالله بن مسعود)) روايت مى كند كه شبى رسول خدا(ص) از نماز عشا فارغ شد، مردى از ميان صفوف برخاست و گفت: اى مهاجران و انصار، مردى غريبم و بر هيچ چيز قدرت ندارم. مرا طعامى دهيد. رسول خدا گفت: اى فقير، ذكر غريب مكن كه دل مرا اندوهگين ساختى. بعد از آن فرمودند: غريبان چهار قسمتند: 1- مسجدى كه در ميان قومى باشد كه در آنجا نروند و نماز نخوانند. 2- مصحفى و قرآنى كه در خانه اى باشد و مردم آن خانه از آن تلاوت نكنند. 3- عالمى كه در ميان جماعتى باشد و ايشان تفقد وى نكنند و از او مسايل دينى سوال نكنند. 4- اسيران اهل اسلام كه در ميان كفار باشند، پس فرمود: كيست كه موونه و غذاى اين مرد را كفايت كند تا در فردوس اعلا خدا او را جاى دهد؟ حضرت على(ع) برخاست و دست سائل را گرفت و به حجره فاطمه زهرا(س) رفت و گفت: اى دختر رسول خد، در كار اين ميهمان نظرى كن. حضرت زهرا فرمود: در خانه طعام اندكى موجود است و حسن و حسين گرسنه اند و شما روزه داريد و آن طعام يك نفر را بيشتر كفايت نمى كند. على(ع) فرمود: آن را حاضر كن.
فاطمه(س) طعام را پيش آورد. حضرت امير آن طعام را پيش ميهمان نهاد و با خود گفت كه اگر من از اين طعام بخورم ميهمان را كافى نباشد و اگر نخورم سبب خجالت ميهمان شود، پس دست دراز كرد به سوى چراغ و چنان نشان داد كه چراغ را اصلاح مى كنم و آن را خاموش كرد و فاطمه(س) را گفت در روشن كردن چراغ ديگر تعلل كن تا ميهمان از خوردن غذا فارغ شود و خود حضرت دهان را مى جنباند تا مهمان تصور كند كه على غذا مى خورد. و چون ميهمان از غذا خوردن فارغ شد فاطمه(س) چراغ را آورد و طعام همچنان برجاى بود. اميرالمومنين فرمود: اى فقير، چرا طعام خود را نخوردى؟ گفت: سير شدم؛ پس على(ع) و فاطمه(س) و حسن(ع) و حسين(ع) و فضه و همسايگان از آن طعام خوردند و هنوز باقى بود. (9) 

4- شب زنده دارى حضرت رسول (ص) فرمودند: ((من احيا ليله القدر حول عنه العذاب الى السنه القابله)) (10)؛ كسى كه شب قدر را شب زنده دارى كند، تا شب قدر آينده، عذاب دوزخ از او دور گردد.
5- غسل و شب زنده دارى امام موسى بن جعفر(ع) فرمودند: ((من اغتسل ليله القدر و احياها الى طلوع الفجر خرج من ذنوبه)) (11)؛ كسى كه در شب قدر غسل كرده و تا سپيده صبح شب زنده دارى كند، گناهانش آمرزيده مى شود. رواياتى كه ذكر شد به خوبى دلالت دارند كه برخى مقدرات و پاداش ه، مانند دور شدن عذاب دوز كه در حديث پيامبر اكرم(ص) ذكر شده بود، نتيجه كار خود بندگان است. موارد فوق مى تواند براى نشان دادن اينكه سرنوشت هر انسانى در شب قدر به دست خودش رقم مى خورد، كافى باشد، ولى براى تكميل بحث، نكاتى چند كه خارج از چارچوب شب قدر و نشان دهنده موثر بودن انسان در تعيين سرنوشت خويش است را مطرح مى كنيم. اين بحث تكميلى را در دو بخش انجام مى دهيم:  

1-عمل و پاداش آن در ماه مبارك رمضان. 2-عمل و پاداش آن، صرف نظر از زمان خاص.
1
- پاداش ها در ماه مبارك رمضان

امام هشتم على بن موسى الرضا(ع) فرمودند: در ماه مبارك كارهاى خوب پذيرفته و كارهاى زشت بخشيده شده است. خواندن يك آيه قرآن در اين ماه، برابر با يك ختم قرآن در ماه هاى ديگر است. كسى كه برادر خود را با يك لبخند شاد كند، در روز واپسين خداوند دلش را شاد كرده و مژده بهشت به او دهد. كسى كه مومنى را در اين ماه يارى كند، خداوند در روزى كه قدم ها بر پل صراط مى لغزند او را دستگيرى كرده و از پل صراط عبورش خواهد داد. هركس خشم خود را نگه دارد، خداوند در روز قيامت بر وى خشم نكند. هركس درمانده اى را فريادرسى كند، خداوند در روز قيامت وى را از رسوايى بزرگ ايمن گرداند و رسوايش نكند. كسى كه ستمديده اى را يارى كند، خداوند او را در دني، در مقابل دشمنانش يارى كرده و در روز قيامت نيز، در موقف حساب و ميزان ياريش فرمايد. (12) و در روايت ديگر امام صادق(ع) از پيامبر اكرم(ص) روايت كرده كه فرمودند: كسى كه ماه مبارك رمضان را روزه دارد و از حرام و تهمت زدن به ديگران اجتناب ورزد، خدا از او خشنود شده و بهشت را بر او واجب و حتمى مى كند. (13) دو روايت بالا ارتباط محكم پاداش ها و اعمال بنده در ماه مبارك و نقش انسان در ترسيم سيماى درونى او را كاملا آشكار نموده است.
2- پاداش عمل با صرف نظر از زمان خاص آيات و روايات فراوانى هست كه بعضى دگرگونى ها و پاداش هاى خاص را نتيجه كار بنده دانسته، يا عمل او را تنها عامل معرفى كرده اند.

نمونه اى از اين آيات و روايات: ((ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم))(14)؛ در حقيقت خدا حال قومى را تغيير نمى دهد، تا آنان حال خود را تغيير دهند. ((ظهر الفساد فى البر والبحر بما كسبت ايدى الناس ليذيقهم بعض الذى عملوا لعلهم يرجعون)) (15)؛ به سبب اعمال مردم، فساد در خشكى و دريا آشكار شد تا به آنان جزاى بعضى از كارهايشان را بچشانند، باشد كه باز گردند. دعا دگرگون كننده سرنوشت ((ابن حبان)) و ((حاكم)) از پيامبر اكرم(ص) روايت كرده اند كه فرمود: فقط دعاست كه تقدير و سرنوشت ها را دگرگون مى كند و تنها نيكى است كه مايه افزايش عمر مى گردد. گاهى شخص گناهى را مرتكب مى شود و به واسطه آن از روزى و نعمتى محروم می ماند.

دانستنیهای قـــرآن

 


مهم ترین و اساسی ترین مورد در قرائت صحیح آموزش تجوید می باشد


آیات حکیمانه قرآن راجع به پنج مطلب می باشد.


4 سوره از قرآن مجید دارای سجده واجب می باشند.


3 سوره از سوره های قرآن مجید با « الحمدالله » شروع می شود.


در 7 سوره از قرآن کریم،اسرار خلقت آدم است.


کلمه « اسم » در قرآن 19 بار تکرار شده است.


سوره بقره 86 آیه بیشتر از سوره آل عمران دارد.


خواندن سوره قدر در حال وضو گرفتن مستحب است.


واژه « زقوم » 3 بار در قرآن کریم آمده است.


آیه 31 از سوره نور در مورد « توبه » آمده است.


تنها ماهی که در قرآن آمده است،« رمضان » است.


کلمه « شهر » 12 بار در قرآن کریم،تکرار شده است.


آیه 33 از سوره احزاب به آیه « تطهیر » معروف است.


در آیه از سوره لقمان امده است که :« زشت ترین صداها صدای خران است»


آیات 11تا12 از سوره حجرات به گناهان « مسخره کردن_ عیب جویی_دادن لقبهای زشت به یکدیگر_بدگمانی_غیبت » اشاره نموده است.


در آیه 29 از سوره فرقان « خوار کردن انسان توسط شیطان » آمده است.


سوره توبه با « بسم الله » آغاز نمی شود.


نام « سلیمان (ع) » 17 بار در قرآن ذکر شده است.


5 تا از سوره های قران کریم با « قل » شروع می شود.


نام « حضرت یوسف(ع) » 37 بار در قرآن آمده است.


11 آیه از آیات قرآن کریم سجده مستحبی دارد.


« غفور رحیم » 63 بار در قرآن کریم ذکر شده است.


سوره بقره اولین سوره سری میادین قرآن است.


تعداد کسره های به کار رفته در قرآن کریم برابر است با 39586.


سوره صف از سوره های قرآن مجید به « الحواریون،عیسی » معروف است.


اولین سوره نازله مربوط به شراب سوره بقره،آیه 219 است.


کلمه « اَنَّ » در قرآن کریم 360 بار به کار رفته است.


کلمه « بقره » 4 بار در قرآن کریم به کار رفته است.


آیه 159 بقره به آیه کتمان معروف است.


آیه 180 بقره به آیه وصیت معروف است.


طبق فرموده رسول اکرم (ص) بهترین سوره ای که خداوند در کتابش نازل فرموده حمد است.


نام یکی از جنگهای صدر اسلام را که در سوره توبه وارد شده است حنین است.


آیه 35 از سوره نساء درباره حل اختلافات زن و شوهر است.


سوره بقره به « فسطاط القرآن » معروف است.


تعداد آیاتی که درباره « تورات » است 1025تا می باشد.


آیه 5 از سوره بقره دعایی است.


نام « یحیی (ع) » در قرآن 5 بار تکرار شده است.


قرآن کتاب هدایت است.


نام حضرت « داوود (ع) » در قرآن کریم،16 بار آمده است.


تعداد حرف های سوره بقره 25500تا است.


سوره حج نام یکی از فروع دین می باشد.


آیه 174 سوره بقره درباره حضرت علی (ع) می باشد.


332 بار کلمه « قل » در قرآن مجید تکرار شده است.


کلمه « امام » به صورت مفرد و جمع،12 بار در قرآن کریم تکرار شده است.


در قرآن کریم 58 بار کلمه « قرآن » به کار رفته است.


تعداد سوره های مدنی برابر است با 28.


4 سوره از سوره های قرآن مجید با « انا » شروع می شود.


نام مبارک « زکریا » 7 بار در قرآن تکرار شده است.


سوره بقره رکن قرآن است.


کلمه « قال » 529 بار در قرآن مجید بکار رفته است.


سوره آل عمران دارای 200 آیه می باشد.


 بزرگترین کلمه در قرآن کریم در سوره حجر و آیه 22 واقع شده است.


سوره یس به « ریحانةُ القرآن » معروف است.


سوره تحریم دارای 12 آیه می باشد که برابر با تعداد امامان معصوم ما است.


سوره توحید نام یکی از اصول دین می باشد.


کلمه « صبر » در قرآن 103 بار در تکرار شده است.


سوره حمد از سوره های قرآن به « ام القرآن » معروف است.


تعداد کسره هایی که در قرآن مجید به کار رفته است برابر است با 39586تا.


سوره های طلاق، تحریم و احراب با « یا ایها النبی » شروع می شوند.


اسم « الیاس (ع) » 2 بار در قرآن تکرار شده است.


اسامی پیامبران الهی 518 بار در قرآن تکرار شده است.


کلمه « عاد » 24 بار در قرآن کریم ذکر شده است.


110 آیه از آیات قرآن کریم در مورد « بنی اسرائیل » نازل شده است.


کلمه « الارض » 451 بار در قرآن مجید،ذکر شده است.


اولین سوره ای که دارای حروف مقطعه است،بقره است.


در سوره مبارکه بقره نام جالوت حکمران متکبر بنی اسرائیل آمده است.


مهمترین نوع امامت از دیدگاه قرآن،عبارتست از حکومت و قضاوت.


ناس و فلق هر دو سوره دعائی هستند.


نام « حضرت هود (ع) » 7بار در قرآن کریم ذکر شده است.


کلمه « جحیم » 26 بار در قرآن کریم ذکر شده است.


کلمه وسط قرآن کریم در سوره کهف واقع شده است.


شعار نخستین قرآن کریم « لا اله الا الله » می باشد.


سوره نمل از سوره های قرآن مجید دارای دو « بسم الله ... » می باشد.


سوره بقره طولانی ترین سوره قرآن و همچنین اولین سوره ای می باشد که در مدینه نازل شده است.


نام حضرت « نوح (ع) » 43 بار در قرآن کریم ذکر شده است.


سوره فاطر از سوره های قرآن کریم،به « الملائکه » شهرت دارد.


تعداد آیات قرآن کریم : 6236


هر جزء قرآن به 4 حزب تقسیم می شود.


سوره توحید از سوره های قرآن کریم،به شناسنامه خداوند،معروف است.


آیه 36 از سوره نمل،از زبان حضرت سلیمان (ع) می باشد.


نام 15 سوره از سوره های قرآن کریم،با حرف « میم » شروع می شود.


نام 6 سوره از سوره های قرآن کریم به نام پیامبران است.


نام مبارک پیامبر (ص)،5 بار در قرآن کریم ذکر شده است.


در سوره مجادله،در تمام آیاتش کلمه « الله » آمده است.


هنگام نزول سوره انعام هفتاد هزار فرشته آن را همراهی کرده اند.


داستان حضرت یوسف (ع)،از ذاستان های مهم و طولانی قرآن کریم می باشد.


قرآن کریم می فرماید علم خداوند متعال کامل ترین علم هاست.


خداوند در سوره مطفّفین کم فروشان را سرزنش کرده است.


داستان قوم عاد در سوره شعرا از سوره های قرآن مجید آمده است.


نام 14 سوره از سوره های قرآن مجید با حرف « الف » شروع می شود.


لفظ جلاله « الله » در قرآن کریم،2699 بار به کار رفته است.


سوره شمس از سوره های قرآن کریم،به « صالح » شهرت دارد.


طولانی ترین سوره قرآن بقره نام دارد.


سوره الرحمن به « عروس قرآن » مشهور است.


لفظ « ابلیس » 11 بار در قرآن آمده است.


واژه « شکر » 75 بار در قران آمده است.


کوتاه ترین سوره قرآن کوثر نام دارد که در وصف حضرت فاطمه زهرا (س) می باشد.


کلمه « انجیل » 12 بار در قرآن آمده است.


نام مبارک « اسحاق (ع) » 17 بار در قرآن آمده است.


تعداد « نقطه های » بکار رفته در قرآن کریم،برابر است با 1.015.030تا.


سوره های نمل، شعرا و قصص به « طواسین » معروف هستند.


آیه « قل هو الله احد » بیانگر توحید ذاتی می باشد.


کاربرد کلمه « عذاب » در قرآن کریم،264 مرتبه وارد شده است.


826 آیه در مورد دین بحث می کند.


نام حضرت « یعقوب (ع) » 16 بار در قرآن کریم،ذکر شده است.


کلمه « خیانت » 16 بار در قرآن،ذکر شده است.


با توجه به سوره واقعه،مردم در روز قیامت به 3 دسته تقسیم می شوند.


خدای بزرگ در قرآن کریم نتیجه روی گردانی از دعا را دخول در آتش دانسته است.


قرآن ناطق به امامان معصوم می گویند.


قرآن کریم،خوردن مال یتیم را به خوردن آش تشبیه کرده است.


کلمه « ایوب (ع) » 4 بار در قرآن تکرار شده است.


کلمه « رحمن » 57 بار در قرآن کریم،ذکر شده است.


405 آیه از آیات قرآن کریم،در مورد « حضرت محمد (ص) » بحث می کند.


کلمه « الی » 737 بار در قرآن کریم به کار رفته است.


در سوره توحید از سوره های قرآن کریم فقط یک بار کسره به کار رفته است.


تلاوت سوره حمد در نماز میت واجب نیست.


کاربرد کلمه « هذا » در قرآن کریم 221 مرتبه می باشد.


قرآن کریم قمر(ماه) را به « کالعرجون القدیم » تشبیه می کند.


آیه « ...و اصطفک علی نساء العالمین » در مورد حضرت مریم (ع) می باشد.


کاربرد کلمه « حق » در قرآن کریم 227 بار است.


تعداد حرف های سوره بقره،برابر است با 25.500.


تعداد فتحه به کار رفته در قرآن مجید برابر است با 93.243.


واژه « نفع » و « فساد » هر کدام در قرآن مجید 50 بار ذکر شده است.


کلمه های « دنیا » و « آخرت » هر دو در قرآن کریم 115 بار ذکر شده است

ادامه نوشته

فواید روزه داری در سلامت بدن

فوايد روزه داري در سلامت بدن
  روزه فوايد جسمي و روحي فراواني براي انسان دربر دارد و روزه داري، شفا بخش جسم و همچنين توان بخش، جان انسان است.
فوايد روزه داري در سلامت بدن
به گزارش خبرنگار اجتماعي ايرنا، تحقيقات ثابت مي كند روزه داري درست كه با كاهش 20 تا 30 درصد مصرف غذا همراه است، نتايجي چون كم شدن چربي هاي ذخيره، كم شدن ميزان چربي خون و كلسترول و نيز فعال شدن سيستم ايمني بدن را به دنبال دارد.
به گفته پزشكان، در مدت روزه داري، دستگاه گوارش براي چندين ساعت خالي مي ماند و در واقع اين دستگاه و ساير دستگاه هايي كه به گونه اي در هضم و جذب مواد غذايي دخالت دارد استراحت كرده و پس از روزه داري به شيوه بهتري اعمال خود را انجام خواهند داد.
روزه در حقيقت باعث استراحت معده مي شود و در حالت روزه، اسيد معده بجاي غذا به وسيله صفرا، خنثي مي شود و زخم ايجاد نمي شود.
به همين دليل افراد روزه دار بايد بدانند كه پرخوري خود موجب زيان هاي چشم گيري براي دستگاه هاضمه مي شود.
پيروي از يك برنامه غذايي صحيح در ايام ماه مبارك رمضان از اهميت ويژه اي برخوردار است تا هم بتوان عادات غذايي غلط را اصلاح كرد و هم از بركات معنوي اين ماه بهره برد.
يك پزشك مي گويد، روزه داري نقش موثري در بهبود بيماري هاي مختلف دارد، در بيشتر بيماري هايي كه عادات غلط غذايي، چاقي و افزايش وزن درايجاد آن دخالت دارد روزه داري مفيد است.
از ديدگاه كارشناسان پزشكي، روزه داري براي مبتلايان به چربي خون، بسيار مفيد است و ميزان چربي هاي نامطلوب موجود در خون را تنظيم مي كند و موجب افزايش ميزان چربي هاي مفيد خون مي شود.
متخصص تغذيه معتقد است كه مصرف نشاسته و پروتئين در ماه مبارك رمضان، انرژي بدن را تامين مي كند.
دكتر 'شهريار اقتصادي'ادامه داد: مواد و غذاهاي گوشتي نيز مي تواند پروتئين مورد نياز بدن را در ماه رمضان تامين كند.
اين كارشناس تغذيه از روزه داران خواست تا از خوردن غذاهاي شور در اين ماه پرهيز كنند و حتي الامكان در اين ماه، نمك را با احتياط مصرف كنند.
دكتراقتصادي بابيان اينكه مصرف نمك و غذاهاي شور فقط عطش روزه دار را بيشتر خواهد كرد، يادآور شد، هموطنان روزه دار بايد بدانند كه استفاده از انواع ميوه و سبزيجات،مي تواند جايگزين مناسبي براي مواد غذايي پرنمك باشد و همچنين مصرف شير فراوان نيز سبب رفع تشنگي مي شود.
وي همچنين استفاده از غذاهايي كه آسان هضم مي شود و باعث جذب انرژي لازم در بدن مي شود را به روزه داران توصيه كرد.
شهرياري از روزه داران در ماه مبارك رمضان خواست تا در اين ماه از افراط در مصرف مواد غذايي پرهيز كنند، اما مصرف آب كافي در ماه رمضان مانع از خشكي پوست مي شود.
متخصص پوست و مو مي گويد: استفاده از آب كافي در ماه رمضان براي سلامت پوست و بدن ضرورت غير قابل انكاري دارد.
دكتر 'مهدي باريك بين' افزود: استفاده از كرم هاي مرطوب كننده همزمان با نوشيدن آب كافي در فواصل افطار و سحر، روش مكملي براي حفط سلامت پوست است.
وي از روزه داران خواست هنگام افطار تا سحر،‌ آب بيشتري بنوشند.
به گفته باريك بين، در صورت عدم رعايت اين موضوع، كم آبي در پوست و بدن تنها با جذب آب فراوان رفع مي شود.
باريك بين براي جلوگيري از خشكي پوست گفت: ‌استفاده از كرم هاي مرطوب كننده استاندارد، باعث ايجاد طراوت و نشاط در پوست هاي خشك مي شود.

باريك بين از روزه داران خواست مصرف ميوه و سبزيجات تازه را در برنامه غذايي خود قرار دهند تا بتوانند شادابي و تازگی  پوست خود را حفظ كنند

خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 30491361

داستان پند آموز

   رسول خدا (صل الله علیه و آله) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد پیامبر(صل الله علیه و آله) از او پرسید: ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟ عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت   ۱- روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست همه سر نشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت.   ۲- هنگامی که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود. وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم، آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد.   در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (صل الله علیه و آله) رسید و گفت ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانیان بدانند که ما به آدمیان مهلت می دهیم ولی آنها را رها نمی کنیم

]چهار گروه در قیامت قطعا ظاهر می شوند

خدا از کسانی که دوستش دارند خواسته است مراقب باشند محبت و نیازهای فرزندان از یک سو و فکر و خیال کسب و کارشان، آنان را از خدا دور نکند.

پولدار-پول

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آ له) می‌فرماید: عادت گرگ این است که اگر به گله‌ای حمله کند، به همه گوسفندان حمله می‌کند و به همه آسیب می‌زند. اگر دو گرگ به یک گله حمله کنند؛ آنقدر به گوسفندان آسیب نمی‌زنند که گرگ «دوست داشتن مال و مقام»، ایمان شما را متلاشی می‌کند .

یکی دیگر از کارهای نمونه خداوند در قیامت این است که چهار نفر را احضار می‌کنند تا رفتارشان را در دنیا بسنجند و پاداش یا مجازاتشان تعیین شود:

1- کسی است که از راه غیر مجاز الهی ثروتش را جمع کرده و زیاد کرده و در راه ممنوع الهی هم خرج کرده... او را به سوی جهنم می‌برند.

2- کسی است که ثروتش را از راه شایسته‌ای جمع کرده، اما در راه غیر مجاز و حرام، مصرف کرده است... او را هم به شعله‌های عذاب می‌سپارند.

3- کسی است که دارایی‌اش را از راه ناشایسته‌ای جمع کرده، اما در راه شایسته‌ای مصرف کرده است... او را هم نمی‌بخشند و مجازات می‌شود.

4- بهترین راه را انتخاب کرده؛ همه تلاشش را کرده تا دارایی‌اش از راه درستی جمع شود و در راه مناسبی هم خرج کرده است... فقط او را می‌بخشند.

کسی از مردم که عبادت ساده‌اش را منظم کرده بود، به دیدار پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آ له) آمد و با دلگیری، پرسید:

- یا رسول الله!... حال روحی‌ام خوب نیست... مرگ را که می‌دانم وسیله دیدار خداست دوست ندارم.

- آیا دارایی‌ات چشمگیر است؟

- بله یا رسول الله!... در جمع دارایی هم دقت کرده‌ام.

- باشد؛ اگر می‌خواهی رها شوی، دارایی‌ات را زودتر در راه خدا مصرف کن تا جلوتر از تو از دنیا برود و منتظر رسیدنت بماند که از عذاب نجاتت دهد.

به راستی عجب گرفتاری بزرگی است ثروتمندی!... هم هنگام مرگ، آن را از ما می‌گیرند و هم باید حسابش را پس بدهیم.
به دلیل داشتن ثروت فکر کن و ببین خدایی که تو را ثروتمند کرده، از تو چه خواسته است... خرج در راه گره گشایی مردم یا پس انداز شخصی؟!

5 پیشنهاد برای درست خرج کردن

به هر حال تا کسی ثروتی نداشته باشد، نمی‌تواند به دیگران کمکی کند و سبب ساخته شدن بنایی شایسته و الهی شود... برای همین است که پیامبر اکرم فرموده است: «مال پاک، در دست مرد فهمیده و صالح، بسیار خوب است».

این پنج پیشنهاد مرا بخوان و فکر کن... از هر کدام که خوشت آمد، اجرایش کن:

1- به دلیل داشتن ثروت فکر کن و ببین خدایی که تو را ثروتمند کرده، از تو چه خواسته است... خرج در راه گره گشایی مردم یا پس انداز شخصی؟!

2- راه درآمدت را بررسی کن و ببین حتی اگر از راه مشکوک است، راه درآمدت را تغییر بده!

3- هنگام خرج کردن، کمی دست به عصا جلو برو و هر چه می‌بینی و دلت می‌خواهد، نخر!

4- ثروتت را در راه سودرسانی به مردم مصرف کن!

5- در دلت، مدام به خدا بگو: «بگذار ثروتی را که خودت عطا کرده‌ای، در راه تو مصرف کنم».


زاهدان حقیقی چه کسانی هستند؟

بعضی‌ها فکر می‌کنند با ترک خوردن و خوابیدن و زندگی نکردن در کنار مردم، به گروه زاهدان می‌پیوندند؛ اما چنین نیست... زاهد حقیقی کسی است که از همه عبادت‌هایی که می‌کند، فقط خدا را بخواهد. نه حواسش به بهشتی بودن و جهنمی نشدن باشد، نه دنبال پاداشی بگردد. کسی که از همه چیز بگذرد و فقط ارتباط با خدا را بخواهد، زاهد حقیقی است.


بهترین استاد و دوست کیست؟
دوستی

اگر دنبال استاد معنوی مناسب یا دوست معنوی شایسته می‌گردی، دنبال آدمی باش که زندگی و شخصیتش پیچیده نباشد و شنیدنش بیشتر از حرف زدنش باشد.

گمان نکن که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آ له)، همسرانی گرفت تا از دنیا سهمی بیشتر داشته باشد؛ از همه همسرانش نقل شده که گاهی به خاطر وقت فراوانی که برای حکومت اسلامی می‌گذاشت، چنان خانه پیامبر از غذا خالی می‌شد که همسرانش از فقر او گریه می‌کردند و او، برای آرام کردنشان می‌گفت:

لقبم «حبیب الله» است و هر چه از دنیا بخواهم، خدا برایم می‌فرستد؛ اما خدا دوست دارد پیامبرانش سهمی اندک از دنیا و سهمی فراوان از آخرت داشته باشند... از خدا خواسته‌ام یک روز از زندگی‌ام را گرسنه باشم و یک روز را سیر؛ تا در روز گرسنگی او را به یاری بخوانم و در روز سیری، شکرگزارش باشم.


در ارتباط با دنیا چگونه هستیم؟

مردم در ارتباطشان با دنیا، سه گروهند:

1- «زاهدان»... هر چیز از دنیا سهمشان شود، آنقدر خوشحال نمی‌شوند که رفتاری عجیب و غریب کنند، اگر داشته‌ای را هم از دست بدهند، خم به ابرو نخواهد آورند... پس همیشه آرامش دارند.

2- «صابران»... دلشان دنیا را می‌خواهد و اگر بتوانی درونشان را بخوانی، می‌فهمی که مانند همه مردم، دنیا و ثروتش را دوست دارند؛ اما چون می‌دانند که داشتن ثروت بیشتر از دنیا، دردسر بیشتر آخرتی دارد، با خودشان کنار می‌آیند و کمتر مشتاق داشته‌های دنیایی‌اند.

3- راغبان... که منتظر رسیدن ثروت نیستند و وقتی هم می‌رسد؛ مدام حساب و کتاب نمی‌کنند که چگونه خرجش کنند تا بیشتر بماند.

امام ششم جعفر بن محمد(علیه‌السلام) می‌فرماید: زهد این است که هر چه حواس تو را از خدا پرت می‌کند رها کنی... و اگر رها کردی و سودش به دیگری رسید؛ پشیمان نشوی .
از حضرت صادق علیه السلام در باب زهد نقل شده : هرگاه خداوند برای بنده ، خوبی بخواهد ، او را به دنیا بی رغبت کند و در امر دین فهمیده سازد و به عیوب دنیا ، بینا نماید و به هر که این اوصاف داده شود ، دارای خیر دنیا و آخرت شده و فرمود : هیچ کس حق را از دری نجسته که از درِ زهد در دنیا بهتر باشد و زهد ، ضد آن چیزی است که دشمنان خدا آن را می طلبند

کم‌ترین و بالاترین مقام زهد

زهد، سه درجه دارد:

1- دل آدم دنیا و لوازم آن را دوست داشته باشد؛ اما سراغ دنیا نرود و به اندکی از هر چیز، راضی باشد... این، کم‌ترین اندازه زهد است.

2- بیش از دنیا، به آخرت فکر کند و اگر چه زندگی‌اش با کم‌ترین امکان‌های روزگارش هماهنگ است؛ اما بیشتر نگران آخرت است و از هر چه دارد، برای بهتر شدن آخرتش استفاده می‌کند... این، مقام میانی زهد است.

3- هیچ وابستگی‌ای به دنیا، درآمد یا وسایل زندگی‌اش نداشته باشد و هر لحظه آماده باشد که همه چیز را بگذارد و از دنیا برود... این بالاترین مقام زهد است.


زهد حقیقی را دریابیم!

گاهی کسانی پیدا می‌شوند که عمدی خودشان را اسیر سختی زندگی و بیکاری می‌کنند و اسمش را زُهد می‌گذارند... اینان نه زهد را فهمیده‌اند و نه آخرت را شناخته‌اند. کسی که نمی‌تواند از نعمت‌های خدا در دنیا استفاده درستی کند؛ چگونه می‌تواند از نعمت‌های او در آخرت استفاده کند؟!


وقایع جهان
زهد در کلام امام صادق علیه السلام

از حضرت صادق علیه السلام در باب زهد نقل شده:

هرگاه خداوند برای بنده ، خوبی بخواهد ، او را به دنیا بی رغبت کند و در امر دین فهمیده سازد و به عیوب دنیا ، بینا نماید و به هر که این اوصاف داده شود ، دارای خیر دنیا و آخرت شده و فرمود : هیچ کس حق را از دری نجسته که از درِ زهد در دنیا بهتر باشد و زهد ، ضد آن چیزی است که دشمنان خدا آن را می طلبند .

گفتیم: قربانت گردم آنان چه راهی می‌جویند ؟ فرمود : از رغبت به دنیا و فرمود :

آیا شخص پر صبر ارجمندی وجود ندارد ، به راستی این دنیا چند روز اندک بیش نیست ، هلاّ بر شما ! حرام است بر شما مزه ایمان را بچشید تا نسبت به دنیا بیرغبت و زاهد نگردید .

راوی می‌گوید : از حضرت شنیدم : هرگاه مؤمن خود را از دنیا کنار کشد ، مقامش بالا رود و شیرینی دوستی خدا را دریابد و نزد دنیاداران به دیوانه ماند و همانا حب خدا به دین مردم آمیخته و به کاری ، جز آن دست نیندازند ، راوی گوید : شنیدم میفرمود : به راستی چون قلب پاک و مصفا شد ، زمین بر او تنگ گردد تا بر فراز رود .